Muslim99Muslim99
← Tafsir library

4. An-Nisaa

The Women · Medinan · 176 ayahs

سُورَةُ النِّسَاءِ

Reading Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di

Ayahs 31–40 of 176

31

إِن تَجْتَنِبُوا۟ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّـَٔاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًۭا كَرِيمًۭا

اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی می‌شوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را می‌پوشانیم؛ و شما را در جایگاه خوبی وارد می‌سازیم.

إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيمًا ؛ اگر از گناهان بزرگي که شما را از آن نهي کرده اند اجتناب کنيد ، از ديگر گناهانتان در مي گذريم و شما را به مکاني نيکو در مي آوريم.

(31) این از فضل و نیکویی و احسان خداوند بر بندگان است که به آنها وعده داده است؛ اگر از گناهان کبیره‌ای که از آن نهی شده‌اند، پرهیز کنند، خداوند همۀ گناهان و بدی‌هایشان را می‌بخشد و آنها را به جایگاه بزرگوارانه‌ای که نعمت آن فراوان است وارد می‌نماید، و آن بهشت است، که چیزهایی در بر دارد که هیچ چشمی مانند آن را ندیده، و هیچ گوشی آن را نشنیده، و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. و پرهیز از گناهان کبیره، شامل انجام دادن فرایض می‌باشد که ترک‌کنندۀ آن، مرتکب کبیره می‌گردد. مانند نمازهای پنج‌گانه و نماز جمعه و روزۀ رمضان. همان گونه که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:(الصَّلَوَاتُ الخَمسُ وَالجُمُعَةُ إلَي الجُمُعَةِ وَرَمَضَانُ إلَي رَمَضَانَ مُكَفِّرَاتٌ لِمَا بَينَهُمَا مَا اجتُنِبَتِ الكَبَائِر) نمازهای پنج‌گانه و جمعه تا جمعه‌ای دیگر، و رمضان تا رمضانی دیگر، گناهانی را که در این میان انجام گرفته‌اند، محو می‌کنند، به شرطی که از گناهان کبیره پرهیز شود. و بهترین تعریف برای گناهان کبیره چنین است: گناهی است که در دنیا برای آن حدی تعیین شده، و در آخرت مرتکب آن عقاب و عذاب می‌چشد. و یا می‌توان گفت: گناه کبیره؛ گناهی است که ایمان آدمی را منتفی می‌کند، و یا به دنبال آن لعنتی قرار داده شده است، یا خداوند بر مرتکب آن خشم می‌گیرد.

32

وَلَا تَتَمَنَّوْا۟ مَا فَضَّلَ ٱللَّهُ بِهِۦ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ ۚ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌۭ مِّمَّا ٱكْتَسَبُوا۟ ۖ وَلِلنِّسَآءِ نَصِيبٌۭ مِّمَّا ٱكْتَسَبْنَ ۚ وَسْـَٔلُوا۟ ٱللَّهَ مِن فَضْلِهِۦٓ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمًۭا

برتریهایی را که خداوند برای بعضی از شما بر بعضی دیگر قرار داده آرزو نکنید! (این تفاوتهای طبیعی و حقوقی، برای حفظ نظام زندگی شما، و بر طبق عدالت است. ولی با این حال،) مردان نصیبی از آنچه به دست می‌آورند دارند، و زنان نیز نصیبی؛ (و نباید حقوق هیچ‌یک پایمال گردد). و از فضل (و رحمت و برکت) خدا، برای رفع تنگناها طلب کنید! و خداوند به هر چیز داناست.

وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ؛ آرزو مکنيد آن چيزهايي را که بدانها خدا بعضي از شما را بر بعضي ديگر، برتري داده است مردان را از آنچه کنند نصيبي است و زنان را از آنچه کنند نصيبي و روزي از خدا خواهيد که خدا بر هر چيزي آگاه است.

(32) خداوند بندگان مؤمنش را نهی می‌کند که برخی از آنها، آرزوی چیزی را بکنند که خداوند با دادن آن چیز به کسی دیگر، او را برتری داده است، اعم از چیزهایی که به‌دست آوردن آن ممکن است و یا چیزهایی که به دست آوردنش ممکن نمی‌باشد. پس زنان نباید آرزوی دارا بودن ویژگی‌های مردان را بکنند که خداوند با آن ویژگی‌ها، آنان را بر زنان برتری داده است. و نباید فقیر آرزو کند که به مقام سرمایه‌داری برسد، بدون اینکه در مقام کسب و عمل، تکانی به خویش بدهد؛ زیرا این حسادت است که آرزو کنی مال کسی از آن تو باشد و از او گرفته شود. و نیز این کار به منزلۀ ناخشنودی از تقدیر الهی است، و تنبلی و آرزوهای پوچ، و خیال پردازی را به همراه دارد. بلکه شایسته است بنده، بر حسب توانایی‌اش، برای به‌دست آوردن منافع دینی و دنیوی خود تلاش نماید، و فضل خداوند را بجوید. پس نه بر خودش توکل و تکیه کند، و نه بر کسی دیگر، بلکه به پروردگارش تکیه و اعتماد نماید. بنابراین خداوند تعالی فرمود: (﴿لِّلرِّجَالِ نَصِيبٞ مِّمَّا ٱكۡتَسَبُواۡ﴾) مردان از کارهایی که انجام می‌دهند و منتهی به نتیجۀ مطلوب می‌شود، بهره‌ای دارند. (﴿وَلِلنِّسَآءِ نَصِيبٞ مِّمَّا ٱكۡتَسَبۡنَ﴾) و زنان از آنچه به دست می‌آورند، بهره‌ای دارند. پس هرکس زحمت نکشد، چیزی را حاصل نخواهد کرد. (﴿وَسۡ‍َٔلُواۡ ٱللَّهَ مِن فَضۡلِهِۦٓ﴾)وتمام منافع دینی و دنیوی‌تان را از فضل الهی بجویید، و این نشانۀ کمال بنده و سعادت اوست. اما کسی که کاری انجام نداده، و بر خود اعتماد می‌کند، و خود را نیازمند و محتاج پروردگارش نمی‌داند، یا اینکه هم کار نمی‌کند، و هم به خودش تکیه می‌نماید، چنین فردی خوار و زیان‌دیده است. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا﴾) پس خداوند به هرکس چیزی را می‌دهد که شایستگی برخورداری آن را دارد، و نعمات خود را به کسی نمی‌دهد که شایستۀ آن نباشد.

33

وَلِكُلٍّۢ جَعَلْنَا مَوَٰلِىَ مِمَّا تَرَكَ ٱلْوَٰلِدَانِ وَٱلْأَقْرَبُونَ ۚ وَٱلَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَٰنُكُمْ فَـَٔاتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ شَهِيدًا

برای هر کسی، وارثانی قرار دادیم، که از میراث پدر و مادر و نزدیکان ارث ببرند؛ و (نیز) کسانی که با آنها پیمان بسته‌اید، نصیبشان را بپردازید! خداوند بر هر چیز، شاهد و ناظر است.

وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا ؛ براي همه ، در آنچه پدر و مادر و خويشاوندان نزديک به ميراث مي گذارند، ميراث براني قرار داده ايم و بهره هر کس را که با او قراري نهاده ايد بپردازيد که خدا بر هر چيزي گواه است.

(33) (﴿وَلِكُلّٖ﴾) و برای هرکس، (﴿جَعَلۡنَا مَوَٰلِيَ﴾) وارثانی قرار داده‌ایم ـ که او را سرپرستی می‌کنند و در کارهایش او را یاری می‌دهند، و وی نیز آنها را سرپرستی نموده و در کارهایشان آنان را یاری می‌دهد ـ و باید (﴿مِمَّا تَرَكَ ٱلۡوَٰلِدَانِ وَٱلۡأَقۡرَبُونَ﴾) از آنچه خویشاوندان و پدر و مادر برجای گذاشته‌اند، سهم آنان داده شود. و این همۀ وارثان اصل از قبیل: پدر و پدربزرگ، و وارثان فرع از قبیل: فرزندان و نوه‌ها و وارثان اطرافیان از قبیل: برادران و پسرانشان و عموها و پسرانشان را دربر می‌گیرد. این وارثان به سبب خویشاوندی، ارث می‌برند. سپس نوعی دیگر از وارثان را بیان کرد و فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ عَقَدَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ﴾) و کسانی که با آنها پیمان بسته‌اید، همکار و یاریگرشان باشید و در اموالتان شریک باشند. آنچه ذکر شد، از نعمت الهی بر بندگانش است؛ زیرا دوستان و وارثان با یکدیگر در کارهایی همکاری می‌کنند که به تنهایی نمی‌توانند آن را انجام دهند.(﴿فَ‍َٔاتُوهُمۡ نَصِيبَهُمۡ﴾) به وارثانی که از طریق پیمان بستن وارث گشته‌اند، بهره و سهم آنان را از کمک و یاری دادن ـ بر غیر معصیت خدا ـ بدهید. نیز ارث را به وارثان نزدیک بدهید که به سبب خویشاوندی ارث می‌برند. (إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا)) خداوند از همه چیز اطلاع دارد، همه چیز را می‌داند، تمامی حرکات و سکنات بندگانش را می‌بیند و تمامی صداهای آنها را می‌شنود.

34

ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ بِمَا فَضَّلَ ٱللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ وَبِمَآ أَنفَقُوا۟ مِنْ أَمْوَٰلِهِمْ ۚ فَٱلصَّٰلِحَٰتُ قَٰنِتَٰتٌ حَٰفِظَٰتٌۭ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ ٱللَّهُ ۚ وَٱلَّٰتِى تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَٱهْجُرُوهُنَّ فِى ٱلْمَضَاجِعِ وَٱضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا۟ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيًّۭا كَبِيرًۭا

مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایی که از اموالشان (در مورد زنان) می‌کنند. و زنان صالح، زنانی هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‌کنند. و (امّا) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دوری نمایید! و (اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود،) آنها را تنبیه کنید! و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدّی بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.)

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا ؛مردان ، از آن جهت که خدا بعضي را بر بعضي برتري داده است ، و از آن ، جهت که از مال خود نفقه مي دهند ، بر زنان تسلطدارند پس زنان شايسته ، فرمانبردارند و در غيبت شوي عفيفند و فرمان خداي را نگاه مي دارند وآن زنان را که از نافرمانيشان بيم داريد ، اندرز دهيد و از خوابگاهشان دوري کنيد و بزنيدشان اگر فرمانبرداري کردند ، از آن پس ديگر راه بيدادپيش مگيريد و خدا بلند پايه و بزرگ است.

(34) خداوند متعال خبر می‌دهد که (﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ﴾) مردان، سرپرست زنان هستند تا آنها را به انجام حقوق الهی، از قبیل: محافظت بر انجام فرائض و دور کردن از کارهای زشت ملزم دارند. مردان باید آنها را به انجام این کارها ملزم کنند. و نیز مردان، سرپرست زنان هستند تا مخارج و پوشاک و مسکن آنها را تهیه نمایند. سپس سببی را که موجب سرپرستی مردان است، بیان فرمود: (﴿بِمَا فَضَّلَ ٱللَّهُ بَعۡضَهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ وَبِمَآ أَنفَقُواۡ مِنۡ أَمۡوَٰلِهِمۡ﴾) به خاطر اینکه خداوند، مردان را بر زنان فضیلت داده است. مردان از چند جهت از زنان برتر هستند؛ از آن جمله اینکه ولایت و حکومت و پیامبری و رسالت، ویژۀ مردان است، و بسیاری از عبادت‌ها مانند جهاد و نماز اعیاد و جمعه به مردان اختصاص دارد. و به خاطر عقل و متانت و آرامش و شکیبایی و قدرتی که خداوند به آنها داده است، در حالی‌که زنان از آن مقدار قوۀ عاقله و متانت و توانایی و شکیبایی برخوردار نیستند، و نیز خداوند تهیۀ مخارج زنان را به مردان اختصاص داده است؛ چراکه بسیاری از مخارج را مردان می‌پردازند. و راز حذف مفعول در فرموده الهی: (﴿وَبِمَآ أَنفَقُواۡ﴾) این است تا عموم نفقه را در بر گیرد. پس دانسته شد که مرد، سرپرست و آقای زنش است، و زن در اختیار مرد، و در بند اوست. بنابراین مرد باید حقوق زن را، که امانت الهی در دست اوست، ادا کند. و زن نیز باید از پروردگارش اطاعت نماید، و از شوهرش فرمان برد. بنابراین فرمود: (﴿فَٱلصَّٰلِحَٰتُ قَٰنِتَٰتٌ﴾) زنان صالحه فرمانبردار خدا هستند، (﴿حَٰفِظَٰتٞ لِّلۡغَيۡبِ﴾) و حتی در غیاب شوهرانشان، از آنها اطاعت می‌کنند، و دامان خویش را حفاظت نموده، و مال وی را پاس می‌دارند، و این به سبب توفیقی است که خدا به زنان داده است، و از جانب خودشان نیست؛ زیرا نفس، انسان را به کار بد دستور می‌دهد، اما کسی که بر خدا توکل نماید، آنچه برای او در دین و دنیایش مهم است، خداوند او را در آن زمینه کفایت می‌کند. سپس فرمود: (﴿وَٱلَّٰتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ﴾) و زنانی که شما بیم دارید از اطاعت و فرمان شوهرانشان سرپیچی کنند، به این صورت که زن در سخن یا در عمل از شوهرش سرپیچی نماید. باید شوهرش او را به شیوه‌هایی که یکی از دیگری آسان‌ترند تربیت و ادب کند. (﴿فَعِظُوهُنَّ﴾) آنها را با بیان حکم خدا در رابطه با اطاعت از شوهر و تشویق به فرمانبرداری، و ترساندن از نافرمانی، اندرز دهید. پس اگر زن باز آمد چه بهتر، و اگر باز نیامد، او را در بستر رها ‌کند؛ به این صورت که با او نخوابد و با او به اندازه کافی آمیزش نکند؛ و اگر باز نیامد، او را بزند، اما زدنی که به او آسیب نرساند. اگر به وسیلۀ یکی از این کارها، به هدف دست یافتید و زنان از شما فرمان بردند (﴿فَلَا تَبۡغُواۡ عَلَيۡهِنَّ سَبِيلًا﴾) پس به مقصود رسیده‌اید، و زن را به خاطر کارهای گذشته سرزنش نکنید، و …

35

وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَٱبْعَثُوا۟ حَكَمًۭا مِّنْ أَهْلِهِۦ وَحَكَمًۭا مِّنْ أَهْلِهَآ إِن يُرِيدَآ إِصْلَٰحًۭا يُوَفِّقِ ٱللَّهُ بَيْنَهُمَآ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًۭا

و اگر از جدایی و شکاف میان آن دو (همسر) بیم داشته باشید، یک داور از خانواده شوهر، و یک داور از خانواده زن انتخاب کنید (تا به کار آنان رسیدگی کنند). اگر این دو داور، تصمیم به اصلاح داشته باشند، خداوند به توافق آنها کمک می‌کند؛ زیرا خداوند، دانا و آگاه است (و از نیات همه، با خبر است).

وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلاَحًا يُوَفِّقِ اللّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا ؛ اگر از اختلاف ميان زن و شوي آگاه شديد ، داوري از کسان مرد داوري ازکسان زن برگزينيد اگر آن دو را قصد اصلاح باشد خدا ميانشان موافقت پديد مي آورد ، که خدا دانا و آگاه است.

(35) و اگر ترسیدید که زن و شوهر دچار اختلاف و جدایی شوند و هر یک رو به سمتی ‌رود، (﴿فَٱبۡعَثُواۡ حَكَمٗا مِّنۡ أَهۡلِهِۦ وَحَكَمٗا مِّنۡ أَهۡلِهَآ﴾) دو مرد مکلف و مسلمان و عادل و عاقل را، به عنوان داور بفرستید که مسائل بین زن و شوهر، و صلاحیت تشخیص با هم بودن یا جدایی آنها را، می‌دانند. و این مطلب که ذکر شد، از کلمۀ «حَکَم» استنباط می‌شود؛ زیرا برای داور بودن، جز کسی که دارای این صفات باشد، شایسته نیست. پس آن دو داور اعتراضی را که هر یک از زن و شوهر نسبت به دیگری مطرح می‌نمایند، بررسی کنند، سپس هر یک از زن و شوهر را به انجام مسئولیتشان موظف بگردانند، و اگر نتوانستند زن و شوهر را به رعایت توصیه‌های خویش ملزم نمایند، یکی از آنان را قانع کنند، تا به آنچه از روزی و اخلاقی که برای همسرش میسّر است، رضایت دهد. و هر چقدر که توان جمع و اصلاح بین زن و شوهر را دارند، از آن دریغ نورزند. و اگر کار به جایی رسید که جز با درگیری و قهر و معصیت خدا، ادامۀ زندگی و اصلاح زن و شوهر امکان نداشت، و هردو داور به این نتیجه رسیدند که جدایی میان آنان بهتر است، آنها را از یکدیگر جدا کنند. و رضایت شوهر برای جدا شدن، شرط نیست؛ زیرا آیه دلالت می‌نماید که خداوند آن دو نفر را داور و حکم نامیده است، و داور حکم می‌کند، گرچه کسی که بر او حکم می‌شود راضی نباشد، بنابراین فرمود: (﴿إِن يُرِيدَآ إِصۡلَٰحٗا يُوَفِّقِ ٱللَّهُ بَيۡنَهُمَآ﴾) اگر آن دو داور، خواهان اصلاح باشند، خداوند به سبب رای و نظر درست و سخنی که دل‌هارا جذب می‌کند، میان آنها توافق حاصل کرده وهردو همدم را به یکدیگر نزدیک می‌نماید. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرٗا﴾) همانا خداوند همۀ امور آشکار و پنهان‌را می‌داند، و به کارهای پوشیده و اسرار آن آگاه است. از جمله علم و آگاهی الهی، این است که برای شما این احکام بزرگ و آیین‌های زیبا را مشروع نموده است.

36

۞ وَٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا ۖ وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَٰنًۭا وَبِذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَٰمَىٰ وَٱلْمَسَٰكِينِ وَٱلْجَارِ ذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْجَارِ ٱلْجُنُبِ وَٱلصَّاحِبِ بِٱلْجَنۢبِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَٰنُكُمْ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالًۭا فَخُورًا

و خدا را بپرستید! و هیچ‌چیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکی کنید؛ همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و واماندگان در سفر، و بردگانی که مالک آنها هستید؛ زیرا خداوند، کسی را که متکبر و فخر فروش است، (و از ادای حقوق دیگران سرباز می‌زند،) دوست نمی‌دارد.

وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا ؛ خداي را بپرستيد و هيچ چيز شريک او مسازيد و با پدر و مادر و، خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و همسايه خويشاوند و همسايه بيگانه و يار مصاحب ومسافر رهگذر و بندگان خود نيکي کنيد هر آينه خدا متکبران و فخر فروشان را دوست ندارد. الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ؛ آنان که بخل مي ورزند و مردم را به بخل وا مي دارند و مالي را که خدا به آنها داده است پنهان مي کنند و ما براي کافران عذابي خوارکننده مهيا ساخته ايم. وَالَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاء قِرِينًا ؛ و نيز کساني را که اموال خويش براي خودنمايي انفاق مي کنند و به خدا، وروز قيامت ايمان نمي آورند و هر که شيطان قرين او باشد ، قريني بد دارد.

(36 - 37) خداوند بندگانش را دستور می‌دهد تا تنها او را که خدای یگانه است، و شریکی ندارد، عبادت کنند. عبادت؛ یعنی بندگی خدا، و گردن نهادن به اوامر الهی و نواهی او، و اینکه از روی محبت و فروتنی همۀ عبادت‌های ظاهری و باطنی خالص برای او انجام شود. و خداوند نهی کرده است که برای او شریک قرار داده شود. پروردگار نه شرک اصغر و نه شرک اکبر را نمی‌پذیرد، و نباید ملائکه و پیامبر، و کسی دیگر از آفریدگان را که نمی‌توانند برای خود سود و زیانی بیاورند، و مالک مرگ و زندگی و حشر نیستند، با او شریک قرار داد، بلکه باید عبادتِ خالصانه برای کسی انجام گیرد که از هر جهت دارای کمال مطلق است، و تدبیر کامل در دست اوست، خداوندی که هیچ کس با او شریک نیست و هیچ کس او را در تدبیر امور کمک نمی‌کند. بعد از اینکه خداوند بندگانش را به عبادت خویش و ادای حقوق الهی فرمان داد، آنان را دستور داد تا حقوق بندگان را به جا آورند، و هر آن کس که نزدیک‌تر است، مهم‌تر است و در اولویت قرار دارد. پس فرمود: (﴿وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا﴾) با سخن خوب و خطاب مهربانانه، و کار زیبا و فرمان بردن از دستورات آنها، و پرهیز از آنچه نهی می‌کنند، و با انفاق بر آنها، و احترام گذاشتن به کسی که خویشاوند آنان است، با آنها نیکی کنید. احسان و نیکی با پدر و مادر دو امر متضاد را دربر دارد: یکی بدی کردن، و دیگری نیکی نکردن، و از هر دو نهی شده است. (﴿وَبِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾) و با خویشاوندان نیکی کنید، که تمام خویشاوندان نزدیک و دور را شامل می‌شود، و باید با آنها در قول و عمل نیکی شود، و نباید پیوند خویشاوندی را در قول و عمل قطع نمود. (﴿وَٱلۡيَتَٰمَىٰ﴾) و کسانی که کوچک هستند و پدرانشان را از دست داده‌اند، آنها خواه خویشاوند باشند یا نه، بر مسلمین حق دارند، و باید آنها را تحت کفالت خود قرار داده و با آنها نیکی کنند و خاطر آنها را تسکین دهند، و به بهترین صورت، آنها را در رسیدن به مصالح دینی و دنیوی‌شان، یاری نمایند. (﴿وَٱلۡمَسَٰكِينِ﴾) و درماندگان؛ یعنی کسانی که فقر و نیازمندی، آنها را درمانده کرده است و نمی‌توانند از عهدۀ مخارج خود و کسانی که باید آذوقه زندگی‌شان را فراهم کنند، بر‌آیند. خداوند دستور داده نیازهایشان برآورده شود، و به اندازۀ توان، به این کار اقدام شود. (﴿وَٱلۡجَارِ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾) و همسایۀ خویشاوند که دو حق دارد، حق همسایگی و حق خویشاوندی. پس او بر همسایه‌اش طبق عرف و عادت، حق و د‌َینی …

37

ٱلَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ ۗ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَٰفِرِينَ عَذَابًۭا مُّهِينًۭا

آنها کسانی هستند که بخل می‌ورزند، و مردم را به بخل دعوت می‌کنند، و آنچه را که خداوند از فضل (و رحمت) خود به آنها داده، کتمان می‌نمایند. (این عمل، در حقیقت از کفرشان سرچشمه گرفته؛) و ما برای کافران، عذاب خوارکننده‌ای آماده کرده‌ایم.

وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا ؛ خداي را بپرستيد و هيچ چيز شريک او مسازيد و با پدر و مادر و، خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و همسايه خويشاوند و همسايه بيگانه و يار مصاحب ومسافر رهگذر و بندگان خود نيکي کنيد هر آينه خدا متکبران و فخر فروشان را دوست ندارد. الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ؛ آنان که بخل مي ورزند و مردم را به بخل وا مي دارند و مالي را که خدا به آنها داده است پنهان مي کنند و ما براي کافران عذابي خوارکننده مهيا ساخته ايم. وَالَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاء قِرِينًا ؛ و نيز کساني را که اموال خويش براي خودنمايي انفاق مي کنند و به خدا، وروز قيامت ايمان نمي آورند و هر که شيطان قرين او باشد ، قريني بد دارد.

(36 - 37) خداوند بندگانش را دستور می‌دهد تا تنها او را که خدای یگانه است، و شریکی ندارد، عبادت کنند. عبادت؛ یعنی بندگی خدا، و گردن نهادن به اوامر الهی و نواهی او، و اینکه از روی محبت و فروتنی همۀ عبادت‌های ظاهری و باطنی خالص برای او انجام شود. و خداوند نهی کرده است که برای او شریک قرار داده شود. پروردگار نه شرک اصغر و نه شرک اکبر را نمی‌پذیرد، و نباید ملائکه و پیامبر، و کسی دیگر از آفریدگان را که نمی‌توانند برای خود سود و زیانی بیاورند، و مالک مرگ و زندگی و حشر نیستند، با او شریک قرار داد، بلکه باید عبادتِ خالصانه برای کسی انجام گیرد که از هر جهت دارای کمال مطلق است، و تدبیر کامل در دست اوست، خداوندی که هیچ کس با او شریک نیست و هیچ کس او را در تدبیر امور کمک نمی‌کند. بعد از اینکه خداوند بندگانش را به عبادت خویش و ادای حقوق الهی فرمان داد، آنان را دستور داد تا حقوق بندگان را به جا آورند، و هر آن کس که نزدیک‌تر است، مهم‌تر است و در اولویت قرار دارد. پس فرمود: (﴿وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا﴾) با سخن خوب و خطاب مهربانانه، و کار زیبا و فرمان بردن از دستورات آنها، و پرهیز از آنچه نهی می‌کنند، و با انفاق بر آنها، و احترام گذاشتن به کسی که خویشاوند آنان است، با آنها نیکی کنید. احسان و نیکی با پدر و مادر دو امر متضاد را دربر دارد: یکی بدی کردن، و دیگری نیکی نکردن، و از هر دو نهی شده است. (﴿وَبِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾) و با خویشاوندان نیکی کنید، که تمام خویشاوندان نزدیک و دور را شامل می‌شود، و باید با آنها در قول و عمل نیکی شود، و نباید پیوند خویشاوندی را در قول و عمل قطع نمود. (﴿وَٱلۡيَتَٰمَىٰ﴾) و کسانی که کوچک هستند و پدرانشان را از دست داده‌اند، آنها خواه خویشاوند باشند یا نه، بر مسلمین حق دارند، و باید آنها را تحت کفالت خود قرار داده و با آنها نیکی کنند و خاطر آنها را تسکین دهند، و به بهترین صورت، آنها را در رسیدن به مصالح دینی و دنیوی‌شان، یاری نمایند. (﴿وَٱلۡمَسَٰكِينِ﴾) و درماندگان؛ یعنی کسانی که فقر و نیازمندی، آنها را درمانده کرده است و نمی‌توانند از عهدۀ مخارج خود و کسانی که باید آذوقه زندگی‌شان را فراهم کنند، بر‌آیند. خداوند دستور داده نیازهایشان برآورده شود، و به اندازۀ توان، به این کار اقدام شود. (﴿وَٱلۡجَارِ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾) و همسایۀ خویشاوند که دو حق دارد، حق همسایگی و حق خویشاوندی. پس او بر همسایه‌اش طبق عرف و عادت، حق و د‌َینی …

38

وَٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمْ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ ۗ وَمَن يَكُنِ ٱلشَّيْطَٰنُ لَهُۥ قَرِينًۭا فَسَآءَ قَرِينًۭا

و آنها کسانی هستند که اموال خود را برای نشان‌دادن به مردم انفاق می‌کنند، و ایمان به خدا و روز بازپسین ندارند؛ (چرا که شیطان، رفیق و همنشین آنهاست؛) و کسی که شیطان قرین او باشد، بد همنشین و قرینی است.

وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا ؛ خداي را بپرستيد و هيچ چيز شريک او مسازيد و با پدر و مادر و، خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و همسايه خويشاوند و همسايه بيگانه و يار مصاحب ومسافر رهگذر و بندگان خود نيکي کنيد هر آينه خدا متکبران و فخر فروشان را دوست ندارد. الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا ؛ آنان که بخل مي ورزند و مردم را به بخل وا مي دارند و مالي را که خدا به آنها داده است پنهان مي کنند و ما براي کافران عذابي خوارکننده مهيا ساخته ايم. وَالَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاء قِرِينًا ؛ و نيز کساني را که اموال خويش براي خودنمايي انفاق مي کنند و به خدا، وروز قيامت ايمان نمي آورند و هر که شيطان قرين او باشد ، قريني بد دارد.

(36 - 37) خداوند بندگانش را دستور می‌دهد تا تنها او را که خدای یگانه است، و شریکی ندارد، عبادت کنند. عبادت؛ یعنی بندگی خدا، و گردن نهادن به اوامر الهی و نواهی او، و اینکه از روی محبت و فروتنی همۀ عبادت‌های ظاهری و باطنی خالص برای او انجام شود. و خداوند نهی کرده است که برای او شریک قرار داده شود. پروردگار نه شرک اصغر و نه شرک اکبر را نمی‌پذیرد، و نباید ملائکه و پیامبر، و کسی دیگر از آفریدگان را که نمی‌توانند برای خود سود و زیانی بیاورند، و مالک مرگ و زندگی و حشر نیستند، با او شریک قرار داد، بلکه باید عبادتِ خالصانه برای کسی انجام گیرد که از هر جهت دارای کمال مطلق است، و تدبیر کامل در دست اوست، خداوندی که هیچ کس با او شریک نیست و هیچ کس او را در تدبیر امور کمک نمی‌کند. بعد از اینکه خداوند بندگانش را به عبادت خویش و ادای حقوق الهی فرمان داد، آنان را دستور داد تا حقوق بندگان را به جا آورند، و هر آن کس که نزدیک‌تر است، مهم‌تر است و در اولویت قرار دارد. پس فرمود: (﴿وَبِٱلۡوَٰلِدَيۡنِ إِحۡسَٰنٗا﴾) با سخن خوب و خطاب مهربانانه، و کار زیبا و فرمان بردن از دستورات آنها، و پرهیز از آنچه نهی می‌کنند، و با انفاق بر آنها، و احترام گذاشتن به کسی که خویشاوند آنان است، با آنها نیکی کنید. احسان و نیکی با پدر و مادر دو امر متضاد را دربر دارد: یکی بدی کردن، و دیگری نیکی نکردن، و از هر دو نهی شده است. (﴿وَبِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾) و با خویشاوندان نیکی کنید، که تمام خویشاوندان نزدیک و دور را شامل می‌شود، و باید با آنها در قول و عمل نیکی شود، و نباید پیوند خویشاوندی را در قول و عمل قطع نمود. (﴿وَٱلۡيَتَٰمَىٰ﴾) و کسانی که کوچک هستند و پدرانشان را از دست داده‌اند، آنها خواه خویشاوند باشند یا نه، بر مسلمین حق دارند، و باید آنها را تحت کفالت خود قرار داده و با آنها نیکی کنند و خاطر آنها را تسکین دهند، و به بهترین صورت، آنها را در رسیدن به مصالح دینی و دنیوی‌شان، یاری نمایند. (﴿وَٱلۡمَسَٰكِينِ﴾) و درماندگان؛ یعنی کسانی که فقر و نیازمندی، آنها را درمانده کرده است و نمی‌توانند از عهدۀ مخارج خود و کسانی که باید آذوقه زندگی‌شان را فراهم کنند، بر‌آیند. خداوند دستور داده نیازهایشان برآورده شود، و به اندازۀ توان، به این کار اقدام شود. (﴿وَٱلۡجَارِ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾) و همسایۀ خویشاوند که دو حق دارد، حق همسایگی و حق خویشاوندی. پس او بر همسایه‌اش طبق عرف و عادت، حق و د‌َینی …

39

وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ وَأَنفَقُوا۟ مِمَّا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ ۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِهِمْ عَلِيمًا

چه می‌شد اگر آنها به خدا و روز بازپسین ایمان می‌آوردند، و از آنچه خدا به آنان روزی داده، (در راه او) انفاق می‌کردند؟! و خداوند از (اعمال و نیات) آنها آگاه است.

وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُواْ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقَهُمُ اللّهُ وَكَانَ اللّهُ بِهِم عَلِيمًا ؛ چه زيان داردشان اگر به خدا و روز قيامت ايمان آورند و از آنچه خدا به آنها روزي داده است انفاق کنند ? خدا به کارشان داناست.

(39) (﴿وَمَاذَا عَلَيۡهِمۡ لَوۡ ءَامَنُواۡ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ﴾) چه چیزی آنها را دچار سختی و دشواری می‌گرداند، اگر به خدا ایمان بیاورند؛ ایمانی که عین اخلاص است، و از مال‌هایی که خدا به آنها بخشیده است، ببخشایند، پس هم ایمان و هم اخلاص داشته باشند؟ و از آنجا که اخلاص، رازی است میان بنده و پروردگارش و جز خدا، کسی به آن آگاهی ندارد. خداوند خبر داد که او همۀ حالت‌ها را می‌داند. پس فرمود: (﴿وَكَانَ ٱللَّهُ بِهِمۡ عَلِيمًا﴾) و خداوند به [تمامی حالات] آنان آگاه است.

40

إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍۢ ۖ وَإِن تَكُ حَسَنَةًۭ يُضَٰعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًۭا

خداوند (حتّی) به اندازه سنگینی ذره‌ای ستم نمی‌کند؛ و اگر کار نیکی باشد، آن را دو چندان می‌سازد؛ و از نزد خود، پاداش عظیمی (در برابر آن) می‌دهد.

إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ خدا ذره اي هم ستم نمي کند اگر نيکيي باشد آن را دو برابر مي کند و، ازجانب خدا مزدي کرامند مي دهد. فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلاء شَهِيدًا ؛ چگونه خواهد بود آن روز که از هر امتي گواهي بياوريم و تو را بر اين امت به گواهي فرا خوانيم ? يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ وَلاَ يَكْتُمُونَ اللّهَ حَدِيثًا ؛ در آن روز کافران و آنان که بر رسول عصيان ورزيده اند آرزو کنند که با خاک زمين يکسان مي بودند و هيچ سخني را از خدا پنهان نتوانند کرد.

(40) خداوند از کمال عدل و فضل خویش، و مبرا بودنش از ستم کم و فراوانی که با عدل و فضل او منافات دارد، خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ﴾) خداوند به اندازۀ ذره‌ای، ستم روا نمی‌دارد و از نیکی‌های بنده‌اش، کم نمی‌کند و بدی‌هایش را، نمی‌افزاید. همان‌طور که فرموده است:﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ﴾ هرکس ذره‌ای کار خوب انجام دهد، پاداش آن را می‌بیند، و هر کس ذره‌ای کار بد انجام دهد، پاداش آن را می‌بیند. (﴿وَإِن تَكُ حَسَنَةٗ يُضَٰعِفۡهَا﴾) و اگر کار نیکی انجام شود، خداوند بر حسب حالت انجام دهنده و اخلاص و محبت او، پاداش آن را ده برابر و یا بیشتر می‌نماید. (﴿وَيُؤۡتِ مِن لَّدُنۡهُ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) و خداوند از جانب خود، اضافه بر پاداش کار نیکش، او را پاداش می‌دهد. از قبیل اینکه او را به انجام کارهای نیک دیگری توفیق می‌دهد، و نیکی فراوان و خیر زیاد به او می‌بخشد.

(41) سپس خداوند متعال فرمود: (﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا﴾) یعنی چگونه خواهد بود اگر خداوند که علم و عدالت و حکمتش کامل است، بر اساس گواهی دادن پاکیزه‌ترین انسان‌ها که پیامبران‌اند بر امت‌هایشان حکم نماید؟! این در حالی است فردی که بر او حکم می‌شود، به گناه خویش اعتراف می‌کند. پس سوگند به خدا این فراگیرترین و منصفانه‌ترین و بزرگ‌ترین حکم است. و در اینجا کسانی که بر آنها حکم شده، به کمال فضل، عدل و ستایش اعتراف می‌کنند و گروه‌هایی با به‌دست آوردن موفقیت و رستگاری و عزت و کامیابی خوشبخت گشته و گروه‌هایی نیز به رسوایی و عذاب آشکار گرفتار می‌آیند.

(42) بنابراین فرمود: (﴿يَوۡمَئِذٖ يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواۡ وَعَصَوُاۡ ٱلرَّسُولَ﴾) در آن روز، آنان که به خدا و پیامبرش کفر ورزیده و از پیامبرش سرپیچی کرده‌اند، دوست دارند، (﴿لَوۡ تُسَوَّىٰ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضُ﴾) [و آرزو می‌کنند] که کاش زمین آنها را فرو می‌برد و تبدیل به خاک می‌گشتند و نابود می‌شدند. همان طور که خداوند متعال فرموده است: (﴿وَيَقُولُ ٱلۡكَافِرُ يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ تُرَٰبَۢا﴾) و کافر می‌گوید: «کاش که خاک بودم.» (﴿وَلَا يَكۡتُمُونَ ٱللَّهَ حَدِيثٗا﴾) و هیچ سخنی را از خدا پنهان نمی‌دارند، بلکه به همۀ کارهایی که کرده‌اند نزد خدا اعتراف می‌کنند، و زبان و دست و پاهایشان به کارهایی که کرده‌اند، گواهی می‌دهند. خداوند در این روز، پاداش و سزای آنها را کامل می‌دهد، و می‌دانند که خداوند، حق و روشنگر است. اما آنچه در احادیث آمده است مبنی براینکه کافران کفر و انکار خود را کتمان می‌کنند، مربوط به بعضی جاهای قیامت است، زمانی که آنها گمان می‌برند انکارشان به آنها سودی می‌بخشد و از عذاب الهی نجات می‌دهد. پس، وقتی که حقائق را دریافتند، واعضای بدنشان بر آنها گواهی داد، در این هنگام مسئله روشن می‌شود و جایی برای پنهان کردن باقی نمی‌ماند؛ زیرا …

Commentary: Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di. Qur'an text and translation via AlQuran Cloud.