Muslim99Muslim99
← Tafsir library

4. An-Nisaa

The Women · Medinan · 176 ayahs

سُورَةُ النِّسَاءِ

Reading Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di

Ayahs 61–70 of 176

61

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا۟ إِلَىٰ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ وَإِلَى ٱلرَّسُولِ رَأَيْتَ ٱلْمُنَٰفِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًۭا

و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خداوند نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید»، منافقان را می‌بینی که (از قبول دعوت) ِ تو، اعراض می‌کنند!

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا ؛ آيا آنان را نمي بيني که مي پندارند که به آنچه بر تو نازل شده و آنچه ، پيش از تو نازل شده است ايمان آورده اند ، ولي مي خواهند که بت را حکم قرار دهند ، در حالي که به آنان گفته اند که بت را انکار کنند شيطان مي خواهد گمراهشان سازد و از حق دور گرداند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا ؛ و چون ايشان را گويند که به آنچه خدا نازل کرده و به پيامبرش روي آريد،، منافقان را مي بيني که سخت از تو رويگردان مي شوند. فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَآؤُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا پس چگونه است که چون به پاداش کارهايي که مرتکب شده اند مصيبتي به آنها رسد ، نزد تو مي آيند و به خدا سوگند مي خورند که ما جز احسان و موافقت قصد ديگري نداشته ايم ? أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغًا؛ خداوند از دلهايشان آگاه است از آنان اعراض کن و اندرزشان بده به چنان سخني که در وجودشان کارگر افتد.

(60 -61) خداوند بندگانش را از حالت منافقان به تعجب وا می‌دارد، (﴿ٱلَّذِينَ يَزۡعُمُونَ أَنَّهُمۡ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که ادعا می‌کنند به آنچه بر پیامبر و آنچه پیش از او نازل شده است، ایمان آورده‌اند، اما با این وجود، (﴿يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُوٓاۡ إِلَى ٱلطَّٰغُوتِ﴾) می‌خواهند برای داوری به پیش طاغوت بروند، و هر کس که به غیر از آنچه خداوند مشروع نموده است حکم کند، طاغوت است.(﴿وَقَدۡ أُمِرُوٓاۡ أَن يَكۡفُرُواۡ بِهِۦ﴾) در حالی‌که به آنان دستور داده شده است که به طاغوت کفر ورزند. پس چگونه داوری بردن به نزد طاغوتیان با ایمان جور در می‌آید؟ زیرا ایمان مقتضی آن است که فردِ مؤمن در برابر قانون خدا تسلیم شود، و قانون الهی را در هر کاری، داور وحاکم قرار دهد. پس هرکس ادعا کند مؤمن است، اما حکم و داوری طاغوت را برحکم و داوری خدا ترجیح بدهد، دروغ می‌گوید. و این یکی از روش‌های گمراه کردن آنان از سوی شیطان است. بنابراین خداوند فرمود: (﴿وَيُرِيدُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَن يُضِلَّهُمۡ ضَلَٰلَۢا بَعِيدٗا﴾) و شیطان می‌خواهد آنها را گمراه و از حق بسیار دور نماید.

(62) (﴿فَكَيۡفَ﴾) پس حال این گمراهان چگونه خواهد بود، (﴿إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِيبَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ﴾) وقتی که به سبب گناهانی که انجام داده‌اند، و اینکه طاغوت را حاکم قرار داده‌اند، به مصیبت و بلائی گرفتار شوند؟! (﴿ثُمَّ جَآءُوكَ﴾) سپس پیش تو می‌آیند و برای کاری که انجام داده‌اند، عذر می‌آورند، و (﴿يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنۡ أَرَدۡنَآ إِلَّآ إِحۡسَٰنٗا وَتَوۡفِيقًا﴾) به خدا سوگند می‌خورند که منظوری جز خیرخواهی و آشتی دادن دو طرف نداشته‌ایم، در حالی که آنان دروغ می‌گویند؟ زیرا خیرخواهی، داور قرار دادن خدا و پیامبرش است، ﴿وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾ و حکم و داوری چه کسی بهتر از حکم و داوری خدا است، برای قومی که یقین دارند.

(63) بنابراین فرمود: (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) ایشان کسانی‌اند که خداوند می‌داند در دل‌هایشان چه نفاق و نیت شومی وجود دارد، (﴿فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ﴾) پس به آنان توجه مکن، و به خاطر آنچه مرتکب شده‌اند، با آنها روبرو مشو، (﴿وَعِظۡهُمۡ﴾) و …

62

فَكَيْفَ إِذَآ أَصَٰبَتْهُم مُّصِيبَةٌۢ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَآءُوكَ يَحْلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنْ أَرَدْنَآ إِلَّآ إِحْسَٰنًۭا وَتَوْفِيقًا

پس چگونه وقتی به خاطر اعمالشان، گرفتار مصیبتی می‌شوند، سپس به سراغ تو می‌آیند، سوگند یاد می‌کنند که منظورِ (ما از بردنِ داوری نزد دیگران)، جز نیکی کردن و توافق (میان طرفین نزاع،) نبوده است؟!

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا ؛ آيا آنان را نمي بيني که مي پندارند که به آنچه بر تو نازل شده و آنچه ، پيش از تو نازل شده است ايمان آورده اند ، ولي مي خواهند که بت را حکم قرار دهند ، در حالي که به آنان گفته اند که بت را انکار کنند شيطان مي خواهد گمراهشان سازد و از حق دور گرداند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا ؛ و چون ايشان را گويند که به آنچه خدا نازل کرده و به پيامبرش روي آريد،، منافقان را مي بيني که سخت از تو رويگردان مي شوند. فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَآؤُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا پس چگونه است که چون به پاداش کارهايي که مرتکب شده اند مصيبتي به آنها رسد ، نزد تو مي آيند و به خدا سوگند مي خورند که ما جز احسان و موافقت قصد ديگري نداشته ايم ? أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغًا؛ خداوند از دلهايشان آگاه است از آنان اعراض کن و اندرزشان بده به چنان سخني که در وجودشان کارگر افتد.

(60 -61) خداوند بندگانش را از حالت منافقان به تعجب وا می‌دارد، (﴿ٱلَّذِينَ يَزۡعُمُونَ أَنَّهُمۡ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که ادعا می‌کنند به آنچه بر پیامبر و آنچه پیش از او نازل شده است، ایمان آورده‌اند، اما با این وجود، (﴿يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُوٓاۡ إِلَى ٱلطَّٰغُوتِ﴾) می‌خواهند برای داوری به پیش طاغوت بروند، و هر کس که به غیر از آنچه خداوند مشروع نموده است حکم کند، طاغوت است.(﴿وَقَدۡ أُمِرُوٓاۡ أَن يَكۡفُرُواۡ بِهِۦ﴾) در حالی‌که به آنان دستور داده شده است که به طاغوت کفر ورزند. پس چگونه داوری بردن به نزد طاغوتیان با ایمان جور در می‌آید؟ زیرا ایمان مقتضی آن است که فردِ مؤمن در برابر قانون خدا تسلیم شود، و قانون الهی را در هر کاری، داور وحاکم قرار دهد. پس هرکس ادعا کند مؤمن است، اما حکم و داوری طاغوت را برحکم و داوری خدا ترجیح بدهد، دروغ می‌گوید. و این یکی از روش‌های گمراه کردن آنان از سوی شیطان است. بنابراین خداوند فرمود: (﴿وَيُرِيدُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَن يُضِلَّهُمۡ ضَلَٰلَۢا بَعِيدٗا﴾) و شیطان می‌خواهد آنها را گمراه و از حق بسیار دور نماید.

(62) (﴿فَكَيۡفَ﴾) پس حال این گمراهان چگونه خواهد بود، (﴿إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِيبَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ﴾) وقتی که به سبب گناهانی که انجام داده‌اند، و اینکه طاغوت را حاکم قرار داده‌اند، به مصیبت و بلائی گرفتار شوند؟! (﴿ثُمَّ جَآءُوكَ﴾) سپس پیش تو می‌آیند و برای کاری که انجام داده‌اند، عذر می‌آورند، و (﴿يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنۡ أَرَدۡنَآ إِلَّآ إِحۡسَٰنٗا وَتَوۡفِيقًا﴾) به خدا سوگند می‌خورند که منظوری جز خیرخواهی و آشتی دادن دو طرف نداشته‌ایم، در حالی که آنان دروغ می‌گویند؟ زیرا خیرخواهی، داور قرار دادن خدا و پیامبرش است، ﴿وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾ و حکم و داوری چه کسی بهتر از حکم و داوری خدا است، برای قومی که یقین دارند.

(63) بنابراین فرمود: (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) ایشان کسانی‌اند که خداوند می‌داند در دل‌هایشان چه نفاق و نیت شومی وجود دارد، (﴿فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ﴾) پس به آنان توجه مکن، و به خاطر آنچه مرتکب شده‌اند، با آنها روبرو مشو، (﴿وَعِظۡهُمۡ﴾) و …

63

أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَعْلَمُ ٱللَّهُ مَا فِى قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِىٓ أَنفُسِهِمْ قَوْلًۢا بَلِيغًۭا

آنها کسانی هستند که خدا، آنچه را در دل دارند، می‌داند. از (مجازات) ِ آنان صرف نظر کن! و آنها را اندرز ده! و با بیانی رسا، نتایج اعمالشان را به آنها گوشزد نما!

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا ؛ آيا آنان را نمي بيني که مي پندارند که به آنچه بر تو نازل شده و آنچه ، پيش از تو نازل شده است ايمان آورده اند ، ولي مي خواهند که بت را حکم قرار دهند ، در حالي که به آنان گفته اند که بت را انکار کنند شيطان مي خواهد گمراهشان سازد و از حق دور گرداند. وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا ؛ و چون ايشان را گويند که به آنچه خدا نازل کرده و به پيامبرش روي آريد،، منافقان را مي بيني که سخت از تو رويگردان مي شوند. فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَآؤُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا پس چگونه است که چون به پاداش کارهايي که مرتکب شده اند مصيبتي به آنها رسد ، نزد تو مي آيند و به خدا سوگند مي خورند که ما جز احسان و موافقت قصد ديگري نداشته ايم ? أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغًا؛ خداوند از دلهايشان آگاه است از آنان اعراض کن و اندرزشان بده به چنان سخني که در وجودشان کارگر افتد.

(60 -61) خداوند بندگانش را از حالت منافقان به تعجب وا می‌دارد، (﴿ٱلَّذِينَ يَزۡعُمُونَ أَنَّهُمۡ ءَامَنُواۡ﴾) کسانی که ادعا می‌کنند به آنچه بر پیامبر و آنچه پیش از او نازل شده است، ایمان آورده‌اند، اما با این وجود، (﴿يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُوٓاۡ إِلَى ٱلطَّٰغُوتِ﴾) می‌خواهند برای داوری به پیش طاغوت بروند، و هر کس که به غیر از آنچه خداوند مشروع نموده است حکم کند، طاغوت است.(﴿وَقَدۡ أُمِرُوٓاۡ أَن يَكۡفُرُواۡ بِهِۦ﴾) در حالی‌که به آنان دستور داده شده است که به طاغوت کفر ورزند. پس چگونه داوری بردن به نزد طاغوتیان با ایمان جور در می‌آید؟ زیرا ایمان مقتضی آن است که فردِ مؤمن در برابر قانون خدا تسلیم شود، و قانون الهی را در هر کاری، داور وحاکم قرار دهد. پس هرکس ادعا کند مؤمن است، اما حکم و داوری طاغوت را برحکم و داوری خدا ترجیح بدهد، دروغ می‌گوید. و این یکی از روش‌های گمراه کردن آنان از سوی شیطان است. بنابراین خداوند فرمود: (﴿وَيُرِيدُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَن يُضِلَّهُمۡ ضَلَٰلَۢا بَعِيدٗا﴾) و شیطان می‌خواهد آنها را گمراه و از حق بسیار دور نماید.

(62) (﴿فَكَيۡفَ﴾) پس حال این گمراهان چگونه خواهد بود، (﴿إِذَآ أَصَٰبَتۡهُم مُّصِيبَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ﴾) وقتی که به سبب گناهانی که انجام داده‌اند، و اینکه طاغوت را حاکم قرار داده‌اند، به مصیبت و بلائی گرفتار شوند؟! (﴿ثُمَّ جَآءُوكَ﴾) سپس پیش تو می‌آیند و برای کاری که انجام داده‌اند، عذر می‌آورند، و (﴿يَحۡلِفُونَ بِٱللَّهِ إِنۡ أَرَدۡنَآ إِلَّآ إِحۡسَٰنٗا وَتَوۡفِيقًا﴾) به خدا سوگند می‌خورند که منظوری جز خیرخواهی و آشتی دادن دو طرف نداشته‌ایم، در حالی که آنان دروغ می‌گویند؟ زیرا خیرخواهی، داور قرار دادن خدا و پیامبرش است، ﴿وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكۡمٗا لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾ و حکم و داوری چه کسی بهتر از حکم و داوری خدا است، برای قومی که یقین دارند.

(63) بنابراین فرمود: (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمۡ﴾) ایشان کسانی‌اند که خداوند می‌داند در دل‌هایشان چه نفاق و نیت شومی وجود دارد، (﴿فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ﴾) پس به آنان توجه مکن، و به خاطر آنچه مرتکب شده‌اند، با آنها روبرو مشو، (﴿وَعِظۡهُمۡ﴾) و …

64

وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَٱسْتَغْفَرُوا۟ ٱللَّهَ وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُوا۟ ٱللَّهَ تَوَّابًۭا رَّحِيمًۭا

ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‌کردند (و فرمانهای خدا را زیر پا می‌گذاردند)، به نزد تو می‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می‌کردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند.

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا ؛ هيچ پيامبري را نفرستاديم جز آنکه ديگران به امر خدا بايد مطيع فرمان ، اوشوند و اگر به هنگامي که مرتکب گناهي شدند نزد تو آمده بودند و از خدا آمرزش خواسته بودند و پيامبر برايشان آمرزش خواسته بود ، خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند. فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا ؛ نه ، سوگند به پروردگارت که ايمان نياورند ، مگر آنکه در نزاعي که ميان آنهاست تو را داور قرار دهند و از حکمي که تو مي دهي هيچ ناخشنود نشوند و سراسر تسليم آن گردند.

(64) خداوند به صورت ضمنی از فرمان بردن از پیامبر و تسلیم شدن در برابر اوامر او دستور می‌دهد و بر این امر تشویق می‌نماید، و خبر می‌دهد که هدف از فرستادن پیامبران، این است که از آنـها اطاعت شود، و باید در همۀ آنچه که پیامبران به آن فرمان می‌دهد و یا از آن نهی می‌کند، مطیع و تسلیم وی شد، و پیامبران را تعظیم و احترام کنند، همان طور که فرمانبردار، فرمانده را تعظیم می‌نماید. و در اینجا معصوم بودن پیامبران در تبلیغ چیزهایی که از طرف خدا دریافت می‌دارند، و معصوم بودن آنها در آنچه که بدان دستور می‌دهند، و یا از آن نهی می‌کنند، ثابت می‌گردد؛ زیرا خداوند دستور داده که به طور مطلق از آنها اطاعت شود، و اگر آنها معصوم نبودند، به طور مطلق دستور داده نمی‌شد که از آنها اطاعت شود، و چون آنها معصوم‌اند، آنچه را که اشتباه و خطا است به عنوان قانون الهی برای مردم مشروع نمی‌کنند. (﴿بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾) یعنی اطاعتِ اطاعت‌کننده، به فرمان و تقدیر و قضای الهی است. این بیانگر اثبات قضا و قدر الهی است. در این بخش از آیه، مردمان تشویق شده‌اند تا از خداوند یاری و کمک بطلبند. و به این مطلب اشاره شده است که اگر خداوند انسان را یاری نکند، نمی‌توان از پیامبر اطاعت نمود. سپس خداوند از بخشش بزرگ خویش خبر می‌دهد، و کسانی را که مرتکب گناه و زشتی‌ها شده‌اند فرا می‌خواند، تا به گناهانشان اعتراف کرده و توبه نمایند، و از خداوند آمرزش بجویند. پس فرمود: (﴿ وَلَوۡ أَنَّهُمۡ إِذ ظَّلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ جَآءُوكَ﴾) و اگر آنها هنگامی که به خود ستم می‌کردند، پیش تو می‌آمدند، و به گناهانشان اعتراف می‌کردند و پشیمان و ناراحت می‌شدند، (﴿فَٱسۡتَغۡفَرُواۡ ٱللَّهَ وَٱسۡتَغۡفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُواۡ ٱللَّهَ تَوَّابٗا رَّحِيمٗا﴾) و برای گناهان خود طلب آمرزش می‌کردند، و پیامبر برای آنها آمرزش می‌خواست، خداوند با بخشیدن گناهانشان، توبۀ آنها را می‌پذیرفت، و با پذیرفتن توبه، و توفیق دادن آنان به روی آوردن به توبه، و پاداش دادنشان بر آن، به آنان رحم می‌نمود. البته شرفیاب شدن به حضور حضرت رسول صلی الله علیه وسلم، منحصر به زمان حیات آن بزرگوار بوده است، چراکه سیاق [آیه] بر این مطلب دلالت می‌کند؛ زیرا طلب مغفرت از پیامبر، جز در دوران حیات ایشان جایز نیست. اما پس از فوت ایشان نه تنها جایز نیست چیزی از وی درخواست شود، بلکه این امر شرک به حساب می‌آید.

(65) سپس خداوند به ذات بزرگوارش سوگند یاد نمود که آنها مؤمن به حساب نمی‌آیند تا پیامبر خدا را در همۀ اختلافات خود داور و حاکم قرار ندهند. به خلاف مسائلی که در آنها اجماع شده است، زیرا اجماع مبتنی بر کتاب و سنت است. اما فقط داور قرار دادن کافی نیست، تا وقتی که ملالت و دلتنگی از قضاوت پیامبر از دل‌هایشان دور نشود. ونباید فقط به ظاهر و از روی چشم‌پوشی به داوری پیامبر راضی باشند، بلکه باید قلباً از …

65

فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِمْ حَرَجًۭا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًۭا

به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند؛ و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند؛ و کاملا تسلیم باشند.

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا ؛ هيچ پيامبري را نفرستاديم جز آنکه ديگران به امر خدا بايد مطيع فرمان ، اوشوند و اگر به هنگامي که مرتکب گناهي شدند نزد تو آمده بودند و از خدا آمرزش خواسته بودند و پيامبر برايشان آمرزش خواسته بود ، خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند. فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا ؛ نه ، سوگند به پروردگارت که ايمان نياورند ، مگر آنکه در نزاعي که ميان آنهاست تو را داور قرار دهند و از حکمي که تو مي دهي هيچ ناخشنود نشوند و سراسر تسليم آن گردند.

(64) خداوند به صورت ضمنی از فرمان بردن از پیامبر و تسلیم شدن در برابر اوامر او دستور می‌دهد و بر این امر تشویق می‌نماید، و خبر می‌دهد که هدف از فرستادن پیامبران، این است که از آنـها اطاعت شود، و باید در همۀ آنچه که پیامبران به آن فرمان می‌دهد و یا از آن نهی می‌کند، مطیع و تسلیم وی شد، و پیامبران را تعظیم و احترام کنند، همان طور که فرمانبردار، فرمانده را تعظیم می‌نماید. و در اینجا معصوم بودن پیامبران در تبلیغ چیزهایی که از طرف خدا دریافت می‌دارند، و معصوم بودن آنها در آنچه که بدان دستور می‌دهند، و یا از آن نهی می‌کنند، ثابت می‌گردد؛ زیرا خداوند دستور داده که به طور مطلق از آنها اطاعت شود، و اگر آنها معصوم نبودند، به طور مطلق دستور داده نمی‌شد که از آنها اطاعت شود، و چون آنها معصوم‌اند، آنچه را که اشتباه و خطا است به عنوان قانون الهی برای مردم مشروع نمی‌کنند. (﴿بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾) یعنی اطاعتِ اطاعت‌کننده، به فرمان و تقدیر و قضای الهی است. این بیانگر اثبات قضا و قدر الهی است. در این بخش از آیه، مردمان تشویق شده‌اند تا از خداوند یاری و کمک بطلبند. و به این مطلب اشاره شده است که اگر خداوند انسان را یاری نکند، نمی‌توان از پیامبر اطاعت نمود. سپس خداوند از بخشش بزرگ خویش خبر می‌دهد، و کسانی را که مرتکب گناه و زشتی‌ها شده‌اند فرا می‌خواند، تا به گناهانشان اعتراف کرده و توبه نمایند، و از خداوند آمرزش بجویند. پس فرمود: (﴿ وَلَوۡ أَنَّهُمۡ إِذ ظَّلَمُوٓاۡ أَنفُسَهُمۡ جَآءُوكَ﴾) و اگر آنها هنگامی که به خود ستم می‌کردند، پیش تو می‌آمدند، و به گناهانشان اعتراف می‌کردند و پشیمان و ناراحت می‌شدند، (﴿فَٱسۡتَغۡفَرُواۡ ٱللَّهَ وَٱسۡتَغۡفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُواۡ ٱللَّهَ تَوَّابٗا رَّحِيمٗا﴾) و برای گناهان خود طلب آمرزش می‌کردند، و پیامبر برای آنها آمرزش می‌خواست، خداوند با بخشیدن گناهانشان، توبۀ آنها را می‌پذیرفت، و با پذیرفتن توبه، و توفیق دادن آنان به روی آوردن به توبه، و پاداش دادنشان بر آن، به آنان رحم می‌نمود. البته شرفیاب شدن به حضور حضرت رسول صلی الله علیه وسلم، منحصر به زمان حیات آن بزرگوار بوده است، چراکه سیاق [آیه] بر این مطلب دلالت می‌کند؛ زیرا طلب مغفرت از پیامبر، جز در دوران حیات ایشان جایز نیست. اما پس از فوت ایشان نه تنها جایز نیست چیزی از وی درخواست شود، بلکه این امر شرک به حساب می‌آید.

(65) سپس خداوند به ذات بزرگوارش سوگند یاد نمود که آنها مؤمن به حساب نمی‌آیند تا پیامبر خدا را در همۀ اختلافات خود داور و حاکم قرار ندهند. به خلاف مسائلی که در آنها اجماع شده است، زیرا اجماع مبتنی بر کتاب و سنت است. اما فقط داور قرار دادن کافی نیست، تا وقتی که ملالت و دلتنگی از قضاوت پیامبر از دل‌هایشان دور نشود. ونباید فقط به ظاهر و از روی چشم‌پوشی به داوری پیامبر راضی باشند، بلکه باید قلباً از …

66

وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ ٱقْتُلُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ أَوِ ٱخْرُجُوا۟ مِن دِيَٰرِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌۭ مِّنْهُمْ ۖ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا۟ مَا يُوعَظُونَ بِهِۦ لَكَانَ خَيْرًۭا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًۭا

اگر (همانند بعضی از امتهای پیشین،) به آنان دستور می‌دادیم: «یکدیگر را به قتل برسانید»، و یا: «از وطن و خانه خود، بیرون روید»، تنها عده کمی از آنها عمل می‌کردند! و اگر اندرزهایی را که به آنان داده می‌شد انجام می‌دادند، برای آنها بهتر بود؛ و موجب تقویت ایمان آنها می‌شد.

وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا ؛ و اگر به آنان فرمان داده بوديم که خود را بکشيد يا از خانه هايتان ، بيرون رويد ، جز اندکي از آنان فرمان نمي بردند و حال آنکه اگر اندرزي را که به آنان داده شده است کار مي بستند برايشان بهتر و بر اساسي استوارتربود. وَإِذاً لَّآتَيْنَاهُم مِّن لَّدُنَّـا أَجْراً عَظِيمًا ؛ آنگاه از جانب خود به آنان مزدي بزرگ مي داديم. وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا؛ و آنان را به راه راست هدايت مي کرديم.

(66) خداوند متعال خبر می‌دهد اگر کارهایی که برای انسان دشوار است، از قبیل: خود کشی، و بیرون رفتن از خانه و کاشانه را بر بندگانش واجب می‌گردانید، جز تعداد کمی از آنها این کارها را نمی‌کردند. پس آنها باید خدا را به خاطر دستورهای آسانش که انجام آن برای هر کسی ساده و آسان است، سپاس بگویند و شکر او را به جای آورند. و این بیانگر آن است که بنده باید سختی‌ها را به یاد آورد تا انجام عبادات برایش آسان شود، و بیشتر پروردگارش را ستایش کند و سپاس او را به جا آورد. سپس خداوند متعال خبر داد که اگر آنها به انجام کارهایی که به آن موظف شده بودند، مبادرت ورزیده، و تلاش را در راستای انجام و تکمیل کارهایی که بدان موظف شده ‌بودند، مصروف می‌داشتند، و آرزو و خیالات پوچ در دل نمی‌پروراندند، و در صدد یافتن آن نبودند، برایشان بهتر بود و آنان را پا برجاتر می‌کرد. و شایسته است که بنده چنین باشد، و به مسئولیت و وظیفۀ خود عمل کند و آن را به پایان برساند، و به تدریج پیش برود تا به علم و عملی که در امر دین و دنیای وی مقدر شده است، دست یابد. برخلاف کسی که آرزوی چیزی را می‌کند که به انجام آن کار مأمور نشده است، و او به سبب تنبلی و سستی عزم و اراده، به ندرت به آن می‌رسد. سپس خداوند متعال ثمرات عمل کردن به پندها را که چهار چیز است بیان داشت: 1- برخورداری از خیر و نیکی: (﴿لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ﴾) اگر آنچه را که به آن اندرز داده ‌شدند انجام می‌دادند، از برگزیدگان و نیکان می‌شدند؛ کسانی که همواره کارهای خوب را انجام می‌دهند. و صفت آدم‌های پست از آنان دور می‌شد، چون اثبات چیزی، مستلزم نفی ضد آن است. پس وقتی خوب بودن آنها ثابت شد، بد بودنشان منتفی می‌گردد. 2- حاصل شدن ثبات و پایداری و افزوده شدن آن؛ زیرا خداوند مؤمنان را به سبب ایمانشان که همان عمل کردن به چیزی است که بدان پند داده شده‌اند، پا برجا می‌دارد. پس خداوند مؤمنان را در زندگی دنیا به هنگام پیش آمدن فتنه‌ها -که آدمی در رابطه با انجام دستورات و پرهیز از منهیات متزلزل می‌شود- و در هنگام بروز مشکلات پا برجا و استوار می‌دارد، و آنان به ثباتی دست می‌یابند که به وسیلۀ آن به انجام دستورات و ترک منهیاتی که نفس مقتضی انجام آن است، توفیق می‌یابند. و به هنگام پیش آمدن مشکلاتی که آدمی آن را نمی‌پسندد، ثابت قدم و پابرجا می‌مانند. پس بنده چنانچه توفیق حاصل کند که صبر و بردباری پیشه نماید، یا از تقدیرات خدا خشنود گردد و یا شکر پروردگار را به جای آورد، به ثبات و آرامش می‌رسد. در نتیجه خداوند او را بر این کار یاری می‌کند، و در هنگام مرگ و در قبر، بر دین خدا پا برجا خواهد بود. و بنده‌ای که همواره دستورات شرع را انجام می‌دهد، به آن انس می‌گیرد و به آن علاقه‌مند می‌شود، و این یاری خداوند است که وی را بر انجام عبادات ثابت و استوار می‌دارد.

(67) 3- (﴿وَإِذٗا لَّأٓتَيۡنَٰهُم مِّن لَّدُنَّآ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) و در دنیا و آخرت به آنان پاداشی بزرگ می‌دهیم، و این پاداش، روح و قلب و بدن را شامل خواهد شد و این پاداش، نعمت پایدار بهشت …

67

وَإِذًۭا لَّءَاتَيْنَٰهُم مِّن لَّدُنَّآ أَجْرًا عَظِيمًۭا

و در این صورت، پاداش بزرگی از ناحیه خود به آنها می‌دادیم.

وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا ؛ و اگر به آنان فرمان داده بوديم که خود را بکشيد يا از خانه هايتان ، بيرون رويد ، جز اندکي از آنان فرمان نمي بردند و حال آنکه اگر اندرزي را که به آنان داده شده است کار مي بستند برايشان بهتر و بر اساسي استوارتربود. وَإِذاً لَّآتَيْنَاهُم مِّن لَّدُنَّـا أَجْراً عَظِيمًا ؛ آنگاه از جانب خود به آنان مزدي بزرگ مي داديم. وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا؛ و آنان را به راه راست هدايت مي کرديم.

(66) خداوند متعال خبر می‌دهد اگر کارهایی که برای انسان دشوار است، از قبیل: خود کشی، و بیرون رفتن از خانه و کاشانه را بر بندگانش واجب می‌گردانید، جز تعداد کمی از آنها این کارها را نمی‌کردند. پس آنها باید خدا را به خاطر دستورهای آسانش که انجام آن برای هر کسی ساده و آسان است، سپاس بگویند و شکر او را به جای آورند. و این بیانگر آن است که بنده باید سختی‌ها را به یاد آورد تا انجام عبادات برایش آسان شود، و بیشتر پروردگارش را ستایش کند و سپاس او را به جا آورد. سپس خداوند متعال خبر داد که اگر آنها به انجام کارهایی که به آن موظف شده بودند، مبادرت ورزیده، و تلاش را در راستای انجام و تکمیل کارهایی که بدان موظف شده ‌بودند، مصروف می‌داشتند، و آرزو و خیالات پوچ در دل نمی‌پروراندند، و در صدد یافتن آن نبودند، برایشان بهتر بود و آنان را پا برجاتر می‌کرد. و شایسته است که بنده چنین باشد، و به مسئولیت و وظیفۀ خود عمل کند و آن را به پایان برساند، و به تدریج پیش برود تا به علم و عملی که در امر دین و دنیای وی مقدر شده است، دست یابد. برخلاف کسی که آرزوی چیزی را می‌کند که به انجام آن کار مأمور نشده است، و او به سبب تنبلی و سستی عزم و اراده، به ندرت به آن می‌رسد. سپس خداوند متعال ثمرات عمل کردن به پندها را که چهار چیز است بیان داشت: 1- برخورداری از خیر و نیکی: (﴿لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ﴾) اگر آنچه را که به آن اندرز داده ‌شدند انجام می‌دادند، از برگزیدگان و نیکان می‌شدند؛ کسانی که همواره کارهای خوب را انجام می‌دهند. و صفت آدم‌های پست از آنان دور می‌شد، چون اثبات چیزی، مستلزم نفی ضد آن است. پس وقتی خوب بودن آنها ثابت شد، بد بودنشان منتفی می‌گردد. 2- حاصل شدن ثبات و پایداری و افزوده شدن آن؛ زیرا خداوند مؤمنان را به سبب ایمانشان که همان عمل کردن به چیزی است که بدان پند داده شده‌اند، پا برجا می‌دارد. پس خداوند مؤمنان را در زندگی دنیا به هنگام پیش آمدن فتنه‌ها -که آدمی در رابطه با انجام دستورات و پرهیز از منهیات متزلزل می‌شود- و در هنگام بروز مشکلات پا برجا و استوار می‌دارد، و آنان به ثباتی دست می‌یابند که به وسیلۀ آن به انجام دستورات و ترک منهیاتی که نفس مقتضی انجام آن است، توفیق می‌یابند. و به هنگام پیش آمدن مشکلاتی که آدمی آن را نمی‌پسندد، ثابت قدم و پابرجا می‌مانند. پس بنده چنانچه توفیق حاصل کند که صبر و بردباری پیشه نماید، یا از تقدیرات خدا خشنود گردد و یا شکر پروردگار را به جای آورد، به ثبات و آرامش می‌رسد. در نتیجه خداوند او را بر این کار یاری می‌کند، و در هنگام مرگ و در قبر، بر دین خدا پا برجا خواهد بود. و بنده‌ای که همواره دستورات شرع را انجام می‌دهد، به آن انس می‌گیرد و به آن علاقه‌مند می‌شود، و این یاری خداوند است که وی را بر انجام عبادات ثابت و استوار می‌دارد.

(67) 3- (﴿وَإِذٗا لَّأٓتَيۡنَٰهُم مِّن لَّدُنَّآ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) و در دنیا و آخرت به آنان پاداشی بزرگ می‌دهیم، و این پاداش، روح و قلب و بدن را شامل خواهد شد و این پاداش، نعمت پایدار بهشت …

68

وَلَهَدَيْنَٰهُمْ صِرَٰطًۭا مُّسْتَقِيمًۭا

و آنان را به راه راست، هدایت می‌کردیم.

وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا ؛ و اگر به آنان فرمان داده بوديم که خود را بکشيد يا از خانه هايتان ، بيرون رويد ، جز اندکي از آنان فرمان نمي بردند و حال آنکه اگر اندرزي را که به آنان داده شده است کار مي بستند برايشان بهتر و بر اساسي استوارتربود. وَإِذاً لَّآتَيْنَاهُم مِّن لَّدُنَّـا أَجْراً عَظِيمًا ؛ آنگاه از جانب خود به آنان مزدي بزرگ مي داديم. وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا؛ و آنان را به راه راست هدايت مي کرديم.

(66) خداوند متعال خبر می‌دهد اگر کارهایی که برای انسان دشوار است، از قبیل: خود کشی، و بیرون رفتن از خانه و کاشانه را بر بندگانش واجب می‌گردانید، جز تعداد کمی از آنها این کارها را نمی‌کردند. پس آنها باید خدا را به خاطر دستورهای آسانش که انجام آن برای هر کسی ساده و آسان است، سپاس بگویند و شکر او را به جای آورند. و این بیانگر آن است که بنده باید سختی‌ها را به یاد آورد تا انجام عبادات برایش آسان شود، و بیشتر پروردگارش را ستایش کند و سپاس او را به جا آورد. سپس خداوند متعال خبر داد که اگر آنها به انجام کارهایی که به آن موظف شده بودند، مبادرت ورزیده، و تلاش را در راستای انجام و تکمیل کارهایی که بدان موظف شده ‌بودند، مصروف می‌داشتند، و آرزو و خیالات پوچ در دل نمی‌پروراندند، و در صدد یافتن آن نبودند، برایشان بهتر بود و آنان را پا برجاتر می‌کرد. و شایسته است که بنده چنین باشد، و به مسئولیت و وظیفۀ خود عمل کند و آن را به پایان برساند، و به تدریج پیش برود تا به علم و عملی که در امر دین و دنیای وی مقدر شده است، دست یابد. برخلاف کسی که آرزوی چیزی را می‌کند که به انجام آن کار مأمور نشده است، و او به سبب تنبلی و سستی عزم و اراده، به ندرت به آن می‌رسد. سپس خداوند متعال ثمرات عمل کردن به پندها را که چهار چیز است بیان داشت: 1- برخورداری از خیر و نیکی: (﴿لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ﴾) اگر آنچه را که به آن اندرز داده ‌شدند انجام می‌دادند، از برگزیدگان و نیکان می‌شدند؛ کسانی که همواره کارهای خوب را انجام می‌دهند. و صفت آدم‌های پست از آنان دور می‌شد، چون اثبات چیزی، مستلزم نفی ضد آن است. پس وقتی خوب بودن آنها ثابت شد، بد بودنشان منتفی می‌گردد. 2- حاصل شدن ثبات و پایداری و افزوده شدن آن؛ زیرا خداوند مؤمنان را به سبب ایمانشان که همان عمل کردن به چیزی است که بدان پند داده شده‌اند، پا برجا می‌دارد. پس خداوند مؤمنان را در زندگی دنیا به هنگام پیش آمدن فتنه‌ها -که آدمی در رابطه با انجام دستورات و پرهیز از منهیات متزلزل می‌شود- و در هنگام بروز مشکلات پا برجا و استوار می‌دارد، و آنان به ثباتی دست می‌یابند که به وسیلۀ آن به انجام دستورات و ترک منهیاتی که نفس مقتضی انجام آن است، توفیق می‌یابند. و به هنگام پیش آمدن مشکلاتی که آدمی آن را نمی‌پسندد، ثابت قدم و پابرجا می‌مانند. پس بنده چنانچه توفیق حاصل کند که صبر و بردباری پیشه نماید، یا از تقدیرات خدا خشنود گردد و یا شکر پروردگار را به جای آورد، به ثبات و آرامش می‌رسد. در نتیجه خداوند او را بر این کار یاری می‌کند، و در هنگام مرگ و در قبر، بر دین خدا پا برجا خواهد بود. و بنده‌ای که همواره دستورات شرع را انجام می‌دهد، به آن انس می‌گیرد و به آن علاقه‌مند می‌شود، و این یاری خداوند است که وی را بر انجام عبادات ثابت و استوار می‌دارد.

(67) 3- (﴿وَإِذٗا لَّأٓتَيۡنَٰهُم مِّن لَّدُنَّآ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) و در دنیا و آخرت به آنان پاداشی بزرگ می‌دهیم، و این پاداش، روح و قلب و بدن را شامل خواهد شد و این پاداش، نعمت پایدار بهشت …

69

وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّۦنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُو۟لَٰٓئِكَ رَفِيقًۭا

و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز،) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفیقهای خوبی هستند!

وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا ؛ و هر که از خدا و پيامبرش اطاعت کند ، همراه با کساني خواهد بود که خدا، انعامشان داده است ، چون انبيا و صديقان و شهيدان و صالحان اينان چه نيکو رفيقانند. ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا ؛ اين فضيلتي است از جانب خدا و خدا به کفايت داناست.

(69) یعنی هر زن و مرد -کوچک و بزرگ که بر حسب حالت خود و به اندازۀ آنچه که بر او واجب شده است- از خدا و پیامبرش اطاعت کند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم﴾) پس ایشان همراه کسانی خواهند بود که خداوند نعمت بزرگی که مقتضی کمال و رستگاری و سعادت هردو سرا می‌باشد به آنها داده است. (﴿مِّنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ﴾) از پیامبران، که خداوند آنها را به سبب وحی خویش، برتری داده و با فرستادن آنان به سوی مردم، و فرا خواندن آنان به سوی خداوند، فضل خویش را به آنها اختصاص داد. (﴿وَٱلصِّدِّيقِينَ﴾) و آنها کسانی‌اند که آنچه را پیامبران آورده‌اند، به طور کامل تصدیق نموده‌اند. پس آنها حق را شناخته و با شناخت آن و انجام دادن آن در گفتار و کردار، و دعوت به سوی خدا، آن را تصدیق کرده‌اند. (﴿وَٱلشُّهَدَآءِ﴾) و شهیدان کسانی هستند که در راه خدا و برای اعلای کلمۀ «الله» جنگیده و کشته شده‌اند.(﴿وَٱلصَّٰلِحِينَ﴾) کسانی که خداوند ظاهر و باطنشان را اصلاح نموده، و اعمالشان نیز صالح گردیده است.پس هرکس از خداوند اطاعت کند، با اینها همراه خواهد بود. (﴿وَحَسُنَ أُوۡلَٰٓئِكَ رَفِيقٗا﴾) واینها چه خوب دوستانی هستند که با آنها در باغ‌های بهشت جمع شده، و در جوار پروردگار جهانیان به‌سر می‌برند.

(70) (﴿ذَٰلِكَ ٱلۡفَضۡلُ﴾) فضیلتی که بدان دست یافته‌اند، (﴿مِنَ ٱللَّهِ﴾) از سوی خداست؛ زیرا اوست که آنان را به کسب آن موفق گردانده، و آنان را بر آن یاری نموده، و پاداش و ثوابی را به آنها داده که اعمالشان به آن نمی‌رسد، (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ عَلِيمٗا﴾) و بس است که خداوند عالم و دانا باشد. او به احوال بندگانش داناست، و می‌داند کدام‌یک از آنان، به سبب انجام دادن اعمال شایسته، مستحق پاداش و اجر فراوان می‌باشد.

70

ذَٰلِكَ ٱلْفَضْلُ مِنَ ٱللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ عَلِيمًۭا

این موهبتی از ناحیه خداست. و کافی است که او، (از حالِ بندگان، و نیّات و اعمالشان) آگاه است.

وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا ؛ و هر که از خدا و پيامبرش اطاعت کند ، همراه با کساني خواهد بود که خدا، انعامشان داده است ، چون انبيا و صديقان و شهيدان و صالحان اينان چه نيکو رفيقانند. ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا ؛ اين فضيلتي است از جانب خدا و خدا به کفايت داناست.

(69) یعنی هر زن و مرد -کوچک و بزرگ که بر حسب حالت خود و به اندازۀ آنچه که بر او واجب شده است- از خدا و پیامبرش اطاعت کند، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم﴾) پس ایشان همراه کسانی خواهند بود که خداوند نعمت بزرگی که مقتضی کمال و رستگاری و سعادت هردو سرا می‌باشد به آنها داده است. (﴿مِّنَ ٱلنَّبِيِّ‍ۧنَ﴾) از پیامبران، که خداوند آنها را به سبب وحی خویش، برتری داده و با فرستادن آنان به سوی مردم، و فرا خواندن آنان به سوی خداوند، فضل خویش را به آنها اختصاص داد. (﴿وَٱلصِّدِّيقِينَ﴾) و آنها کسانی‌اند که آنچه را پیامبران آورده‌اند، به طور کامل تصدیق نموده‌اند. پس آنها حق را شناخته و با شناخت آن و انجام دادن آن در گفتار و کردار، و دعوت به سوی خدا، آن را تصدیق کرده‌اند. (﴿وَٱلشُّهَدَآءِ﴾) و شهیدان کسانی هستند که در راه خدا و برای اعلای کلمۀ «الله» جنگیده و کشته شده‌اند.(﴿وَٱلصَّٰلِحِينَ﴾) کسانی که خداوند ظاهر و باطنشان را اصلاح نموده، و اعمالشان نیز صالح گردیده است.پس هرکس از خداوند اطاعت کند، با اینها همراه خواهد بود. (﴿وَحَسُنَ أُوۡلَٰٓئِكَ رَفِيقٗا﴾) واینها چه خوب دوستانی هستند که با آنها در باغ‌های بهشت جمع شده، و در جوار پروردگار جهانیان به‌سر می‌برند.

(70) (﴿ذَٰلِكَ ٱلۡفَضۡلُ﴾) فضیلتی که بدان دست یافته‌اند، (﴿مِنَ ٱللَّهِ﴾) از سوی خداست؛ زیرا اوست که آنان را به کسب آن موفق گردانده، و آنان را بر آن یاری نموده، و پاداش و ثوابی را به آنها داده که اعمالشان به آن نمی‌رسد، (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ عَلِيمٗا﴾) و بس است که خداوند عالم و دانا باشد. او به احوال بندگانش داناست، و می‌داند کدام‌یک از آنان، به سبب انجام دادن اعمال شایسته، مستحق پاداش و اجر فراوان می‌باشد.

Commentary: Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di. Qur'an text and translation via AlQuran Cloud.