Muslim99Muslim99
← Tafsir library

6. Al-An'aam

The Cattle · Meccan · 165 ayahs

سُورَةُ الأَنۡعَامِ

Reading Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di

Ayahs 1–10 of 165

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

1

ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَجَعَلَ ٱلظُّلُمَٰتِ وَٱلنُّورَ ۖ ثُمَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ

ستایش برای خداوندی است که آسمانها و زمین را آفرید، و ظلمتها و نور را پدید آورد؛ اما کافران برای پروردگار خود، شریک و شبیه قرارمی‌دهند (با اینکه دلایل توحید و یگانگی او، در آفرینش جهان آشکار است)!

الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِم يَعْدِلُونَ؛ ستايش از آن خداوندي است که آسمانها و، زمين را بيافريد و تاريکيها و روشنايي را پديدار کرد ، با اين همه ، کافران با پروردگار خويش ديگري را برابر مي دارند. هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ؛ اوست که شما را از گل بيافريد و عمري مقرر کرد : مدتي در نزد او معين با، اين همه ، ترديد مي ورزيد.

مکي و 165 آيه است.

(1) .خداوند خویشتن را به خاطر صفت‌های کمال و عظمت وشکوه خود، و به طور ویژه صفت‌هایی که در این آیه ذکر شده است، می‌ستاید. پس او خود را بر آفریدن آسمان‌ها و زمین، که بر قدرت کامل و علم و رحمت واسع و گستردگی حکمت و یگانه بودن وی در آفرینش و تدبیر دلالت می‌نماید، ستایش نمود، و خویشتن را به خاطر پدید آوردن روشنایی و تاریکی‌ها ستود. و این، تاریکی و روشنایی محسوس مانند شب و روز و خورشید و ماه، و نیز تاریکی و روشنایی معنوی از قبیل: تاریکی جهالت و شک و شرک و گناه و غفلت، و نور علم و ایمان و یقین و طاعت را شامل می‌شود. و همۀ این موارد قاطعانه دلالت می‌نمایند که خداوند متعال، سزاوار پرستش و عبادت خالص است. با وجود این همه دلیل و برهان روشن، (﴿ثُمَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِرَبِّهِمۡ يَعۡدِلُونَ﴾) کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیده‌اند [کسانی دیگر] غیر از خدا را با وی در عبادت و کرنش و تعظیم برابر می‌دانند، با اینکه آنان در چیزی با خدا برابر نیستند، و آنها نیازمندانی ناتوان‌اند و از هر جهت کمبود دارند.

(2) (﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٖ﴾) خداوند، ذاتی است که شما را از گِل آفریده است؛ چرا که مادۀ خلقت شما و پدرتان آدم علیه السلام از گِل بوده است.(﴿ثُمَّ قَضَىٰٓ أَجَلٗا﴾) سپس مدت و زمانی را برای اقامت شما در این دنیا معین کرد، تا در آن مدت بهره‌مند شوید و از آن استفاده کنید و به‌وسیلۀ آنچه که به سوی پیامبرانش فرستاده می‌شود، مورد امتحان و آزمایش قرار گیرید. ﴿لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا﴾ تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‌نماید. و شما را در این دنیا به اندازه‌ای عمر می‌دهد که آن اندازه کافی است برای هر آن کس که بخواهد در آن پند پذیرد. (﴿وَأَجَلٞ مُّسَمًّى عِندَهُۥ﴾) و مدت معیّنی نزد اوست و آن دنیای آخرت است که بندگان از این دنیا به آن منتقل می‌شوند. پس خداوند آنان را طبق اعمال خوب و بدشان جزا و سزا می‌دهد. (﴿ثُمَّ﴾) سپس با وجود این بیان کامل و حجت قاطع، (﴿أَنتُمۡ تَمۡتَرُونَ﴾) شما در وعدۀ خدا و وعید او، و وقوع روز قیامت شک و تردید به خود راه می‌دهید. و خداوند «ظلمات» را بدان جهت با صیغۀ جمع آورد که اقسام آن زیاد و راه‌های آن گوناگون است. اما نور و روشنایی را به صورت مفرد آورد، چون راهی که انسان را به خدا می‌رساند، یکی است و تعدد در آن وجود ندارد، و آن راهی است که دانستن حق، و عمل کردن به آن را در بر دارد. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا فَٱتَّبِعُوهُۖ وَلَا تَتَّبِعُواۡ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمۡ عَن سَبِيلِهِۦ﴾ و این است راه راست من، پس، از آن پیروی کنید و از راه‌های دیگر پیروی مکنید، که شما را از راه خدا دور می‌کند.

2

هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن طِينٍۢ ثُمَّ قَضَىٰٓ أَجَلًۭا ۖ وَأَجَلٌۭ مُّسَمًّى عِندَهُۥ ۖ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ

او کسی است که شما را از گل آفرید؛ سپس مدتی مقرّر داشت (تا انسان تکامل یابد)؛ و اجل حتمی نزد اوست (و فقط او از آن آگاه است). با این همه، شما (مشرکان در توحید و یگانگی و قدرت او،) تردید می‌کنید!

الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِم يَعْدِلُونَ؛ ستايش از آن خداوندي است که آسمانها و، زمين را بيافريد و تاريکيها و روشنايي را پديدار کرد ، با اين همه ، کافران با پروردگار خويش ديگري را برابر مي دارند. هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ؛ اوست که شما را از گل بيافريد و عمري مقرر کرد : مدتي در نزد او معين با، اين همه ، ترديد مي ورزيد.

مکي و 165 آيه است.

(1) .خداوند خویشتن را به خاطر صفت‌های کمال و عظمت وشکوه خود، و به طور ویژه صفت‌هایی که در این آیه ذکر شده است، می‌ستاید. پس او خود را بر آفریدن آسمان‌ها و زمین، که بر قدرت کامل و علم و رحمت واسع و گستردگی حکمت و یگانه بودن وی در آفرینش و تدبیر دلالت می‌نماید، ستایش نمود، و خویشتن را به خاطر پدید آوردن روشنایی و تاریکی‌ها ستود. و این، تاریکی و روشنایی محسوس مانند شب و روز و خورشید و ماه، و نیز تاریکی و روشنایی معنوی از قبیل: تاریکی جهالت و شک و شرک و گناه و غفلت، و نور علم و ایمان و یقین و طاعت را شامل می‌شود. و همۀ این موارد قاطعانه دلالت می‌نمایند که خداوند متعال، سزاوار پرستش و عبادت خالص است. با وجود این همه دلیل و برهان روشن، (﴿ثُمَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ بِرَبِّهِمۡ يَعۡدِلُونَ﴾) کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیده‌اند [کسانی دیگر] غیر از خدا را با وی در عبادت و کرنش و تعظیم برابر می‌دانند، با اینکه آنان در چیزی با خدا برابر نیستند، و آنها نیازمندانی ناتوان‌اند و از هر جهت کمبود دارند.

(2) (﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٖ﴾) خداوند، ذاتی است که شما را از گِل آفریده است؛ چرا که مادۀ خلقت شما و پدرتان آدم علیه السلام از گِل بوده است.(﴿ثُمَّ قَضَىٰٓ أَجَلٗا﴾) سپس مدت و زمانی را برای اقامت شما در این دنیا معین کرد، تا در آن مدت بهره‌مند شوید و از آن استفاده کنید و به‌وسیلۀ آنچه که به سوی پیامبرانش فرستاده می‌شود، مورد امتحان و آزمایش قرار گیرید. ﴿لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا﴾ تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‌نماید. و شما را در این دنیا به اندازه‌ای عمر می‌دهد که آن اندازه کافی است برای هر آن کس که بخواهد در آن پند پذیرد. (﴿وَأَجَلٞ مُّسَمًّى عِندَهُۥ﴾) و مدت معیّنی نزد اوست و آن دنیای آخرت است که بندگان از این دنیا به آن منتقل می‌شوند. پس خداوند آنان را طبق اعمال خوب و بدشان جزا و سزا می‌دهد. (﴿ثُمَّ﴾) سپس با وجود این بیان کامل و حجت قاطع، (﴿أَنتُمۡ تَمۡتَرُونَ﴾) شما در وعدۀ خدا و وعید او، و وقوع روز قیامت شک و تردید به خود راه می‌دهید. و خداوند «ظلمات» را بدان جهت با صیغۀ جمع آورد که اقسام آن زیاد و راه‌های آن گوناگون است. اما نور و روشنایی را به صورت مفرد آورد، چون راهی که انسان را به خدا می‌رساند، یکی است و تعدد در آن وجود ندارد، و آن راهی است که دانستن حق، و عمل کردن به آن را در بر دارد. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا فَٱتَّبِعُوهُۖ وَلَا تَتَّبِعُواۡ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمۡ عَن سَبِيلِهِۦ﴾ و این است راه راست من، پس، از آن پیروی کنید و از راه‌های دیگر پیروی مکنید، که شما را از راه خدا دور می‌کند.

3

وَهُوَ ٱللَّهُ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَفِى ٱلْأَرْضِ ۖ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهْرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ

اوست خداوند در آسمانها و در زمین؛ پنهان و آشکار شما را می‌داند؛ و از آنچه (انجام می‌دهید و) به دست می‌آورید، با خبر است.

وَهُوَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ؛ در آسمانها و زمين ، اوست که خداوند است نهان و آشکارتان را مي داندو از کردارتان آگاه است.

(3) او در آسمان‌ها و زمین معبود است. پس اهل آسمان‌ها و زمین اعم از فرشتگانِ مقرب و پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان، پروردگارشان را می‌پرستند، و در برابر عظمت و شکوه او، فروتنی پیشه کرده، و در برابر قدرت و بزرگی او کرنش می‌کنند. و او پنهان و آشکارتان، و آنچه را که به دست می‌آورید و انجام می‌دهید، می‌داند. پس، از نافرمانی او بپرهیزید و در انجام کارهایی که شما را به رحمت وی نزدیک می‌نماید، شتاب ورزید، و از هر عملی که شما را از رحمتش دور می‌کند، بپرهیزید.

4

وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ ءَايَةٍۢ مِّنْ ءَايَٰتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهَا مُعْرِضِينَ

هیچ نشانه و آیه‌ای از آیات پروردگارشان برای آنان نمی‌آید، مگر اینکه از آن رویگردان می‌شوند!

وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ؛ و هيچ آيه اي از آيات پروردگارشان برايشان نازل نشد ، جز آنکه از آن رويگردان شدند. فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ؛ چون سخن حق بر آنها عرضه شد ، تکذيبش کردند پس به زودي ، خبر چيزهايي که به ريشخندشان مي گرفتند به آنها خواهد رسيد. أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ؛ آيا نديده اند که پيش از آنها چه مردمي را هلاک کرده ايم ? مردمي که ، درزمين مکانتشان داده بوديم ، آنچنان مکانتي که به شما نداده ايم و برايشان از آسمان بارانهاي پي در پي فرستاديم و رودها از زير پايشان روان ساختيم آنگاه به کيفر گناهانشان هلاکشان کرديم و پس از آنها مردمي ديگر پديد آورديم.

(4) خداوند از رویگردانی مشرکین، و شدت تکذیب و دشمنی آنها، و اینکه ذکر دلایل به آنان فایده نمی‌رساند ـ ‌مگر اینکه دچار عذاب و رنج شوند ‌ـ خبر داده و می‌فرماید: (﴿وَمَا تَأۡتِيهِم مِّنۡ ءَايَةٖ مِّنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و هیچ دلیلی از دلایل پروردگارشان، که قاطعانه برحق دلالت می‌نماید، و آنان را به پیروی و پذیرفتن آن فرا می‌خواند، پیش آنان نمی‌آید، (﴿إِلَّا كَانُواۡ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ﴾) مگر اینکه از آن روی بر می‌تابند، و به آن اعتنا نکرده و به آن گوش فرا نمی‌دهند؛ چرا که دل‌هایشان به چیزهای دیگر تمایل دارد و به آن پشت کرده‌اند.

(5) (﴿ فَقَدۡ كَذَّبُواۡ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ﴾) آنان وقتی که حق نزدشان آمد، آن را تکذیب کردند، حال آنکه می‌بایست از آن پیروی کنند، و سپاس خداوند را به جای بیاورند که شناخت حق را برای آنان آسان نمود، و آن را نزدشان روانه کرد. ولی آنان وارونه عمل کردند و سزاوار کیفر و عذاب سخت گردیدند. (﴿فَسَوۡفَ يَأۡتِيهِمۡ أَنۢبَٰٓؤُاۡ مَا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و اخبار آنچه را که به تمسخر می‌گرفتند، به آنان خواهد رسید و در خواهند یافت که آن حق است، و خداوند دروغ و افترای آنها را روشن می‌نماید. آنان رستاخیز و بهشت و جهنم را به تمسخر می‌گرفتند. پس وقتی که روز قیامت فرا برسد، به تکذیب کنندگان گفته می‌شود:﴿هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾ این جهنمی است که آن را تکذیب می‌کردید. و خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَأَقۡسَمُواۡ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَا يَبۡعَثُ ٱللَّهُ مَن يَمُوتُۚ بَلَىٰ وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ لِيُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِي يَخۡتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰذِبِينَ﴾ و مؤکداً سوگند خوردند که خداوند کسی را که بمیرد، بر نمی‌انگیزد. آری! وعدۀ حقی است که خدا مردگان را زنده نماید، اما بیشتر مردم نمی‌دانند. تا آنچه را که در آن اختلاف می‌کردند، برای آنها روشن بگرداند، و تا کافران بدانند که آنها دروغگو هستند.

(6) سپس به آنها فرمان می‌دهد تا از امت‌های پیشین عبرت بگیرند و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَرَوۡاۡ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٖ﴾) آیا ندیده‌اند که پیش از آنها، چه [بسیار] ملت‌هایی را هلاک کرده‌ایم؟ یعنی چقدر امت‌های تکذیب‌کننده را یکی پس از دیگری هلاک نمودیم، و آنان را قبل‌از اینکه به هلاکت برسند، مهلت دادیم، به طوری که (﴿مَّكَّنَّٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَا لَمۡ نُمَكِّن لَّكُمۡ﴾) به آنان قدرت و نعمت و اموال و فرزند و اسباب آسایش بخشیدیم، قدرت و نعمتی که به شما …

5

فَقَدْ كَذَّبُوا۟ بِٱلْحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمْ ۖ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنۢبَٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ

آنان، حق را هنگامی که سراغشان آمد، تکذیب کردند! ولی بزودی خبر آنچه را به باد مسخره می‌گرفتند، به آنان می‌رسد؛ (و از نتایج کار خود، آگاه می‌شوند).

وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ؛ و هيچ آيه اي از آيات پروردگارشان برايشان نازل نشد ، جز آنکه از آن رويگردان شدند. فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ؛ چون سخن حق بر آنها عرضه شد ، تکذيبش کردند پس به زودي ، خبر چيزهايي که به ريشخندشان مي گرفتند به آنها خواهد رسيد. أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ؛ آيا نديده اند که پيش از آنها چه مردمي را هلاک کرده ايم ? مردمي که ، درزمين مکانتشان داده بوديم ، آنچنان مکانتي که به شما نداده ايم و برايشان از آسمان بارانهاي پي در پي فرستاديم و رودها از زير پايشان روان ساختيم آنگاه به کيفر گناهانشان هلاکشان کرديم و پس از آنها مردمي ديگر پديد آورديم.

(4) خداوند از رویگردانی مشرکین، و شدت تکذیب و دشمنی آنها، و اینکه ذکر دلایل به آنان فایده نمی‌رساند ـ ‌مگر اینکه دچار عذاب و رنج شوند ‌ـ خبر داده و می‌فرماید: (﴿وَمَا تَأۡتِيهِم مِّنۡ ءَايَةٖ مِّنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و هیچ دلیلی از دلایل پروردگارشان، که قاطعانه برحق دلالت می‌نماید، و آنان را به پیروی و پذیرفتن آن فرا می‌خواند، پیش آنان نمی‌آید، (﴿إِلَّا كَانُواۡ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ﴾) مگر اینکه از آن روی بر می‌تابند، و به آن اعتنا نکرده و به آن گوش فرا نمی‌دهند؛ چرا که دل‌هایشان به چیزهای دیگر تمایل دارد و به آن پشت کرده‌اند.

(5) (﴿ فَقَدۡ كَذَّبُواۡ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ﴾) آنان وقتی که حق نزدشان آمد، آن را تکذیب کردند، حال آنکه می‌بایست از آن پیروی کنند، و سپاس خداوند را به جای بیاورند که شناخت حق را برای آنان آسان نمود، و آن را نزدشان روانه کرد. ولی آنان وارونه عمل کردند و سزاوار کیفر و عذاب سخت گردیدند. (﴿فَسَوۡفَ يَأۡتِيهِمۡ أَنۢبَٰٓؤُاۡ مَا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و اخبار آنچه را که به تمسخر می‌گرفتند، به آنان خواهد رسید و در خواهند یافت که آن حق است، و خداوند دروغ و افترای آنها را روشن می‌نماید. آنان رستاخیز و بهشت و جهنم را به تمسخر می‌گرفتند. پس وقتی که روز قیامت فرا برسد، به تکذیب کنندگان گفته می‌شود:﴿هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾ این جهنمی است که آن را تکذیب می‌کردید. و خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَأَقۡسَمُواۡ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَا يَبۡعَثُ ٱللَّهُ مَن يَمُوتُۚ بَلَىٰ وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ لِيُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِي يَخۡتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰذِبِينَ﴾ و مؤکداً سوگند خوردند که خداوند کسی را که بمیرد، بر نمی‌انگیزد. آری! وعدۀ حقی است که خدا مردگان را زنده نماید، اما بیشتر مردم نمی‌دانند. تا آنچه را که در آن اختلاف می‌کردند، برای آنها روشن بگرداند، و تا کافران بدانند که آنها دروغگو هستند.

(6) سپس به آنها فرمان می‌دهد تا از امت‌های پیشین عبرت بگیرند و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَرَوۡاۡ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٖ﴾) آیا ندیده‌اند که پیش از آنها، چه [بسیار] ملت‌هایی را هلاک کرده‌ایم؟ یعنی چقدر امت‌های تکذیب‌کننده را یکی پس از دیگری هلاک نمودیم، و آنان را قبل‌از اینکه به هلاکت برسند، مهلت دادیم، به طوری که (﴿مَّكَّنَّٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَا لَمۡ نُمَكِّن لَّكُمۡ﴾) به آنان قدرت و نعمت و اموال و فرزند و اسباب آسایش بخشیدیم، قدرت و نعمتی که به شما …

6

أَلَمْ يَرَوْا۟ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍۢ مَّكَّنَّٰهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا ٱلسَّمَآءَ عَلَيْهِم مِّدْرَارًۭا وَجَعَلْنَا ٱلْأَنْهَٰرَ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَٰهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنشَأْنَا مِنۢ بَعْدِهِمْ قَرْنًا ءَاخَرِينَ

آیا ندیدند چقدر از اقوام پیشین را هلاک کردیم؟! اقوامی که (از شما نیرومندتر بودند؛ و) قدرتهایی به آنها داده بودیم که به شما ندادیم؛ بارانهای پی‌درپی برای آنها فرستادیم؛ و از زیر (آبادیهای) آنها، نهرها را جاری ساختیم؛ (اما هنگامی که سرکشی و طغیان کردند،) آنان را بخاطر گناهانشان نابود کردیم؛ و جمعیت دیگری بعد از آنان پدید آوردیم.

وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ؛ و هيچ آيه اي از آيات پروردگارشان برايشان نازل نشد ، جز آنکه از آن رويگردان شدند. فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ؛ چون سخن حق بر آنها عرضه شد ، تکذيبش کردند پس به زودي ، خبر چيزهايي که به ريشخندشان مي گرفتند به آنها خواهد رسيد. أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ؛ آيا نديده اند که پيش از آنها چه مردمي را هلاک کرده ايم ? مردمي که ، درزمين مکانتشان داده بوديم ، آنچنان مکانتي که به شما نداده ايم و برايشان از آسمان بارانهاي پي در پي فرستاديم و رودها از زير پايشان روان ساختيم آنگاه به کيفر گناهانشان هلاکشان کرديم و پس از آنها مردمي ديگر پديد آورديم.

(4) خداوند از رویگردانی مشرکین، و شدت تکذیب و دشمنی آنها، و اینکه ذکر دلایل به آنان فایده نمی‌رساند ـ ‌مگر اینکه دچار عذاب و رنج شوند ‌ـ خبر داده و می‌فرماید: (﴿وَمَا تَأۡتِيهِم مِّنۡ ءَايَةٖ مِّنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾) و هیچ دلیلی از دلایل پروردگارشان، که قاطعانه برحق دلالت می‌نماید، و آنان را به پیروی و پذیرفتن آن فرا می‌خواند، پیش آنان نمی‌آید، (﴿إِلَّا كَانُواۡ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ﴾) مگر اینکه از آن روی بر می‌تابند، و به آن اعتنا نکرده و به آن گوش فرا نمی‌دهند؛ چرا که دل‌هایشان به چیزهای دیگر تمایل دارد و به آن پشت کرده‌اند.

(5) (﴿ فَقَدۡ كَذَّبُواۡ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ﴾) آنان وقتی که حق نزدشان آمد، آن را تکذیب کردند، حال آنکه می‌بایست از آن پیروی کنند، و سپاس خداوند را به جای بیاورند که شناخت حق را برای آنان آسان نمود، و آن را نزدشان روانه کرد. ولی آنان وارونه عمل کردند و سزاوار کیفر و عذاب سخت گردیدند. (﴿فَسَوۡفَ يَأۡتِيهِمۡ أَنۢبَٰٓؤُاۡ مَا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) و اخبار آنچه را که به تمسخر می‌گرفتند، به آنان خواهد رسید و در خواهند یافت که آن حق است، و خداوند دروغ و افترای آنها را روشن می‌نماید. آنان رستاخیز و بهشت و جهنم را به تمسخر می‌گرفتند. پس وقتی که روز قیامت فرا برسد، به تکذیب کنندگان گفته می‌شود:﴿هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾ این جهنمی است که آن را تکذیب می‌کردید. و خداوند متعال می‌فرماید:﴿وَأَقۡسَمُواۡ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَا يَبۡعَثُ ٱللَّهُ مَن يَمُوتُۚ بَلَىٰ وَعۡدًا عَلَيۡهِ حَقّٗا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ لِيُبَيِّنَ لَهُمُ ٱلَّذِي يَخۡتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ أَنَّهُمۡ كَانُواۡ كَٰذِبِينَ﴾ و مؤکداً سوگند خوردند که خداوند کسی را که بمیرد، بر نمی‌انگیزد. آری! وعدۀ حقی است که خدا مردگان را زنده نماید، اما بیشتر مردم نمی‌دانند. تا آنچه را که در آن اختلاف می‌کردند، برای آنها روشن بگرداند، و تا کافران بدانند که آنها دروغگو هستند.

(6) سپس به آنها فرمان می‌دهد تا از امت‌های پیشین عبرت بگیرند و فرمود: (﴿أَلَمۡ يَرَوۡاۡ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٖ﴾) آیا ندیده‌اند که پیش از آنها، چه [بسیار] ملت‌هایی را هلاک کرده‌ایم؟ یعنی چقدر امت‌های تکذیب‌کننده را یکی پس از دیگری هلاک نمودیم، و آنان را قبل‌از اینکه به هلاکت برسند، مهلت دادیم، به طوری که (﴿مَّكَّنَّٰهُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَا لَمۡ نُمَكِّن لَّكُمۡ﴾) به آنان قدرت و نعمت و اموال و فرزند و اسباب آسایش بخشیدیم، قدرت و نعمتی که به شما …

7

وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَٰبًۭا فِى قِرْطَاسٍۢ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّبِينٌۭ

(حتّی) اگر ما نامه‌ای روی صفحه‌ای بر تو نازل کنیم، و (علاوه بر دیدن و خواندن،) آن را با دستهای خود لمس کنند، باز کافران می‌گویند: «این، چیزی جز یک سحر آشکار نیست»!

وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ؛ حتي اگر کتابي نوشته بر روي کاغذ بر تو نازل مي کرديم و آن را با دست خويش لمس مي کردند ، باز هم آن کافران مي گفتند که اين جز جادويي آشکارنيست. وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ؛ و گفتند : چرا فرشته اي بر او نازل نشده است ? اگر فرشته اي مي فرستاديم که کار به پايان مي رسيد و به آنها هيچ مهلتي داده نمي شد. وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ؛ و اگر آن پيامبر را از ميان فرشتگان برمي گزيديم باز هم او را به ، صورت مردي مي فرستاديم و اين خلطو اشتباه که پديد آورده اند بر جاي مي نهاديم.

(7) خداوند در اینجا پیامبرش را، از شدت کینه‌توزی و عناد کافران آگاه ساخته و خبر می‌دهد که تکذیب آنها نه به خاطر نقصان چیزی است که تو پیش آنان آورده‌ای، و نه به خاطر این است که آنها آن را نمی‌دانند، بلکه تکذیبشان از روی ستم و سرکشی است، و شما نمی‌توانی کاری برای آنان بکنید. پس فرمود: (﴿وَلَوۡ نَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ كِتَٰبٗا فِي قِرۡطَاسٖ فَلَمَسُوهُ بِأَيۡدِيهِمۡ لَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾) و اگر مکتوبی، نوشته شده بر کاغذ، بر تو نازل کنیم، و آن را با دست‌هایشان لمس کنند، و به آن یقین نمایند، کافران از روی ستم و تجاوز و خود بزرگ بینی می‌گویند: این جز جادوی آشکار نیست. پس چه دلیلی بزرگ‌تر از این وجود دارد؟ اما آنها در مورد آن، چنین سخن زشتی بر زبان می‌آورند، و اگر کسی کوچک‌ترین بهره‌ای از عقل داشته باشد، آن را رد نمی‌کند. اما آنها از روی تکبر و خود بزرگ بینی آن را رد کردند.

(8) سپس از روی سرسختی و جهل و نادانی، (﴿قَالُواۡ﴾) گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه با محمد، فرشته‌ای فرستاده نشده است که او را در کارش یاری دهد؟ چون آنها گمان می‌بردند که محمد انسان است و رسالت خدا جز توسط فرشتگان ابلاغ نمی‌گردد. خداوند لطف و مهربانی‌اش را نسبت به بندگانش ابراز داشته و انسان‌هایی را از خود آنها به عنوان پیامبر، نزدشان فرستاده است تا ایمان آوردنشان از روی آگاهی و بینش و ایمان به امور پنهان باشد. (﴿وَلَوۡ أَنزَلۡنَا مَلَكٗا﴾) و اگر ما فرشته‌ای را به عنوان پیامبر می‌فرستادیم، ایمانشان از شناخت حق نشأت نمی‌گرفت، بلکه به خاطر مشاهدات عینیِ خود، ایمان می‌آوردند، و چنین ایمانی، چندان ارزش ندارد. این در صورتی است که ایمان می‌آوردند، و غالباً دراین حالت نیز ایمان نمی‌آوردند. و اگر ایمان نمی‌آوردند، (﴿لَّقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ﴾) کار ایشان تمام می‌شد، و در این دنیا نابود می‌شدند، و به آنان مهلت داده نمی‌شد، چون این سنت خدا در مورد کسانی است که دلایل و معجزاتی را می‌خواهند، و خداوند آن را برایشان می‌آورد، ولی آنها بدان ایمان نمی‌آورند. پس، فرستادن پیامبری از نسل آدم به سوی آنان همراه با دلایل روشن، و مهلت دادن کافران و تکذیب کنندگان، برای آنان بهتر و مفیدتر است. بنابراین درخواست آنها مبنی بر آمدن فرشته، بد درخواستی است اگر بدانند. [با وجود این، اگر فرشته‌ای فرستاده می‌شد، نمی‌توانستند چیزی از او فرا بگیرند، و طاقت و تحمل آن را نداشتند].

(9) (﴿وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ مَلَكٗا لَّجَعَلۡنَٰهُ رَجُلٗا﴾) و اگر او را فرشته قرار می‌دادیم، [باز او] را به شکل انسان در می‌آوردیم؛ چون حکمت خدا، جز این را اقتضا نمی‌کند. (﴿وَلَلَبَسۡنَا عَلَيۡهِم مَّا يَلۡبِسُونَ﴾) و آنان را در اشتباهی که قبلاً در آن به سر می‌بردند، قرار می‌دادیم، و مسئله بر آنها مشتبه می‌شد. و این بدان خاطر است که مسئله را بر خود …

8

وَقَالُوا۟ لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌۭ ۖ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًۭا لَّقُضِىَ ٱلْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنظَرُونَ

(از بهانه‌های آنها این بود که) گفتند: «چرا فرشته‌ای بر او نازل نشده (تا او را در دعوت مردم به سوی خدا همراهی کند؟!)» ولی اگر فرشته‌ای بفرستیم، (و موضوع، جنبه حسی و شهود پیدا کند،) کار تمام می‌شود؛ (یعنی اگر مخالفت کنند،) دیگر به آنها مهلت داده نخواهد شد (و همه هلاک می‌شوند).

وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ؛ حتي اگر کتابي نوشته بر روي کاغذ بر تو نازل مي کرديم و آن را با دست خويش لمس مي کردند ، باز هم آن کافران مي گفتند که اين جز جادويي آشکارنيست. وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ؛ و گفتند : چرا فرشته اي بر او نازل نشده است ? اگر فرشته اي مي فرستاديم که کار به پايان مي رسيد و به آنها هيچ مهلتي داده نمي شد. وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ؛ و اگر آن پيامبر را از ميان فرشتگان برمي گزيديم باز هم او را به ، صورت مردي مي فرستاديم و اين خلطو اشتباه که پديد آورده اند بر جاي مي نهاديم.

(7) خداوند در اینجا پیامبرش را، از شدت کینه‌توزی و عناد کافران آگاه ساخته و خبر می‌دهد که تکذیب آنها نه به خاطر نقصان چیزی است که تو پیش آنان آورده‌ای، و نه به خاطر این است که آنها آن را نمی‌دانند، بلکه تکذیبشان از روی ستم و سرکشی است، و شما نمی‌توانی کاری برای آنان بکنید. پس فرمود: (﴿وَلَوۡ نَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ كِتَٰبٗا فِي قِرۡطَاسٖ فَلَمَسُوهُ بِأَيۡدِيهِمۡ لَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾) و اگر مکتوبی، نوشته شده بر کاغذ، بر تو نازل کنیم، و آن را با دست‌هایشان لمس کنند، و به آن یقین نمایند، کافران از روی ستم و تجاوز و خود بزرگ بینی می‌گویند: این جز جادوی آشکار نیست. پس چه دلیلی بزرگ‌تر از این وجود دارد؟ اما آنها در مورد آن، چنین سخن زشتی بر زبان می‌آورند، و اگر کسی کوچک‌ترین بهره‌ای از عقل داشته باشد، آن را رد نمی‌کند. اما آنها از روی تکبر و خود بزرگ بینی آن را رد کردند.

(8) سپس از روی سرسختی و جهل و نادانی، (﴿قَالُواۡ﴾) گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه با محمد، فرشته‌ای فرستاده نشده است که او را در کارش یاری دهد؟ چون آنها گمان می‌بردند که محمد انسان است و رسالت خدا جز توسط فرشتگان ابلاغ نمی‌گردد. خداوند لطف و مهربانی‌اش را نسبت به بندگانش ابراز داشته و انسان‌هایی را از خود آنها به عنوان پیامبر، نزدشان فرستاده است تا ایمان آوردنشان از روی آگاهی و بینش و ایمان به امور پنهان باشد. (﴿وَلَوۡ أَنزَلۡنَا مَلَكٗا﴾) و اگر ما فرشته‌ای را به عنوان پیامبر می‌فرستادیم، ایمانشان از شناخت حق نشأت نمی‌گرفت، بلکه به خاطر مشاهدات عینیِ خود، ایمان می‌آوردند، و چنین ایمانی، چندان ارزش ندارد. این در صورتی است که ایمان می‌آوردند، و غالباً دراین حالت نیز ایمان نمی‌آوردند. و اگر ایمان نمی‌آوردند، (﴿لَّقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ﴾) کار ایشان تمام می‌شد، و در این دنیا نابود می‌شدند، و به آنان مهلت داده نمی‌شد، چون این سنت خدا در مورد کسانی است که دلایل و معجزاتی را می‌خواهند، و خداوند آن را برایشان می‌آورد، ولی آنها بدان ایمان نمی‌آورند. پس، فرستادن پیامبری از نسل آدم به سوی آنان همراه با دلایل روشن، و مهلت دادن کافران و تکذیب کنندگان، برای آنان بهتر و مفیدتر است. بنابراین درخواست آنها مبنی بر آمدن فرشته، بد درخواستی است اگر بدانند. [با وجود این، اگر فرشته‌ای فرستاده می‌شد، نمی‌توانستند چیزی از او فرا بگیرند، و طاقت و تحمل آن را نداشتند].

(9) (﴿وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ مَلَكٗا لَّجَعَلۡنَٰهُ رَجُلٗا﴾) و اگر او را فرشته قرار می‌دادیم، [باز او] را به شکل انسان در می‌آوردیم؛ چون حکمت خدا، جز این را اقتضا نمی‌کند. (﴿وَلَلَبَسۡنَا عَلَيۡهِم مَّا يَلۡبِسُونَ﴾) و آنان را در اشتباهی که قبلاً در آن به سر می‌بردند، قرار می‌دادیم، و مسئله بر آنها مشتبه می‌شد. و این بدان خاطر است که مسئله را بر خود …

9

وَلَوْ جَعَلْنَٰهُ مَلَكًۭا لَّجَعَلْنَٰهُ رَجُلًۭا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ

و اگر او را فرشته‌ای قرارمی‌دادیم، حتماً وی را بصورت انسانی درمی‌آوردیم؛ (باز به پندار آنان،) کار را بر آنها مشتبه می‌ساختیم؛ همان‌طور که آنها کار را بر دیگران مشتبه می‌سازند!

وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ؛ حتي اگر کتابي نوشته بر روي کاغذ بر تو نازل مي کرديم و آن را با دست خويش لمس مي کردند ، باز هم آن کافران مي گفتند که اين جز جادويي آشکارنيست. وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ؛ و گفتند : چرا فرشته اي بر او نازل نشده است ? اگر فرشته اي مي فرستاديم که کار به پايان مي رسيد و به آنها هيچ مهلتي داده نمي شد. وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ؛ و اگر آن پيامبر را از ميان فرشتگان برمي گزيديم باز هم او را به ، صورت مردي مي فرستاديم و اين خلطو اشتباه که پديد آورده اند بر جاي مي نهاديم.

(7) خداوند در اینجا پیامبرش را، از شدت کینه‌توزی و عناد کافران آگاه ساخته و خبر می‌دهد که تکذیب آنها نه به خاطر نقصان چیزی است که تو پیش آنان آورده‌ای، و نه به خاطر این است که آنها آن را نمی‌دانند، بلکه تکذیبشان از روی ستم و سرکشی است، و شما نمی‌توانی کاری برای آنان بکنید. پس فرمود: (﴿وَلَوۡ نَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ كِتَٰبٗا فِي قِرۡطَاسٖ فَلَمَسُوهُ بِأَيۡدِيهِمۡ لَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾) و اگر مکتوبی، نوشته شده بر کاغذ، بر تو نازل کنیم، و آن را با دست‌هایشان لمس کنند، و به آن یقین نمایند، کافران از روی ستم و تجاوز و خود بزرگ بینی می‌گویند: این جز جادوی آشکار نیست. پس چه دلیلی بزرگ‌تر از این وجود دارد؟ اما آنها در مورد آن، چنین سخن زشتی بر زبان می‌آورند، و اگر کسی کوچک‌ترین بهره‌ای از عقل داشته باشد، آن را رد نمی‌کند. اما آنها از روی تکبر و خود بزرگ بینی آن را رد کردند.

(8) سپس از روی سرسختی و جهل و نادانی، (﴿قَالُواۡ﴾) گفتند: (﴿لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ مَلَكٞ﴾) چرا همراه با محمد، فرشته‌ای فرستاده نشده است که او را در کارش یاری دهد؟ چون آنها گمان می‌بردند که محمد انسان است و رسالت خدا جز توسط فرشتگان ابلاغ نمی‌گردد. خداوند لطف و مهربانی‌اش را نسبت به بندگانش ابراز داشته و انسان‌هایی را از خود آنها به عنوان پیامبر، نزدشان فرستاده است تا ایمان آوردنشان از روی آگاهی و بینش و ایمان به امور پنهان باشد. (﴿وَلَوۡ أَنزَلۡنَا مَلَكٗا﴾) و اگر ما فرشته‌ای را به عنوان پیامبر می‌فرستادیم، ایمانشان از شناخت حق نشأت نمی‌گرفت، بلکه به خاطر مشاهدات عینیِ خود، ایمان می‌آوردند، و چنین ایمانی، چندان ارزش ندارد. این در صورتی است که ایمان می‌آوردند، و غالباً دراین حالت نیز ایمان نمی‌آوردند. و اگر ایمان نمی‌آوردند، (﴿لَّقُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ﴾) کار ایشان تمام می‌شد، و در این دنیا نابود می‌شدند، و به آنان مهلت داده نمی‌شد، چون این سنت خدا در مورد کسانی است که دلایل و معجزاتی را می‌خواهند، و خداوند آن را برایشان می‌آورد، ولی آنها بدان ایمان نمی‌آورند. پس، فرستادن پیامبری از نسل آدم به سوی آنان همراه با دلایل روشن، و مهلت دادن کافران و تکذیب کنندگان، برای آنان بهتر و مفیدتر است. بنابراین درخواست آنها مبنی بر آمدن فرشته، بد درخواستی است اگر بدانند. [با وجود این، اگر فرشته‌ای فرستاده می‌شد، نمی‌توانستند چیزی از او فرا بگیرند، و طاقت و تحمل آن را نداشتند].

(9) (﴿وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ مَلَكٗا لَّجَعَلۡنَٰهُ رَجُلٗا﴾) و اگر او را فرشته قرار می‌دادیم، [باز او] را به شکل انسان در می‌آوردیم؛ چون حکمت خدا، جز این را اقتضا نمی‌کند. (﴿وَلَلَبَسۡنَا عَلَيۡهِم مَّا يَلۡبِسُونَ﴾) و آنان را در اشتباهی که قبلاً در آن به سر می‌بردند، قرار می‌دادیم، و مسئله بر آنها مشتبه می‌شد. و این بدان خاطر است که مسئله را بر خود …

10

وَلَقَدِ ٱسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍۢ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِٱلَّذِينَ سَخِرُوا۟ مِنْهُم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ

(با این حال، نگران نباش!) جمعی از پیامبران پیش از تو را استهزا کردند؛ امّا سرانجام، آنچه را مسخره می‌کردند، دامانشان را می‌گرفت؛ (و عذاب الهی بر آنها فرود آمد).

وَلَقَدِ اسْتُهْزِىءَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُواْ مِنْهُم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ؛ پيامبراني را هم که پيش از تو بودند مسخره مي کردند پس مسخره کنندگان را عذابي که به ريشخندش مي گرفتند فروگرفت. قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ؛ بگو : در روي زمين بگرديد و بنگريد که پايان کار تکذيب کنندگان چگونه بوده است.

(10) خداوند متعال با دلجویی دادن پیامبرش، درحالی که او را به بردباری دستور می‌دهد و دشمنانش را تهدید می‌کند، می‌فرماید: (﴿وَلَقَدِ ٱسۡتُهۡزِئَ بِرُسُلٖ مِّن قَبۡلِكَ﴾) و پیامبرانی پیش از تو مورد تمسخر قرار گرفتند، و زمانی که با دلایل آشکار نزد امت‌هایشان آمدند، آنها را دروغگو نامیدند، و پیامشان را به باد تمسخر گرفتند. پس خداوند آنها را به سبب کفر و تکذیبشان، هلاک کرد و کامل‌ترین بهره از عذاب را برای آنان فراهم آورد.(﴿فَحَاقَ بِٱلَّذِينَ سَخِرُواۡ مِنۡهُم مَّا كَانُواۡ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾) پس آنچه را که ریشخند، می‌کردند گریبان ریشخندکنندگان را گرفت. پس ای تکذیب کنندگان! بپرهیزید از اینکه تکذیب خود را ادامه دهید، و آنگاه بلایی که به آنان رسید، به شما نیز می‌رسد.

(11) (﴿قُلۡ سِيرُواۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ ثُمَّ ٱنظُرُواۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾) اگر شما در این مورد شک و تردید دارید، پس در زمین به سیر و سیاحت بپردازید، و بنگرید که عاقبت و سرانجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است؟ آنان را نمی‌یابید، مگر قومی هلاک شده و ملت‌هایی که در میان رنج‌ها و مصیبت‌ها تلف شده، و خانه‌هایشان از سکنه خالی و ویران گشته و شادی و سرور آنها از بین رفته است. پادشاه جبار آنها را نابود کرده، و سرگذشت آنان مایۀ عبرت خردمندان و صاحبان بینش شده است. این گردش که به آن امر شده، گردش سلوک دل‌ها و جسم‌ها است، چرا که از آن، عبرت و اندرز پدید می‌آید. اما نگاه کردنِ صرف، بدون عبرت گرفتن، فایده‌ای ندارد.

Al-An'aam 6:10Listen in Qur'an →

Commentary: Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di. Qur'an text and translation via AlQuran Cloud.