وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُنَا قَالُوا۟ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَآءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَٰذَآ ۙ إِنْ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ
و هنگامی که آیات ما بر آنها خوانده میشود، میگویند: «شنیدیم؛ (چیز مهمّی نیست؛) ما هم اگر بخواهیم مثل آن را میگوییم؛ اینها همان افسانههای پیشینیان است!» (ولی دروغ میگویند، و هرگز مثل آن را نمیآورند.)
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُواْ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَـذَا إِنْ هَـذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ؛ چون آيات ما بر آنها خوانده شد ، گفتند : شنيديم و اگر بخواهيم همانند، آن مي گوييم ، اين چيزي جز افسانه هاي پيشينيان نيست. وَإِذْ قَالُواْ اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَـذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاء أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ؛ و آن هنگام را که گفتند : بار خدايا ، اگر اين که از جانب تو آمده حق است ، بر ما از آسمان باراني از سنگ ببار يا عذاب دردآوري بر ما بفرست. وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ؛ تا آنگاه که تو در ميانشان هستي خدا عذابشان نکند و تا آنگاه که از خدا آمرزش مي طلبند ، نيز خدا عذابشان نخواهد کرد. وَمَا لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُواْ أَوْلِيَاءهُ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ؛ چرا خدا عذابشان نکند ، حال آنکه مردم را از مسجدالحرام باز مي دارند، وصاحبان آن نيستند ? صاحبان آن تنها پرهيزگارانند ولي بيشترينشان نمي دانند.
(31) خداوند متعال در بیان کینهتوزی و عناد کسانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم را تکذیب میکردند، میفرماید: (﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا﴾) و چون آیات ما که بر صدق رسالت محمد دلالت مینماید، بر آنان خوانده شود، (﴿قَالُواۡ قَدۡ سَمِعۡنَا لَوۡ نَشَآءُ لَقُلۡنَا مِثۡلَ هَٰذَآ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾) گویند: شنیدیم. اگر میخواستیم، قطعاً ما هم مثل این را میگفتیم، این چیزی جز افسانههای پیشینیان نیست. و این از عناد و ستمگری آنها بود؛ چرا که قبلاً خداوند آنها را به مبارزه طلبیده بود تا سورهای مانند قرآن را بیاورند، و در این راستا از هرکسی کمک بطلبند؛ اما نتوانستند این کار را بکنند، و ناتوانی آنها آشکار گردید. پس اینکه گفتند:«اگر بخواهیم ما هم میتوانیم مانند این قرآن را بگوییم» فقط یک ادعا است؛ و واقعیت، آن را تکذیب کرد. و معلوم گردید که او صلی الله علیه وسلم بیسواد است، و نمیتواند بخواند و بنویسد، و به جایی نرفته بود تا اخبار گذشتگان را بخواند، اما با این وجود، این کتاب ارزشمند را آورد که باطل از هیچ طرفی به آن راه نمییابد، و از جانب خداوند حکیم و ستوده فرستاده شده است.
(32) (﴿وَإِذۡ قَالُواۡ ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا﴾) و به یاد آور آنگاه که گفتند: بار خدایا! اگر آنچه که محمد مردم را به سوی آن فرا میخوانَد، (﴿هُوَ ٱلۡحَقَّ مِنۡ عِندِكَ فَأَمۡطِرۡ عَلَيۡنَا حِجَارَةٗ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ أَوِ ٱئۡتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٖ﴾) حق است، و از جانب تو است، پس، سنگهایی از آسمان بر ما بباران، یا ما را به عذاب دردناکی گرفتار ساز. این را در حالی گفتند که آنان به طور قطع به باطل خویش اعتقاد داشتند. و از گفتن سخن شایسته ناآگاه بودند. و اگر آنان ـ آنگاه که چنان دلایلی واهی و غیرحقیقی برای خود دست و پا کرده بودند که به طور قطع و یقین بر باطل خود پافشاری کنند ـ به کسی که با آنان مناظره میکرد و مدعی آن بود که حق با وی است، میگفتند:«اگر این حق است از جانب تو، پس ما را به سوی آن راهنمایی کن.» اگر آن زمان این را میگفتند، برایشان بهتر بود و از شدت ستم آنان میکاست. پس وقتی که گفتند: (﴿ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا هُوَ ٱلۡحَقَّ مِنۡ عِندِكَ ...﴾) به محض گفتن این سخن، معلوم شد که آنها بیخرد و احمق و نادان و ستمگر هستند
(33) زیرا اگر خداوند عذاب را در این دنیا بر آنان فرود میآورد، هیچ کس را از آنها باقی نمیگذاشت. اما خداوند متعال به …