وَلَا تَنكِحُوا۟ ٱلْمُشْرِكَٰتِ حَتَّىٰ يُؤْمِنَّ ۚ وَلَأَمَةٌۭ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌۭ مِّن مُّشْرِكَةٍۢ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ ۗ وَلَا تُنكِحُوا۟ ٱلْمُشْرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤْمِنُوا۟ ۚ وَلَعَبْدٌۭ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌۭ مِّن مُّشْرِكٍۢ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ ۗ أُو۟لَٰٓئِكَ يَدْعُونَ إِلَى ٱلنَّارِ ۖ وَٱللَّهُ يَدْعُوٓا۟ إِلَى ٱلْجَنَّةِ وَٱلْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِۦ ۖ وَيُبَيِّنُ ءَايَٰتِهِۦ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
و با زنان مشرک و بتپرست، تا ایمان نیاوردهاند، ازدواج نکنید! (اگر چه جز به ازدواج با کنیزان، دسترسی نداشته باشید؛ زیرا) کنیز باایمان، از زن آزاد بتپرست، بهتر است؛ هر چند (زیبایی، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتی آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بتپرست، تا ایمان نیاوردهاند، در نیاورید! (اگر چه ناچار شوید آنها را به همسری غلامان باایمان درآورید؛ زیرا) یک غلام باایمان، از یک مرد آزاد بتپرست، بهتر است؛ هر چند (مال و موقعیت و زیبایی او،) شما را به شگفتی آورد. آنها دعوت به سوی آتش میکنند؛ و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود مینماید، و آیات خویش را برای مردم روشن میسازد؛ شاید متذکر شوند!
وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُوْلَـئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ، و با زنان مشرک ازدواج نکنيد مگر اينکه ايمان بياورند. قطعا کنيز مومن از زن آزاد و مشرک بهتر است گرچه شما را به تعجب آورد و به مردان مشرک زن ندهيد مگر اينکه ايمان بياورند، و قطعا برده مومن بهتر از مرد آزاد و مشرک است، گرچه شما را به سوي تعجب آورد. ايشان به جهنم فرا مي خوانند، و خداوند با فرمان خود شما را به سوي بهشت و مغفرت فرا مي خواند و آياتش را براي مردم بيان مي کند تا متذکر شوند.
(221) (﴿وَلَا تَنكِحُواۡ﴾) و با زنان مشرک مادامی که بر شرک خود هستند، ازدواج نکنید، (﴿حَتَّىٰ يُؤۡمِنَّ﴾) چون زن مؤمن هر چند ناچیز و حقیر باشد، از زن مشرک بهتراست، هر چند که زن مشرک زیبا باشد؛ و این یک قاعدۀ کلی و عام در مورد همۀ زنان مشرک است، و این امر کلی را آیۀ سورۀ مائده که ازدواج با زنان اهل کتاب را مباح قرار میدهد، تخصیص کرده است، آنجا که خداوند متعال فرموده است:﴿وَٱلۡمُحۡصَنَٰتُ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواۡ ٱلۡكِتَٰبَ﴾ و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن اهل کتاب. (﴿وَلَا تُنكِحُواۡ ٱلۡمُشۡرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤۡمِنُواۡ﴾) و این یک حکم کلّی است و در آن تخصیص و استثنایی نیست. سپس خداوند حکمتِ حرام بودن ازدواج مرد و زن مسلمان را با کسی که در دین با آنها موافق نیست؛ بیان نمود و فرمود: (﴿أُوۡلَٰٓئِكَ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلنَّارِ﴾) آنها در گفتار و کردار و حالات خود [مردم را] به جهنم فرا میخوانند، پس همزیستی و مخالطت با آنها خطرناک است، و آن خطر دنیوی نیست بلکه بدبختی و شقاوت همیشگی است. از علت و سببی که آیه برای حرمت ازدواج با مشرک بیان کرده است، فهمیده میشود که همزیستی با هر مشرک و بدعتگذاری حرام است؛ زیرا ازآنجا که ازدواج با او جایز نیست ـ با اینکه در ازدواج منافع و مصلحتهای زیادی وجود دارد ـ همزیستی صرف نیز به طریق اولی جایز نیست، به خصوص همزیستی و اختلاطی که در آن مشرک در رتبۀ بالاتری قرار گیرد، مانند اینکه مسلمان برای مشرک خدمتگزاری کند. و (﴿وَلَا تُنكِحُواۡ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾) دلیلی است بر اینکه ولیّ و سرپرست، نظرش در نکاح اعتبار دارد. (﴿وَٱللَّهُ يَدۡعُوٓاۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ وَٱلۡمَغۡفِرَةِ﴾) و خداوند بندگانش را برای بهدست آوردن بهشت و آمرزش خویش که یکی از آثارش دور شدن عقوبتهاست، فرامیخواند، و آن به این صورت است که خداوند بندگانش را فرا میخواند تا اسباب بهشت و مغفرت را، از قبیل: توبۀ حقیقی، و علم مفید، و عمل شایسته کسب کنند. (﴿وَيُبَيِّنُ ءَايَٰتِهِۦ لِلنَّاسِ﴾) احکامش را برای مردم بیان میکند، (﴿لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ﴾) زیرا بیان احکام باعث میشود تا مردم آنچه را که فراموش کردهاند، به یاد آورند، و آنچه را که نمیدانند، بدانند. و اگر تا کنون از فرمان خدا سرپیچی کردهاند، دیگر فرمان ببرند.