Muslim99Muslim99
← Tafsir library

9. At-Tawba

The Repentance · Medinan · 129 ayahs

سُورَةُ التَّوۡبَةِ

Reading Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di

Ayahs 51–60 of 129

51

قُل لَّن يُصِيبَنَآ إِلَّا مَا كَتَبَ ٱللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَىٰنَا ۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ

بگو: «هیچ حادثه‌ای برای ما رخ نمی‌دهد، مگر آنچه خداوند برای ما نوشته و مقرّر داشته است؛ او مولا (و سرپرست) ماست؛ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند!»

إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُواْ قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ؛ اگر خيري به تو رسد اندوهگينشان سازد ، و اگر به تو مصيبتي رسد مي ، گويند: ما چاره کار خويش پيش از اين انديشيده ايم آنگاه شادمان باز مي گردند. قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛ بگو : مصيبتي جز آنچه خدا براي ما مقرر کرده است به ما نخواهد رسيد او مولاي ماست و مؤمنان بر خدا توکل کنند.

(50) خداوند متعال با بیان اینکه منافقان دشمنان حقیقی هستند و از دین متنفرند، می‌فرماید: (﴿إِن تُصِبۡكَ حَسَنَةٞ﴾) اگر نیکی به تو برسد، از قبیل: پیروز شدن بر دشمن، (﴿تَسُؤۡهُمۡ﴾) آنان را اندوهگین و غمگین می‌کند، (﴿وَإِن تُصِبۡكَ مُصِيبَةٞ﴾) و اگر مصیبتی به شما دست دهد، از قبیل: پیروز شدن دشمن بر شما، (﴿يَقُولُواۡ﴾) با افتخار و بالیدن به سلامتی خود، و اینکه همراه تو شرکت نجسته‌اند، می‌گویند: (﴿قَدۡ أَخَذۡنَآ أَمۡرَنَا مِن قَبۡلُ﴾) ما پرهیز نمودیم و کارهایی کردیم که ما را از افتادن در چنین مصیبتی نجات داد. (﴿وَيَتَوَلَّواۡ وَّهُمۡ فَرِحُونَ﴾) و شادمان از مصیبتی که برای تو پیش آمده است، و از اینکه با تو مشارکت نکرده اند، بر می‌گردند.

(51) خداوند در حالی که سخنان آنان را رد می‌نماید، می‌فرماید: (﴿قُل لَّن يُصِيبَنَآ إِلَّا مَا كَتَبَ ٱللَّهُ لَنَا﴾) بگو: «هرگز به ما چیزی نمی‌رسد، جز آنچه خداوند برایمان مقرر نموده»، و در لوح محفوظ قرار داده است. (﴿هُوَ مَوۡلَىٰنَا﴾) او در امور دینی و دنیوی، سرپرست و یاور ما است. پس باید به تقدیرات او راضی باشیم، و ما اختیاری نداریم و هیچ کاری در دست ما نیست. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید در جلب منافع و مصالح خود و دور کردن زیان‌هایشان، بر خدا اعتماد و تکیه نمایند، و باید در به دست آوردن خواسته‌هایشان، به او اعتماد نمایند. پس هر کس که بر او توکل نماید، ناکام نمی‌گردد؛ ولی هر کس به غیر او توکل کند، خوار می‌گردد و شکست می‌خورد و به آرزوهایش دست نمی‌یابد.

52

قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَآ إِلَّآ إِحْدَى ٱلْحُسْنَيَيْنِ ۖ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ ٱللَّهُ بِعَذَابٍۢ مِّنْ عِندِهِۦٓ أَوْ بِأَيْدِينَا ۖ فَتَرَبَّصُوٓا۟ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ

بگو: «آیا درباره ما، جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟! (: یا پیروزی یا شهادت) ولی ما انتظار داریم که خداوند، عذابی از سوی خودش (در آن جهان) به شما برساند، یا (در این جهان) به دست ما (مجازات شوید) اکنون که چنین است، شما انتظار بکشید، ما هم با شما انتظار می‌کشیم!»

قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ ؛ بگو : آيا جز يکي از آن دو نيکي ، انتظار چيز ديگري را براي ما داريد، ?ولي ما منتظريم که عذاب خدا ، يا از جانب او يا به دست ما به شما برسد پس شما منتظر باشيد ما نيز منتظر مي مانيم.

(52) به منافقان که چشم به راهند تا مصیبت‌هایی به شما برسد، بگو:«دربارۀ ما منتظر چه چیزی هستید؟» شما در مورد ما جز چیزی که نهایتاً به سود ماست، انتظار نمی‌کشید؛ و آن، یکی از دو امر نیکو است: یا بر دشمنان پیروز می‌شویم و پاداش آخرت و دنیا را به دست می‌آوریم، و یا اینکه شهید می‌شویم که شهادت بالاترین مقام در نزد خدا است. ولی ما دربارۀ شما منافقان انتظار داریم که خداوند به عذابی از جانب خویش گرفتارتان سازد که ما در آن دخالتی نداریم. یا اینکه شما را با دستان ما عذاب دهد، به این صورت که ما را بر شما مسلط نماید تا شما را به قتل برسانیم. (﴿فَتَرَبَّصُوٓاۡ﴾) پس برای ما چشم به راه خیر باشید، (﴿إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ﴾) و ما برای شما انتظار شر را داریم.

53

قُلْ أَنفِقُوا۟ طَوْعًا أَوْ كَرْهًۭا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ ۖ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًۭا فَٰسِقِينَ

بگو: «انفاق کنید؛ خواه از روی میل باشد یا اکراه، هرگز از شما پذیرفته نمی‌شود؛ چرا که شما قوم فاسقی بودید!»

قُلْ أَنفِقُواْ طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ؛ بگو : خدا از شما نمي پذيرد ، چه از روي رضا انفاق کنيد چه از روي کراهت ، زيرا مردمي نافرمان هستيد. وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلاَ يَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ كُسَالَى وَلاَ يُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ كَارِهُونَ ؛ هيچ چيز مانع قبول انفاقهايشان نشده مگر آنکه به خدا و پيامبرش ايمان نياورده اند و جز با بي ميلي به نماز حاضر نمي شوند و جز به کراهت انفاق نمي کنند.

(53) خداوند متعال با بیان باطل بودن بخشش‌های منافقان و بیان علت باطل بودن آن می‌فرماید: (﴿قُلۡ أَنفِقُواۡ طَوۡعًا أَوۡ كَرۡهٗا﴾) به آنان بگو: چه از روی اختیار و چه از روی ناخوشی و اجبار انفاق کنید، (﴿لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمۡ﴾) هرگز چیزی از اعمالتان پذیرفته نمی‌شود. (﴿إِنَّكُمۡ كُنتُمۡ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ﴾) بی‌گمان شما گروهی نافرمان هستید، و از طاعت خدا بیرون رفته‌اید.

(54) سپس خداوند صفت فسق و چگونگی کارهایشان را بیان کرده و می‌فرماید: (﴿وَمَا مَنَعَهُمۡ أَن تُقۡبَلَ مِنۡهُمۡ نَفَقَٰتُهُمۡ إِلَّآ أَنَّهُمۡ كَفَرُواۡ بِٱللَّهِ وَبِرَسُولِهِۦ﴾) و هیچ چیز مانع پذیرفته شدن بخشش‌های آنان نشد، جز اینکه به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند؛ و شرط پذیرفته شدن اعمال، ایمان است، و ایشان نه ایمانی دارند و نه عمل صالحی؛ حتی نماز که بهترین اعمال بدنی است هرگاه برای آن بپاخیزند، با تنبلی و بی‌حالی می‌ایستند، و خداوند متعال این حالت آنان را چنین بیان کرده است: (﴿وَلَا يَأۡتُونَ ٱلصَّلَوٰةَ إِلَّا وَهُمۡ كُسَالَىٰ﴾) و جز با بی‌حالی و تنبلی به نماز نمی‌آیند. و از بس که آن را سنگین و دشوار می‌دانند، نزدیک است آن را انجام ندهند. (﴿وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمۡ كَٰرِهُون﴾) و جز از روی ناچاری، احسان و بخشش نمی‌کنند و از این عمل هیچ احساس آرامش و اطمینانی به آنان دست نمی‌دهد. در اینجا کسی که همانند آنان عمل نماید، به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است. و شایسته است که بنده با اشتیاق و نشاط بدنی و قلبی به نماز بایستد، و با سینه‌ای فراخ و قلبی استوار انفاق کند و به پاداش و ذخیره شدن آن در نزد خدای یگانه امید داشته باشد، و خود را با منافقان مشابه نگرداند.

54

وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَٰتُهُمْ إِلَّآ أَنَّهُمْ كَفَرُوا۟ بِٱللَّهِ وَبِرَسُولِهِۦ وَلَا يَأْتُونَ ٱلصَّلَوٰةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَىٰ وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَٰرِهُونَ

هیچ چیز مانع قبول انفاقهای آنها نشد، جز اینکه آنها به خدا و پیامبرش کافر شدند، و نماز بجا نمی‌آورند جز با کسالت، و انفاق نمی‌کنند مگر با کراهت!

قُلْ أَنفِقُواْ طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ؛ بگو : خدا از شما نمي پذيرد ، چه از روي رضا انفاق کنيد چه از روي کراهت ، زيرا مردمي نافرمان هستيد. وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلاَ يَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ كُسَالَى وَلاَ يُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ كَارِهُونَ ؛ هيچ چيز مانع قبول انفاقهايشان نشده مگر آنکه به خدا و پيامبرش ايمان نياورده اند و جز با بي ميلي به نماز حاضر نمي شوند و جز به کراهت انفاق نمي کنند.

(53) خداوند متعال با بیان باطل بودن بخشش‌های منافقان و بیان علت باطل بودن آن می‌فرماید: (﴿قُلۡ أَنفِقُواۡ طَوۡعًا أَوۡ كَرۡهٗا﴾) به آنان بگو: چه از روی اختیار و چه از روی ناخوشی و اجبار انفاق کنید، (﴿لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمۡ﴾) هرگز چیزی از اعمالتان پذیرفته نمی‌شود. (﴿إِنَّكُمۡ كُنتُمۡ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ﴾) بی‌گمان شما گروهی نافرمان هستید، و از طاعت خدا بیرون رفته‌اید.

(54) سپس خداوند صفت فسق و چگونگی کارهایشان را بیان کرده و می‌فرماید: (﴿وَمَا مَنَعَهُمۡ أَن تُقۡبَلَ مِنۡهُمۡ نَفَقَٰتُهُمۡ إِلَّآ أَنَّهُمۡ كَفَرُواۡ بِٱللَّهِ وَبِرَسُولِهِۦ﴾) و هیچ چیز مانع پذیرفته شدن بخشش‌های آنان نشد، جز اینکه به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند؛ و شرط پذیرفته شدن اعمال، ایمان است، و ایشان نه ایمانی دارند و نه عمل صالحی؛ حتی نماز که بهترین اعمال بدنی است هرگاه برای آن بپاخیزند، با تنبلی و بی‌حالی می‌ایستند، و خداوند متعال این حالت آنان را چنین بیان کرده است: (﴿وَلَا يَأۡتُونَ ٱلصَّلَوٰةَ إِلَّا وَهُمۡ كُسَالَىٰ﴾) و جز با بی‌حالی و تنبلی به نماز نمی‌آیند. و از بس که آن را سنگین و دشوار می‌دانند، نزدیک است آن را انجام ندهند. (﴿وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمۡ كَٰرِهُون﴾) و جز از روی ناچاری، احسان و بخشش نمی‌کنند و از این عمل هیچ احساس آرامش و اطمینانی به آنان دست نمی‌دهد. در اینجا کسی که همانند آنان عمل نماید، به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است. و شایسته است که بنده با اشتیاق و نشاط بدنی و قلبی به نماز بایستد، و با سینه‌ای فراخ و قلبی استوار انفاق کند و به پاداش و ذخیره شدن آن در نزد خدای یگانه امید داشته باشد، و خود را با منافقان مشابه نگرداند.

55

فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَٰلُهُمْ وَلَآ أَوْلَٰدُهُمْ ۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَٰفِرُونَ

و (فزونی) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتی فرو نبرد؛ خدا می‌خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگی دنیا عذاب کند، و در حال کفر بمیرند!

فَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ؛ دارايي و فرزندانشان تو را به اعجاب نيفکند جز اين نيست که خدا مي ، خواهد به آنها در اين دنيا عذابشان کند و در حالي که هنوز کافرند جانشان برآيد. وَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَـكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ؛ به خدا سوگند مي خورند که از شمايند و حال آنکه از شما نيستند ، اينان از شما بيمناکند. لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَّوَلَّوْاْ إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ؛ اگر پناهگاه يا غار يا نهانگاهي مي يافتند ، شتابان بدان جا روي مي آوردند.

(55) خداوند متعال می‌فرماید: اموال این منافقان و فرزندانشان تو را به شگفت نیندازد، چون نباید به اموال و فرزندان اینها رشک ورزید. اولین چیزی که از این اموال و فرزندان عاید آنها شد، این است که آن را بر خشنودی پروردگار مقدم داشتند، و از دستور خدا سرپیچی کردند. (﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) همانا خداوند می‌خواهد آنان را در زندگی دنیا به وسیلۀ مال و فرزندانشان عذاب دهد. منظور از عذاب در اینجا، مشقت و سختی و اندوه قلب و خستگی جسم است که در راه به دست آوردن اموال به آنها می‌رسد. پس اگر لذایذ آنان در این دنیا با مشقت‌هایشان مقایسه شود، چیزی به حساب نمی‌آید. پس این لذت‌ها ـ که آنان را از یاد خدا غافل نمود ـ در دنیا عذابی برای آنان گردیده است. یکی از مصیبت‌های خطرناکِ برخورداریِ آنان از نعمات دنیا، این است که دل‌هایشان به آن وابسته شده است به‌گونه‌ای که اندیشۀ آنان از آن فراتر نمی‌رود، پس لذایذ دنیا آخرین خواسته و آخرین چیز مورد علاقۀ ایشان است، به‌گونه‌ای که در دل‌هایشان بهره‌ای برای آخرت باقی نمانده است. پس این باعث می‌شود تا آنها از دنیا بروند، (﴿وَتَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ﴾) و درحال کفر جانشان بیرون رود. پس چه سزایی بزرگ‌تر از این وجود دارد، سزایی که باعث شقاوت و بدبختی همیشگی و حسرت پیوسته است؟!

(56) (﴿وَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنَّهُمۡ لَمِنكُمۡ وَمَا هُم مِّنكُمۡ وَلَٰكِنَّهُمۡ قَوۡمٞ يَفۡرَقُونَ﴾) و به خدا سوگند می‌خورند که آنان از شما هستند، در حالی که از شما نیستند؛ بلکه چیزی که در دلشان آنان را تحریک می‌نماید تا آن قسم را بخورند، این است که از حوادث و پیشامدهای ناگوار می‌ترسند و در دل‌هایشان چنان شجاعتی وجود ندارد که حالات خود را بیان کنند. پس می‌ترسند که حالت خود را برای شما آشکار کنند، و می‌ترسند که شما از آنها بیزاری و دوری بجویید، و آنگاه دشمن از هر طرف بر آنان یورش برند. کسی‌که شجاع واستوار باشد، شجاعت و قوت قلب، او‌را وادار می‌نماید تا حالتش را چه خوب باشد چه بد بیان کند. اما منافقان خلعت بزدلی و ترسویی را پوشیده، و با دروغ خود را آراسته اند.

(57) سپس خداوند شدت بزدلی و ترسویی آنان را بیان کرد و فرمود: (﴿لَوۡ يَجِدُونَ مَلۡجَ‍ًٔا﴾) اگر پناهگاهی بیابند که به هنگام سختی‌ها به آن پناه برند، (﴿أَوۡ مَغَٰرَٰتٍ﴾) یا غارهایی بیابند که وارد آن شوند و در آن مستقر گردند، (﴿أَوۡ مُدَّخَلٗا﴾) یا محلی را بیابند که در آن داخل شوند و در آنجا پناه بگیرند، (﴿لَّوَلَّوۡاۡ إِلَيۡهِ وَهُمۡ يَجۡمَحُونَ﴾) شتابان به آن روی می‌آورند. پس آنان نیروی استقامت و پایداری را از دست داده‌اند.

56

وَيَحْلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَٰكِنَّهُمْ قَوْمٌۭ يَفْرَقُونَ

آنها به خدا سوگند می‌خورند که از شما هستند، در حالی که از شما نیستند؛ ولی آنها گروهی هستند که می‌ترسند (و به خاطر ترس از فاش شدن اسرارشان دروغ می‌گویند)!

فَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ؛ دارايي و فرزندانشان تو را به اعجاب نيفکند جز اين نيست که خدا مي ، خواهد به آنها در اين دنيا عذابشان کند و در حالي که هنوز کافرند جانشان برآيد. وَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَـكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ؛ به خدا سوگند مي خورند که از شمايند و حال آنکه از شما نيستند ، اينان از شما بيمناکند. لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَّوَلَّوْاْ إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ؛ اگر پناهگاه يا غار يا نهانگاهي مي يافتند ، شتابان بدان جا روي مي آوردند.

(55) خداوند متعال می‌فرماید: اموال این منافقان و فرزندانشان تو را به شگفت نیندازد، چون نباید به اموال و فرزندان اینها رشک ورزید. اولین چیزی که از این اموال و فرزندان عاید آنها شد، این است که آن را بر خشنودی پروردگار مقدم داشتند، و از دستور خدا سرپیچی کردند. (﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) همانا خداوند می‌خواهد آنان را در زندگی دنیا به وسیلۀ مال و فرزندانشان عذاب دهد. منظور از عذاب در اینجا، مشقت و سختی و اندوه قلب و خستگی جسم است که در راه به دست آوردن اموال به آنها می‌رسد. پس اگر لذایذ آنان در این دنیا با مشقت‌هایشان مقایسه شود، چیزی به حساب نمی‌آید. پس این لذت‌ها ـ که آنان را از یاد خدا غافل نمود ـ در دنیا عذابی برای آنان گردیده است. یکی از مصیبت‌های خطرناکِ برخورداریِ آنان از نعمات دنیا، این است که دل‌هایشان به آن وابسته شده است به‌گونه‌ای که اندیشۀ آنان از آن فراتر نمی‌رود، پس لذایذ دنیا آخرین خواسته و آخرین چیز مورد علاقۀ ایشان است، به‌گونه‌ای که در دل‌هایشان بهره‌ای برای آخرت باقی نمانده است. پس این باعث می‌شود تا آنها از دنیا بروند، (﴿وَتَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ﴾) و درحال کفر جانشان بیرون رود. پس چه سزایی بزرگ‌تر از این وجود دارد، سزایی که باعث شقاوت و بدبختی همیشگی و حسرت پیوسته است؟!

(56) (﴿وَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنَّهُمۡ لَمِنكُمۡ وَمَا هُم مِّنكُمۡ وَلَٰكِنَّهُمۡ قَوۡمٞ يَفۡرَقُونَ﴾) و به خدا سوگند می‌خورند که آنان از شما هستند، در حالی که از شما نیستند؛ بلکه چیزی که در دلشان آنان را تحریک می‌نماید تا آن قسم را بخورند، این است که از حوادث و پیشامدهای ناگوار می‌ترسند و در دل‌هایشان چنان شجاعتی وجود ندارد که حالات خود را بیان کنند. پس می‌ترسند که حالت خود را برای شما آشکار کنند، و می‌ترسند که شما از آنها بیزاری و دوری بجویید، و آنگاه دشمن از هر طرف بر آنان یورش برند. کسی‌که شجاع واستوار باشد، شجاعت و قوت قلب، او‌را وادار می‌نماید تا حالتش را چه خوب باشد چه بد بیان کند. اما منافقان خلعت بزدلی و ترسویی را پوشیده، و با دروغ خود را آراسته اند.

(57) سپس خداوند شدت بزدلی و ترسویی آنان را بیان کرد و فرمود: (﴿لَوۡ يَجِدُونَ مَلۡجَ‍ًٔا﴾) اگر پناهگاهی بیابند که به هنگام سختی‌ها به آن پناه برند، (﴿أَوۡ مَغَٰرَٰتٍ﴾) یا غارهایی بیابند که وارد آن شوند و در آن مستقر گردند، (﴿أَوۡ مُدَّخَلٗا﴾) یا محلی را بیابند که در آن داخل شوند و در آنجا پناه بگیرند، (﴿لَّوَلَّوۡاۡ إِلَيۡهِ وَهُمۡ يَجۡمَحُونَ﴾) شتابان به آن روی می‌آورند. پس آنان نیروی استقامت و پایداری را از دست داده‌اند.

57

لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَـًٔا أَوْ مَغَٰرَٰتٍ أَوْ مُدَّخَلًۭا لَّوَلَّوْا۟ إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ

اگر پناهگاه یا غارها یا راهی در زیر زمین بیابند، بسوی آن حرکت می‌کنند، و با سرعت و شتاب فرار می‌کنند.

فَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ؛ دارايي و فرزندانشان تو را به اعجاب نيفکند جز اين نيست که خدا مي ، خواهد به آنها در اين دنيا عذابشان کند و در حالي که هنوز کافرند جانشان برآيد. وَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَـكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ؛ به خدا سوگند مي خورند که از شمايند و حال آنکه از شما نيستند ، اينان از شما بيمناکند. لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَّوَلَّوْاْ إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ؛ اگر پناهگاه يا غار يا نهانگاهي مي يافتند ، شتابان بدان جا روي مي آوردند.

(55) خداوند متعال می‌فرماید: اموال این منافقان و فرزندانشان تو را به شگفت نیندازد، چون نباید به اموال و فرزندان اینها رشک ورزید. اولین چیزی که از این اموال و فرزندان عاید آنها شد، این است که آن را بر خشنودی پروردگار مقدم داشتند، و از دستور خدا سرپیچی کردند. (﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) همانا خداوند می‌خواهد آنان را در زندگی دنیا به وسیلۀ مال و فرزندانشان عذاب دهد. منظور از عذاب در اینجا، مشقت و سختی و اندوه قلب و خستگی جسم است که در راه به دست آوردن اموال به آنها می‌رسد. پس اگر لذایذ آنان در این دنیا با مشقت‌هایشان مقایسه شود، چیزی به حساب نمی‌آید. پس این لذت‌ها ـ که آنان را از یاد خدا غافل نمود ـ در دنیا عذابی برای آنان گردیده است. یکی از مصیبت‌های خطرناکِ برخورداریِ آنان از نعمات دنیا، این است که دل‌هایشان به آن وابسته شده است به‌گونه‌ای که اندیشۀ آنان از آن فراتر نمی‌رود، پس لذایذ دنیا آخرین خواسته و آخرین چیز مورد علاقۀ ایشان است، به‌گونه‌ای که در دل‌هایشان بهره‌ای برای آخرت باقی نمانده است. پس این باعث می‌شود تا آنها از دنیا بروند، (﴿وَتَزۡهَقَ أَنفُسُهُمۡ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ﴾) و درحال کفر جانشان بیرون رود. پس چه سزایی بزرگ‌تر از این وجود دارد، سزایی که باعث شقاوت و بدبختی همیشگی و حسرت پیوسته است؟!

(56) (﴿وَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنَّهُمۡ لَمِنكُمۡ وَمَا هُم مِّنكُمۡ وَلَٰكِنَّهُمۡ قَوۡمٞ يَفۡرَقُونَ﴾) و به خدا سوگند می‌خورند که آنان از شما هستند، در حالی که از شما نیستند؛ بلکه چیزی که در دلشان آنان را تحریک می‌نماید تا آن قسم را بخورند، این است که از حوادث و پیشامدهای ناگوار می‌ترسند و در دل‌هایشان چنان شجاعتی وجود ندارد که حالات خود را بیان کنند. پس می‌ترسند که حالت خود را برای شما آشکار کنند، و می‌ترسند که شما از آنها بیزاری و دوری بجویید، و آنگاه دشمن از هر طرف بر آنان یورش برند. کسی‌که شجاع واستوار باشد، شجاعت و قوت قلب، او‌را وادار می‌نماید تا حالتش را چه خوب باشد چه بد بیان کند. اما منافقان خلعت بزدلی و ترسویی را پوشیده، و با دروغ خود را آراسته اند.

(57) سپس خداوند شدت بزدلی و ترسویی آنان را بیان کرد و فرمود: (﴿لَوۡ يَجِدُونَ مَلۡجَ‍ًٔا﴾) اگر پناهگاهی بیابند که به هنگام سختی‌ها به آن پناه برند، (﴿أَوۡ مَغَٰرَٰتٍ﴾) یا غارهایی بیابند که وارد آن شوند و در آن مستقر گردند، (﴿أَوۡ مُدَّخَلٗا﴾) یا محلی را بیابند که در آن داخل شوند و در آنجا پناه بگیرند، (﴿لَّوَلَّوۡاۡ إِلَيۡهِ وَهُمۡ يَجۡمَحُونَ﴾) شتابان به آن روی می‌آورند. پس آنان نیروی استقامت و پایداری را از دست داده‌اند.

58

وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِى ٱلصَّدَقَٰتِ فَإِنْ أُعْطُوا۟ مِنْهَا رَضُوا۟ وَإِن لَّمْ يُعْطَوْا۟ مِنْهَآ إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ

و در میان آنها کسانی هستند که در (تقسیم) غنایم به تو خرده میگیرند؛ اگر از آن (غنایم، سهمی) به آنها داده شود، راضی می‌شوند؛ و اگر داده نشود، خشم می‌گیرند (؛ خواه حقّ آنها باشد یا نه)!

وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْهَا رَضُواْ وَإِن لَّمْ يُعْطَوْاْ مِنهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ؛ بعضي از ايشان تو را در تقسيم صدقات به بيداد متهم مي کنند ، اگر به ، آنها عطا کنند خشنود مي شوند و اگر عطا نکنند خشم مي گيرند. وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوْاْ مَا آتَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ سَيُؤْتِينَا اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللّهِ رَاغِبُونَ؛ چه مي شود اگر به آنچه خدا و پيامبرش به آنان عطا مي کند خشنود باشند وبگويند : خدا ما را بس است و خدا و پيامبرش ما را از فضل خويش بي نصيب نخواهند گذاشت و ما به خدا رغبت مي ورزيم ?

(58) از میان منافقان کسانی هستند که در نحوۀ تقسیم زکات از تو عیب می‌گیرند. و انتقاد و عیب گرفتن آنها نه به خاطر نیت درستشان است، و نه به خاطر داشتن دیدگاه برتر و بهتر، بلکه فقط منظورشان این است که زکات به آنها داده شود، (﴿فَإِنۡ أُعۡطُواۡ مِنۡهَا رَضُواۡ وَإِن لَّمۡ يُعۡطَوۡاۡ مِنۡهَآ إِذَا هُمۡ يَسۡخَطُونَ﴾) اگر از اموال زکات به آنان داده شود، خشنود می‌گردند؛ و اگر چیزی از زکات به ایشان داده نشود، آنگاه خشمگین می‌شوند. و شایسته نیست که خشم و خشنودی بنده؛ پیرو هوی و میل دنیوی و قصد فاسدش باشد، بلکه باید پیرو خشنودی پروردگارش باشد، همان طور که پیامبر فرموده است:(لَا یَؤُمِنُ أحَد‌ُکُم حَتَّی یَکُونَ هَوَاهُ تَبَعاً لِمَا جِئتُ بِهِ) هیچ یک از شما مؤمن کامل نیست، مگر اینکه هوی و خواست او پیرو آنچه باشد که من آورده‌ام.

(59) (﴿وَلَوۡ أَنَّهُمۡ رَضُواۡ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ﴾) و اگر آنان به کم و یا زیادی که پیامبر به آنان می‌داد، راضی می‌شدند، (﴿وَقَالُواۡ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ﴾) و می‌گفتند: خدا ما را کافی و بس است، پس به آنچه که قسمت ما نموده است، راضی گشته و به فضل و احسان او امیدوار شده و می‌گفتند: (﴿سَيُؤۡتِينَا ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَرَسُولُهُۥٓ إِنَّآ إِلَى ٱللَّهِ رَٰغِبُونَ﴾) خداوند از فضل خویش به ما خواهد داد و همچنین پیامبر او، و ما به خدا مشتاقیم، و برای جلب منافع و دفع زیان‌ها ازخود، به درگاه خدا تضرع و زاری می‌کنیم. اگر چنین می‌کردند، از نفاق و منافقی در امان مانده و به ایمان و سعادت هر دو سرا راه می‌یافتند. سپس خداوند کیفیت تقسیم صدقات واجب؛ یعنی زکات را بیان نمود و فرمود:

59

وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا۟ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَقَالُوا۟ حَسْبُنَا ٱللَّهُ سَيُؤْتِينَا ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ وَرَسُولُهُۥٓ إِنَّآ إِلَى ٱللَّهِ رَٰغِبُونَ

(در حالی که) اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان داده راضی باشند، و بگویند: «خداوند برای ما کافی است! و بزودی خدا و رسولش، از فضل خود به ما می‌بخشند؛ ما تنها رضای او را می‌طلبیم.» (برای آنها بهتر است)!

وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْهَا رَضُواْ وَإِن لَّمْ يُعْطَوْاْ مِنهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ؛ بعضي از ايشان تو را در تقسيم صدقات به بيداد متهم مي کنند ، اگر به ، آنها عطا کنند خشنود مي شوند و اگر عطا نکنند خشم مي گيرند. وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوْاْ مَا آتَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ سَيُؤْتِينَا اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللّهِ رَاغِبُونَ؛ چه مي شود اگر به آنچه خدا و پيامبرش به آنان عطا مي کند خشنود باشند وبگويند : خدا ما را بس است و خدا و پيامبرش ما را از فضل خويش بي نصيب نخواهند گذاشت و ما به خدا رغبت مي ورزيم ?

(58) از میان منافقان کسانی هستند که در نحوۀ تقسیم زکات از تو عیب می‌گیرند. و انتقاد و عیب گرفتن آنها نه به خاطر نیت درستشان است، و نه به خاطر داشتن دیدگاه برتر و بهتر، بلکه فقط منظورشان این است که زکات به آنها داده شود، (﴿فَإِنۡ أُعۡطُواۡ مِنۡهَا رَضُواۡ وَإِن لَّمۡ يُعۡطَوۡاۡ مِنۡهَآ إِذَا هُمۡ يَسۡخَطُونَ﴾) اگر از اموال زکات به آنان داده شود، خشنود می‌گردند؛ و اگر چیزی از زکات به ایشان داده نشود، آنگاه خشمگین می‌شوند. و شایسته نیست که خشم و خشنودی بنده؛ پیرو هوی و میل دنیوی و قصد فاسدش باشد، بلکه باید پیرو خشنودی پروردگارش باشد، همان طور که پیامبر فرموده است:(لَا یَؤُمِنُ أحَد‌ُکُم حَتَّی یَکُونَ هَوَاهُ تَبَعاً لِمَا جِئتُ بِهِ) هیچ یک از شما مؤمن کامل نیست، مگر اینکه هوی و خواست او پیرو آنچه باشد که من آورده‌ام.

(59) (﴿وَلَوۡ أَنَّهُمۡ رَضُواۡ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ﴾) و اگر آنان به کم و یا زیادی که پیامبر به آنان می‌داد، راضی می‌شدند، (﴿وَقَالُواۡ حَسۡبُنَا ٱللَّهُ﴾) و می‌گفتند: خدا ما را کافی و بس است، پس به آنچه که قسمت ما نموده است، راضی گشته و به فضل و احسان او امیدوار شده و می‌گفتند: (﴿سَيُؤۡتِينَا ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَرَسُولُهُۥٓ إِنَّآ إِلَى ٱللَّهِ رَٰغِبُونَ﴾) خداوند از فضل خویش به ما خواهد داد و همچنین پیامبر او، و ما به خدا مشتاقیم، و برای جلب منافع و دفع زیان‌ها ازخود، به درگاه خدا تضرع و زاری می‌کنیم. اگر چنین می‌کردند، از نفاق و منافقی در امان مانده و به ایمان و سعادت هر دو سرا راه می‌یافتند. سپس خداوند کیفیت تقسیم صدقات واجب؛ یعنی زکات را بیان نمود و فرمود:

60

۞ إِنَّمَا ٱلصَّدَقَٰتُ لِلْفُقَرَآءِ وَٱلْمَسَٰكِينِ وَٱلْعَٰمِلِينَ عَلَيْهَا وَٱلْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِى ٱلرِّقَابِ وَٱلْغَٰرِمِينَ وَفِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِيلِ ۖ فَرِيضَةًۭ مِّنَ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ

زکاتها مخصوص فقرا و مساکین و کارکنانی است که برای (جمع آوری) آن زحمت می‌کشند، و کسانی که برای جلب محبّتشان اقدام می‌شود، و برای (آزادی) بردگان، و (ادای دین) بدهکاران، و در راه (تقویت آیین) خدا، و واماندگان در راه؛ این، یک فریضه (مهم) الهی است؛ و خداوند دانا و حکیم است!

إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ؛ صدقات براي فقيران است و مسکينان و کارگزاران جمع آوري آن و نيز براي ، به دست آوردن دل مخالفان و آزاد کردن بندگان و قرضداران و انفاق در راه خدا و مسافران نيازمند و آن فريضه اي است از جانب خدا و خدا دانا وحکيم است.

(60) منظور از «صدقات» در این آیه، زکات‌های واجب است؛ به دلیل اینکه صدقات مستحب، به هرکس تعلق می‌گیرد و ویژۀ فرد خاصی نیست. پس فرمود: زکات‌ها مخصوص این دسته از افراد مذکور می‌باشد نه کسان دیگر؛ چون خداوند پرداخت زکات را فقط به این افراد اختصاص داده است، و آنها هشت گروه هستند: اول و دوم، فقرا و مساکین هستند، و آنها در اینجا دو گروه متفاوت می‌باشند، فقیر از مسکین نیازمندتر است؛ چون خداوند با آن آغاز نمود، و ابتدا به آنچه که «مهم‌تر» است، می‌پردازد سپس به «مهم». پس فقیر کسی است که هیچ چیزی ندارد، یا اینکه قادر به تأمین کمتر از نصف نیازهایش است. و مسکین کسی است که می‌تواند نصف نیازهایش یا بیشتر از آن را برآورده سازد، و نمی‌تواند تمام آنها را بر آورده کند؛ چون اگر او تمام نیازهایش را برآورده نماید، ثروتمند محسوب می‌گردد. پس به اینها مقداری از زکات داده می‌شود که به‌وسیلۀ آن، فقر و تنگدستی آنان رفع گردد. گروه سوم، کارگزاران زکات می‌باشند. آنها کسانی هستند که به جمع آوری زکات و امور مربوط به آن می‌پردازند؛ برخی نگهبان آن بوده، و برخی آن را از صاحبانش می‌گیرند، یا حفاظت و نگهبانی آن را بر عهده دارند، و یا حامل زکات، یا نویسندۀ آن هستند، و یا کارهایی ازاین قبیل‌را انجام می‌دهند؛ پس به خاطر کاری که انجام می‌دهند، بخشی از زکات به آنان داده می‌شود؛ وآنچه به آنان داده می‌شود، مزد کارشان است. گروه چهارم، دلجویی‌شوندگان می‌باشند. و دلجویی‌شونده، رئیس و سرداری است که قومش از او اطاعت می‌کنند و امید است اسلام بیاورد. و یا اینکه به منظور مصون ماندن از شر او، به وی زکات داده می‌شود، و یا با دادن زکات امید می‌رود که ایمانش قوی گردد، یا فردی مانند او اسلام بیاورد، و یا اینکه زکات را از کسی که آن را نمی‌دهد، می‌گیرد، پس چیزی به او داده می‌شود که سبب جلب محبتش گردد یا مصلحتی به وسیلۀ آن محقق شود. گروه پنجم، بردگان می‌باشند، آنها بردگانِ مکاتبی هستند که خویشتن را از صاحبان خود خریداری کرده، و برای به‌دست آوردن بهای آزادی خویش، تلاش می‌نمایند. پس برای این امر از زکات به آنان کمک می‌شود. و آزاد کردن مسلمانی که در زندان کافران است، در این داخل است، بلکه آزاد کردنش اولویت دارد. نیز جایز است که برده‌ها به طور مستقل با اموال زکات آزاد شوند؛ چون این در (﴿وَفِي ٱلرِّقَابِ﴾) داخل است. گروه ششم، بدهکاران می‌باشند. آنها دو دسته هستند: اول، کسی که به خاطر صلح و آشتی دادنِ بین مردم بدهکار شده ‌است، به این صورت که میان دو گروه مردم، شر و فتنه‌ای باشد و مردی برای صلح آوردن و آشتی دادن آنها اقدام نموده، و با پرداختن مال به یکی از دو گروه یا به همه، میانشان صلح برقرار نماید. پس برای چنین کسی بهره‌ای از زکات قرار داده می‌شود که فعالیتش را بیشتر نماید، و تصمیم و اراده‌اش را تقویت گرداند. پس به چنین کسی حتی اگر توانگر هم باشد، از زکات داده می‌شود. دوم، کسی که برای رفع نیازهای خویش وام گرفته، سپس تنگدست و نادار شده است، به چنین کسی به اندازه ای از زکات داده می‌شود که وامش را به طور کامل بدهد. گروه هفتم، جنگجویان راه خدا. و آنان جنگجویان داوطلبی هستند که حقوقی نمی‌گیرند، پس به آنان از زکات داده می‌شود، تا بتوانند پول و اسلحه یا وسیلۀ سواری یا نفقه و …

Commentary: Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di. Qur'an text and translation via AlQuran Cloud.