Muslim99Muslim99
← Tafsir library

3. Aal-i-Imraan

The Family of Imraan · Medinan · 200 ayahs

سُورَةُ آلِ عِمۡرَانَ

Reading Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di

Ayahs 91–100 of 200

91

إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَمَاتُوا۟ وَهُمْ كُفَّارٌۭ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ ٱلْأَرْضِ ذَهَبًۭا وَلَوِ ٱفْتَدَىٰ بِهِۦٓ ۗ أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ

کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، اگر چه روی زمین پر از طلا باشد، و آن را بعنوان فدیه (و کفّاره اعمال بد خویش) بپردازند، هرگز از هیچ‌یک آنها قبول نخواهد شد؛ و برای آنان، مجازاتِ دردناک است؛ و یاورانی ندارند.

كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ، چگونه خدا هدايت کند قومي را که نخست ايمان آوردند و به حقانيت ، رسول شهادت دادند و دلايل و آيات روشن را مشاهده کردند ، سپس کافر شدند ? خدا ستمکاران را هدايت نمي کند. أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ، جزايشان اين است که لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنان است. خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ ، جاويد در جهنم بمانند و از عذابشان کاسته نشود و مهلتشان ندهند. إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِيمٌ ، مگر آنان که از آن پس توبه کنند و به صلاح آيند ، زيرا خدا آمرزنده و، مهربان است. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ، توبه کساني که پس از ايمان آوردن کافر شدند و بر کفر خود افزودند ، پذيرفته نخواهد شد اينان گمراهانند. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ، آنان که کافر شدند و کافر مردند ، اگر بخواهند به اندازه همه زمين طلا دهند و خويشتن را از عذاب باز خرند ، از آنها پذيرفته نخواهد شد برايشان عذابي دردناک است و هيچ ياوري ندارند.

(86 - 88) کاملاً بعید است خداوند قومی را هدایت کند که ایمان آوردند و گواهی دادند پیامبر بر حق است، سپس مرتد شده و به عقب بازگشتند و پیمان خود را شکستند، چون آنها حق را شناختند، اما آن را دور انداختند. و هرکس که این‌گونه باشد، خداوند به پاس عمل [زشت]ش قلبش را واژگون و دگرگون می‌نماید؛ زیرا او حق را شناخته و آن را ترک گفته، و باطل را شناخته و آن را انتخاب کرده است. پس خداوند او را رها می‌کند و خداوند کسی [یا چیزی] را ولیّ و سرپرست او قرار می‌دهد که او آن را ولیّ و سرپرست خود قرار داده بود. (﴿عَلَيۡهِمۡ لَعۡنَةَ ٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ﴾) نفرین خدا و فرشتگان و تمام مردم، بر اینهاست و در نفرین و عذ‌اب جاودانه هستند. (﴿لَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابُ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ﴾) وقتی که فرمان خدا سر رسد، به آنان مهلت داده نمی‌شود، چون خداوند آنها را به اندازه‌ای عمر داده است که هر کس بخواهد، می‌تواند از آن پند بگیرد، و بیم دهنده [نیز] پیش آنها آمده است. سپس خداوند متعال کسانی را که از کفر و گناهشان توبه کرده و عیب‌های خود را اصلاح نموده‌اند، از این وعید و تهدید استثنا کرد. پس خداوند گناهان گذشتۀ آنان را می‌بخشد و از کردار پیشین آنان، چشم پوشی می‌کند.

(89 - 91) کاملاً بعید است خداوند قومی را هدایت کند که ایمان آوردند و گواهی دادند پیامبر بر حق است، سپس مرتد شده و به عقب بازگشتند و پیمان خود را شکستند، چون آنها حق را شناختند، اما آن را دور انداختند. و هرکس که این‌گونه باشد، خداوند به پاس عمل [زشت]ش قلبش را واژگون و دگرگون می‌نماید؛ زیرا او حق را شناخته و آن را ترک گفته، و باطل را شناخته و آن را انتخاب کرده است. پس خداوند او را رها می‌کند و خداوند کسی [یا چیزی] را ولیّ و سرپرست او قرار می‌دهد که او آن را ولیّ و سرپرست خود قرار داده بود. (﴿عَلَيۡهِمۡ لَعۡنَةَ ٱللَّهِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ﴾) نفرین خدا و فرشتگان و تمام مردم، بر اینهاست و در نفرین و عذ‌اب جاودانه هستند. (﴿لَا يُخَفَّفُ عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابُ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ﴾) وقتی که …

Aal-i-Imraan 3:91Listen in Qur'an →
92

لَن تَنَالُوا۟ ٱلْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا۟ مِمَّا تُحِبُّونَ ۚ وَمَا تُنفِقُوا۟ مِن شَىْءٍۢ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌۭ

هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‌رسید مگر اینکه از آنچه دوست می‌دارید، (در راه خدا) انفاق کنید؛ و آنچه انفاق می‌کنید، خداوند از آن آگاه است.

لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ، نيکي را در نخواهيد يافت تا آنگاه که از آنچه دوست مي داريد انفاق کنيد، و هر چه انفاق مي کنيد خدا بدان آگاه است.

(92) هرگز به نیکی نمی‌رسید، «برّ» یا نیکی، نامی است که هر خیر و عمل خوبی را در بر می‌گیرد، و آن راهی است که آدمی را به بهشت می‌رساند. و راه رسیدن به بهشت را در پیش نمی‌گیرید مگر اینکه از آنچه دوست دارید و از بهترین و پاکیزه‌ترین مال‌هایتان در راه خدا انفاق کنید؛ زیرا بخشیدن مالی که انسان آن را دوست دارد، یکی از بزرگ‌ترین دلایلِ سخاوتمندی و بخشایشگری و داشتن مکارم اخلاق و مهربانی و نرمی طبع است. و یکی از بهترین دلایلِ دوست داشتن خدا و ترجیح دادن دوستی وی بر دوستی مال و ثروت است که سرشت انسان به شدت به آن وابسته است. پس هرکس محبت خدا را ترجیح دهد، به قلۀ کمال رسیده است. و همچنین هرکس از پاکیزه‌ها انفاق کند، و با بندگان خدا نیکوکاری نماید، خداوند با او نیکی می‌نماید و او را بر انجام دادن کارها و برخورداری از اخلاق و فضایلی موفّق می‌گرداند که بدون این حالت به دست نمی‌آید. همچنین کسی که نفقه را این‌گونه بدهد، دیگر اعمال صالح و شایسته را به طریق اولی انجام می‌دهد و به طریق اولی از اخلاق حسنه برخوردار خواهد شد. و بخشیدن از چیزهای خوب، کامل‌ترین حالت انفاق است. پس هر اندازه بنده در راه خدا ببخشد، کم یا زیاد، خوب یا نامرغوب، خداوند آن را می‌داند، و هر انفاق کننده‌ای را بر حسب عملش پاداش می‌دهد، و در دنیا جای آن مال را پر می کند و در آخرت او را در بهشت جای می‌دهد.

Aal-i-Imraan 3:92Listen in Qur'an →
93

۞ كُلُّ ٱلطَّعَامِ كَانَ حِلًّۭا لِّبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَٰٓءِيلُ عَلَىٰ نَفْسِهِۦ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ ٱلتَّوْرَىٰةُ ۗ قُلْ فَأْتُوا۟ بِٱلتَّوْرَىٰةِ فَٱتْلُوهَآ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ

همه غذاها (ی پاک) بر بنی اسرائیل حلال بود، جز آنچه اسرائیل (یعقوب)، پیش از نزول تورات، بر خود تحریم کرده بود؛ (مانند گوشت شتر که برای او ضرر داشت.) بگو: «اگر راست می‌گویید تورات را بیاورید و بخوانید! (این نسبتهایی که به پیامبران پیشین می‌دهید، حتّی در تورات تحریف شده شما نیست!)»

كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِـلاًّ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ، همه طعامها بر بني اسرائيل حلال بود ، مگر آنها که پيش از نزول تورات ،اسرائيل بر خود حرام کرده بود بگو : اگر راست مي گوييد تورات را بياوريد و بخوانيد. فَمَنِ افْتَرَىَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ، از آن پس هر که بر خدا دروغ بندد از ستمکاران است.

(93 - 94) از جمله ایراداتی که یهودیان نسبت به رسالت عیسی و محمد صلی الله علیه وسلم مطرح می‌کردند، این بود که گمان می‌بردند نسخ، چیز باطلی است، و ممکن نیست پیامبری دستوری بیاورد که با دستور پیامبر قبلی مخالف باشد. خداوند آنها را از طریق مطرح کردن موضوعی که خود به آن آگاهی داشتند، تکذیب کرد؛ زیرا آنها اعتراف می‌کردند که همۀ غذاها ـ قبل از نازل شدن تورات ـ برای بنی‌اسرائیل حلال بود، به جز چیزهای اندکی که یعقوب ـ علیه السلام ـ به خاطر بیماری‌اش بر خود حرام کرده بود. وانگهی در تورات امور حرام شدۀ بسیاری وجود دارد که نسخ شده‌اند؛ امور حرام شده‌ای که در گذشته حلال بوده‌اند. پس اگر این مطلب را انکار می‌کنند، به آنها بگو: (﴿فَأۡتُواۡ بِٱلتَّوۡرَىٰةِ فَٱتۡلُوهَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر گمان می‌برید نسخی وجود ندارد و حرام کردن و حلال کردنی در میان نیست، پس تورات را بیاورید و بخوانید اگر راست می‌گویید. و این قوی‌ترین دلیل است، و آن عبارت است از اینکه چیزی به عنوان دلیل برای کسی آورده شود که خود بدان معترف است و آن را انکار نمی‌کند. پس چنانچه آن انسان، حق را گردن نهاد و تسلیم آن شد حرفی نیست، و اگر از تسلیم شدن در برابر آن امتناع ورزد، و پس از آنکه حق برایش روشن شد نقدی از آن به عمل نیاورد، دروغ و افترا و ستم و بطلان راهی که بر آن قرار دارد، روشن می‌شود. و یهودیان چنین بودند. (﴿قُلۡ صَدَقَ ٱللَّهُ﴾) بگو: «خداوند در همۀ آنچه که گفته است، راست فرموده، و سخن چه کسی از سخن خـداوند راست‌تر است؟!».خداوند در این آیات، دلایلی بر صـحت و درسـتی رسـالت محمد صلی الله علیه وسلم و دعوت او، و باطل بودن ادعای منحرفان و کسانی از اهل کتاب که پیامبر خدا را تکذیب کردند، و دعوتش را رد نمودند، ارائه کرده است. پس خداوند در این مورد راست گفته است، و بندگانش را با ارائه دلایل و حجت‌هایی که کوه‌ها در برابر آن از هم می‌پاشند، و متفکران در برابر آن سر خم می‌کنند، قانع کرده است. پس هیچ راهی نمانده است جز اینکه همۀ مردم از آیین ابراهیم که آیین توحید و یگانه دانستن خداست، تبعیت کنند و تمام فرستادگان الهی و همۀ کتاب‌هایی را که خدا نازل کرده است، تصدیق نمایند، و از ادیان باطل و منحرف روی بگردانند؛ زیرا ابراهیم از هر آن چیزی که با توحید مخالف بود، رویگردان بود، و از شرک و مشرکین بیزاری می‌جست.

Aal-i-Imraan 3:93Listen in Qur'an →
94

فَمَنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ

بنا بر این، آنها که بعد از این به خدا دروغ می‌بندند، ستمگرند! (زیرا از روی علم و عمد چنین می‌کنند).

كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِـلاًّ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ، همه طعامها بر بني اسرائيل حلال بود ، مگر آنها که پيش از نزول تورات ،اسرائيل بر خود حرام کرده بود بگو : اگر راست مي گوييد تورات را بياوريد و بخوانيد. فَمَنِ افْتَرَىَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ، از آن پس هر که بر خدا دروغ بندد از ستمکاران است.

(93 - 94) از جمله ایراداتی که یهودیان نسبت به رسالت عیسی و محمد صلی الله علیه وسلم مطرح می‌کردند، این بود که گمان می‌بردند نسخ، چیز باطلی است، و ممکن نیست پیامبری دستوری بیاورد که با دستور پیامبر قبلی مخالف باشد. خداوند آنها را از طریق مطرح کردن موضوعی که خود به آن آگاهی داشتند، تکذیب کرد؛ زیرا آنها اعتراف می‌کردند که همۀ غذاها ـ قبل از نازل شدن تورات ـ برای بنی‌اسرائیل حلال بود، به جز چیزهای اندکی که یعقوب ـ علیه السلام ـ به خاطر بیماری‌اش بر خود حرام کرده بود. وانگهی در تورات امور حرام شدۀ بسیاری وجود دارد که نسخ شده‌اند؛ امور حرام شده‌ای که در گذشته حلال بوده‌اند. پس اگر این مطلب را انکار می‌کنند، به آنها بگو: (﴿فَأۡتُواۡ بِٱلتَّوۡرَىٰةِ فَٱتۡلُوهَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر گمان می‌برید نسخی وجود ندارد و حرام کردن و حلال کردنی در میان نیست، پس تورات را بیاورید و بخوانید اگر راست می‌گویید. و این قوی‌ترین دلیل است، و آن عبارت است از اینکه چیزی به عنوان دلیل برای کسی آورده شود که خود بدان معترف است و آن را انکار نمی‌کند. پس چنانچه آن انسان، حق را گردن نهاد و تسلیم آن شد حرفی نیست، و اگر از تسلیم شدن در برابر آن امتناع ورزد، و پس از آنکه حق برایش روشن شد نقدی از آن به عمل نیاورد، دروغ و افترا و ستم و بطلان راهی که بر آن قرار دارد، روشن می‌شود. و یهودیان چنین بودند. (﴿قُلۡ صَدَقَ ٱللَّهُ﴾) بگو: «خداوند در همۀ آنچه که گفته است، راست فرموده، و سخن چه کسی از سخن خـداوند راست‌تر است؟!».خداوند در این آیات، دلایلی بر صـحت و درسـتی رسـالت محمد صلی الله علیه وسلم و دعوت او، و باطل بودن ادعای منحرفان و کسانی از اهل کتاب که پیامبر خدا را تکذیب کردند، و دعوتش را رد نمودند، ارائه کرده است. پس خداوند در این مورد راست گفته است، و بندگانش را با ارائه دلایل و حجت‌هایی که کوه‌ها در برابر آن از هم می‌پاشند، و متفکران در برابر آن سر خم می‌کنند، قانع کرده است. پس هیچ راهی نمانده است جز اینکه همۀ مردم از آیین ابراهیم که آیین توحید و یگانه دانستن خداست، تبعیت کنند و تمام فرستادگان الهی و همۀ کتاب‌هایی را که خدا نازل کرده است، تصدیق نمایند، و از ادیان باطل و منحرف روی بگردانند؛ زیرا ابراهیم از هر آن چیزی که با توحید مخالف بود، رویگردان بود، و از شرک و مشرکین بیزاری می‌جست.

Aal-i-Imraan 3:94Listen in Qur'an →
95

قُلْ صَدَقَ ٱللَّهُ ۗ فَٱتَّبِعُوا۟ مِلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ

بگو: «خدا راست گفته (و اینها در آیین پاک ابراهیم نبوده) است. بنا بر این، از آیین ابراهیم پیروی کنید، که به حق گرایش داشت، و از مشرکان نبود!»

قُلْ صَدَقَ اللّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ، بگو : خدا راست ، مي گويد آيين حنيف ابراهيم را پيروي کنيد و او از مشرکان نبود.

(95) از جمله ایراداتی که یهودیان نسبت به رسالت عیسی و محمد صلی الله علیه وسلم مطرح می‌کردند، این بود که گمان می‌بردند نسخ، چیز باطلی است، و ممکن نیست پیامبری دستوری بیاورد که با دستور پیامبر قبلی مخالف باشد. خداوند آنها را از طریق مطرح کردن موضوعی که خود به آن آگاهی داشتند، تکذیب کرد؛ زیرا آنها اعتراف می‌کردند که همۀ غذاها ـ قبل از نازل شدن تورات ـ برای بنی‌اسرائیل حلال بود، به جز چیزهای اندکی که یعقوب ـ علیه السلام ـ به خاطر بیماری‌اش بر خود حرام کرده بود. وانگهی در تورات امور حرام شدۀ بسیاری وجود دارد که نسخ شده‌اند؛ امور حرام شده‌ای که در گذشته حلال بوده‌اند. پس اگر این مطلب را انکار می‌کنند، به آنها بگو: (﴿فَأۡتُواۡ بِٱلتَّوۡرَىٰةِ فَٱتۡلُوهَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر گمان می‌برید نسخی وجود ندارد و حرام کردن و حلال کردنی در میان نیست، پس تورات را بیاورید و بخوانید اگر راست می‌گویید. و این قوی‌ترین دلیل است، و آن عبارت است از اینکه چیزی به عنوان دلیل برای کسی آورده شود که خود بدان معترف است و آن را انکار نمی‌کند. پس چنانچه آن انسان، حق را گردن نهاد و تسلیم آن شد حرفی نیست، و اگر از تسلیم شدن در برابر آن امتناع ورزد، و پس از آنکه حق برایش روشن شد نقدی از آن به عمل نیاورد، دروغ و افترا و ستم و بطلان راهی که بر آن قرار دارد، روشن می‌شود. و یهودیان چنین بودند. (﴿قُلۡ صَدَقَ ٱللَّهُ﴾) بگو: «خداوند در همۀ آنچه که گفته است، راست فرموده، و سخن چه کسی از سخن خـداوند راست‌تر است؟!».خداوند در این آیات، دلایلی بر صـحت و درسـتی رسـالت محمد صلی الله علیه وسلم و دعوت او، و باطل بودن ادعای منحرفان و کسانی از اهل کتاب که پیامبر خدا را تکذیب کردند، و دعوتش را رد نمودند، ارائه کرده است. پس خداوند در این مورد راست گفته است، و بندگانش را با ارائه دلایل و حجت‌هایی که کوه‌ها در برابر آن از هم می‌پاشند، و متفکران در برابر آن سر خم می‌کنند، قانع کرده است. پس هیچ راهی نمانده است جز اینکه همۀ مردم از آیین ابراهیم که آیین توحید و یگانه دانستن خداست، تبعیت کنند و تمام فرستادگان الهی و همۀ کتاب‌هایی را که خدا نازل کرده است، تصدیق نمایند، و از ادیان باطل و منحرف روی بگردانند؛ زیرا ابراهیم از هر آن چیزی که با توحید مخالف بود، رویگردان بود، و از شرک و مشرکین بیزاری می‌جست.

Aal-i-Imraan 3:95Listen in Qur'an →
96

إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍۢ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبَارَكًۭا وَهُدًۭى لِّلْعَٰلَمِينَ

نخستین خانه‌ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکّه است، که پر برکت، و مایه هدایت جهانیان است.

إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ، نخستين خانه اي که براي مردم بنا شده همان است که در مکه است خانه اي که جهانيان را سبب برکت و هدايت است. فِيهِ آيَاتٌ بَيِّـنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ، در آنجاست آيات روشن و مقام ابراهيم و هر که بدان داخل شود ايمن است ، براي خدا ، حج آن خانه بر کساني که قدرت رفتن به آن را داشته باشندواجب است و هر که راه کفر پيش گيرد ، بداند که خدا از جهانيان بي نياز است.

(96 - 97) پروردگار متعال از عظمت خانه‌اش خبر داده و می‌فرماید: کعبه، نخستین خانه‌ایست که خداوند جهت عبادت و ذکر خود در زمین بنا نهاده، و در آن انواع برکت‌ها و هدایت‌ها قرار داده است، خانه‌ای که منافع و مصالح گوناگونی برای جهانیان در بردارد، و در آن بخشش فراوان الهی و نشانه‌های روشنی است، و یادآور مقام ابراهیم خلیل و اعمالی است که او در حج انجام داده است. خانۀ کعبه همچنین یادآور خاطرات سرور و رهبر پیامبران محمد صلی الله علیه وسلم است. این خانه، حرمِ امن الهی است که هرکس وارد آن شود، خداوند برایش مقدر می‌گرداند که در امنیت و آسایش باشد، و از نظر شرع و دین نیز مؤمن به حساب آید. و چون خانۀ کعبه از فضایل و برکات فراوانی برخوردار است که به‌طور خلاصه ذکر گردید، خداوند حج، و زیارت آن را بر کسانی که توانایی رفتن به آنجا را دارند، واجب گردانیده است. توانایی آن است که آدمی برای رسیدن به آن دیار وسیلۀ سواریِ مناسبی داشته باشد، و بتواند توشۀ راه را تهیه نماید. بنابراین [جملۀ (﴿مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾)] همۀ وسایل سواری جدید و آنچه در آینده پدید خواهد آمد را، در بر می‌گیرد. و این از معجزات قرآن است که احکام آن برای هر زمان و مکانی تناسب دارد، و مسلّماً بدون احکام قرآن رسیدن به نیکی و درستیِ کامل ممکن نیست. پس هرکس به این فریضۀ ارجمند [حج] یقین پیدا کرد و آن را انجام داد، از مؤمنان هدایت یافته است، و هرکس به آن کفر بورزد، و حج خانۀ خدا را انجام ندهد، از دین خارج می‌باشد. و هرکس کفر بورزد، همانا خداوند از جهانیان بی‌نیاز است.

Aal-i-Imraan 3:96Listen in Qur'an →
97

فِيهِ ءَايَٰتٌۢ بَيِّنَٰتٌۭ مَّقَامُ إِبْرَٰهِيمَ ۖ وَمَن دَخَلَهُۥ كَانَ ءَامِنًۭا ۗ وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلْبَيْتِ مَنِ ٱسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًۭا ۚ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنِ ٱلْعَٰلَمِينَ

در آن، نشانه‌های روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است؛ و هر کس داخل آن [= خانه خدا] شود؛ در امان خواهد بود، و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایی رفتن به سوی آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، بی‌نیاز است.

إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ، نخستين خانه اي که براي مردم بنا شده همان است که در مکه است خانه اي که جهانيان را سبب برکت و هدايت است. فِيهِ آيَاتٌ بَيِّـنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ ، در آنجاست آيات روشن و مقام ابراهيم و هر که بدان داخل شود ايمن است ، براي خدا ، حج آن خانه بر کساني که قدرت رفتن به آن را داشته باشندواجب است و هر که راه کفر پيش گيرد ، بداند که خدا از جهانيان بي نياز است.

(96 - 97) پروردگار متعال از عظمت خانه‌اش خبر داده و می‌فرماید: کعبه، نخستین خانه‌ایست که خداوند جهت عبادت و ذکر خود در زمین بنا نهاده، و در آن انواع برکت‌ها و هدایت‌ها قرار داده است، خانه‌ای که منافع و مصالح گوناگونی برای جهانیان در بردارد، و در آن بخشش فراوان الهی و نشانه‌های روشنی است، و یادآور مقام ابراهیم خلیل و اعمالی است که او در حج انجام داده است. خانۀ کعبه همچنین یادآور خاطرات سرور و رهبر پیامبران محمد صلی الله علیه وسلم است. این خانه، حرمِ امن الهی است که هرکس وارد آن شود، خداوند برایش مقدر می‌گرداند که در امنیت و آسایش باشد، و از نظر شرع و دین نیز مؤمن به حساب آید. و چون خانۀ کعبه از فضایل و برکات فراوانی برخوردار است که به‌طور خلاصه ذکر گردید، خداوند حج، و زیارت آن را بر کسانی که توانایی رفتن به آنجا را دارند، واجب گردانیده است. توانایی آن است که آدمی برای رسیدن به آن دیار وسیلۀ سواریِ مناسبی داشته باشد، و بتواند توشۀ راه را تهیه نماید. بنابراین [جملۀ (﴿مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾)] همۀ وسایل سواری جدید و آنچه در آینده پدید خواهد آمد را، در بر می‌گیرد. و این از معجزات قرآن است که احکام آن برای هر زمان و مکانی تناسب دارد، و مسلّماً بدون احکام قرآن رسیدن به نیکی و درستیِ کامل ممکن نیست. پس هرکس به این فریضۀ ارجمند [حج] یقین پیدا کرد و آن را انجام داد، از مؤمنان هدایت یافته است، و هرکس به آن کفر بورزد، و حج خانۀ خدا را انجام ندهد، از دین خارج می‌باشد. و هرکس کفر بورزد، همانا خداوند از جهانیان بی‌نیاز است.

Aal-i-Imraan 3:97Listen in Qur'an →
98

قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ شَهِيدٌ عَلَىٰ مَا تَعْمَلُونَ

بگو: «ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر می‌ورزید؟! و خدا گواه است بر اعمالی که انجام می‌دهید!»

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَاللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ ، بگو : اي اهل کتاب ، چرا آيات خدا را انکار مي کنيد ? خدا ناظر بر اعمال شماست. قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنتُمْ شُهَدَاء وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ، بگو : اي اهل کتاب ، به چه سبب آنها را که ايمان آورده اند از راه خدا باز مي داريد و مي خواهيد که به راه کج روند و شما خود به زشتي کار خويش آگاهيد و خدا نيز از آنچه مي کنيد غافل نيست.

(98 - 99) در آیات گذشته، خداوند متعال بر اهل کتاب دلایل اقامه کرد، هرچند که آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را مانند فرزندانشان می‌شناختند. و در این آیات، مخالفان را به سبب کفر ورزیدنشان به آیات خدا، و بازداشتن مردم از راه وی، سرزنش و توبیخ نموده است؛ چون تودۀ اهل کتاب پیرو علمایشان هستند، و خداوند حالات آنها را می‌داند، و آنان را بر این عمل مجازات خواهد نمود. پس از آنکه خداوند متعال دلایل را بر اهل کتاب اقامه کرد، و آنها را به سبب کفر و سرسختی‌شان توبیخ و سرزنش نمود، بندگان مؤمن را بر حذر داشت که فریب آنان را نخورند، و برای آنها بیان نمود که این دسته از اهل کتاب، به شدت در پی آنند که به شما زیان برسانند، و شما را پس از ایمان آوردنتان، به سوی کفر بگردانند. اما شما ای گروه مؤمنان! ـ الحمد لله ـ خدواند پس از آنکه نعمت دین را به شما ارزانی نمود، و نشانه‌ها و محاسن و مناقب و فضائل آن را مشاهده کردید، پیامبری را در میانتان مبعوث کرد که شما را به تمام آنچه به نفعتان است، راهنمایی کرد، و در سایۀ رحمت خدا به ریسمان الهی -که همان دینش است- چنگ زدید. پس [اکنون بعد از برخورداری از این همه عنایت خدا] محال است کافران بتوانند شما را از دینتان برگردانند؛ زیرا دینی که بر این اصول و پایه‌های ثابت و استوار و انوار درخشان بنا نهاده شده است دل‌ها به سوی آن پر می‌کشند، و از آن دل نمی‌کَنَند، و بندگان را به بهترین اهداف و آرمان‌ها می‌رساند. (﴿وَمَن يَعۡتَصِم بِٱللَّهِ﴾) و هرکس بر خداوند توکل کند و به او پناه ببرد، (﴿فَقَدۡ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) همانا به راه راست هدایت یافته است. در این آیه، انسان‌ها تشویق شده‌اند که به [دین] خدا جنگ بزنند، و اینکه دین خدا تنها راهی است که آدمی را به امنیت و آرامش و هدایت می‌رساند.

Aal-i-Imraan 3:98Listen in Qur'an →
99

قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَنْ ءَامَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًۭا وَأَنتُمْ شُهَدَآءُ ۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ

بگو: «ای اهل کتاب! چرا افرادی را که ایمان آورده‌اند، از راه خدا بازمی‌دارید، و می‌خواهید این راه را کج سازید؟! در حالی که شما (به درستی این راه) گواه هستید؛ و خداوند از آنچه انجام می‌دهید، غافل نیست!»

قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَاللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ ، بگو : اي اهل کتاب ، چرا آيات خدا را انکار مي کنيد ? خدا ناظر بر اعمال شماست. قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنتُمْ شُهَدَاء وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ، بگو : اي اهل کتاب ، به چه سبب آنها را که ايمان آورده اند از راه خدا باز مي داريد و مي خواهيد که به راه کج روند و شما خود به زشتي کار خويش آگاهيد و خدا نيز از آنچه مي کنيد غافل نيست.

(98 - 99) در آیات گذشته، خداوند متعال بر اهل کتاب دلایل اقامه کرد، هرچند که آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را مانند فرزندانشان می‌شناختند. و در این آیات، مخالفان را به سبب کفر ورزیدنشان به آیات خدا، و بازداشتن مردم از راه وی، سرزنش و توبیخ نموده است؛ چون تودۀ اهل کتاب پیرو علمایشان هستند، و خداوند حالات آنها را می‌داند، و آنان را بر این عمل مجازات خواهد نمود. پس از آنکه خداوند متعال دلایل را بر اهل کتاب اقامه کرد، و آنها را به سبب کفر و سرسختی‌شان توبیخ و سرزنش نمود، بندگان مؤمن را بر حذر داشت که فریب آنان را نخورند، و برای آنها بیان نمود که این دسته از اهل کتاب، به شدت در پی آنند که به شما زیان برسانند، و شما را پس از ایمان آوردنتان، به سوی کفر بگردانند. اما شما ای گروه مؤمنان! ـ الحمد لله ـ خدواند پس از آنکه نعمت دین را به شما ارزانی نمود، و نشانه‌ها و محاسن و مناقب و فضائل آن را مشاهده کردید، پیامبری را در میانتان مبعوث کرد که شما را به تمام آنچه به نفعتان است، راهنمایی کرد، و در سایۀ رحمت خدا به ریسمان الهی -که همان دینش است- چنگ زدید. پس [اکنون بعد از برخورداری از این همه عنایت خدا] محال است کافران بتوانند شما را از دینتان برگردانند؛ زیرا دینی که بر این اصول و پایه‌های ثابت و استوار و انوار درخشان بنا نهاده شده است دل‌ها به سوی آن پر می‌کشند، و از آن دل نمی‌کَنَند، و بندگان را به بهترین اهداف و آرمان‌ها می‌رساند. (﴿وَمَن يَعۡتَصِم بِٱللَّهِ﴾) و هرکس بر خداوند توکل کند و به او پناه ببرد، (﴿فَقَدۡ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) همانا به راه راست هدایت یافته است. در این آیه، انسان‌ها تشویق شده‌اند که به [دین] خدا جنگ بزنند، و اینکه دین خدا تنها راهی است که آدمی را به امنیت و آرامش و هدایت می‌رساند.

Aal-i-Imraan 3:99Listen in Qur'an →
100

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تُطِيعُوا۟ فَرِيقًۭا مِّنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَٰنِكُمْ كَٰفِرِينَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از گروهی از اهل کتاب، (که کارشان نفاق‌افکنی و شعله‌ورساختنِ آتش کینه و عداوت است) اطاعت کنید، شما را پس از ایمان، به کفر بازمی‌گردانند.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ، اي کساني که ايمان آورده ايد ، اگر از گروهي از اهل کتاب اطاعت کنيد ،شما را از ايمانتان به کفر باز مي گردانند. وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ، چگونه کافر مي شويد در حالي که آيات خدا را بر شما مي خوانند ، و، رسول او در ميان شماست و هر که به خدا تمسک جويد به راه راست هدايت شده است.

(100 - 101) در آیات گذشته، خداوند متعال بر اهل کتاب دلایل اقامه کرد، هرچند که آنها پیامبر صلی الله علیه وسلم را مانند فرزندانشان می‌شناختند. و در این آیات، مخالفان را به سبب کفر ورزیدنشان به آیات خدا، و بازداشتن مردم از راه وی، سرزنش و توبیخ نموده است؛ چون تودۀ اهل کتاب پیرو علمایشان هستند، و خداوند حالات آنها را می‌داند، و آنان را بر این عمل مجازات خواهد نمود. پس از آنکه خداوند متعال دلایل را بر اهل کتاب اقامه کرد، و آنها را به سبب کفر و سرسختی‌شان توبیخ و سرزنش نمود، بندگان مؤمن را بر حذر داشت که فریب آنان را نخورند، و برای آنها بیان نمود که این دسته از اهل کتاب، به شدت در پی آنند که به شما زیان برسانند، و شما را پس از ایمان آوردنتان، به سوی کفر بگردانند. اما شما ای گروه مؤمنان! ـ الحمد لله ـ خدواند پس از آنکه نعمت دین را به شما ارزانی نمود، و نشانه‌ها و محاسن و مناقب و فضائل آن را مشاهده کردید، پیامبری را در میانتان مبعوث کرد که شما را به تمام آنچه به نفعتان است، راهنمایی کرد، و در سایۀ رحمت خدا به ریسمان الهی -که همان دینش است- چنگ زدید. پس [اکنون بعد از برخورداری از این همه عنایت خدا] محال است کافران بتوانند شما را از دینتان برگردانند؛ زیرا دینی که بر این اصول و پایه‌های ثابت و استوار و انوار درخشان بنا نهاده شده است دل‌ها به سوی آن پر می‌کشند، و از آن دل نمی‌کَنَند، و بندگان را به بهترین اهداف و آرمان‌ها می‌رساند. (﴿وَمَن يَعۡتَصِم بِٱللَّهِ﴾) و هرکس بر خداوند توکل کند و به او پناه ببرد، (﴿فَقَدۡ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾) همانا به راه راست هدایت یافته است. در این آیه، انسان‌ها تشویق شده‌اند که به [دین] خدا جنگ بزنند، و اینکه دین خدا تنها راهی است که آدمی را به امنیت و آرامش و هدایت می‌رساند.

Aal-i-Imraan 3:100Listen in Qur'an →

Commentary: Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di. Qur'an text and translation via AlQuran Cloud.