Muslim99Muslim99
← Tafsir library

9. At-Tawba

The Repentance · Medinan · 129 ayahs

سُورَةُ التَّوۡبَةِ

Reading Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di

Ayahs 41–50 of 129

41

ٱنفِرُوا۟ خِفَافًۭا وَثِقَالًۭا وَجَٰهِدُوا۟ بِأَمْوَٰلِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌۭ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

(همگی به سوی میدان جهاد) حرکت کنید؛ سبکبار باشید یا سنگین بار! و با اموال و جانهای خود، در راه خدا جهاد نمایید؛ این برای شما بهتر است اگر بدانید!

انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ به جنگ برويد خواه بر شما آسان باشد خواه دشوار ، و با مال و جان ، خويش در راه خدا جهاد کنيد اگر بدانيد خير شما در اين است. لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لاَّتَّبَعُوكَ وَلَـكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ؛ اگر متاعي دست يافتني بود يا سفري بود نه چندان دراز ، از پي تو مي آمدند ، ولي اکنون که راه دراز شده است پيمودنش را دشوار مي انگارند و به خدا قسم مي خورند که اگر مي توانستند همراه شما بيرون مي آمدند اينان تن به هلاکت مي سپارند خدا مي داند که دروغ مي گويند.

(41) خداوند متعال با تحریک بندگانش برای حرکت به سوی جهاد در راه او، به آنها می‌فرماید: (﴿ٱنفِرُواۡ خِفَافٗا وَثِقَالٗا﴾) سبک‌بار و سنگین‌بار بیرون آیید؛ یعنی در سختی و آسانی، و در خوشی و ناخوشی، و در گرما و سرما، و در همۀ احوال، (﴿وَجَٰهِدُواۡ بِأَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) یعنی تلاش خود را در این مورد مبذول دارید، و آنچه از مال و جان در توان دارید، برای جهاد به کار بگیرید. و این بیانگر آن است ـ ‌همان‌طور که جهاد کردن با جان واجب است ـ جهاد با مال نیز به هنگام نیاز واجب است. سپس فرمود: (﴿ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) اگر بدانید، جهاد با مال و جان از نشستن و نرفتن به جهاد برایتان بهتر است؛ چون در جهاد کردن با مال و جان، رضای خدا حاصل می‌شود، و انسان در پیشگاه خدا به مقام‌های بلند دست می‌یابد، و دین خدا را یاری می‌کند و در زمرۀ لشکریان خوب خدا قرار می‌گیرد.

(42) (﴿لَوۡ كَانَ عَرَضٗا قَرِيبٗا﴾) اگر بیرون رفتن برای طلب کالای نزدیک و منافع دنیوی، (﴿وَسَفَرٗا قَاصِدٗا﴾) و [برای] سفری نزدیک و آسان بود (﴿لَّٱتَّبَعُوكَ﴾) قطعاً از تو پیروی می‌کردند، به خاطر اینکه مشقت زیادی درآن نبود، (﴿وَلَٰكِنۢ بَعُدَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلشُّقَّةُ﴾) ولی مسافت بر آنان دور آمد، و سفر برایشان مشکل شد، بنابراین از تو روی گرداندند و تنبلی کردند. این از نشانه‌های عبودیت نیست بلکه بندۀ حقیقی کسی است که در هر حال بندگی پروردگارش را انجام دهد، و عبادت‌های سنگین و ساده را ادا کند، پس چنین کسی در هر حال بندۀ خداست. (﴿وَسَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَوِ ٱسۡتَطَعۡنَا لَخَرَجۡنَا مَعَكُمۡ﴾) و به خدا سوگند می‌خورند آنها چون عذری داشته‌اند، از آمدن به جنگ باز مانده اند، به گونه‌ای که نتوانسته‌اند برای جنگ بیرون آیند. (﴿يُهۡلِكُونَ أَنفُسَهُمۡ﴾) با نشستن و دروغ گفتن و خلاف واقعیت گفتن، خود را هلاک می‌نمایند (﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) و خداوند می‌داند که آنان دروغ می‌گویند. این سرزنشِ منافقان است، کسانی که در غزوۀ تبوک از پیامبر  صلی الله علیه وسلم بازماندند، و عذر‌های دروغین را پیشه کردند. و پیامبر صلی الله علیه وسلم فقط به خاطر اینکه عذر آوردند، از آنها در گذشت، بدون اینکه آنان را بیازماید تا راستگو و دروغگو برای او مشخص گردد. بنابراین خداوند پیامبر را به خاطر اینکه بلافاصله عذر آنها را پذیرفت، سرزنش نمود و فرمود:

42

لَوْ كَانَ عَرَضًۭا قَرِيبًۭا وَسَفَرًۭا قَاصِدًۭا لَّٱتَّبَعُوكَ وَلَٰكِنۢ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ ٱلشُّقَّةُ ۚ وَسَيَحْلِفُونَ بِٱللَّهِ لَوِ ٱسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَٰذِبُونَ

(امّا گروهی از آنها، چنانند که) اگر غنایمی نزدیک (و در دسترس)، و سفری آسان باشد، (به طمع دنیا) از تو پیروی می‌کنند؛ ولی (اکنون که برای میدان تبوک،) راه بر آنها دور (و پر مشقت) است، (سرباز می‌زنند؛) و بزودی به خدا سوگند یاد می‌کنند که: «اگر توانایی داشتیم، همراه شما حرکت می‌کردیم!» (آنها با این اعمال و این دروغها، در واقع) خود را هلاک می‌کنند؛ و خداوند می‌داند آنها دروغگو هستند!

انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ به جنگ برويد خواه بر شما آسان باشد خواه دشوار ، و با مال و جان ، خويش در راه خدا جهاد کنيد اگر بدانيد خير شما در اين است. لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لاَّتَّبَعُوكَ وَلَـكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ؛ اگر متاعي دست يافتني بود يا سفري بود نه چندان دراز ، از پي تو مي آمدند ، ولي اکنون که راه دراز شده است پيمودنش را دشوار مي انگارند و به خدا قسم مي خورند که اگر مي توانستند همراه شما بيرون مي آمدند اينان تن به هلاکت مي سپارند خدا مي داند که دروغ مي گويند.

(41) خداوند متعال با تحریک بندگانش برای حرکت به سوی جهاد در راه او، به آنها می‌فرماید: (﴿ٱنفِرُواۡ خِفَافٗا وَثِقَالٗا﴾) سبک‌بار و سنگین‌بار بیرون آیید؛ یعنی در سختی و آسانی، و در خوشی و ناخوشی، و در گرما و سرما، و در همۀ احوال، (﴿وَجَٰهِدُواۡ بِأَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾) یعنی تلاش خود را در این مورد مبذول دارید، و آنچه از مال و جان در توان دارید، برای جهاد به کار بگیرید. و این بیانگر آن است ـ ‌همان‌طور که جهاد کردن با جان واجب است ـ جهاد با مال نیز به هنگام نیاز واجب است. سپس فرمود: (﴿ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾) اگر بدانید، جهاد با مال و جان از نشستن و نرفتن به جهاد برایتان بهتر است؛ چون در جهاد کردن با مال و جان، رضای خدا حاصل می‌شود، و انسان در پیشگاه خدا به مقام‌های بلند دست می‌یابد، و دین خدا را یاری می‌کند و در زمرۀ لشکریان خوب خدا قرار می‌گیرد.

(42) (﴿لَوۡ كَانَ عَرَضٗا قَرِيبٗا﴾) اگر بیرون رفتن برای طلب کالای نزدیک و منافع دنیوی، (﴿وَسَفَرٗا قَاصِدٗا﴾) و [برای] سفری نزدیک و آسان بود (﴿لَّٱتَّبَعُوكَ﴾) قطعاً از تو پیروی می‌کردند، به خاطر اینکه مشقت زیادی درآن نبود، (﴿وَلَٰكِنۢ بَعُدَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلشُّقَّةُ﴾) ولی مسافت بر آنان دور آمد، و سفر برایشان مشکل شد، بنابراین از تو روی گرداندند و تنبلی کردند. این از نشانه‌های عبودیت نیست بلکه بندۀ حقیقی کسی است که در هر حال بندگی پروردگارش را انجام دهد، و عبادت‌های سنگین و ساده را ادا کند، پس چنین کسی در هر حال بندۀ خداست. (﴿وَسَيَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ لَوِ ٱسۡتَطَعۡنَا لَخَرَجۡنَا مَعَكُمۡ﴾) و به خدا سوگند می‌خورند آنها چون عذری داشته‌اند، از آمدن به جنگ باز مانده اند، به گونه‌ای که نتوانسته‌اند برای جنگ بیرون آیند. (﴿يُهۡلِكُونَ أَنفُسَهُمۡ﴾) با نشستن و دروغ گفتن و خلاف واقعیت گفتن، خود را هلاک می‌نمایند (﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾) و خداوند می‌داند که آنان دروغ می‌گویند. این سرزنشِ منافقان است، کسانی که در غزوۀ تبوک از پیامبر  صلی الله علیه وسلم بازماندند، و عذر‌های دروغین را پیشه کردند. و پیامبر صلی الله علیه وسلم فقط به خاطر اینکه عذر آوردند، از آنها در گذشت، بدون اینکه آنان را بیازماید تا راستگو و دروغگو برای او مشخص گردد. بنابراین خداوند پیامبر را به خاطر اینکه بلافاصله عذر آنها را پذیرفت، سرزنش نمود و فرمود:

43

عَفَا ٱللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُوا۟ وَتَعْلَمَ ٱلْكَٰذِبِينَ

خداوند تو را بخشید؛ چرا پیش از آنکه راستگویان و دروغگویان را بشناسی، به آنها اجازه دادی؟! (خوب بود صبر می‌کردی، تا هر دو گروه خود را نشان دهند!)

عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ؛ خدايت عفو کند چرا به آنان اذن ماندن دادي ? مي بايست آنها که راست مي ، گفتند آشکار شوند و تو دروغگويان را هم بشناسي. لاَ يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ؛ آنان که به خدا و روز قيامت ايمان دارند هرگز براي جهاد کردن با مال وجانشان از تو رخصت نمي خواهند و خدا پرهيزگاران را مي شناسد. إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ؛ کساني که به خدا و روز قيامت ايمان ندارند و دلهايشان را شک فرا، گرفته است و اين شک آنها را به ترديد افکنده است ، از تو رخصت مي خواهند.

(43) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿عَفَا ٱللَّهُ عَنكَ﴾) خداوند تو را ببخشاید و تو را به‌خاطر آنچه کردی، بیامرزد. (﴿لِمَ أَذِنتَ لَهُمۡ﴾) چرا به آنان اجازۀ ماندن دادی؟ (﴿حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُواۡ وَتَعۡلَمَ ٱلۡكَٰذِبِينَ﴾) پیش از آنکه برای تو روشن گردد که ایشان راستگویند یا بدانی چه کسانی دروغگویند. روشن شدن این موضوع هم آن است که آنان را امتحان نمایی، تا برای تو راستگو از دروغگو مشخص شود؛ آنگاه کسی را که عذری دارد، معذور بدانی و آن کس را که عذری ندارد، معذور ندانی.

(44) سپس خداوند خبر داد کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، برای ترک جهاد با مال‌ها و جان‌هایشان از تو اجازه نمی‌خواهند؛ چون علاقه به خیر و ایمان که در آنها وجود دارد، آنان را بر جهاد وادار می‌نماید، بدون اینکه تحریک‌کننده‌ای آنان را بر این کار تحریک نماید. و آنان بدون عذر، هرگز برای نرفتن به جهاد از تو اجازه نمی‌خواهند. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلۡمُتَّقِينَ﴾) و خداوند به پرهیزگاران دانا است. پس بر آنچه از تقوا و پرهیزگاری که انجام داده‌اند، پاداششان می‌دهد. و او خبر داده است که یکی از علامت‌های پرهیزگاران این است که برای ترک جهاد اجازه نمی‌خواهند.

(45) (﴿إِنَّمَا يَسۡتَ‍ٔۡذِنُكَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَٱرۡتَابَتۡ قُلُوبُهُمۡ﴾) فقط آنان از تو اجازه می‌خواهند، که به خدا و روز قیامت ایمان نمی‌آورند، و دل‌هایشان دچار شک و تردید است؛ یعنی ایمانی کامل و یقینی راستین ندارند، بنابراین علاقه‌شان به کار خیر کم است، و از پیکار و جنگیدن می‌ترسند، و اجازه می‌خواهند که جنگ نکنند. (﴿ فَهُمۡ فِي رَيۡبِهِمۡ يَتَرَدَّدُونَ﴾) پس آنان همواره در شک و سرگردانی هستند.

44

لَا يَسْتَـْٔذِنُكَ ٱلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ أَن يُجَٰهِدُوا۟ بِأَمْوَٰلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِٱلْمُتَّقِينَ

آنها که به خدا و روز جزا ایمان دارند، هیچ گاه برای ترک جهاد (در راه خدا) با اموال و جانهایشان، از تو اجازه نمی‌گیرند؛ و خداوند پرهیزگاران را می‌شناسد.

عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ؛ خدايت عفو کند چرا به آنان اذن ماندن دادي ? مي بايست آنها که راست مي ، گفتند آشکار شوند و تو دروغگويان را هم بشناسي. لاَ يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ؛ آنان که به خدا و روز قيامت ايمان دارند هرگز براي جهاد کردن با مال وجانشان از تو رخصت نمي خواهند و خدا پرهيزگاران را مي شناسد. إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ؛ کساني که به خدا و روز قيامت ايمان ندارند و دلهايشان را شک فرا، گرفته است و اين شک آنها را به ترديد افکنده است ، از تو رخصت مي خواهند.

(43) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿عَفَا ٱللَّهُ عَنكَ﴾) خداوند تو را ببخشاید و تو را به‌خاطر آنچه کردی، بیامرزد. (﴿لِمَ أَذِنتَ لَهُمۡ﴾) چرا به آنان اجازۀ ماندن دادی؟ (﴿حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُواۡ وَتَعۡلَمَ ٱلۡكَٰذِبِينَ﴾) پیش از آنکه برای تو روشن گردد که ایشان راستگویند یا بدانی چه کسانی دروغگویند. روشن شدن این موضوع هم آن است که آنان را امتحان نمایی، تا برای تو راستگو از دروغگو مشخص شود؛ آنگاه کسی را که عذری دارد، معذور بدانی و آن کس را که عذری ندارد، معذور ندانی.

(44) سپس خداوند خبر داد کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، برای ترک جهاد با مال‌ها و جان‌هایشان از تو اجازه نمی‌خواهند؛ چون علاقه به خیر و ایمان که در آنها وجود دارد، آنان را بر جهاد وادار می‌نماید، بدون اینکه تحریک‌کننده‌ای آنان را بر این کار تحریک نماید. و آنان بدون عذر، هرگز برای نرفتن به جهاد از تو اجازه نمی‌خواهند. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلۡمُتَّقِينَ﴾) و خداوند به پرهیزگاران دانا است. پس بر آنچه از تقوا و پرهیزگاری که انجام داده‌اند، پاداششان می‌دهد. و او خبر داده است که یکی از علامت‌های پرهیزگاران این است که برای ترک جهاد اجازه نمی‌خواهند.

(45) (﴿إِنَّمَا يَسۡتَ‍ٔۡذِنُكَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَٱرۡتَابَتۡ قُلُوبُهُمۡ﴾) فقط آنان از تو اجازه می‌خواهند، که به خدا و روز قیامت ایمان نمی‌آورند، و دل‌هایشان دچار شک و تردید است؛ یعنی ایمانی کامل و یقینی راستین ندارند، بنابراین علاقه‌شان به کار خیر کم است، و از پیکار و جنگیدن می‌ترسند، و اجازه می‌خواهند که جنگ نکنند. (﴿ فَهُمۡ فِي رَيۡبِهِمۡ يَتَرَدَّدُونَ﴾) پس آنان همواره در شک و سرگردانی هستند.

45

إِنَّمَا يَسْتَـْٔذِنُكَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ وَٱرْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِى رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ

تنها کسانی از تو اجازه (این کار را) می‌گیرند که به خدا و روز جزا ایمان ندارند، و دلهایشان با شکّ و تردید آمیخته است؛ آنها در تردید خود سرگردانند.

عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ؛ خدايت عفو کند چرا به آنان اذن ماندن دادي ? مي بايست آنها که راست مي ، گفتند آشکار شوند و تو دروغگويان را هم بشناسي. لاَ يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ؛ آنان که به خدا و روز قيامت ايمان دارند هرگز براي جهاد کردن با مال وجانشان از تو رخصت نمي خواهند و خدا پرهيزگاران را مي شناسد. إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ؛ کساني که به خدا و روز قيامت ايمان ندارند و دلهايشان را شک فرا، گرفته است و اين شک آنها را به ترديد افکنده است ، از تو رخصت مي خواهند.

(43) خداوند متعال به پیامبرش صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (﴿عَفَا ٱللَّهُ عَنكَ﴾) خداوند تو را ببخشاید و تو را به‌خاطر آنچه کردی، بیامرزد. (﴿لِمَ أَذِنتَ لَهُمۡ﴾) چرا به آنان اجازۀ ماندن دادی؟ (﴿حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُواۡ وَتَعۡلَمَ ٱلۡكَٰذِبِينَ﴾) پیش از آنکه برای تو روشن گردد که ایشان راستگویند یا بدانی چه کسانی دروغگویند. روشن شدن این موضوع هم آن است که آنان را امتحان نمایی، تا برای تو راستگو از دروغگو مشخص شود؛ آنگاه کسی را که عذری دارد، معذور بدانی و آن کس را که عذری ندارد، معذور ندانی.

(44) سپس خداوند خبر داد کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، برای ترک جهاد با مال‌ها و جان‌هایشان از تو اجازه نمی‌خواهند؛ چون علاقه به خیر و ایمان که در آنها وجود دارد، آنان را بر جهاد وادار می‌نماید، بدون اینکه تحریک‌کننده‌ای آنان را بر این کار تحریک نماید. و آنان بدون عذر، هرگز برای نرفتن به جهاد از تو اجازه نمی‌خواهند. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلۡمُتَّقِينَ﴾) و خداوند به پرهیزگاران دانا است. پس بر آنچه از تقوا و پرهیزگاری که انجام داده‌اند، پاداششان می‌دهد. و او خبر داده است که یکی از علامت‌های پرهیزگاران این است که برای ترک جهاد اجازه نمی‌خواهند.

(45) (﴿إِنَّمَا يَسۡتَ‍ٔۡذِنُكَ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَٱرۡتَابَتۡ قُلُوبُهُمۡ﴾) فقط آنان از تو اجازه می‌خواهند، که به خدا و روز قیامت ایمان نمی‌آورند، و دل‌هایشان دچار شک و تردید است؛ یعنی ایمانی کامل و یقینی راستین ندارند، بنابراین علاقه‌شان به کار خیر کم است، و از پیکار و جنگیدن می‌ترسند، و اجازه می‌خواهند که جنگ نکنند. (﴿ فَهُمۡ فِي رَيۡبِهِمۡ يَتَرَدَّدُونَ﴾) پس آنان همواره در شک و سرگردانی هستند.

46

۞ وَلَوْ أَرَادُوا۟ ٱلْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا۟ لَهُۥ عُدَّةًۭ وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ ٱقْعُدُوا۟ مَعَ ٱلْقَٰعِدِينَ

اگر آنها (راست می‌گفتند، و) اراده داشتند که (بسوی میدان جهاد) خارج شوند، وسیله‌ای برای آن فراهم می‌ساختند! ولی خدا از حرکت آنها کراهت داشت؛ از این رو (توفیقش را از آنان سلب کرد؛ و) آنها را (از جهاد) باز داشت؛ و به آنان گفته شد: «با «قاعدین» [= کودکان و پیران و بیماران‌] بنشینید!»

وَلَوْ أَرَادُواْ الْخُرُوجَ لأَعَدُّواْ لَهُ عُدَّةً وَلَـكِن كَرِهَ اللّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُواْ مَعَ الْقَاعِدِينَ؛ اگر مي خواستند که به جنگ بيرون شوند براي خويش ساز و برگي آماده کرده بودند ، ولي خدا بسيج آنان را ناخوش داشت و از جنگشان بازداشت و به ايشان گفته شد که همراه کساني که از جنگ سر برتافته اند در خانه بنشينيد. لَوْ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالاً ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ؛ اگر با شما به جنگ بيرون آمده بودند ، جز فساد کاري نمي کردند ، و تا فتنه انگيزي کنند و براي دشمنان به سخن چيني پردازند در ميان شما رخنه مي کردند ، و خدا به ستمکاران آگاه است. لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ؛ پيش از اين هم فتنه گري مي کردند و کارها را براي تو واژگونه جلوه مي ، دادند تا آنگاه که حق فراز آمد و فرمان خداوند آشکار شد ، در حالي که از آن کراهت داشتند.

(46) خداوند متعال می‌فرماید: منافقانی که از رفتن به جهاد باز مانده‌اند، قرینه‌های آشکاری وجود دارد مبنی بر اینکه آنها به طور کلی قصد بیرون رفتن برای جهاد را نداشته‌اند، و عذرهایی که می‌آورند، باطل است؛ زیرا عذر، مانعی است که آدمی را از رفتن باز می‌دارد. وقتی که بنده به اندازۀ توان خود تلاش نماید، و برای فراهم کردن اسباب بیرون رفتن تلاش کند، سپس مانعی شرعی او را باز دارد، معذور به حساب می‌آید، ولی این منافقان، (﴿وَلَوۡ أَرَادُواۡ ٱلۡخُرُوجَ لَأَعَدُّواۡ لَهُۥ عُدَّةٗ﴾) اگر می‌خواستند، اسبابی را که در توانشان بود، برای رفتن به کار می‌گرفتند؛ اما چون برای رفتن به جهاد خود را آماده نکردند، معلوم می‌شود که آنها قصد بیرون رفتن را نداشته اند. (﴿وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ﴾) ولی خداوند بیرون شدن و حرکت کردن آنها را تأیید نکرد، و نپسندید که همراه با شما برای جنگ بیرون روند، (﴿فَثَبَّطَهُمۡ﴾) پس خداوند در تقدیر و قضای خود، آنان را از بیرون رفتن و حرکت بازداشت، گرچه آنها را به حرکت کردن دستور داد، و آنان را برای جهاد تحریک نمود، و به آنان توانایی بیرون رفتن را داد، اما از روی حکمت خویش نخواست آنها را یاری کند، بلکه آنها را خوار نمود و از حرکت بازداشت. (﴿وَقِيلَ ٱقۡعُدُواۡ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ﴾) و گفته شد: «بنشینید با نشستگان، از قبیل زنان و کسانی که معذور هستند.»

(47) سپس خداوند حکمت این کار را بیان کرد و فرمود: (﴿لَوۡ خَرَجُواۡ فِيكُم مَّا زَادُوكُمۡ إِلَّا خَبَالٗا﴾) اگر آنان همراه با شما بیرون می‌آمدند، چیزی جز کمبود به شما نمی‌افزودند. (﴿وَلَأَوۡضَعُواۡ خِلَٰلَكُمۡ﴾) و برای فتنه انگیزی و ایجاد شرارت میان شما، تلاش کرده و گروه متحد و یکپارچۀ شما را متفرق می‌کردند، (﴿يَبۡغُونَكُمُ ٱلۡفِتۡنَةَ﴾) آنان به شدت علاقه مند هستند تا شما را دچار فتنه‌کنند و میان شما دشمنی بیندازند، (﴿وَفِيكُمۡ﴾) و در میان شما مردمانی هستند که عقلشان ضعیف است و، (﴿سَمَّٰعُونَ لَهُمۡ﴾) دعوت آنها را می‌پذیرند، و فریب آنان را می‌خورند. پس به شدت بر شکست خوردن و خواری‌تان و انداختن شر میان شما و باز داشتن شما از دشمنتان حریص اند، و در میان شما کسانی هستند که سخن آنها را می‌پذیرند، و از آنان می‌خواهند که ایشان را نصیحت نمایند، به همین جهت شری که از بیرون آمدن آنها به همراه مؤمنان پدید می‌آید، بسیار بزرگ و خطرناک است. پس حکمت است، که آنان را از بیرون رفتن با بندگان مؤمن خود بازداشت! و این از روی رحمت و لطفی بود که نسبت به آنان داشت، تا آنچه را که به آنان سود نمی‌رساند بلکه ضرر می‌رساند از آنها دور سازد. …

47

لَوْ خَرَجُوا۟ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًۭا وَلَأَوْضَعُوا۟ خِلَٰلَكُمْ يَبْغُونَكُمُ ٱلْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّٰعُونَ لَهُمْ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ

اگر آنها همراه شما (بسوی میدان جهاد) خارج می‌شدند، جز اضطراب و تردید، چیزی بر شما نمی‌افزودند؛ و بسرعت در بین شما به فتنه‌انگیزی (و ایجاد تفرقه و نفاق) می‌پرداختند؛ و در میان شما، افرادی (سست و ضعیف) هستند که به سخنان آنها کاملاً گوش فرامی‌دهند؛ و خداوند، ظالمان را می‌شناسد.

وَلَوْ أَرَادُواْ الْخُرُوجَ لأَعَدُّواْ لَهُ عُدَّةً وَلَـكِن كَرِهَ اللّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُواْ مَعَ الْقَاعِدِينَ؛ اگر مي خواستند که به جنگ بيرون شوند براي خويش ساز و برگي آماده کرده بودند ، ولي خدا بسيج آنان را ناخوش داشت و از جنگشان بازداشت و به ايشان گفته شد که همراه کساني که از جنگ سر برتافته اند در خانه بنشينيد. لَوْ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالاً ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ؛ اگر با شما به جنگ بيرون آمده بودند ، جز فساد کاري نمي کردند ، و تا فتنه انگيزي کنند و براي دشمنان به سخن چيني پردازند در ميان شما رخنه مي کردند ، و خدا به ستمکاران آگاه است. لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ؛ پيش از اين هم فتنه گري مي کردند و کارها را براي تو واژگونه جلوه مي ، دادند تا آنگاه که حق فراز آمد و فرمان خداوند آشکار شد ، در حالي که از آن کراهت داشتند.

(46) خداوند متعال می‌فرماید: منافقانی که از رفتن به جهاد باز مانده‌اند، قرینه‌های آشکاری وجود دارد مبنی بر اینکه آنها به طور کلی قصد بیرون رفتن برای جهاد را نداشته‌اند، و عذرهایی که می‌آورند، باطل است؛ زیرا عذر، مانعی است که آدمی را از رفتن باز می‌دارد. وقتی که بنده به اندازۀ توان خود تلاش نماید، و برای فراهم کردن اسباب بیرون رفتن تلاش کند، سپس مانعی شرعی او را باز دارد، معذور به حساب می‌آید، ولی این منافقان، (﴿وَلَوۡ أَرَادُواۡ ٱلۡخُرُوجَ لَأَعَدُّواۡ لَهُۥ عُدَّةٗ﴾) اگر می‌خواستند، اسبابی را که در توانشان بود، برای رفتن به کار می‌گرفتند؛ اما چون برای رفتن به جهاد خود را آماده نکردند، معلوم می‌شود که آنها قصد بیرون رفتن را نداشته اند. (﴿وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ﴾) ولی خداوند بیرون شدن و حرکت کردن آنها را تأیید نکرد، و نپسندید که همراه با شما برای جنگ بیرون روند، (﴿فَثَبَّطَهُمۡ﴾) پس خداوند در تقدیر و قضای خود، آنان را از بیرون رفتن و حرکت بازداشت، گرچه آنها را به حرکت کردن دستور داد، و آنان را برای جهاد تحریک نمود، و به آنان توانایی بیرون رفتن را داد، اما از روی حکمت خویش نخواست آنها را یاری کند، بلکه آنها را خوار نمود و از حرکت بازداشت. (﴿وَقِيلَ ٱقۡعُدُواۡ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ﴾) و گفته شد: «بنشینید با نشستگان، از قبیل زنان و کسانی که معذور هستند.»

(47) سپس خداوند حکمت این کار را بیان کرد و فرمود: (﴿لَوۡ خَرَجُواۡ فِيكُم مَّا زَادُوكُمۡ إِلَّا خَبَالٗا﴾) اگر آنان همراه با شما بیرون می‌آمدند، چیزی جز کمبود به شما نمی‌افزودند. (﴿وَلَأَوۡضَعُواۡ خِلَٰلَكُمۡ﴾) و برای فتنه انگیزی و ایجاد شرارت میان شما، تلاش کرده و گروه متحد و یکپارچۀ شما را متفرق می‌کردند، (﴿يَبۡغُونَكُمُ ٱلۡفِتۡنَةَ﴾) آنان به شدت علاقه مند هستند تا شما را دچار فتنه‌کنند و میان شما دشمنی بیندازند، (﴿وَفِيكُمۡ﴾) و در میان شما مردمانی هستند که عقلشان ضعیف است و، (﴿سَمَّٰعُونَ لَهُمۡ﴾) دعوت آنها را می‌پذیرند، و فریب آنان را می‌خورند. پس به شدت بر شکست خوردن و خواری‌تان و انداختن شر میان شما و باز داشتن شما از دشمنتان حریص اند، و در میان شما کسانی هستند که سخن آنها را می‌پذیرند، و از آنان می‌خواهند که ایشان را نصیحت نمایند، به همین جهت شری که از بیرون آمدن آنها به همراه مؤمنان پدید می‌آید، بسیار بزرگ و خطرناک است. پس حکمت است، که آنان را از بیرون رفتن با بندگان مؤمن خود بازداشت! و این از روی رحمت و لطفی بود که نسبت به آنان داشت، تا آنچه را که به آنان سود نمی‌رساند بلکه ضرر می‌رساند از آنها دور سازد. …

48

لَقَدِ ٱبْتَغَوُا۟ ٱلْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُوا۟ لَكَ ٱلْأُمُورَ حَتَّىٰ جَآءَ ٱلْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ ٱللَّهِ وَهُمْ كَٰرِهُونَ

آنها پیش از این (نیز) در پی فتنه‌انگیزی بودند، و کارها را بر تو دگرگون ساختند (و به هم ریختند)؛ تا آن که حق فرا رسید، و فرمان خدا آشکار گشت (و پیروز شدید)، در حالی که آنها کراهت داشتند.

وَلَوْ أَرَادُواْ الْخُرُوجَ لأَعَدُّواْ لَهُ عُدَّةً وَلَـكِن كَرِهَ اللّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُواْ مَعَ الْقَاعِدِينَ؛ اگر مي خواستند که به جنگ بيرون شوند براي خويش ساز و برگي آماده کرده بودند ، ولي خدا بسيج آنان را ناخوش داشت و از جنگشان بازداشت و به ايشان گفته شد که همراه کساني که از جنگ سر برتافته اند در خانه بنشينيد. لَوْ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالاً ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ؛ اگر با شما به جنگ بيرون آمده بودند ، جز فساد کاري نمي کردند ، و تا فتنه انگيزي کنند و براي دشمنان به سخن چيني پردازند در ميان شما رخنه مي کردند ، و خدا به ستمکاران آگاه است. لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ؛ پيش از اين هم فتنه گري مي کردند و کارها را براي تو واژگونه جلوه مي ، دادند تا آنگاه که حق فراز آمد و فرمان خداوند آشکار شد ، در حالي که از آن کراهت داشتند.

(46) خداوند متعال می‌فرماید: منافقانی که از رفتن به جهاد باز مانده‌اند، قرینه‌های آشکاری وجود دارد مبنی بر اینکه آنها به طور کلی قصد بیرون رفتن برای جهاد را نداشته‌اند، و عذرهایی که می‌آورند، باطل است؛ زیرا عذر، مانعی است که آدمی را از رفتن باز می‌دارد. وقتی که بنده به اندازۀ توان خود تلاش نماید، و برای فراهم کردن اسباب بیرون رفتن تلاش کند، سپس مانعی شرعی او را باز دارد، معذور به حساب می‌آید، ولی این منافقان، (﴿وَلَوۡ أَرَادُواۡ ٱلۡخُرُوجَ لَأَعَدُّواۡ لَهُۥ عُدَّةٗ﴾) اگر می‌خواستند، اسبابی را که در توانشان بود، برای رفتن به کار می‌گرفتند؛ اما چون برای رفتن به جهاد خود را آماده نکردند، معلوم می‌شود که آنها قصد بیرون رفتن را نداشته اند. (﴿وَلَٰكِن كَرِهَ ٱللَّهُ ٱنۢبِعَاثَهُمۡ﴾) ولی خداوند بیرون شدن و حرکت کردن آنها را تأیید نکرد، و نپسندید که همراه با شما برای جنگ بیرون روند، (﴿فَثَبَّطَهُمۡ﴾) پس خداوند در تقدیر و قضای خود، آنان را از بیرون رفتن و حرکت بازداشت، گرچه آنها را به حرکت کردن دستور داد، و آنان را برای جهاد تحریک نمود، و به آنان توانایی بیرون رفتن را داد، اما از روی حکمت خویش نخواست آنها را یاری کند، بلکه آنها را خوار نمود و از حرکت بازداشت. (﴿وَقِيلَ ٱقۡعُدُواۡ مَعَ ٱلۡقَٰعِدِينَ﴾) و گفته شد: «بنشینید با نشستگان، از قبیل زنان و کسانی که معذور هستند.»

(47) سپس خداوند حکمت این کار را بیان کرد و فرمود: (﴿لَوۡ خَرَجُواۡ فِيكُم مَّا زَادُوكُمۡ إِلَّا خَبَالٗا﴾) اگر آنان همراه با شما بیرون می‌آمدند، چیزی جز کمبود به شما نمی‌افزودند. (﴿وَلَأَوۡضَعُواۡ خِلَٰلَكُمۡ﴾) و برای فتنه انگیزی و ایجاد شرارت میان شما، تلاش کرده و گروه متحد و یکپارچۀ شما را متفرق می‌کردند، (﴿يَبۡغُونَكُمُ ٱلۡفِتۡنَةَ﴾) آنان به شدت علاقه مند هستند تا شما را دچار فتنه‌کنند و میان شما دشمنی بیندازند، (﴿وَفِيكُمۡ﴾) و در میان شما مردمانی هستند که عقلشان ضعیف است و، (﴿سَمَّٰعُونَ لَهُمۡ﴾) دعوت آنها را می‌پذیرند، و فریب آنان را می‌خورند. پس به شدت بر شکست خوردن و خواری‌تان و انداختن شر میان شما و باز داشتن شما از دشمنتان حریص اند، و در میان شما کسانی هستند که سخن آنها را می‌پذیرند، و از آنان می‌خواهند که ایشان را نصیحت نمایند، به همین جهت شری که از بیرون آمدن آنها به همراه مؤمنان پدید می‌آید، بسیار بزرگ و خطرناک است. پس حکمت است، که آنان را از بیرون رفتن با بندگان مؤمن خود بازداشت! و این از روی رحمت و لطفی بود که نسبت به آنان داشت، تا آنچه را که به آنان سود نمی‌رساند بلکه ضرر می‌رساند از آنها دور سازد. …

49

وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ٱئْذَن لِّى وَلَا تَفْتِنِّىٓ ۚ أَلَا فِى ٱلْفِتْنَةِ سَقَطُوا۟ ۗ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌۢ بِٱلْكَٰفِرِينَ

بعضی از آنها می‌گویند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شرکت نکنیم)، و ما را به گناه نیفکن»! آگاه باشید آنها (هم اکنون) در گناه سقوط کرده‌اند؛ و جهنم، کافران را احاطه کرده است!

وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلاَ تَفْتِنِّي أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ؛ بعضي از آنان مي گويند : مرا رخصت ده و به گناه مينداز آگاه باش که اينان خود در گناه افتاده اند و جهنم بر کافران احاطه دارد.

(49) (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ﴾) و در میان این منافقان کسی هست که برای نیامدن به جنگ اجازه می‌گیرد و عذر عجیب و غریب آورده و می‌گوید: (﴿ٱئۡذَن لِّي﴾) به من اجازه بده تا بمانم، (﴿وَلَا تَفۡتِنِّيٓ﴾) و مرا در بیرون رفتن دچار فتنه مکن؛ زیرا اگر من بیرون بیایم و زنان «بنی اصفر» را ببینم، نمی‌توانم خودم را کنترل کنم. همان طور که «جد بنی قیس» این را گفت، و سخنش - خداوند او را در روز قیامت رسوا کند- چیزی جز ریا و نفاق نبود. با زبان می‌گفت:«هدف خوبی دارم؛ زیرا بیرون رفتن من باعث فتنه و قرار گرفتن در معرض شر می‌شود، و بیرون نرفتنم باعث مصونیت از فتنه و دست نگاه داشتن از شر می‌گردد.» خداوند متعال با بیان اینکه این سخن دروغ است، فرمود: (﴿أَلَا فِي ٱلۡفِتۡنَةِ سَقَطُواۡ﴾) آگاه باش که در فتنه افتاده‌اند؛ زیرا به فرض اینکه در هدفش صداقت داشته باشد، اما باز در اثر باز ماندن و نرفتن به جنگ، فساد و فتنۀ بزرگی پدید می‌آید، و آن نافرمانی خدا و پیامبر و جرأت کردن برای ارتکاب گناه بزرگ می‌باشد. اما بیرون رفتن و به فتنه مبتلا شدن، نسبت به شرکت نکردن در جنگ، فساد کمتری دارد، و فقط گمان مبتلا شدن به آن می‌رود. با اینکه هدفِ این گوینده، جز شرکت نکردن در جنگ نبود. بنابراین خداوند به آنها هشدار داد و فرمود: (﴿وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُۢ بِٱلۡكَٰفِرِينَ﴾) و به راستی که جهنم در بر گیرندۀ کافران است و آنها راه فرار و گریزی از آن ندارند و از آن نجات پیدا نمی‌کنند.

50

إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌۭ تَسُؤْهُمْ ۖ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌۭ يَقُولُوا۟ قَدْ أَخَذْنَآ أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّوا۟ وَّهُمْ فَرِحُونَ

هرگاه نیکی به تو رسد، آنها را ناراحت می‌کند؛ و اگر مصیبتی به تو رسد، می‌گویند: «ما تصمیم خود را از پیش گرفته‌ایم.» و بازمی‌گردند در حالی که خوشحالند!

إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُواْ قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ؛ اگر خيري به تو رسد اندوهگينشان سازد ، و اگر به تو مصيبتي رسد مي ، گويند: ما چاره کار خويش پيش از اين انديشيده ايم آنگاه شادمان باز مي گردند. قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛ بگو : مصيبتي جز آنچه خدا براي ما مقرر کرده است به ما نخواهد رسيد او مولاي ماست و مؤمنان بر خدا توکل کنند.

(50) خداوند متعال با بیان اینکه منافقان دشمنان حقیقی هستند و از دین متنفرند، می‌فرماید: (﴿إِن تُصِبۡكَ حَسَنَةٞ﴾) اگر نیکی به تو برسد، از قبیل: پیروز شدن بر دشمن، (﴿تَسُؤۡهُمۡ﴾) آنان را اندوهگین و غمگین می‌کند، (﴿وَإِن تُصِبۡكَ مُصِيبَةٞ﴾) و اگر مصیبتی به شما دست دهد، از قبیل: پیروز شدن دشمن بر شما، (﴿يَقُولُواۡ﴾) با افتخار و بالیدن به سلامتی خود، و اینکه همراه تو شرکت نجسته‌اند، می‌گویند: (﴿قَدۡ أَخَذۡنَآ أَمۡرَنَا مِن قَبۡلُ﴾) ما پرهیز نمودیم و کارهایی کردیم که ما را از افتادن در چنین مصیبتی نجات داد. (﴿وَيَتَوَلَّواۡ وَّهُمۡ فَرِحُونَ﴾) و شادمان از مصیبتی که برای تو پیش آمده است، و از اینکه با تو مشارکت نکرده اند، بر می‌گردند.

(51) خداوند در حالی که سخنان آنان را رد می‌نماید، می‌فرماید: (﴿قُل لَّن يُصِيبَنَآ إِلَّا مَا كَتَبَ ٱللَّهُ لَنَا﴾) بگو: «هرگز به ما چیزی نمی‌رسد، جز آنچه خداوند برایمان مقرر نموده»، و در لوح محفوظ قرار داده است. (﴿هُوَ مَوۡلَىٰنَا﴾) او در امور دینی و دنیوی، سرپرست و یاور ما است. پس باید به تقدیرات او راضی باشیم، و ما اختیاری نداریم و هیچ کاری در دست ما نیست. (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾) و مؤمنان باید در جلب منافع و مصالح خود و دور کردن زیان‌هایشان، بر خدا اعتماد و تکیه نمایند، و باید در به دست آوردن خواسته‌هایشان، به او اعتماد نمایند. پس هر کس که بر او توکل نماید، ناکام نمی‌گردد؛ ولی هر کس به غیر او توکل کند، خوار می‌گردد و شکست می‌خورد و به آرزوهایش دست نمی‌یابد.

Commentary: Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di. Qur'an text and translation via AlQuran Cloud.