قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ
و گفتند: «ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم؛
ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَظَلَمُواْ بِهَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ؛ بعد از آنها موسي را با آياتمان بر فرعون و قومش مبعوث داشتيم به خلافش برخاستند اينک بنگر که عاقبت مفسدان چگونه بوده است. وَقَالَ مُوسَى يَا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ؛ موسي گفت : اي فرعون ، من پيامبري از جانب پروردگار عالميانم. حَقِيقٌ عَلَى أَن لاَّ أَقُولَ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُم بِبَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرَائِيلَ؛ شايسته است که در باره خدا جز به راستي سخن نگويم من همراه با، معجزه اي از جانب پروردگارتان آمده ام بني اسرائيل را با من بفرست. قَالَ إِن كُنتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِهَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ؛ گفت : اگر راست مي گويي و معجزه اي به همراه داري ، آن را بياور. فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ؛ عصايش را انداخت ، اژدهايي راستين شد. وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ؛ و دستش را بيرون آورد ، در نظر آنان که مي ديدند سفيد و درخشان بود. قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَـذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ؛ مهتران قوم فرعون گفتند : اين جادوگري است دانا. يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ؛ مي خواهد شما را، از سرزمينتان بيرون کند ، چه مي فرماييد ? قَالُواْ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِي الْمَدَآئِنِ حَاشِرِينَ؛ گفتند : او و برادرش را نگه دار و کسان به شهرها بفرست. يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ؛ تا همه جادوگران دانا را نزد تو بياورند. وَجَاء السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالْواْ إِنَّ لَنَا لأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ؛ جادوگران نزد فرعون آمدند و گفتند : اگر غلبه يابيم ، ما را پاداشي هست ? قَالَ نَعَمْ وَإَنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ؛ گفت : آري ، و شما از مقربان خواهيد بود. قَالُواْ يَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ؛ گفتند : اي موسي ، آيا نخست تو مي افکني ، يا ما بيفکنيم ? قَالَ أَلْقُوْاْ فَلَمَّا أَلْقَوْاْ سَحَرُواْ أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ؛ گفت :، شما بيفکنيد چون افکندند ، ديدگان مردم را جادو کردند و آنان را ترسانيدند و جادويي عظيم آوردند. وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ؛ و به موسي وحي کرديم که عصاي خود را بيفکن به ناگاه ديدند که همه جادوهايشان را مي بلعد. فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ پس حق به ثبوت رسيد و کارهاي آنان باطل شد. فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَانقَلَبُواْ صَاغِرِينَ؛ در همان جا مغلوب شدند ، و خوار و زبون بازگشتند. وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ؛ جادوگران به سجده وادار شدند. قَالُواْ آمَنَّا بِرِبِّ الْعَالَمِينَ؛ گفتند : به پروردگار جهانيان ايمان آورديم . رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ؛ پروردگار موسي و، هارون. قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنتُم بِهِ قَبْلَ أَن آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَـذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُواْ مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ؛ فرعون گفت : آيا پيش از آنکه من به شما رخصت دهم به او ايمان آورديد? اين حيله اي است که در باره اين شهر انديشيده ايد تا مردمش را بيرون کنيد به زودي خواهيد دانست. لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلاَفٍ ثُمَّ لأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ؛ دستها و پايهايتان را به خلاف يکديگر خواهم بريد و همگيتان را بر دار خواهم کرد. قَالُواْ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ؛ گفتند : ما به نزد پروردگارمان باز مي گرديم. وَمَا …