Muslim99Muslim99
← Tafsir library

4. An-Nisaa

The Women · Medinan · 176 ayahs

سُورَةُ النِّسَاءِ

Reading Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di

Ayahs 41–50 of 176

41

فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍۭ بِشَهِيدٍۢ وَجِئْنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدًۭا

حال آنها چگونه است آن روزی که از هر امتی، شاهد و گواهی (بر اعمالشان) می‌آوریم، و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد؟

إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ خدا ذره اي هم ستم نمي کند اگر نيکيي باشد آن را دو برابر مي کند و، ازجانب خدا مزدي کرامند مي دهد. فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلاء شَهِيدًا ؛ چگونه خواهد بود آن روز که از هر امتي گواهي بياوريم و تو را بر اين امت به گواهي فرا خوانيم ? يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ وَلاَ يَكْتُمُونَ اللّهَ حَدِيثًا ؛ در آن روز کافران و آنان که بر رسول عصيان ورزيده اند آرزو کنند که با خاک زمين يکسان مي بودند و هيچ سخني را از خدا پنهان نتوانند کرد.

(40) خداوند از کمال عدل و فضل خویش، و مبرا بودنش از ستم کم و فراوانی که با عدل و فضل او منافات دارد، خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ﴾) خداوند به اندازۀ ذره‌ای، ستم روا نمی‌دارد و از نیکی‌های بنده‌اش، کم نمی‌کند و بدی‌هایش را، نمی‌افزاید. همان‌طور که فرموده است:﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾ هرکس ذره‌ای کار خوب انجام دهد، پاداش آن را می‌بیند، و هر کس ذره‌ای کار بد انجام دهد، پاداش آن را می‌بیند. (﴿وَإِن تَكُ حَسَنَةٗ يُضَٰعِفۡهَا﴾) و اگر کار نیکی انجام شود، خداوند بر حسب حالت انجام دهنده و اخلاص و محبت او، پاداش آن را ده برابر و یا بیشتر می‌نماید. (﴿وَيُؤۡتِ مِن لَّدُنۡهُ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) و خداوند از جانب خود، اضافه بر پاداش کار نیکش، او را پاداش می‌دهد. از قبیل اینکه او را به انجام کارهای نیک دیگری توفیق می‌دهد، و نیکی فراوان و خیر زیاد به او می‌بخشد.

(41) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا﴾) یعنی چگونه خواهد بود اگر خداوند که علم و عدالت و حکمتش کامل است، بر اساس گواهی دادن پاکیزه‌ترین انسان‌ها که پیامبران‌اند بر امت‌هایشان حکم نماید؟! این در حالی است فردی که بر او حکم می‌شود، به گناه خویش اعتراف می‌کند. پس سوگند به خدا این فراگیرترین و منصفانه‌ترین و بزرگ‌ترین حکم است. و در اینجا کسانی که بر آنها حکم شده، به کمال فضل، عدل و ستایش اعتراف می‌کنند و گروه‌هایی با به‌دست آوردن موفقیت و رستگاری و عزت و کامیابی خوشبخت گشته و گروه‌هایی نیز به رسوایی و عذاب آشکار گرفتار می‌آیند.

(42) بنابراین فرمود: (﴿يَوۡمَئِذٖ يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَعَصَوُاۡ ٱلرَّسُولَ﴾) در آن روز، آنان که به خدا و پیامبرش کفر ورزیده و از پیامبرش سرپیچی کرده‌اند، دوست دارند، (﴿لَوۡ تُسَوَّىٰ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضُ﴾) [و آرزو می‌کنند] که کاش زمین آنها را فرو می‌برد و تبدیل به خاک می‌گشتند و نابود می‌شدند. همان طور که خداوند متعال فرموده است: (﴿وَيَقُولُ ٱلۡكَافِرُ يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ تُرَٰبَۢا﴾) و کافر می‌گوید: «کاش که خاک بودم.» (﴿وَلَا يَكۡتُمُونَ ٱللَّهَ حَدِيثٗا﴾) و هیچ سخنی را از خدا پنهان نمی‌دارند، بلکه به همۀ کارهایی که کرده‌اند نزد خدا اعتراف می‌کنند، و زبان و دست و پاهایشان به کارهایی که کرده‌اند، گواهی می‌دهند. خداوند در این روز، پاداش و سزای آنها را کامل می‌دهد، و می‌دانند که خداوند، حق و روشنگر است. اما آنچه در احادیث آمده است مبنی براینکه کافران کفر و انکار خود را کتمان می‌کنند، مربوط به بعضی جاهای قیامت است، زمانی که آنها گمان می‌برند انکارشان به آنها سودی می‌بخشد و از عذاب الهی نجات می‌دهد. پس، وقتی که حقائق را دریافتند، واعضای بدنشان بر آنها گواهی داد، در این هنگام مسئله روشن می‌شود و جایی برای پنهان کردن باقی نمی‌ماند؛ زیرا …

42

يَوْمَئِذٍۢ يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَعَصَوُا۟ ٱلرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّىٰ بِهِمُ ٱلْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ ٱللَّهَ حَدِيثًۭا

در آن روز، آنها که کافر شدند و با پیامبر (ص) بمخالفت برخاستند، آرزو می‌کنند که ای کاش (خاک بودند، و) خاک آنها با زمینهای اطراف یکسان می‌شد (و بکلی محو و فراموش می‌شدند). در آن روز، (با آن همه گواهان،) سخنی را نمی‌توانند از خدا پنهان کنند.

إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ خدا ذره اي هم ستم نمي کند اگر نيکيي باشد آن را دو برابر مي کند و، ازجانب خدا مزدي کرامند مي دهد. فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلاء شَهِيدًا ؛ چگونه خواهد بود آن روز که از هر امتي گواهي بياوريم و تو را بر اين امت به گواهي فرا خوانيم ? يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ وَلاَ يَكْتُمُونَ اللّهَ حَدِيثًا ؛ در آن روز کافران و آنان که بر رسول عصيان ورزيده اند آرزو کنند که با خاک زمين يکسان مي بودند و هيچ سخني را از خدا پنهان نتوانند کرد.

(40) خداوند از کمال عدل و فضل خویش، و مبرا بودنش از ستم کم و فراوانی که با عدل و فضل او منافات دارد، خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ﴾) خداوند به اندازۀ ذره‌ای، ستم روا نمی‌دارد و از نیکی‌های بنده‌اش، کم نمی‌کند و بدی‌هایش را، نمی‌افزاید. همان‌طور که فرموده است:﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾ هرکس ذره‌ای کار خوب انجام دهد، پاداش آن را می‌بیند، و هر کس ذره‌ای کار بد انجام دهد، پاداش آن را می‌بیند. (﴿وَإِن تَكُ حَسَنَةٗ يُضَٰعِفۡهَا﴾) و اگر کار نیکی انجام شود، خداوند بر حسب حالت انجام دهنده و اخلاص و محبت او، پاداش آن را ده برابر و یا بیشتر می‌نماید. (﴿وَيُؤۡتِ مِن لَّدُنۡهُ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) و خداوند از جانب خود، اضافه بر پاداش کار نیکش، او را پاداش می‌دهد. از قبیل اینکه او را به انجام کارهای نیک دیگری توفیق می‌دهد، و نیکی فراوان و خیر زیاد به او می‌بخشد.

(41) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا﴾) یعنی چگونه خواهد بود اگر خداوند که علم و عدالت و حکمتش کامل است، بر اساس گواهی دادن پاکیزه‌ترین انسان‌ها که پیامبران‌اند بر امت‌هایشان حکم نماید؟! این در حالی است فردی که بر او حکم می‌شود، به گناه خویش اعتراف می‌کند. پس سوگند به خدا این فراگیرترین و منصفانه‌ترین و بزرگ‌ترین حکم است. و در اینجا کسانی که بر آنها حکم شده، به کمال فضل، عدل و ستایش اعتراف می‌کنند و گروه‌هایی با به‌دست آوردن موفقیت و رستگاری و عزت و کامیابی خوشبخت گشته و گروه‌هایی نیز به رسوایی و عذاب آشکار گرفتار می‌آیند.

(42) بنابراین فرمود: (﴿يَوۡمَئِذٖ يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَعَصَوُاۡ ٱلرَّسُولَ﴾) در آن روز، آنان که به خدا و پیامبرش کفر ورزیده و از پیامبرش سرپیچی کرده‌اند، دوست دارند، (﴿لَوۡ تُسَوَّىٰ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضُ﴾) [و آرزو می‌کنند] که کاش زمین آنها را فرو می‌برد و تبدیل به خاک می‌گشتند و نابود می‌شدند. همان طور که خداوند متعال فرموده است: (﴿وَيَقُولُ ٱلۡكَافِرُ يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ تُرَٰبَۢا﴾) و کافر می‌گوید: «کاش که خاک بودم.» (﴿وَلَا يَكۡتُمُونَ ٱللَّهَ حَدِيثٗا﴾) و هیچ سخنی را از خدا پنهان نمی‌دارند، بلکه به همۀ کارهایی که کرده‌اند نزد خدا اعتراف می‌کنند، و زبان و دست و پاهایشان به کارهایی که کرده‌اند، گواهی می‌دهند. خداوند در این روز، پاداش و سزای آنها را کامل می‌دهد، و می‌دانند که خداوند، حق و روشنگر است. اما آنچه در احادیث آمده است مبنی براینکه کافران کفر و انکار خود را کتمان می‌کنند، مربوط به بعضی جاهای قیامت است، زمانی که آنها گمان می‌برند انکارشان به آنها سودی می‌بخشد و از عذاب الهی نجات می‌دهد. پس، وقتی که حقائق را دریافتند، واعضای بدنشان بر آنها گواهی داد، در این هنگام مسئله روشن می‌شود و جایی برای پنهان کردن باقی نمی‌ماند؛ زیرا …

43

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَقْرَبُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنتُمْ سُكَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا۟ مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِى سَبِيلٍ حَتَّىٰ تَغْتَسِلُوا۟ ۚ وَإِن كُنتُم مَّرْضَىٰٓ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَآءَ أَحَدٌۭ مِّنكُم مِّنَ ٱلْغَآئِطِ أَوْ لَٰمَسْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمْ تَجِدُوا۟ مَآءًۭ فَتَيَمَّمُوا۟ صَعِيدًۭا طَيِّبًۭا فَٱمْسَحُوا۟ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می‌گویید! و همچنین هنگامی که جنب هستید -مگر اینکه مسافر باشید- تا غسل کنید. و اگر بیمارید، یا مسافر، و یا «قضای حاجت» کرده‌اید، و یا با زنان آمیزش جنسی داشته‌اید، و در این حال، آب (برای وضو یا غسل) نیافتید، با خاک پاکی تیمّم کنید! (به این طریق که) صورتها و دستهایتان را با آن مسح نمایید. خداوند، بخشنده و آمرزنده است.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد ، آنگاه که مست هستيد گرد نماز مگرديد، تابدانيد که چه مي گوييد و نيز در حال جنابت ، تا غسل کنيد ، مگر آنکه راهگذر باشيد و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا از مکان قضاي حاجت بازگشته ايد يا با زنان جماع کرده ايد و آب نيافتيد با خاک پاک تيمم کنيد و روي و دستهايتان را با آن خاک مسح کنيد هر آينه خدا عفو کننده و آمرزنده است.

(43) خداوند، بندگان مؤمنش را نهی می‌کند از اینکه به نماز بایستند درحالی که مست هستند، تا بدانند که چه می‌گویند. و این نهی، نزدیک شدن به جایگاه‌های نماز مانند مسجد را نیز در بر می‌گیرد. پس فرد مست نمی‌تواند وارد مسجد شود. و نیز نماز را دربر می‌گیرد؛ زیرا برای فردی که مست می‌باشد، انجام دادن هیچ نماز و عبادتی جایز نیست، چون عقل او آشفته است و نمی‌داند چه می‌گوید. بنابراین خداوند مقرر نمود که نباید به نماز و مسجد نزدیک شد تا زمانی که فرد می‌داند چه می‌گوید. و این آیۀ شریفه، به وسیلۀ آیه‌ای که شراب را به طور مطلق حرام می‌نماید، منسوخ است؛ زیرا شراب، ابتدا حرام نبود اما بعداً خداوند بندگانش را به طور ضمنی بر تحریم آن تشویق کرد و فرمود:﴿يَسۡ‍َٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡخَمۡرِ وَٱلۡمَيۡسِرِۖ قُلۡ فِيهِمَآ إِثۡمٞ كَبِيرٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَإِثۡمُهُمَآ أَكۡبَرُ مِن نَّفۡعِهِمَا﴾ از تو در مورد شراب و قمار می‌پرسند، بگو:«در شراب و قمار، گناه بزرگی است و فایده‌هایی [نیز] برای مردم دارند، اما گناهشان از فایده‌شان بزرگ‌تر است.» سپس خداوند متعال بندگان مؤمنش را از نوشیدن شراب به هنگام ایستادن به نماز نهی کرد، همان‌طور که در این آیه آمده است. سپس خداوند آن را به طور مطلق در همۀ وقت‌ها حرام نمود و فرمود:﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِنَّمَا ٱلۡخَمۡرُ وَٱلۡمَيۡسِرُ وَٱلۡأَنصَابُ وَٱلۡأَزۡلَٰمُ رِجۡسٞ مِّنۡ عَمَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ فَٱجۡتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بت‌ها و [استفاده از] تیرها [ی مخصوصی که به قصد بخت آزمایی و فال بینی به کار می‌برید] پلید و از کار شیطان هستند، پس از آن بپرهیزید. و حرمت شراب در هنگام نماز شدیدتر است، چون این فساد بزرگ را در بر دارد. گذشته از این، روح و مغز نماز، فروتنی و حضور قلب است، و شراب، دل را مست می‌کند و از یاد الهی و از نماز باز می‌دارد. و از مفهوم این آیه استنباط می‌شود، درحالت چرت زدن که فردِ خواب‌آلود نمی‌داند چه می‌گوید و چه می‌کند، نباید به نماز ایستاد، و آیه به صورت تلویحی به این موضوع اشاره می‌کند که مناسب است هرکس می‌خواهد نماز بخواند، خود را از هرچیزی که فکرش را به خود مشغول می‌دارد، دوری کند. مانند اینکه اگر نیاز به قضای حاجت دارد، باید برود قضای حاجت کند، سپس به نماز مشغول می‌شود. و نیز اگر خیلی گرسنه است، ابتدا غذا بخورد، و پس از آن به نماز بپردازد تا در نماز، گرسنگی فکرش را به خود مشغول ندارد. در این زمینه، حدیث صحیح نیز وارد شده است. سپس فرمود: (﴿وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ﴾) یعنی در حالت جُنُب به نماز نزدیک نشوید، مگر در این حالت و آن عبارت است از اینکه در داخل مسجد عبور کنید و توقف ننمایید. (﴿حَتَّىٰ تَغۡتَسِلُواۡ﴾) جنب تا زمانی که غسل نکرده است، نمی‌تواند به نماز بایستد، و هرگاه غسل کرد، می‌تواند نماز …

44

أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ نَصِيبًۭا مِّنَ ٱلْكِتَٰبِ يَشْتَرُونَ ٱلضَّلَٰلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّوا۟ ٱلسَّبِيلَ

آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب (خدا) به آنها داده شده بود، (به جای اینکه از آن، برای هدایت خود و دیگران استفاده کنند، برای خویش) گمراهی می‌خرند، و می‌خواهند شما نیز گمراه شوید؟

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلاَلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيلَ ؛ آيا آن کساني را که از کتاب بهره اي داده شده اند ، نديده اي که گمراهي مي خرند و مي خواهند که شما نيز گمراه شويد ? وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللّهِ نَصِيرًا ؛ خدا دشمنان شما را بهتر مي شناسد و دوستي او شما را کفايت خواهد کرد و، ياري او شما را بسنده است. مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً ؛ بعضي از جهودان کلمات خدا را به معني دگرگون مي کنند و مي گويند :، شنيديم و عصيان مي ورزيم ، و بشنو و کاش ناشنوا گردي و راعنا به لغت خويش زبان مي گردانند و به دين اسلام طعنه مي زنند اگر مي گفتند که شنيديم و اطاعت کرديم و انظرنا ، برايشان بهتر و به صواب تر بود خداآنان را به سبب کفرشان لعنت کرده و جز اندکي ايمان نياوردند.

(44) این بیان مذمت و نکوهش کسانی است که (﴿أُوتُواۡ نَصِيبٗا مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) بهره‌ای از کتاب داده ‌شده‌اند. ضمناً بندگانش را از تبعیت از آنها وافتادن در دام‌هایشان بر حذر داشته است. پس خبر داده که آنها (﴿يَشۡتَرُونَ ٱلضَّلَٰلَةَ﴾) گمراهی را می‌خرند؛ یعنی آن را خیلی دوست دارند، و برای به‌دست آوردنش از هر چیزی می‌گذرند، مانند کسی که در طلب آنچه که دوست دارد، مال فراوانی را خرج می‌کند. پس آنها گمراهی را بر هدایت، و کفر را بر ایمان، و شقاوت را بر سعادت، ترجیح می‌دهند. با این وجود (﴿وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ﴾) می‌خواهند شما را گمراه کنند. پس آنها بی‌نهایت به گمراه کردن شما، علاقه‌مندند و تلاش خود را در این راه مبذول می‌دارند. و از آنجا که خداوند سرپرست و یاور بندگان مؤمنش است، گمراهی و گمراه کردن آن دسته از یهودیان را بیان کرد.

(45) و فرمود: (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَلِيّٗا﴾) و کافی است که خدا سرپرست باشد؛ یعنی بندگانش را سرپرستی نماید و نسبت به آنها مهربانی ورزد و در همۀ کارهایشان یاور آنان باشد و آنچه را که سبب خوشبختی و رستگاری آنان است، برایشان آسان ‌گرداند. (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ نَصِيرٗا﴾) و کافی است که خدا یاور باشد و آنها را علیه دشمنانشان یاری ‌نماید و برای آنها چیزهایی را بیان ‌دارد که از آن بر حذر باشند، و آنها را علیه دشمنانشان کمک ‌کند. پس سرپرستی الهی، باعث به‌دست آوردن خیر و نیکی، و دور شدن از هر شر و بدی است.

(46) سپس خداوند کیفیت گمراهی و عناد و ترجیح دادن باطل از سوی آنان را بیان نمود و فرمود: (﴿مِّنَ ٱلَّذِينَ هَادُواۡ﴾) دسته‌ای از یهودیان که علمای گمراهشان بودند، (﴿يُحَرِّفُونَ ٱلۡكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِۦ﴾) سخنان را از جای خود تحریف می‌کنند؛ به گونه‌ای که کلمه یا معنی آن را تغییر می‌دهند، یا هردو را تحریف می‌کنند. ازجمله تحریفشان این است در رابطه با صفت‌هایی که در کتاب‌هایشان بیان شده و جز بر محمد صلی الله علیه وسلم صدق نمی‌کند، می‌گویند: منظور از این صفت‌ها، محمد نیست بلکه منظور، کسی دیگر است، و این حقیقت را پنهان می‌دارند. پس علم و آگاهی آنان بدترین علم و آگاهی است؛ چراکه حقایق را وارونه نموده و باطل را به جای آن قرار داده و حق را انکار می‌کنند. و اما در میدان عمل و فرمانبرداری می‌گویند: (﴿سَمِعۡنَا وَعَصَيۡنَا﴾) شنیدیم و نافرمانی کردیم؛ یعنی ما سخن تو را شنیدیم و از فرمانت سرپیچی کردیم و این نهایت کفر و عناد و بیرون رفتن …

45

وَٱللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَآئِكُمْ ۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَلِيًّۭا وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ نَصِيرًۭا

خدا به دشمنان شما آگاهتر است؛ (ولی آنها زیانی به شما نمی‌رسانند.) و کافی است که خدا ولیِّ شما باشد؛ و کافی است که خدا یاور شما باشد.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلاَلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيلَ ؛ آيا آن کساني را که از کتاب بهره اي داده شده اند ، نديده اي که گمراهي مي خرند و مي خواهند که شما نيز گمراه شويد ? وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللّهِ نَصِيرًا ؛ خدا دشمنان شما را بهتر مي شناسد و دوستي او شما را کفايت خواهد کرد و، ياري او شما را بسنده است. مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً ؛ بعضي از جهودان کلمات خدا را به معني دگرگون مي کنند و مي گويند :، شنيديم و عصيان مي ورزيم ، و بشنو و کاش ناشنوا گردي و راعنا به لغت خويش زبان مي گردانند و به دين اسلام طعنه مي زنند اگر مي گفتند که شنيديم و اطاعت کرديم و انظرنا ، برايشان بهتر و به صواب تر بود خداآنان را به سبب کفرشان لعنت کرده و جز اندکي ايمان نياوردند.

(44) این بیان مذمت و نکوهش کسانی است که (﴿أُوتُواۡ نَصِيبٗا مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) بهره‌ای از کتاب داده ‌شده‌اند. ضمناً بندگانش را از تبعیت از آنها وافتادن در دام‌هایشان بر حذر داشته است. پس خبر داده که آنها (﴿يَشۡتَرُونَ ٱلضَّلَٰلَةَ﴾) گمراهی را می‌خرند؛ یعنی آن را خیلی دوست دارند، و برای به‌دست آوردنش از هر چیزی می‌گذرند، مانند کسی که در طلب آنچه که دوست دارد، مال فراوانی را خرج می‌کند. پس آنها گمراهی را بر هدایت، و کفر را بر ایمان، و شقاوت را بر سعادت، ترجیح می‌دهند. با این وجود (﴿وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ﴾) می‌خواهند شما را گمراه کنند. پس آنها بی‌نهایت به گمراه کردن شما، علاقه‌مندند و تلاش خود را در این راه مبذول می‌دارند. و از آنجا که خداوند سرپرست و یاور بندگان مؤمنش است، گمراهی و گمراه کردن آن دسته از یهودیان را بیان کرد.

(45) و فرمود: (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَلِيّٗا﴾) و کافی است که خدا سرپرست باشد؛ یعنی بندگانش را سرپرستی نماید و نسبت به آنها مهربانی ورزد و در همۀ کارهایشان یاور آنان باشد و آنچه را که سبب خوشبختی و رستگاری آنان است، برایشان آسان ‌گرداند. (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ نَصِيرٗا﴾) و کافی است که خدا یاور باشد و آنها را علیه دشمنانشان یاری ‌نماید و برای آنها چیزهایی را بیان ‌دارد که از آن بر حذر باشند، و آنها را علیه دشمنانشان کمک ‌کند. پس سرپرستی الهی، باعث به‌دست آوردن خیر و نیکی، و دور شدن از هر شر و بدی است.

(46) سپس خداوند کیفیت گمراهی و عناد و ترجیح دادن باطل از سوی آنان را بیان نمود و فرمود: (﴿مِّنَ ٱلَّذِينَ هَادُواۡ﴾) دسته‌ای از یهودیان که علمای گمراهشان بودند، (﴿يُحَرِّفُونَ ٱلۡكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِۦ﴾) سخنان را از جای خود تحریف می‌کنند؛ به گونه‌ای که کلمه یا معنی آن را تغییر می‌دهند، یا هردو را تحریف می‌کنند. ازجمله تحریفشان این است در رابطه با صفت‌هایی که در کتاب‌هایشان بیان شده و جز بر محمد صلی الله علیه وسلم صدق نمی‌کند، می‌گویند: منظور از این صفت‌ها، محمد نیست بلکه منظور، کسی دیگر است، و این حقیقت را پنهان می‌دارند. پس علم و آگاهی آنان بدترین علم و آگاهی است؛ چراکه حقایق را وارونه نموده و باطل را به جای آن قرار داده و حق را انکار می‌کنند. و اما در میدان عمل و فرمانبرداری می‌گویند: (﴿سَمِعۡنَا وَعَصَيۡنَا﴾) شنیدیم و نافرمانی کردیم؛ یعنی ما سخن تو را شنیدیم و از فرمانت سرپیچی کردیم و این نهایت کفر و عناد و بیرون رفتن …

46

مِّنَ ٱلَّذِينَ هَادُوا۟ يُحَرِّفُونَ ٱلْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِۦ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَٱسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍۢ وَرَٰعِنَا لَيًّۢا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًۭا فِى ٱلدِّينِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا۟ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَٱسْمَعْ وَٱنظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًۭا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَٰكِن لَّعَنَهُمُ ٱللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًۭا

بعضی از یهود، سخنان را از جای خود، تحریف می‌کنند؛ و (به جای اینکه بگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم»)، می‌گویند: «شنیدیم و مخالفت کردیم! و (نیز می‌گویند:) بشنو! که هرگز نشنوی! و (از روی تمسخر می‌گویند:) راعنا [= ما را تحمیق کن!]» تا با زبان خود، حقایق را بگردانند و در آیین خدا، طعنه زنند. ولی اگر آنها (به جای این همه لجاجت) می‌گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم؛ و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقایق را درک کنیم)»، برای آنان بهتر، و با واقعیت سازگارتر بود. ولی خداوند، آنها را بخاطر کفرشان، از رحمت خود دور ساخته است؛ از این رو جز عدّه کمی ایمان نمی‌آورند.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلاَلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيلَ ؛ آيا آن کساني را که از کتاب بهره اي داده شده اند ، نديده اي که گمراهي مي خرند و مي خواهند که شما نيز گمراه شويد ? وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللّهِ نَصِيرًا ؛ خدا دشمنان شما را بهتر مي شناسد و دوستي او شما را کفايت خواهد کرد و، ياري او شما را بسنده است. مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً ؛ بعضي از جهودان کلمات خدا را به معني دگرگون مي کنند و مي گويند :، شنيديم و عصيان مي ورزيم ، و بشنو و کاش ناشنوا گردي و راعنا به لغت خويش زبان مي گردانند و به دين اسلام طعنه مي زنند اگر مي گفتند که شنيديم و اطاعت کرديم و انظرنا ، برايشان بهتر و به صواب تر بود خداآنان را به سبب کفرشان لعنت کرده و جز اندکي ايمان نياوردند.

(44) این بیان مذمت و نکوهش کسانی است که (﴿أُوتُواۡ نَصِيبٗا مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) بهره‌ای از کتاب داده ‌شده‌اند. ضمناً بندگانش را از تبعیت از آنها وافتادن در دام‌هایشان بر حذر داشته است. پس خبر داده که آنها (﴿يَشۡتَرُونَ ٱلضَّلَٰلَةَ﴾) گمراهی را می‌خرند؛ یعنی آن را خیلی دوست دارند، و برای به‌دست آوردنش از هر چیزی می‌گذرند، مانند کسی که در طلب آنچه که دوست دارد، مال فراوانی را خرج می‌کند. پس آنها گمراهی را بر هدایت، و کفر را بر ایمان، و شقاوت را بر سعادت، ترجیح می‌دهند. با این وجود (﴿وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواۡ ٱلسَّبِيلَ﴾) می‌خواهند شما را گمراه کنند. پس آنها بی‌نهایت به گمراه کردن شما، علاقه‌مندند و تلاش خود را در این راه مبذول می‌دارند. و از آنجا که خداوند سرپرست و یاور بندگان مؤمنش است، گمراهی و گمراه کردن آن دسته از یهودیان را بیان کرد.

(45) و فرمود: (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَلِيّٗا﴾) و کافی است که خدا سرپرست باشد؛ یعنی بندگانش را سرپرستی نماید و نسبت به آنها مهربانی ورزد و در همۀ کارهایشان یاور آنان باشد و آنچه را که سبب خوشبختی و رستگاری آنان است، برایشان آسان ‌گرداند. (﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ نَصِيرٗا﴾) و کافی است که خدا یاور باشد و آنها را علیه دشمنانشان یاری ‌نماید و برای آنها چیزهایی را بیان ‌دارد که از آن بر حذر باشند، و آنها را علیه دشمنانشان کمک ‌کند. پس سرپرستی الهی، باعث به‌دست آوردن خیر و نیکی، و دور شدن از هر شر و بدی است.

(46) سپس خداوند کیفیت گمراهی و عناد و ترجیح دادن باطل از سوی آنان را بیان نمود و فرمود: (﴿مِّنَ ٱلَّذِينَ هَادُواۡ﴾) دسته‌ای از یهودیان که علمای گمراهشان بودند، (﴿يُحَرِّفُونَ ٱلۡكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِۦ﴾) سخنان را از جای خود تحریف می‌کنند؛ به گونه‌ای که کلمه یا معنی آن را تغییر می‌دهند، یا هردو را تحریف می‌کنند. ازجمله تحریفشان این است در رابطه با صفت‌هایی که در کتاب‌هایشان بیان شده و جز بر محمد صلی الله علیه وسلم صدق نمی‌کند، می‌گویند: منظور از این صفت‌ها، محمد نیست بلکه منظور، کسی دیگر است، و این حقیقت را پنهان می‌دارند. پس علم و آگاهی آنان بدترین علم و آگاهی است؛ چراکه حقایق را وارونه نموده و باطل را به جای آن قرار داده و حق را انکار می‌کنند. و اما در میدان عمل و فرمانبرداری می‌گویند: (﴿سَمِعۡنَا وَعَصَيۡنَا﴾) شنیدیم و نافرمانی کردیم؛ یعنی ما سخن تو را شنیدیم و از فرمانت سرپیچی کردیم و این نهایت کفر و عناد و بیرون رفتن …

47

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ ءَامِنُوا۟ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًۭا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًۭا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰٓ أَدْبَارِهَآ أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّآ أَصْحَٰبَ ٱلسَّبْتِ ۚ وَكَانَ أَمْرُ ٱللَّهِ مَفْعُولًا

ای کسانی که کتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پیامبر خود) نازل کردیم -و هماهنگ با نشانه‌هایی است که با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنکه صورتهایی را محو کنیم، سپس به پشت سر بازگردانیم، یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که «اصحاب سبت» [= گروهی از تبهکاران بنی اسرائیل‌] را دور ساختیم؛ و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنی است!

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً ؛ اي کساني که شما را کتاب داده اند ، به کتابي که نازل کرده ايم و کتاب شما را نيز تصديق مي کند ايمان بياوريد ، پيش از آنکه نقش چهره هايتان را محو کنيم و رويهايتان را به قفا برگردانيم يا همچنان که اصحاب سبت را لعنت کرديم شما را هم لعنت کنيم و فرمان خدا شدني است.

(47) خداوند اهل کتاب، اعم از یهود و نصارا، را فرمان می‌دهد تا به پیامبر و کتاب بزرگی که بر او نازل شده و تصدیق کنندۀ کتاب‌های پیشین است، ایمان بیاورند. کتاب‌های پیشین، از آمدن قرآن خبر داده بودند. پس وقتی که قرآن آمد، خبر دادنِ کتاب‌های پیشین را تصدیق نمود. و اگر آنها به این قرآن ایمان نیاورند، به کتاب‌هایی که در دستشان هست نیز ایمان ندارند؛ زیرا کتاب‌های خدا، یکدیگر را تصدیق می‌نمایند و با یکدیگر موافق‌اند. پس ادعای آنها مبنی بر اینکه به برخی ایمان داریم و به برخی ایمان نداریم، ادعای باطلی بوده و راست نیست. و در (﴿ءَامِنُواۡ بِمَا نَزَّلۡنَا مُصَدِّقٗا لِّمَا مَعَكُم﴾) آنها را تشویق نموده تا ایمان بیاورند، و آنها باید قبل از دیگران، به ایمان آوردن مبادرت ‌ورزند؛ زیرا خداوند علم و کتاب را به آنان ارزانی داشته است. و این امر وظیفۀ آنان را سنگین‌تر می‌کند. بنابراین خداوند آنها را به خاطر ایمان نیاوردنشان، تهدید نمود و فرمود: (﴿مِّن قَبۡلِ أَن نَّطۡمِسَ وُجُوهٗا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰٓ أَدۡبَارِهَآ﴾) این پاداش از نوع کاری است که آنها انجام می‌دادند، پس همان طور که آنها حق را ترک گفته و باطل را ترجیح دادند و حقایق را وارونه کردند و باطل را حق و حق را باطل جلوه دادند، به سزایی از نوع کارشان مجازات شدند، و چهره‌هایشان محو گردید همان طور که آنها حق را محو کردند. و برگرداندن چهره‌هایشان به صورتی بود که چهرۀ آنان در پشت قرار گرفت، و این زشت‌ترین صورت و چهرۀ ممکن است. (﴿أَوۡ نَلۡعَنَهُمۡ كَمَا لَعَنَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلسَّبۡتِ﴾) یا آنها را نفرین کنیم، همان‌طور که یاران شنبه را نفرین کردیم. یعنی آنها را از رحمت خویش دور نماید و تبدیل به بوزینه گرداند، همان طور که خداوند با برادرانشان که در روز شنبه تجاوز و سرپیچی کردند، چنین کرد:﴿فَقُلۡنَا لَهُمۡ كُونُواۡ قِرَدَةً خَٰسِ‍ِٔينَ﴾ پس به آنها گفتیم بوزینگانی خوار باشید. (﴿وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولًا﴾) و فرمان خدا همواره انجام شدنی است. در جای دیگری نیز در همین رابطه می‌فرماید:﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيۡ‍ًٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾ امر او این گونه است که هرگاه چیزی را بخواهد، به آن می‌گوید:«پدید بیا»، پس پدید می‌آید.

48

إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِۦ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَآءُ ۚ وَمَن يُشْرِكْ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱفْتَرَىٰٓ إِثْمًا عَظِيمًا

خداوند (هرگز) شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌تر از آن را برای هر کس (بخواهد و شایسته بداند) می‌بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است.

إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا ؛ هر آينه خدا گناه کساني را که به او شرک آورند نمي آمرزد ، و گناهان ، ديگر را براي هر که بخواهد مي آمرزد و هر که به خدا شرک آورد ، دروغي ساخته و گناهي بزرگ مرتکب شده است.

(48) خداوند متعال خبر می‌دهد کسی را که چیزی از مخلوقات را شریک وی گرداند، نمی‌بخشد، اما دیگر گناهان صغیره و کبیره را می‌آمرزد؛ و این زمانی است که حکمت خدا، مقتضی آمرزیدن وی باشد. خداوند برای آمرزیدن گناهان پایین‌تر از شرک، اسباب زیادی قرار داده است؛ مانند نیکی‌هایی که بدی‌ها را از بین می‌برند، و مصیبت‌های دنیوی، عذاب برزخ و عذاب روز قیامت که کفارۀ گناهان‌اند. و مانند دعای مؤمنان برای یکدیگر، که باعث بخشوده شدن گناهان می‌شود و خداوند گناهان پایین‌تر از شرک را، با شفاعت شفاعت‌کنندگان می‌آمرزد. بالاتر از همۀ اینها، رحمت الهی قرار دارد که مؤمنان و اهل توحید سزاوار آن هستند. برخلاف شرک؛ زیرا مشرک همۀ درهای آمرزش و رحمت را به روی خود بسته است، پس طاعات بدون توحید، فایده‌ای به او نمی‌رساند، و مصیبت‌هایی که برای او پیش می‌آید، به او سودی نمی‌بخشد، و در روز قیامت کسی برای وی شفاعت نمی‌کند:﴿فَمَا لَنَا مِن شَٰفِعِينَ وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٖ﴾ نه شفاعت‌کننده‌ای دارند و نه دوست صمیمی! بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَمَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱفۡتَرَىٰٓ إِثۡمًا عَظِيمًا﴾) و هر کس به خدا شرک ورزد، به راستی که گناه بزرگی مرتکب شده است؛ یعنی جنایت بزرگی کرده است، و چه ستمی بزرگ‌تر از آن است که مخلوقِ آفریده شده از خاک را، شریک خداوند قرار داده شود؟! مخلوقی که از همۀ جهات ناقص و نیازمند است، و نمی‌تواند سودی به خود برساند و زیانی از خویش دور کند، و مرگ و زندگی در اختیار او نیست، و نمی‌تواند به کسی که او را عبادت کرده است، سودی برساند. پس چگونه چنین چیزی با ذاتی شریک می‌شود که همۀ هستی را آفریده و از همۀ جهات کامل است و از تمام مخلوقاتش بی‌نیاز است؟! خداوندی که سود و زیان، و دادن و محروم کردن، در دست اوست و آفریدگان از نعمات او برخوردار هستند! آیا ستمی بزرگ‌تر از این وجود دارد؟! بنابراین کسی که مرتکب شرک شود، برای همیشه در عذاب می‌ماند و از پاداش الهی محروم می‌گردد:﴿إِنَّهُۥ مَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ ٱلۡجَنَّةَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُ﴾ هرکس به خدا شرک ورزد، به راستی که خداوند بهشت را بر او حرام گردانیده و جایگاهش جهنم است. این آیۀ کریمه، در حق کسی است که توبه نکرده است، اما کسی که توبه کند، شرک و دیگر گناهانش بخشیده می‌شود:﴿ قُلۡ يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواۡ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًا﴾ بگو: «ای بندگانم که زیاده‌روی کرده‌اید! از رحمت الهی ناامید نباشید، بی‌گـمان خداوند همۀ گناهان را می‌آمرزد”؛یعنی گناهان کسی که، به سوی خدا برگشته و توبه نموده است.

49

أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُم ۚ بَلِ ٱللَّهُ يُزَكِّى مَن يَشَآءُ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا

آیا ندیدی کسانی را که خودستایی می‌کنند؟! (این خود ستاییها، بی‌ارزش است؛) بلکه خدا هر کس را بخواهد، ستایش می‌کند؛ و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ؛ آيا آنان را نديده اي که خويشتن را پاک و بي عيب جلوه مي دهند ? آري خداست که هر که را خواهد از عيب پاک گرداند و به هيچ کس حتي به قدررشته اي که در شکاف هسته خرماست ستم نشود. انظُرْ كَيفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا ؛ بنگر که چگونه به خدا دروغ مي بندند و همين دروغ گناهي آشکار را بسنده است.

(49) این بیانگر تعجب خدا از بندگانش است، و سرزنشی است از جانب خدا، برای یهودیان و نصارا و امثال آنها که خود را پاک می‌پندارند و ادعای پاکی می‌کنند در حالی‌که چنین نیستند، و می‌گویند:﴿ نَحۡنُ أَبۡنَٰٓؤُاۡ ٱللَّهِ وَأَحِبَّٰٓؤُهُۥ﴾ ما فرزندان و دوستان خدا هستیم. و می‌گویند:﴿ وَقَالُواۡ لَن يَدۡخُلَ ٱلۡجَنَّةَ إِلَّا مَن كَانَ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰ﴾ هرگز وارد بهشت نخواهد شد، مگر کسی که یهودی یا نصرانی باشد. و این ادعایی بدون دلیل است؛ زیرا خداوند در قرآن می‌فرماید:﴿ بَلَىٰۚ مَنۡ أَسۡلَمَ وَجۡهَهُۥ لِلَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٞ فَلَهُۥٓ أَجۡرُهُۥ عِندَ رَبِّهِۦ وَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ ﴾ آری! هرکس مخلصانه به خدا روی آورد -در حالی که نیکوکار است- پاداش او نزد پروردگارش است، و نه ترسی بر آنها است و نه اندوهگین می‌گردند. پس خداوند چنین کسانی را پاک قرار داده است، بنابراین اینجا فرمود: (﴿بَلِ ٱللَّهُ يُزَكِّي مَن يَشَآءُ﴾) بلکه خداوند هر کس را که بخواهد، تزکیه می‌نماید؛ یعنی او را به سبب ایمان و عمل صالح و به وسیلۀ دوری از اخلاق زشت و آراستگی به اخلاق و صفت‌های زیبا، پاک می‌گرداند. اما اینها گرچه خود را پاک بدانند و ادعا کنند بر راه راست هستند و پاداش فقط از آنِ آنها است، دروغگو می‌باشند. و به سبب ستم و کفرشان، از خصلت‌های پاکان بهره‌ای ندارند و خدا بر آنها ستم روا نداشته است. بنابراین فرمود: (﴿وَلَا يُظۡلَمُونَ فَتِيلًا﴾) این جمله مفید عموم است؛ یعنی هیچ ستمی به آنها نمی‌شود، حتی به اندازۀ نخی که روی هستۀ خرما است، یا نخی که از چرک دست و غیره برمی‌آید.

(50) خداوند متعال می فرماید: (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ﴾) نگاه کن چگونه با پاک قرار دادن خود، به خدا دروغ می‌بندند، و این بزرگ‌ترین دروغی است که به خدا نسبت داده می‌شود؛ زیرا این بدان معنی است عقیده و ستمی که آنها دارند، حق است و آنچه مسلمین بر آن هستند، باطل می‌باشد و این بزرگ‌ترین دروغ و وارونه کردن حقائق است؛ زیرا حق را باطل، و باطل را حق جلوه دادند. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَكَفَىٰ بِهِۦٓ إِثۡمٗا مُّبِينًا﴾) و کافی است که این، گناهی آشکار و موجب عقوبت فراوان و عذاب دردناک باشد.

50

ٱنظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ ۖ وَكَفَىٰ بِهِۦٓ إِثْمًۭا مُّبِينًا

ببین چگونه بر خدا دروغ می‌بندند! و همین گناه آشکار، (برای مجازات آنان) کافی است.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً ؛ آيا آنان را نديده اي که خويشتن را پاک و بي عيب جلوه مي دهند ? آري خداست که هر که را خواهد از عيب پاک گرداند و به هيچ کس حتي به قدررشته اي که در شکاف هسته خرماست ستم نشود. انظُرْ كَيفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا ؛ بنگر که چگونه به خدا دروغ مي بندند و همين دروغ گناهي آشکار را بسنده است.

(49) این بیانگر تعجب خدا از بندگانش است، و سرزنشی است از جانب خدا، برای یهودیان و نصارا و امثال آنها که خود را پاک می‌پندارند و ادعای پاکی می‌کنند در حالی‌که چنین نیستند، و می‌گویند:﴿ نَحۡنُ أَبۡنَٰٓؤُاۡ ٱللَّهِ وَأَحِبَّٰٓؤُهُۥ﴾ ما فرزندان و دوستان خدا هستیم. و می‌گویند:﴿ وَقَالُواۡ لَن يَدۡخُلَ ٱلۡجَنَّةَ إِلَّا مَن كَانَ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰ﴾ هرگز وارد بهشت نخواهد شد، مگر کسی که یهودی یا نصرانی باشد. و این ادعایی بدون دلیل است؛ زیرا خداوند در قرآن می‌فرماید:﴿ بَلَىٰۚ مَنۡ أَسۡلَمَ وَجۡهَهُۥ لِلَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٞ فَلَهُۥٓ أَجۡرُهُۥ عِندَ رَبِّهِۦ وَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ ﴾ آری! هرکس مخلصانه به خدا روی آورد -در حالی که نیکوکار است- پاداش او نزد پروردگارش است، و نه ترسی بر آنها است و نه اندوهگین می‌گردند. پس خداوند چنین کسانی را پاک قرار داده است، بنابراین اینجا فرمود: (﴿بَلِ ٱللَّهُ يُزَكِّي مَن يَشَآءُ﴾) بلکه خداوند هر کس را که بخواهد، تزکیه می‌نماید؛ یعنی او را به سبب ایمان و عمل صالح و به وسیلۀ دوری از اخلاق زشت و آراستگی به اخلاق و صفت‌های زیبا، پاک می‌گرداند. اما اینها گرچه خود را پاک بدانند و ادعا کنند بر راه راست هستند و پاداش فقط از آنِ آنها است، دروغگو می‌باشند. و به سبب ستم و کفرشان، از خصلت‌های پاکان بهره‌ای ندارند و خدا بر آنها ستم روا نداشته است. بنابراین فرمود: (﴿وَلَا يُظۡلَمُونَ فَتِيلًا﴾) این جمله مفید عموم است؛ یعنی هیچ ستمی به آنها نمی‌شود، حتی به اندازۀ نخی که روی هستۀ خرما است، یا نخی که از چرک دست و غیره برمی‌آید.

(50) خداوند متعال می فرماید: (﴿ٱنظُرۡ كَيۡفَ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ﴾) نگاه کن چگونه با پاک قرار دادن خود، به خدا دروغ می‌بندند، و این بزرگ‌ترین دروغی است که به خدا نسبت داده می‌شود؛ زیرا این بدان معنی است عقیده و ستمی که آنها دارند، حق است و آنچه مسلمین بر آن هستند، باطل می‌باشد و این بزرگ‌ترین دروغ و وارونه کردن حقائق است؛ زیرا حق را باطل، و باطل را حق جلوه دادند. بنابراین خداوند متعال فرمود: (﴿وَكَفَىٰ بِهِۦٓ إِثۡمٗا مُّبِينًا﴾) و کافی است که این، گناهی آشکار و موجب عقوبت فراوان و عذاب دردناک باشد.

Commentary: Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di. Qur'an text and translation via AlQuran Cloud.