Muslim99Muslim99
← Tafsir library

9. At-Tawba

The Repentance · Medinan · 129 ayahs

سُورَةُ التَّوۡبَةِ

Reading Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di

Ayahs 61–70 of 129

61

وَمِنْهُمُ ٱلَّذِينَ يُؤْذُونَ ٱلنَّبِىَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌۭ ۚ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍۢ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌۭ لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنكُمْ ۚ وَٱلَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ ٱللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ

از آنها کسانی هستند که پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند: «او آدم خوش‌باوری است!» بگو: «خوش‌باور بودن او به نفع شماست! (ولی بدانید) او به خدا ایمان دارد؛ و (تنها) مؤمنان را تصدیق می‌کند؛ و رحمت است برای کسانی از شما که ایمان آورده‌اند!» و آنها که رسول خدا را آزار می‌دهند، عذاب دردناکی دارند!

وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ؛ بعضي از ايشان پيامبر را مي آزارند و مي گويند که او به سخن هر کس گوش مي دهد بگو : او براي شما شنونده سخن خير است به خدا ايمان دارد ومؤمنان را باور دارد ، و رحمتي است براي آنهايي که ايمان آورده اند وآنان که رسول خدا را بيازارند به شکنجه اي دردآور گرفتار خواهند شد. يَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ؛ در برابر شما به خدا سوگند مي خورند تا خشنودتان سازند و حال آنکه اگر، ايمان آورده اند شايسته تر است که خدا و رسولش را خشنود سازند. أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ؛ آيا نمي دانند که هر کس که با خدا و پيامبرش مخالفت مي ورزد جاودانه در آتش جهنم خواهد بود و اين رسوايي بزرگي است ?

(61) از میان این منافقان کسانی هستند که (﴿يُؤۡذُونَ ٱلنَّبِيَّ﴾) با سخنان زشت و عیب گرفتن از پیامبر و دینش، او را آزار می‌رسانند ‌(﴿وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٞ﴾) و می‌گویند: او خوش باور است؛ یعنی به اذیت و آزاری که متوجه پیامبر می‌نمایند، بسنده نکرده ومی‌گویند: وقتی که سخنان ما به گوش او رسید، پیش او می‌آییم و عذر می‌طلبیم و او از ما می‌پذیرد؛ چون او خوش باور است، و دروغگو و راستگو را تشخیص نمی‌دهد. و آنها ـ خداوند آنان را خوار بگرداند ـ به این کار اعتنا نکرده، و اهمیت نمی‌دادند، چون می‌گفتند: اگر سخن ما به پیامبر نرسد، این چیزی است که ما می‌خواهیم؛ و اگر به وی برسد، فقط با عذر آوردن دروغین اکتفا می‌کنیم. پس آنها از جهات بسیاری به ساحت پیامبر بی ادبی کردند. بزرگ‌ترین آن عبارت بود از اینکه، آنها پیامبرشان را که برای هدایت و بیرون کردنشان از شقاوت و هلاکت به سوی هدایت و سعادت آمده بود، اذیت کردند، و این عمل خود را دست کم گرفته، و با این کار بر اذیت و آزارشان ‌افزودند. آنان همچنین عقل و خرد پیامبر صلی الله علیه وسلم را زیر سؤال برده، و او را به نادانی و عدم تشخیص راستگو از دروغگو متهم می‌کردند، در حالی که او صلی الله علیه وسلم دارای عقلی کامل بود، و درک و دریافت بسیار بالایی داشت، و از رأی و بینشی نافذ برخوردار بود. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُلۡ أُذُنُ خَيۡرٖ لَّكُمۡ﴾) بگو: گوشِ خوبی برای شما است؛ یعنی هرکس که سخن نیک و راست بگوید، از وی می‌پذیرد؛ اما روی گرداندن و برخورد کریمانۀ او نسبت به بسیاری از منافقان که عذرهای دروغین می‌آوردند، به خاطر اخلاق بزرگ و والای اوست. و بدان خاطر است که به آنان اهمیت ندهد و از فرمان و دستور خدا تبعیت کند که می‌فرماید:﴿سَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ إِذَا ٱنقَلَبۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡ لِتُعۡرِضُواۡ عَنۡهُمۡۖ فَأَعۡرِضُواۡ عَنۡهُمۡۖ إِنَّهُمۡ رِجۡسٞ﴾ وقتی که به ‌سوی آنان برگردید برای شما به خدا سوگند می‌خورند، تا از آنها روی بگردانید. از آنان روی بگردانید، همانا آنان پلیدند. اما خداوند حقیقت آنچه که در قلب و نظر پیامبر است، بیان می‌دارد: (﴿يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَيُؤۡمِنُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) به خدا ایمان دارد، و سخن مؤمنانِ راستگو و تصدیق کننده را باور می‌کند، و راستگو را از دروغگو تشخیص می‌دهد، و از بسیاری از دروغگویان روی برمی‌تابد. (﴿وَرَحۡمَةٞ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ﴾) و برای مؤمنان رحمتی است؛ زیرا مؤمنان به وسیلۀ او هدایت می‌شوند، و از اخلاق او پیروی می‌کنند. اما کسانی که ایمان ندارند و این رحمت را نمی‌پذیرند، و آن را رد می‌کنند، دنیا …

62

يَحْلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُوا۟ مُؤْمِنِينَ

آنها برای شما به خدا سوگند یاد می‌کنند، تا شما را راضی سازند؛ در حالی که شایسته‌تر این است که خدا و رسولش را راضی کنند، اگر ایمان دارند!

وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ؛ بعضي از ايشان پيامبر را مي آزارند و مي گويند که او به سخن هر کس گوش مي دهد بگو : او براي شما شنونده سخن خير است به خدا ايمان دارد ومؤمنان را باور دارد ، و رحمتي است براي آنهايي که ايمان آورده اند وآنان که رسول خدا را بيازارند به شکنجه اي دردآور گرفتار خواهند شد. يَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ؛ در برابر شما به خدا سوگند مي خورند تا خشنودتان سازند و حال آنکه اگر، ايمان آورده اند شايسته تر است که خدا و رسولش را خشنود سازند. أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ؛ آيا نمي دانند که هر کس که با خدا و پيامبرش مخالفت مي ورزد جاودانه در آتش جهنم خواهد بود و اين رسوايي بزرگي است ?

(61) از میان این منافقان کسانی هستند که (﴿يُؤۡذُونَ ٱلنَّبِيَّ﴾) با سخنان زشت و عیب گرفتن از پیامبر و دینش، او را آزار می‌رسانند ‌(﴿وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٞ﴾) و می‌گویند: او خوش باور است؛ یعنی به اذیت و آزاری که متوجه پیامبر می‌نمایند، بسنده نکرده ومی‌گویند: وقتی که سخنان ما به گوش او رسید، پیش او می‌آییم و عذر می‌طلبیم و او از ما می‌پذیرد؛ چون او خوش باور است، و دروغگو و راستگو را تشخیص نمی‌دهد. و آنها ـ خداوند آنان را خوار بگرداند ـ به این کار اعتنا نکرده، و اهمیت نمی‌دادند، چون می‌گفتند: اگر سخن ما به پیامبر نرسد، این چیزی است که ما می‌خواهیم؛ و اگر به وی برسد، فقط با عذر آوردن دروغین اکتفا می‌کنیم. پس آنها از جهات بسیاری به ساحت پیامبر بی ادبی کردند. بزرگ‌ترین آن عبارت بود از اینکه، آنها پیامبرشان را که برای هدایت و بیرون کردنشان از شقاوت و هلاکت به سوی هدایت و سعادت آمده بود، اذیت کردند، و این عمل خود را دست کم گرفته، و با این کار بر اذیت و آزارشان ‌افزودند. آنان همچنین عقل و خرد پیامبر صلی الله علیه وسلم را زیر سؤال برده، و او را به نادانی و عدم تشخیص راستگو از دروغگو متهم می‌کردند، در حالی که او صلی الله علیه وسلم دارای عقلی کامل بود، و درک و دریافت بسیار بالایی داشت، و از رأی و بینشی نافذ برخوردار بود. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُلۡ أُذُنُ خَيۡرٖ لَّكُمۡ﴾) بگو: گوشِ خوبی برای شما است؛ یعنی هرکس که سخن نیک و راست بگوید، از وی می‌پذیرد؛ اما روی گرداندن و برخورد کریمانۀ او نسبت به بسیاری از منافقان که عذرهای دروغین می‌آوردند، به خاطر اخلاق بزرگ و والای اوست. و بدان خاطر است که به آنان اهمیت ندهد و از فرمان و دستور خدا تبعیت کند که می‌فرماید:﴿سَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ إِذَا ٱنقَلَبۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡ لِتُعۡرِضُواۡ عَنۡهُمۡۖ فَأَعۡرِضُواۡ عَنۡهُمۡۖ إِنَّهُمۡ رِجۡسٞ﴾ وقتی که به ‌سوی آنان برگردید برای شما به خدا سوگند می‌خورند، تا از آنها روی بگردانید. از آنان روی بگردانید، همانا آنان پلیدند. اما خداوند حقیقت آنچه که در قلب و نظر پیامبر است، بیان می‌دارد: (﴿يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَيُؤۡمِنُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) به خدا ایمان دارد، و سخن مؤمنانِ راستگو و تصدیق کننده را باور می‌کند، و راستگو را از دروغگو تشخیص می‌دهد، و از بسیاری از دروغگویان روی برمی‌تابد. (﴿وَرَحۡمَةٞ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ﴾) و برای مؤمنان رحمتی است؛ زیرا مؤمنان به وسیلۀ او هدایت می‌شوند، و از اخلاق او پیروی می‌کنند. اما کسانی که ایمان ندارند و این رحمت را نمی‌پذیرند، و آن را رد می‌کنند، دنیا …

63

أَلَمْ يَعْلَمُوٓا۟ أَنَّهُۥ مَن يُحَادِدِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَأَنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدًۭا فِيهَا ۚ ذَٰلِكَ ٱلْخِزْىُ ٱلْعَظِيمُ

آیا نمی‌دانند هر کس با خدا و رسولش دشمنی کند، برای او آتش دوزخ است؛ جاودانه در آن می‌ماند؟! این، همان رسوایی بزرگ است!

وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ؛ بعضي از ايشان پيامبر را مي آزارند و مي گويند که او به سخن هر کس گوش مي دهد بگو : او براي شما شنونده سخن خير است به خدا ايمان دارد ومؤمنان را باور دارد ، و رحمتي است براي آنهايي که ايمان آورده اند وآنان که رسول خدا را بيازارند به شکنجه اي دردآور گرفتار خواهند شد. يَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِينَ؛ در برابر شما به خدا سوگند مي خورند تا خشنودتان سازند و حال آنکه اگر، ايمان آورده اند شايسته تر است که خدا و رسولش را خشنود سازند. أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ؛ آيا نمي دانند که هر کس که با خدا و پيامبرش مخالفت مي ورزد جاودانه در آتش جهنم خواهد بود و اين رسوايي بزرگي است ?

(61) از میان این منافقان کسانی هستند که (﴿يُؤۡذُونَ ٱلنَّبِيَّ﴾) با سخنان زشت و عیب گرفتن از پیامبر و دینش، او را آزار می‌رسانند ‌(﴿وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٞ﴾) و می‌گویند: او خوش باور است؛ یعنی به اذیت و آزاری که متوجه پیامبر می‌نمایند، بسنده نکرده ومی‌گویند: وقتی که سخنان ما به گوش او رسید، پیش او می‌آییم و عذر می‌طلبیم و او از ما می‌پذیرد؛ چون او خوش باور است، و دروغگو و راستگو را تشخیص نمی‌دهد. و آنها ـ خداوند آنان را خوار بگرداند ـ به این کار اعتنا نکرده، و اهمیت نمی‌دادند، چون می‌گفتند: اگر سخن ما به پیامبر نرسد، این چیزی است که ما می‌خواهیم؛ و اگر به وی برسد، فقط با عذر آوردن دروغین اکتفا می‌کنیم. پس آنها از جهات بسیاری به ساحت پیامبر بی ادبی کردند. بزرگ‌ترین آن عبارت بود از اینکه، آنها پیامبرشان را که برای هدایت و بیرون کردنشان از شقاوت و هلاکت به سوی هدایت و سعادت آمده بود، اذیت کردند، و این عمل خود را دست کم گرفته، و با این کار بر اذیت و آزارشان ‌افزودند. آنان همچنین عقل و خرد پیامبر صلی الله علیه وسلم را زیر سؤال برده، و او را به نادانی و عدم تشخیص راستگو از دروغگو متهم می‌کردند، در حالی که او صلی الله علیه وسلم دارای عقلی کامل بود، و درک و دریافت بسیار بالایی داشت، و از رأی و بینشی نافذ برخوردار بود. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿قُلۡ أُذُنُ خَيۡرٖ لَّكُمۡ﴾) بگو: گوشِ خوبی برای شما است؛ یعنی هرکس که سخن نیک و راست بگوید، از وی می‌پذیرد؛ اما روی گرداندن و برخورد کریمانۀ او نسبت به بسیاری از منافقان که عذرهای دروغین می‌آوردند، به خاطر اخلاق بزرگ و والای اوست. و بدان خاطر است که به آنان اهمیت ندهد و از فرمان و دستور خدا تبعیت کند که می‌فرماید:﴿سَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَكُمۡ إِذَا ٱنقَلَبۡتُمۡ إِلَيۡهِمۡ لِتُعۡرِضُواۡ عَنۡهُمۡۖ فَأَعۡرِضُواۡ عَنۡهُمۡۖ إِنَّهُمۡ رِجۡسٞ﴾ وقتی که به ‌سوی آنان برگردید برای شما به خدا سوگند می‌خورند، تا از آنها روی بگردانید. از آنان روی بگردانید، همانا آنان پلیدند. اما خداوند حقیقت آنچه که در قلب و نظر پیامبر است، بیان می‌دارد: (﴿يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَيُؤۡمِنُ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) به خدا ایمان دارد، و سخن مؤمنانِ راستگو و تصدیق کننده را باور می‌کند، و راستگو را از دروغگو تشخیص می‌دهد، و از بسیاری از دروغگویان روی برمی‌تابد. (﴿وَرَحۡمَةٞ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواۡ مِنكُمۡ﴾) و برای مؤمنان رحمتی است؛ زیرا مؤمنان به وسیلۀ او هدایت می‌شوند، و از اخلاق او پیروی می‌کنند. اما کسانی که ایمان ندارند و این رحمت را نمی‌پذیرند، و آن را رد می‌کنند، دنیا …

64

يَحْذَرُ ٱلْمُنَٰفِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌۭ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِى قُلُوبِهِمْ ۚ قُلِ ٱسْتَهْزِءُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ مُخْرِجٌۭ مَّا تَحْذَرُونَ

منافقان از آن بیم دارند که سوره‌ای بر ضدّ آنان نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلبشان خبر دهد. بگو: «استهزا کنید! خداوند، آنچه را از آن بیم دارید، آشکار می‌سازد!»

يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِؤُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ؛ منافقان مي ترسند که مباد از آسمان در باره آنها سوره اي نازل شود و، ازآنچه در دل نهفته اند با خبرشان سازد بگو : مسخره کنيد ، که خدا آنچه را که از آن مي ترسيد آشکار خواهد ساخت. وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ؛ اگر از آنها بپرسي که چه مي کرديد ? مي گويند : ما با هم حرف مي زديم وبازي مي کرديم بگو : آيا خدا و و آيات او و پيامبرش را مسخره مي کرديد ? لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ؛ عذر مياوريد پس از ايمان ، کافر شده ايد اگر از تقصير گروهي از شمابگذريم گروه ديگر را که مجرم بوده اند عذاب خواهيم کرد.

(64) این سورۀ مبارکه، «فاضحه» یعنی رسواکننده نامیده می‌شود، چون اسرار منافقان را بیان می‌کند و نقابشان را کنار می‌زند. و خداوند همواره در این سوره می‌فرماید: برخی از آنان، برخی از آنان؛ و صفت‌هایشان را بیان می‌کند، اما منافقان را معین و مشخص نکرد و این دو فایده دارد؛ یکی اینکه: خدا بسیار ستار و پوشانندۀ عیب است، و دوست دارد عیب بندگانش را بپوشاند. دوم اینکه: هم منافقانی که دارای این صفت بودند و خطاب متوجه آنها بود، و هم کسانی که بعد از آنها آمده و به این صفت‌ها متصف می‌باشند، مورد نکوهش و مذمت هستند. بنابراین بیان صفت، فراگیرتر و مناسب‌تر است، و همین امر آنها را بیش از حد ترساند. خداوند متعال می‌فرماید:﴿لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلٗا مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاۡ أُخِذُواۡ وَقُتِّلُواۡ تَقۡتِيلٗا﴾«اگر منافقان و کسانی که در دل‌هایشان مرضی هست و شایعه افکنان در مدینه، [از کارشان] باز نایستند، تو را سخت بر آنان مسلط می‌کنیم تا جز [مدّتی] اندک در همسایگی تو نپایند. از رحمت خدا دور گردیده، و هرکجا یافته شوند، گرفته و سخت کشته خواهند شد.» و در اینجا فرمود: (﴿يَحۡذَرُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيۡهِمۡ سُورَةٞ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) منافقان از آن می‌ترسند که سوره‌ای دربارۀ آنان نازل شود که آنان را از مکنونات دلشان خبر دهد و رسوایشان کند تا امور پنهانشان برای بندگان خدا آشکار شود، و عبرتی برای عبرت گیرندگان گردند. (﴿قُلِ ٱسۡتَهۡزِءُوٓاۡ﴾) بگو: به ریشخند و تمسخر خود ادامه دهید، (﴿إِنَّ ٱللَّهَ مُخۡرِجٞ مَّا تَحۡذَرُونَ﴾) بی‌گمان خداوند آنچه را که از آن بیم دارید، آشکار می‌سازد. و خداوند متعال به وعده‌اش وفا نمود و این سوره را نازل کرد که حالت آنها را بیان نمود و آنان را رسوا کرد و پرده‌هایشان را درید.

(65 - 66) (﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُمۡ﴾) و اگر از آنان در رابطه با طعنه و عیبی که به مسلمین و دینشان وارد می‌کردند، بپرسی، گروهی از آنان که در غزوۀ تبوک حضور داشتند، می‌گویند: ما کسی را مانند اینان ندیده‌ایم ـ منظورشان پیامبر صلی الله علیه وسلم ویارانش بود ـ از همه شکموترند [و پرخور هستند] و از همه دروغگوترند، و از همۀ مردم به هنگام رویارویی با دشمن بزدل و ترسوترند. و وقتی که به آنها اطلاع رسید که پیامبر صلی الله علیه وسلم سخن آنها را شنیده و از آن آگاهی یافته است، پیش او آمدند و عذرخواهی کردند و گفتند: (﴿إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلۡعَبُ﴾) ما فقط بازی و شوخی می‌کردیم؛ یعنی منظوری نداشتیم، و هدف ما عیب جویی و طعنه زدن نبود. خداوند متعال معذور …

65

وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ ۚ قُلْ أَبِٱللَّهِ وَءَايَٰتِهِۦ وَرَسُولِهِۦ كُنتُمْ تَسْتَهْزِءُونَ

و اگر از آنها بپرسی (: «چرا این اعمال خلاف را انجام دادید؟!»)، می‌گویند: «ما بازی و شوخی می‌کردیم!» بگو: «آیا خدا و آیات او و پیامبرش را مسخره می‌کردید؟!»

يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِؤُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ؛ منافقان مي ترسند که مباد از آسمان در باره آنها سوره اي نازل شود و، ازآنچه در دل نهفته اند با خبرشان سازد بگو : مسخره کنيد ، که خدا آنچه را که از آن مي ترسيد آشکار خواهد ساخت. وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ؛ اگر از آنها بپرسي که چه مي کرديد ? مي گويند : ما با هم حرف مي زديم وبازي مي کرديم بگو : آيا خدا و و آيات او و پيامبرش را مسخره مي کرديد ? لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ؛ عذر مياوريد پس از ايمان ، کافر شده ايد اگر از تقصير گروهي از شمابگذريم گروه ديگر را که مجرم بوده اند عذاب خواهيم کرد.

(64) این سورۀ مبارکه، «فاضحه» یعنی رسواکننده نامیده می‌شود، چون اسرار منافقان را بیان می‌کند و نقابشان را کنار می‌زند. و خداوند همواره در این سوره می‌فرماید: برخی از آنان، برخی از آنان؛ و صفت‌هایشان را بیان می‌کند، اما منافقان را معین و مشخص نکرد و این دو فایده دارد؛ یکی اینکه: خدا بسیار ستار و پوشانندۀ عیب است، و دوست دارد عیب بندگانش را بپوشاند. دوم اینکه: هم منافقانی که دارای این صفت بودند و خطاب متوجه آنها بود، و هم کسانی که بعد از آنها آمده و به این صفت‌ها متصف می‌باشند، مورد نکوهش و مذمت هستند. بنابراین بیان صفت، فراگیرتر و مناسب‌تر است، و همین امر آنها را بیش از حد ترساند. خداوند متعال می‌فرماید:﴿لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلٗا مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاۡ أُخِذُواۡ وَقُتِّلُواۡ تَقۡتِيلٗا﴾«اگر منافقان و کسانی که در دل‌هایشان مرضی هست و شایعه افکنان در مدینه، [از کارشان] باز نایستند، تو را سخت بر آنان مسلط می‌کنیم تا جز [مدّتی] اندک در همسایگی تو نپایند. از رحمت خدا دور گردیده، و هرکجا یافته شوند، گرفته و سخت کشته خواهند شد.» و در اینجا فرمود: (﴿يَحۡذَرُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيۡهِمۡ سُورَةٞ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) منافقان از آن می‌ترسند که سوره‌ای دربارۀ آنان نازل شود که آنان را از مکنونات دلشان خبر دهد و رسوایشان کند تا امور پنهانشان برای بندگان خدا آشکار شود، و عبرتی برای عبرت گیرندگان گردند. (﴿قُلِ ٱسۡتَهۡزِءُوٓاۡ﴾) بگو: به ریشخند و تمسخر خود ادامه دهید، (﴿إِنَّ ٱللَّهَ مُخۡرِجٞ مَّا تَحۡذَرُونَ﴾) بی‌گمان خداوند آنچه را که از آن بیم دارید، آشکار می‌سازد. و خداوند متعال به وعده‌اش وفا نمود و این سوره را نازل کرد که حالت آنها را بیان نمود و آنان را رسوا کرد و پرده‌هایشان را درید.

(65 - 66) (﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُمۡ﴾) و اگر از آنان در رابطه با طعنه و عیبی که به مسلمین و دینشان وارد می‌کردند، بپرسی، گروهی از آنان که در غزوۀ تبوک حضور داشتند، می‌گویند: ما کسی را مانند اینان ندیده‌ایم ـ منظورشان پیامبر صلی الله علیه وسلم ویارانش بود ـ از همه شکموترند [و پرخور هستند] و از همه دروغگوترند، و از همۀ مردم به هنگام رویارویی با دشمن بزدل و ترسوترند. و وقتی که به آنها اطلاع رسید که پیامبر صلی الله علیه وسلم سخن آنها را شنیده و از آن آگاهی یافته است، پیش او آمدند و عذرخواهی کردند و گفتند: (﴿إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلۡعَبُ﴾) ما فقط بازی و شوخی می‌کردیم؛ یعنی منظوری نداشتیم، و هدف ما عیب جویی و طعنه زدن نبود. خداوند متعال معذور …

66

لَا تَعْتَذِرُوا۟ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَٰنِكُمْ ۚ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍۢ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةًۢ بِأَنَّهُمْ كَانُوا۟ مُجْرِمِينَ

(بگو:) عذر خواهی نکنید (که بیهوده است؛ چرا که) شما پس از ایمان آوردن، کافر شدید! اگر گروهی از شما را (بخاطر توبه) مورد عفو قرار دهیم، گروه دیگری را عذاب خواهیم کرد؛ زیرا مجرم بودند!

يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِؤُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُونَ؛ منافقان مي ترسند که مباد از آسمان در باره آنها سوره اي نازل شود و، ازآنچه در دل نهفته اند با خبرشان سازد بگو : مسخره کنيد ، که خدا آنچه را که از آن مي ترسيد آشکار خواهد ساخت. وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُونَ؛ اگر از آنها بپرسي که چه مي کرديد ? مي گويند : ما با هم حرف مي زديم وبازي مي کرديم بگو : آيا خدا و و آيات او و پيامبرش را مسخره مي کرديد ? لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ؛ عذر مياوريد پس از ايمان ، کافر شده ايد اگر از تقصير گروهي از شمابگذريم گروه ديگر را که مجرم بوده اند عذاب خواهيم کرد.

(64) این سورۀ مبارکه، «فاضحه» یعنی رسواکننده نامیده می‌شود، چون اسرار منافقان را بیان می‌کند و نقابشان را کنار می‌زند. و خداوند همواره در این سوره می‌فرماید: برخی از آنان، برخی از آنان؛ و صفت‌هایشان را بیان می‌کند، اما منافقان را معین و مشخص نکرد و این دو فایده دارد؛ یکی اینکه: خدا بسیار ستار و پوشانندۀ عیب است، و دوست دارد عیب بندگانش را بپوشاند. دوم اینکه: هم منافقانی که دارای این صفت بودند و خطاب متوجه آنها بود، و هم کسانی که بعد از آنها آمده و به این صفت‌ها متصف می‌باشند، مورد نکوهش و مذمت هستند. بنابراین بیان صفت، فراگیرتر و مناسب‌تر است، و همین امر آنها را بیش از حد ترساند. خداوند متعال می‌فرماید:﴿لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلٗا مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاۡ أُخِذُواۡ وَقُتِّلُواۡ تَقۡتِيلٗا﴾«اگر منافقان و کسانی که در دل‌هایشان مرضی هست و شایعه افکنان در مدینه، [از کارشان] باز نایستند، تو را سخت بر آنان مسلط می‌کنیم تا جز [مدّتی] اندک در همسایگی تو نپایند. از رحمت خدا دور گردیده، و هرکجا یافته شوند، گرفته و سخت کشته خواهند شد.» و در اینجا فرمود: (﴿يَحۡذَرُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيۡهِمۡ سُورَةٞ تُنَبِّئُهُم بِمَا فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) منافقان از آن می‌ترسند که سوره‌ای دربارۀ آنان نازل شود که آنان را از مکنونات دلشان خبر دهد و رسوایشان کند تا امور پنهانشان برای بندگان خدا آشکار شود، و عبرتی برای عبرت گیرندگان گردند. (﴿قُلِ ٱسۡتَهۡزِءُوٓاۡ﴾) بگو: به ریشخند و تمسخر خود ادامه دهید، (﴿إِنَّ ٱللَّهَ مُخۡرِجٞ مَّا تَحۡذَرُونَ﴾) بی‌گمان خداوند آنچه را که از آن بیم دارید، آشکار می‌سازد. و خداوند متعال به وعده‌اش وفا نمود و این سوره را نازل کرد که حالت آنها را بیان نمود و آنان را رسوا کرد و پرده‌هایشان را درید.

(65 - 66) (﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُمۡ﴾) و اگر از آنان در رابطه با طعنه و عیبی که به مسلمین و دینشان وارد می‌کردند، بپرسی، گروهی از آنان که در غزوۀ تبوک حضور داشتند، می‌گویند: ما کسی را مانند اینان ندیده‌ایم ـ منظورشان پیامبر صلی الله علیه وسلم ویارانش بود ـ از همه شکموترند [و پرخور هستند] و از همه دروغگوترند، و از همۀ مردم به هنگام رویارویی با دشمن بزدل و ترسوترند. و وقتی که به آنها اطلاع رسید که پیامبر صلی الله علیه وسلم سخن آنها را شنیده و از آن آگاهی یافته است، پیش او آمدند و عذرخواهی کردند و گفتند: (﴿إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلۡعَبُ﴾) ما فقط بازی و شوخی می‌کردیم؛ یعنی منظوری نداشتیم، و هدف ما عیب جویی و طعنه زدن نبود. خداوند متعال معذور …

67

ٱلْمُنَٰفِقُونَ وَٱلْمُنَٰفِقَٰتُ بَعْضُهُم مِّنۢ بَعْضٍۢ ۚ يَأْمُرُونَ بِٱلْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ ٱلْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ ۚ نَسُوا۟ ٱللَّهَ فَنَسِيَهُمْ ۗ إِنَّ ٱلْمُنَٰفِقِينَ هُمُ ٱلْفَٰسِقُونَ

مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهی از معروف می‌کنند؛ و دستهایشان را (از انفاق و بخشش) می‌بندند؛ خدا را فراموش کردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد (، و رحمتش را از آنها قطع نمود)؛ به یقین، منافقان همان فاسقانند!

الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ؛ مردان منافق و زنان منافق ، همه همانند يکديگرند به کارهاي زشت ، فرمان مي دهند و از کارهاي نيک جلو مي گيرند و مشت خود را از انفاق در راه خدا مي بندند خدا را فراموش کرده اند خدا نيز ايشان را فراموش کرده است ، زيرا منافقان نافرمانانند. وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ؛ خدا به مردان منافق و زنان منافق و کافران وعده آتش جهنم داده است در آن جاودانه اند همين برايشان بس است لعنت خدا بر آنها باد و به عذابي پايدار گرفتار خواهند شد.

(67) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ بَعۡضُهُم مِّنۢ بَعۡضٖ﴾) مردان منافق و زنان منافق از همدیگرند، و چون آنها در نفاق مشترک‌اند، در اینکه برخی از آنان برخی دیگر را به دوستی بگیرند، مشترک می‌باشند. و این بیانگر آن است که مؤمنان باید دوستی خود را با آنها قطع نمایند. سپس صفت مشترک همۀ منافقان را بیان کرد و فرمود: (﴿يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمُنكَرِ﴾) به ‌کار زشت که کفر و فسق و گناه است، فرمان می‌دهند، (﴿وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمَعۡرُوفِ﴾) و [مردم را] از کار خوب که ایمان و اخلاق خوب و اعمال صالح و آداب نیکو است، باز می‌دارند، (﴿وَيَقۡبِضُونَ أَيۡدِيَهُمۡ﴾) و دست‌هایشان را از صدقه و بخشش و احسان بسته می‌دارند. پس خداوند آنها را به بخل توصیف نموده است. (﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ﴾) خدا را فراموش کرده اند و او را جز اندکی یاد نمی‌کنند، (﴿فَنَسِيَهُمۡ﴾) پس خداوند [هم] آنها را فراموش نموده و رحمت خویش را از آنان دریغ داشته، و به آنان توفیق خیر نمی‌دهد و آنان را وارد بهشت نمی‌کند، بلکه آنان را در پایین‌ترین طبقۀ جهنم باقی می‌گذارد، و در آن برای همیشه می‌مانند. (﴿إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ﴾) بی‌گمان منافقان فاسق‌اند. «فسق» را در آنان منحصر گرداند؛ زیرا فسق آنان از فسق دیگران بزرگ‌تر است، به دلیل اینکه عذاب آنان از عذاب دیگران شدیدتر می‌باشد، و همانا [خداوند] مؤمنان را به وسیلۀ آنان مورد آزمایش قرار داد؛ زیرا منافقان در میان آنان زندگی می‌کردند، و پرهیز از آنان امری سخت و دشوار است.

(68) (﴿وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلۡكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ هِيَ حَسۡبُهُمۡۚ وَلَعَنَهُمُ ٱللَّهُۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّقِيمٞ﴾) خداوند مردان منافق و زنان منافق و کافران را به آتش جهنم وعده داده است که در آن جاودانه می‌مانند، و جهنم برایشان بس است. وخداوند آنان را نفرین کرده و از رحمت خویش به‌دور داشته است، و دارای عذاب همیشگی خواهند بود. منافقان و کافران در آتش جهنم در کنار هم قرار دارند، و لعنت و جاودانگیِ در جهنم برای آنان است؛ چون آنها در دنیا بر کفر و دشمنی با خدا و پیامبرش، و کفر ورزیدن به آیات خدا، متحد و یکپارچه بودند.

68

وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلْمُنَٰفِقِينَ وَٱلْمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَا ۚ هِىَ حَسْبُهُمْ ۚ وَلَعَنَهُمُ ٱللَّهُ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌۭ مُّقِيمٌۭ

خداوند به مردان و زنان منافق و کفّار، وعده آتش دوزخ داده؛ جاودانه در آن خواهند ماند -همان برای آنها کافی است!- و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته؛ و عذاب همیشگی برای آنهاست!

الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ؛ مردان منافق و زنان منافق ، همه همانند يکديگرند به کارهاي زشت ، فرمان مي دهند و از کارهاي نيک جلو مي گيرند و مشت خود را از انفاق در راه خدا مي بندند خدا را فراموش کرده اند خدا نيز ايشان را فراموش کرده است ، زيرا منافقان نافرمانانند. وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ؛ خدا به مردان منافق و زنان منافق و کافران وعده آتش جهنم داده است در آن جاودانه اند همين برايشان بس است لعنت خدا بر آنها باد و به عذابي پايدار گرفتار خواهند شد.

(67) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ بَعۡضُهُم مِّنۢ بَعۡضٖ﴾) مردان منافق و زنان منافق از همدیگرند، و چون آنها در نفاق مشترک‌اند، در اینکه برخی از آنان برخی دیگر را به دوستی بگیرند، مشترک می‌باشند. و این بیانگر آن است که مؤمنان باید دوستی خود را با آنها قطع نمایند. سپس صفت مشترک همۀ منافقان را بیان کرد و فرمود: (﴿يَأۡمُرُونَ بِٱلۡمُنكَرِ﴾) به ‌کار زشت که کفر و فسق و گناه است، فرمان می‌دهند، (﴿وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمَعۡرُوفِ﴾) و [مردم را] از کار خوب که ایمان و اخلاق خوب و اعمال صالح و آداب نیکو است، باز می‌دارند، (﴿وَيَقۡبِضُونَ أَيۡدِيَهُمۡ﴾) و دست‌هایشان را از صدقه و بخشش و احسان بسته می‌دارند. پس خداوند آنها را به بخل توصیف نموده است. (﴿نَسُواۡ ٱللَّهَ﴾) خدا را فراموش کرده اند و او را جز اندکی یاد نمی‌کنند، (﴿فَنَسِيَهُمۡ﴾) پس خداوند [هم] آنها را فراموش نموده و رحمت خویش را از آنان دریغ داشته، و به آنان توفیق خیر نمی‌دهد و آنان را وارد بهشت نمی‌کند، بلکه آنان را در پایین‌ترین طبقۀ جهنم باقی می‌گذارد، و در آن برای همیشه می‌مانند. (﴿إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ﴾) بی‌گمان منافقان فاسق‌اند. «فسق» را در آنان منحصر گرداند؛ زیرا فسق آنان از فسق دیگران بزرگ‌تر است، به دلیل اینکه عذاب آنان از عذاب دیگران شدیدتر می‌باشد، و همانا [خداوند] مؤمنان را به وسیلۀ آنان مورد آزمایش قرار داد؛ زیرا منافقان در میان آنان زندگی می‌کردند، و پرهیز از آنان امری سخت و دشوار است.

(68) (﴿وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلۡكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ هِيَ حَسۡبُهُمۡۚ وَلَعَنَهُمُ ٱللَّهُۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّقِيمٞ﴾) خداوند مردان منافق و زنان منافق و کافران را به آتش جهنم وعده داده است که در آن جاودانه می‌مانند، و جهنم برایشان بس است. وخداوند آنان را نفرین کرده و از رحمت خویش به‌دور داشته است، و دارای عذاب همیشگی خواهند بود. منافقان و کافران در آتش جهنم در کنار هم قرار دارند، و لعنت و جاودانگیِ در جهنم برای آنان است؛ چون آنها در دنیا بر کفر و دشمنی با خدا و پیامبرش، و کفر ورزیدن به آیات خدا، متحد و یکپارچه بودند.

69

كَٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُوٓا۟ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةًۭ وَأَكْثَرَ أَمْوَٰلًۭا وَأَوْلَٰدًۭا فَٱسْتَمْتَعُوا۟ بِخَلَٰقِهِمْ فَٱسْتَمْتَعْتُم بِخَلَٰقِكُمْ كَمَا ٱسْتَمْتَعَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكُم بِخَلَٰقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَٱلَّذِى خَاضُوٓا۟ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَٰلُهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْءَاخِرَةِ ۖ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَ

(شما منافقان،) همانند کسانی هستید که قبل از شما بودند (و راه نفاق پیمودند؛ بلکه) آنها از شما نیرومندتر، و اموال و فرزندانشان بیشتر بود! آنها از بهره خود (از مواهب الهی در راه گناه و هوس) استفاده کردند؛ شما نیز از بهره خود، (در این راه) استفاده کردید، همان گونه که آنها استفاده کردند؛ شما (در کفر و نفاق و استهزای مؤمنان) فرو رفتید، همان گونه که آنها فرو رفتند؛ (ولی سرانجام) اعمالشان در دنیا و آخرت نابود شد؛ و آنها همان زیانکارانند!

كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَدًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الُّدنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ همانند کساني که پيش از شما بودند ، با نيروي بيشتر و دارايي و، فرزندان بيشتر ايشان از نصيب خويش بهره مند شدند شما نيز از نصيب خويش بهره مند شده ايد ، همچنان که کساني که پيش از شما بوده اند ، از نصيب خويش بهره مند شده بودند شما سخنان ناپسند گفتيد ، همچنان که ايشان سخن ناپسند مي گفتند اعمال آنان در دنيا و آخرت ناچيز گرديد و زيانمند شدند. أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وِأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ؛ آيا خبر کساني که پيش از آنها بوده اند چون قوم نوح و عاد و ثمود و، قوم ابراهيم و اصحاب مدين و مؤتفکه را نشنيده اند که پيامبرانشان با نشانه هاي آشکار بر آنها مبعوث شدند ? خدا به آنها ستم نمي کرد ، آنان خود برخود ستم مي کردند.

(69 - 70) خداوند متعال منافقان را از عذاب‌هایی که به امت‌های تکذیب‌کننده رسیده است، برحذر داشته و می‌فرماید: (﴿قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَقَوۡمِ إِبۡرَٰهِيمَ وَأَصۡحَٰبِ مَدۡيَنَ وَٱلۡمُؤۡتَفِكَٰتِ﴾) قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و روستاهای زیر و رو شدۀ قوم لوط، همۀ اینها (﴿أَتَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) پیامبرانشان با حق واضح وآشکار نزدشان آمدند، اما آنان را تکذیب کردند و در نتیجه به سرانجامی گرفتار شدند که خداوند برای ما تعریف نموده است. پس اعمال شما به اعمال آنان شبیه است. (﴿فَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِخَلَٰقِكُمۡ﴾) و شما هم از نصیب خود در دنیا بهره مند شدید، و آن را در قالب لذت و شهوت به‌دست آوردید، و این نعمت‌ها را در جهت جلب رضای خدا به‌کار نبردید، بلکه آن را در راه نافرمانی خدا صرف نمودید، و همت و ارادۀ شما فقط مصروف خوشگذرانی و لهو و لعب شد، همان‌طور کسانی که پیش از شما بودند، چنین کردند. (﴿وَخُضۡتُمۡ كَٱلَّذِي خَاضُوٓاۡ﴾) و شما در باطل و دروغ فرو رفتید، و در این زمینه به مجادله پرداختید تا حق را در هم شکسته و نابود کنید. پس این بود کردار و دانش آنها؛ بهره مندی از لذایذ دنیا، و فرو رفتن در باطل. بنابراین سزاوار عقوبت و هلاکتی شدند که کسانی که پیش از آنها بودند و کارهایی مانند کارهای آنان انجام دادند، سزاوار آن گردیدند . و اما مؤمنان ـ که از بهره و نعمت‌های دنیا بهره‌مند می‌شوند ـ این نعمت‌ها را در مسیر طاعت خدا به‌کار می‌گیرند؛ و دانش آنان، دانش پیامبران است و آن رسیدن به یقین در تمامی خواسته‌های عالی، و استفاده از «مجادلۀ حق» برای نابود کردن باطل است. (﴿فَمَاكَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ﴾) پس خداوند وقتی که عذاب خود را بر آنان فرود آورد، برای این نبود که بر آنان ستم کند، (﴿وَلَٰكِن كَانُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾) بلکه آنان خودشان بر خویشتن ستم کردند، و به خود جرأت دادند که مرتکب گناهان شوند. و از پیامبران سرپیچی کردند و از فرمان هر سرکش کینه‌توزی اطاعت نمودند.

70

أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍۢ وَعَادٍۢ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَٰهِيمَ وَأَصْحَٰبِ مَدْيَنَ وَٱلْمُؤْتَفِكَٰتِ ۚ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ ۖ فَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَٰكِن كَانُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ

آیا خبر کسانی که پیش از آنها بودند، به آنان نرسیده است؟! «قوم نوح» و «عاد» و «ثمود» و «قوم ابراهیم» و «اصحاب مدین» [= قوم شعیب‌] و «شهرهای زیر و رو شده» [= قوم لوط]؛ پیامبرانشان دلایل روشن برای آنان آوردند، (ولی نپذیرفتند؛) خداوند به آنها ستم نکرد، امّا خودشان بر خویشتن ستم می‌کردند!

كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَدًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الُّدنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ همانند کساني که پيش از شما بودند ، با نيروي بيشتر و دارايي و، فرزندان بيشتر ايشان از نصيب خويش بهره مند شدند شما نيز از نصيب خويش بهره مند شده ايد ، همچنان که کساني که پيش از شما بوده اند ، از نصيب خويش بهره مند شده بودند شما سخنان ناپسند گفتيد ، همچنان که ايشان سخن ناپسند مي گفتند اعمال آنان در دنيا و آخرت ناچيز گرديد و زيانمند شدند. أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وِأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ؛ آيا خبر کساني که پيش از آنها بوده اند چون قوم نوح و عاد و ثمود و، قوم ابراهيم و اصحاب مدين و مؤتفکه را نشنيده اند که پيامبرانشان با نشانه هاي آشکار بر آنها مبعوث شدند ? خدا به آنها ستم نمي کرد ، آنان خود برخود ستم مي کردند.

(69 - 70) خداوند متعال منافقان را از عذاب‌هایی که به امت‌های تکذیب‌کننده رسیده است، برحذر داشته و می‌فرماید: (﴿قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَقَوۡمِ إِبۡرَٰهِيمَ وَأَصۡحَٰبِ مَدۡيَنَ وَٱلۡمُؤۡتَفِكَٰتِ﴾) قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و روستاهای زیر و رو شدۀ قوم لوط، همۀ اینها (﴿أَتَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾) پیامبرانشان با حق واضح وآشکار نزدشان آمدند، اما آنان را تکذیب کردند و در نتیجه به سرانجامی گرفتار شدند که خداوند برای ما تعریف نموده است. پس اعمال شما به اعمال آنان شبیه است. (﴿فَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِخَلَٰقِكُمۡ﴾) و شما هم از نصیب خود در دنیا بهره مند شدید، و آن را در قالب لذت و شهوت به‌دست آوردید، و این نعمت‌ها را در جهت جلب رضای خدا به‌کار نبردید، بلکه آن را در راه نافرمانی خدا صرف نمودید، و همت و ارادۀ شما فقط مصروف خوشگذرانی و لهو و لعب شد، همان‌طور کسانی که پیش از شما بودند، چنین کردند. (﴿وَخُضۡتُمۡ كَٱلَّذِي خَاضُوٓاۡ﴾) و شما در باطل و دروغ فرو رفتید، و در این زمینه به مجادله پرداختید تا حق را در هم شکسته و نابود کنید. پس این بود کردار و دانش آنها؛ بهره مندی از لذایذ دنیا، و فرو رفتن در باطل. بنابراین سزاوار عقوبت و هلاکتی شدند که کسانی که پیش از آنها بودند و کارهایی مانند کارهای آنان انجام دادند، سزاوار آن گردیدند . و اما مؤمنان ـ که از بهره و نعمت‌های دنیا بهره‌مند می‌شوند ـ این نعمت‌ها را در مسیر طاعت خدا به‌کار می‌گیرند؛ و دانش آنان، دانش پیامبران است و آن رسیدن به یقین در تمامی خواسته‌های عالی، و استفاده از «مجادلۀ حق» برای نابود کردن باطل است. (﴿فَمَاكَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ﴾) پس خداوند وقتی که عذاب خود را بر آنان فرود آورد، برای این نبود که بر آنان ستم کند، (﴿وَلَٰكِن كَانُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾) بلکه آنان خودشان بر خویشتن ستم کردند، و به خود جرأت دادند که مرتکب گناهان شوند. و از پیامبران سرپیچی کردند و از فرمان هر سرکش کینه‌توزی اطاعت نمودند.

Commentary: Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di. Qur'an text and translation via AlQuran Cloud.