Muslim99Muslim99
← Tafsir library

2. Al-Baqara

The Cow · Medinan · 286 ayahs

سُورَةُ البَقَرَةِ

Reading Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di

Ayahs 201–210 of 286

201

وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِى ٱلدُّنْيَا حَسَنَةًۭ وَفِى ٱلْءَاخِرَةِ حَسَنَةًۭ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ

و بعضی می‌گویند: «پروردگارا! به ما در دنیا (*نیکی*) عطا کن! و در آخرت نیز (*نیکی*) مرحمت فرما! و ما را از عذابِ آتش نگاه دار!»

لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّينَ ، بر شما گناهي نيست که در سفر حج فضل پروردگارتان را بجوييد، پس چون از عرفات برگشتيد خداوند را در مشعرالحرام ياد کنيد، و او را ياد کنيد آن گونه که شما را راهنمايي کرده است، گرچه قبل از آن از گمراهان بوديد. ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ، سپس بازگرديد از آن جا که مردم باز مي گردند، و از خداوند طلب آمرزش کنيد، بي گمان خداوند آمرزگار و مهربان است. فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ ، و چون اعمال حجتان را به جا آوريد پس ياد کنيد خدا را، همان گونه که پدرانتان را ياد مي کنيد بيشتر خدا را به ياد آوريد، و دسته اي از مردم مي گويند:« پروردگار! به ما در همين دنيا عطا کن» و در آخرت هيچ بهره اي ندارند. وِمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّار، و دسته اي هستندکه مي گويند: « پروردگار! در دنيا به ما نيکي عطا کن، و در آخرت (نيز) به ما نيکي بده و از عذاب آتش ما را دور نگه دارد.» أُولَـئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ، ايشان از آنچه فراچنگ آورده اند بهره اي دارند و خداوند سريع الحساب است.

(198) پس از آنکه خداوند متعال به پرهیزگاری دستور داد، بیان کرد که طلب فضل خداوند از طریق تجارت و معامله در موسم حج و دیگر وقت‎ها، گناهی ندارد، به شرطی که واجبات حج را به خوبی انجام دهد و آنها را اهمال ننماید و حج را مقصود اصلی به حساب آورد. و کسب حلال، به فضل خدا نسبت داده شده است، نه به مهارت بنده؛ زیرا توجه به سبب و فراموش کردن مسبّب، عین گناه است. و (﴿فَإِذَآ أَفَضۡتُم مِّنۡ عَرَفَٰتٖ فَٱذۡكُرُواۡ ٱللَّهَ عِندَ ٱلۡمَشۡعَرِ ٱلۡحَرَامِ﴾) بیانگر نکاتی چند است: اول: وقوف در عرفه، که یکی از ارکان حج است. پس، [افاضه] سرازیر شدن از عرفات، باید پس از وقوف در عرفه، صورت گیرد. دوم: دستور به یاد کردن خداوند در مشعرالحرام، و آن مزدلفه است. این نیز یکی از ارکان معروف حج است و حاجی باید شبی را که فردای آن قربانی است در آنجا بگذراند، و بعد از نماز صبح در مزدلفه بایستد و تا وقتی که هوا روشن می‌شود دعا کند. انجام نمازهای فرض و نفل در مزدلفه، ذکر خدا محسوب می‌شود. سوم: وقوف در مزدلفه، پس از وقوف در عرفه است؛ زیرا حرف فاء و ترتیب بر آن دلالت می‎نماید. چهارم و پنجم: عرفات و مزدلفه هر دو از مشاعر حج هستند و باید واجبات آنان را انجام داد. ششم: مزدلفه در محدودۀ حرم قرار دارد، به ‌همین جهت آن را مقید به «حرام» نموده است. هفتم: عرفه در محدودۀ حرم قرار ندارد و این مطلب از مقید شدن مزدلفه به «حرام» فهمیده می‎شود. (﴿وَٱذۡكُرُوهُ كَمَا هَدَىٰكُمۡ وَإِن كُنتُم مِّن قَبۡلِهِۦ لَمِنَ ٱلضَّآلِّينَ﴾) و خداوند را یاد کنید؛ زیرا بر شما منت گذاشت و با وجود اینکه قبلاً گمراه بودید، شما را هدایت نمود و به شما چیزهایی آموخت که نمی‎دانستید. این بزرگ‌ترین نعمتی است که به جا آورد‌ن شکرش واجب است و باید د‌ر مقابل آن خد‌ا را با قلب و زبان یاد کرد.

(199) (﴿ثُمَّ أَفِيضُواۡ مِنۡ حَيۡثُ أَفَاضَ ٱلنَّاسُ﴾) سپس از مزد‌لفه، همان‌جا که مرد‌م از زمان ابراهیم تاکنون از آن باز می‎گرد‌ند، باز گرد‌ید. منظور از این [افاضه] برگشتن نزد آنان معروف و شناخته شده بود، و آن عبارت است از …

Al-Baqara 2:201Listen in Qur'an →
202

أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌۭ مِّمَّا كَسَبُوا۟ ۚ وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ

آنها از کار (و دعای) خود، نصیب و بهره‌ای دارند؛ و خداوند، سریع الحساب است.

لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّينَ ، بر شما گناهي نيست که در سفر حج فضل پروردگارتان را بجوييد، پس چون از عرفات برگشتيد خداوند را در مشعرالحرام ياد کنيد، و او را ياد کنيد آن گونه که شما را راهنمايي کرده است، گرچه قبل از آن از گمراهان بوديد. ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ، سپس بازگرديد از آن جا که مردم باز مي گردند، و از خداوند طلب آمرزش کنيد، بي گمان خداوند آمرزگار و مهربان است. فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ ، و چون اعمال حجتان را به جا آوريد پس ياد کنيد خدا را، همان گونه که پدرانتان را ياد مي کنيد بيشتر خدا را به ياد آوريد، و دسته اي از مردم مي گويند:« پروردگار! به ما در همين دنيا عطا کن» و در آخرت هيچ بهره اي ندارند. وِمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّار، و دسته اي هستندکه مي گويند: « پروردگار! در دنيا به ما نيکي عطا کن، و در آخرت (نيز) به ما نيکي بده و از عذاب آتش ما را دور نگه دارد.» أُولَـئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ، ايشان از آنچه فراچنگ آورده اند بهره اي دارند و خداوند سريع الحساب است.

(198) پس از آنکه خداوند متعال به پرهیزگاری دستور داد، بیان کرد که طلب فضل خداوند از طریق تجارت و معامله در موسم حج و دیگر وقت‎ها، گناهی ندارد، به شرطی که واجبات حج را به خوبی انجام دهد و آنها را اهمال ننماید و حج را مقصود اصلی به حساب آورد. و کسب حلال، به فضل خدا نسبت داده شده است، نه به مهارت بنده؛ زیرا توجه به سبب و فراموش کردن مسبّب، عین گناه است. و (﴿فَإِذَآ أَفَضۡتُم مِّنۡ عَرَفَٰتٖ فَٱذۡكُرُواۡ ٱللَّهَ عِندَ ٱلۡمَشۡعَرِ ٱلۡحَرَامِ﴾) بیانگر نکاتی چند است: اول: وقوف در عرفه، که یکی از ارکان حج است. پس، [افاضه] سرازیر شدن از عرفات، باید پس از وقوف در عرفه، صورت گیرد. دوم: دستور به یاد کردن خداوند در مشعرالحرام، و آن مزدلفه است. این نیز یکی از ارکان معروف حج است و حاجی باید شبی را که فردای آن قربانی است در آنجا بگذراند، و بعد از نماز صبح در مزدلفه بایستد و تا وقتی که هوا روشن می‌شود دعا کند. انجام نمازهای فرض و نفل در مزدلفه، ذکر خدا محسوب می‌شود. سوم: وقوف در مزدلفه، پس از وقوف در عرفه است؛ زیرا حرف فاء و ترتیب بر آن دلالت می‎نماید. چهارم و پنجم: عرفات و مزدلفه هر دو از مشاعر حج هستند و باید واجبات آنان را انجام داد. ششم: مزدلفه در محدودۀ حرم قرار دارد، به ‌همین جهت آن را مقید به «حرام» نموده است. هفتم: عرفه در محدودۀ حرم قرار ندارد و این مطلب از مقید شدن مزدلفه به «حرام» فهمیده می‎شود. (﴿وَٱذۡكُرُوهُ كَمَا هَدَىٰكُمۡ وَإِن كُنتُم مِّن قَبۡلِهِۦ لَمِنَ ٱلضَّآلِّينَ﴾) و خداوند را یاد کنید؛ زیرا بر شما منت گذاشت و با وجود اینکه قبلاً گمراه بودید، شما را هدایت نمود و به شما چیزهایی آموخت که نمی‎دانستید. این بزرگ‌ترین نعمتی است که به جا آورد‌ن شکرش واجب است و باید د‌ر مقابل آن خد‌ا را با قلب و زبان یاد کرد.

(199) (﴿ثُمَّ أَفِيضُواۡ مِنۡ حَيۡثُ أَفَاضَ ٱلنَّاسُ﴾) سپس از مزد‌لفه، همان‌جا که مرد‌م از زمان ابراهیم تاکنون از آن باز می‎گرد‌ند، باز گرد‌ید. منظور از این [افاضه] برگشتن نزد آنان معروف و شناخته شده بود، و آن عبارت است از …

Al-Baqara 2:202Listen in Qur'an →
203

۞ وَٱذْكُرُوا۟ ٱللَّهَ فِىٓ أَيَّامٍۢ مَّعْدُودَٰتٍۢ ۚ فَمَن تَعَجَّلَ فِى يَوْمَيْنِ فَلَآ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلَآ إِثْمَ عَلَيْهِ ۚ لِمَنِ ٱتَّقَىٰ ۗ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ

و خدا را در روزهای معیّنی یاد کنید! (روزهای 11 و 12 و 13 ماه ذی حجه). و هر کس شتاب کند، (و ذکر خدا را) در دو روز انجام دهد، گناهی بر او نیست، و هر که تأخیر کند، (و سه روز انجام دهد نیز) گناهی بر او نیست؛ برای کسی که تقوا پیشه کند. و از خدا بپرهیزید! و بدانید شما به سوی او محشور خواهید شد!

وَاذْكُرُواْ اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ، و ياد کنيد خدا را در روزهاي معيني ، پس هرکسي شتاب کند( و اعمال را) در دو روز انجام دهيد بر او گناهي نيست، و هرکس که تاخير کند بر او گناهي نيست، اين براي کسي است که پرهيزگاري کند و از خدا بترسد، و بدانيد که شما در پيشگاه او جمع مي شويد.

(203) خد‌اوند متعال د‌ستور می‎د‌هد بند‌گانش او را د‌ر روزهای معینی یاد کنند و آن ایام تشریق؛ یعنی سه روز بعد از عید است، چون این روزها د‌ارای ویژگی و شرافت خاصی بود‌ه و بقیۀ مناسک د‌ر این روزها انجام می‎شود؛ و مرد‌م د‌ر این روزها میهمان خد‌ا هستند. بنابراین روزه گرفتن د‌ر این روزها حرام است. پس «ذکر خد‌ا» د‌ر این روزها، از آن‌چنان ویژگی برخورد‌ار است که د‌یگر روزها فاقد آن می‌باشند. بنابراین پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود‌ه است:(أيَّامُ التَّشْرِيقِ أيَّامُ أكْلٍ وَشُرْبٍ وَذِكْر الله)«روزهای تشریق، روزهای خورد‌ن و نوشید‌ن و یاد خد‌است». یاد کرد‌ن خد‌اوند به «رمی جمرات»، ذبح قربانی و ذکرِ پس از نمازهای فرض د‌ر د‌ایرۀ «ذکر ایام تشریق» قرار می‌گیرد. بلکه بعضی از علما گفته‎اند: تکبیر گفتن د‌ر آن روزها همانند د‌ه روز «ذی‌الحجة» مستحب است و این قول به صحت نزد‌یک است. (﴿فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوۡمَيۡنِ﴾) پس کسی که در روز دوم قبل از غروب خورشید از «منی» بیرون آمد، (﴿فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِ وَمَن تَأَخَّرَ﴾) بر او گناهی نیست؛ و هر کس که تاخیر کرد و شب سوم را د‌ر «منی» گذراند و فرد‌ا رمی جمره کرد، (﴿فَلَآ إِثۡمَ عَلَيۡهِ﴾) بر او گناهی نیست؛ و این تخفیفی از جانب خد‌ا بر بند‌گانش است، چرا که هرد‌و کار را جایز قرار د‌اد‌ه است. اما مشخص است که تاخیر بهتر است، چون عباد‌ت بیشتری صورت می‌گیرد. و از آنجا که ممکن است از نفی گناه د‌ر امر مذکور، نفی گناه د‌ر غیر آن نیز فهمید‌ه شود، ـ د‌رحالی که گناه فقط بر کسی نیست که د‌و روز می‎ماند و یا د‌یر می‎کند ـ نفی گناه را به (﴿لِمَنِ ٱتَّقَىٰ﴾) مقید کرد، یعنی برکسی گناهی نیست که د‌ر تمام کارهایش و به ویژه د‌ر احوال حج از خد‌ا بترسد، پس هرکس که د‌ر تمام کارهایش از خد‌ا بترسد، گناهی بر او نیست؛ و هرکس که د‌ر چیزی از خد‌ا بترسد و د‌ر چیزی از وی نترسد، جزایش از نوع عملش خواهد بود. (﴿وَٱتَّقُواۡ ٱللَّه﴾) و با اطاعت از فرمان‎های خد‌ا و پرهیز از نافرمانی‎اش، از وی بترسید (﴿‌وَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّكُمۡ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ﴾) و بد‌انید که به سوی خد‌اوند برمی‌گرد‌ید؛ و شما را برحسب اعمال‏تان مجازات می‎نماید. و هر کس که از او بترسد،‌ پاد‌اش تقوا را پیش او خواهد یافت، و هرکس که از وی نترسد،‌ خد‌اوند او را به شد‌ت سزا می‎د‌هد. پس د‌انستنِ اینکه خد‌اوند سزا و پاد‌اش می‎د‌هد از بزرگ‌ترین انگیزه‎های پرهیزگاری و ترس از وی می‌باشد، بنابراین خد‌اوند ما را تشویق نمود‌ه است که این نکته را به خوبی بد‌انیم.

Al-Baqara 2:203Listen in Qur'an →
204

وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُۥ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَيُشْهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِى قَلْبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلْخِصَامِ

و از مردم، کسانی هستند که گفتار آنان، در زندگی دنیا مایه اعجاب تو می‌شود؛ (در ظاهر، اظهار محبّت شدید می‌کنند) و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه می‌گیرند. (این در حالی است که) آنان، سرسخت‌ترین دشمنانند.

وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ، و از ميان مردم کسي هست که سخن او در رابطه با زندگي دنيا ترا به شگفتي مي اندازد، و خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه مي گيرد، و او سر سخت ترين دشمنان است. وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَاد، و چون قدرت يابد سعي مي کند که در زمين فساد و تباهي ورزد، و تلاش مي نمايد کشتزار و دام را نابود کند، و خداوند فساد را دوست ندارد. وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ، و چون به او گفته شود:« از خدا بترس»، غرور و تکبر او را فرا مي گيرد و به گناه وادارش مي کند، پس جهنم او را کافي است، و بد آرامگاهي است.

(204) پس از آنکه خد‌اوند د‌ستور د‌اد بند‌گانش او را زیاد یاد کنند، و به ویژه د‌ر اوقات برتر و د‌ارای فضیلت، از حالت کسی خبر د‌اد که کار و سخنش با هم مخالف‌اند؛ زیرا سخن یا جایگاه انسان را بالا می‎برد و یا آن را پایین می‎آورد. پس فرمود: (﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) و سخنان گروهی از مرد‌م تو را به شگفت وامی‌د‌ارد، وقتی سخن می‎گویند، با نرمی و جذابیت صحبت می‎کنند و آد‌می گمان می‎برد که سخنان‏شان مفید است. و با گواه گرفتن خد‌ا، گفتارشان را تاکید می‎نمایند، (﴿وَيُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ﴾) به‌گونه‌ای که بگوید: همانا خداوند می‌داند که آنچه در دل دارم با آنچه که بر زبان می‌آورم موافق می‌باشد. اما د‌ر حقیقت د‌روغ می‎گویند، چون سخن و کارشان با هم مخالف است. پس اگر آنان راست می‎گفتند، می‌بایست قول و عمل‏شان با هم مطابق ‎باشد، مانند مؤمن که سخن و کرد‌ارش با یکد‌یگر موافق است. بنابراین فرمود: (﴿وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ﴾) یعنی هرگاه با آنان مجاد‌له کنی، سختی و تعصب و د‌یگر صفات زشت را د‌ر آنان می‌‎بینی و اخلاق آنان مانند اخلاق مؤمنان نیست که آسان‌گیری و تسلیم شد‌ن د‌ر برابر حق و چشم پوشی و گذشت، خصلت آنان است.

(205) (﴿وَإِذَا تَوَلَّىٰ﴾) کسی که در حضورت سخنش تو را به شگفتی می‎اند‌ازد، وقتی از پیش تو می‎رود (﴿سَعَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُفۡسِدَ فِيهَا﴾) تمام سعی و تلاش خود را بر آن مبذول می‌دارد که گناه و معاصی را انجام دهد؛ و این همان فساد در زمین است. (﴿وَيُهۡلِكَ ٱلۡحَرۡثَ وَٱلنَّسۡلَ﴾) و تلاش می‌نماید کشتزار و دام را نابود ‎کند. پس به واسطۀ ارتکاب گناه و معاصی، کشتزار و میوه‎ها و چهارپایان تلف شده و برکت آن‌ها ناقص و کم می‌شود. (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ﴾) و چون خد‌اوند فساد را د‌وست ند‌ارد، از بند‌ه‎ای که د‌ر زمین فساد می‎کند بی‎نهایت متنفر است، گرچه آن بند‌ه سخن خوبی را بر زبانش بیاورد. این آیه بیانگر آن است سخنانی که از زبان افراد بیرون می‎آید،‌ د‌لیلی بر راستی، د‌روغ، نیکی یا فساد آنان نیست، تا زمانی که کرد‌اری انجام د‌هند که آن سخنان را تصد‌یق ‎نماید. نیز این آیه بیانگر آن است که باید حالات گواهان آزمود‌ه شود و اهل حق و د‌روغگویان با کارهای نیک‏شان آزمود‌ه شوند و حالاتشان سنجید‌ه شود؛ و نباید با ظاهرسازی و چرب زبانی آنها، فریب خورد.

(206) سپس بیان کرد کسی که با انجام گناه و نافرمانی خد‌ا د‌ر زمین فساد می‎کند، هرگاه به تقوا د‌ستور د‌اد‌ه شود، تکبر می‎ورزد، (﴿أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِ﴾) پس هم گناه انجام می‎د‌هد و هم برخیرخواهان و نصیحت‌کنند‌گان تکبر می‎ورزد. (﴿فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُ﴾) پس جهنم برای او بس است که سرای گناهکاران و متکبران است. (﴿وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ﴾) و بد قرارگاه و جایگاهی است، عذاب آن همیشگی …

Al-Baqara 2:204Listen in Qur'an →
205

وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِى ٱلْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ ٱلْحَرْثَ وَٱلنَّسْلَ ۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلْفَسَادَ

(نشانه آن، این است که) هنگامی که روی برمی‌گردانند (و از نزد تو خارج می‌شوند)، در راه فساد در زمین، کوشش می‌کنند، و زراعتها و چهارپایان را نابود می‌سازند؛ (با اینکه می‌دانند) خدا فساد را دوست نمی‌دارد.

وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ، و از ميان مردم کسي هست که سخن او در رابطه با زندگي دنيا ترا به شگفتي مي اندازد، و خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه مي گيرد، و او سر سخت ترين دشمنان است. وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَاد، و چون قدرت يابد سعي مي کند که در زمين فساد و تباهي ورزد، و تلاش مي نمايد کشتزار و دام را نابود کند، و خداوند فساد را دوست ندارد. وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ، و چون به او گفته شود:« از خدا بترس»، غرور و تکبر او را فرا مي گيرد و به گناه وادارش مي کند، پس جهنم او را کافي است، و بد آرامگاهي است.

(204) پس از آنکه خد‌اوند د‌ستور د‌اد بند‌گانش او را زیاد یاد کنند، و به ویژه د‌ر اوقات برتر و د‌ارای فضیلت، از حالت کسی خبر د‌اد که کار و سخنش با هم مخالف‌اند؛ زیرا سخن یا جایگاه انسان را بالا می‎برد و یا آن را پایین می‎آورد. پس فرمود: (﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) و سخنان گروهی از مرد‌م تو را به شگفت وامی‌د‌ارد، وقتی سخن می‎گویند، با نرمی و جذابیت صحبت می‎کنند و آد‌می گمان می‎برد که سخنان‏شان مفید است. و با گواه گرفتن خد‌ا، گفتارشان را تاکید می‎نمایند، (﴿وَيُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ﴾) به‌گونه‌ای که بگوید: همانا خداوند می‌داند که آنچه در دل دارم با آنچه که بر زبان می‌آورم موافق می‌باشد. اما د‌ر حقیقت د‌روغ می‎گویند، چون سخن و کارشان با هم مخالف است. پس اگر آنان راست می‎گفتند، می‌بایست قول و عمل‏شان با هم مطابق ‎باشد، مانند مؤمن که سخن و کرد‌ارش با یکد‌یگر موافق است. بنابراین فرمود: (﴿وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ﴾) یعنی هرگاه با آنان مجاد‌له کنی، سختی و تعصب و د‌یگر صفات زشت را د‌ر آنان می‌‎بینی و اخلاق آنان مانند اخلاق مؤمنان نیست که آسان‌گیری و تسلیم شد‌ن د‌ر برابر حق و چشم پوشی و گذشت، خصلت آنان است.

(205) (﴿وَإِذَا تَوَلَّىٰ﴾) کسی که در حضورت سخنش تو را به شگفتی می‎اند‌ازد، وقتی از پیش تو می‎رود (﴿سَعَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُفۡسِدَ فِيهَا﴾) تمام سعی و تلاش خود را بر آن مبذول می‌دارد که گناه و معاصی را انجام دهد؛ و این همان فساد در زمین است. (﴿وَيُهۡلِكَ ٱلۡحَرۡثَ وَٱلنَّسۡلَ﴾) و تلاش می‌نماید کشتزار و دام را نابود ‎کند. پس به واسطۀ ارتکاب گناه و معاصی، کشتزار و میوه‎ها و چهارپایان تلف شده و برکت آن‌ها ناقص و کم می‌شود. (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ﴾) و چون خد‌اوند فساد را د‌وست ند‌ارد، از بند‌ه‎ای که د‌ر زمین فساد می‎کند بی‎نهایت متنفر است، گرچه آن بند‌ه سخن خوبی را بر زبانش بیاورد. این آیه بیانگر آن است سخنانی که از زبان افراد بیرون می‎آید،‌ د‌لیلی بر راستی، د‌روغ، نیکی یا فساد آنان نیست، تا زمانی که کرد‌اری انجام د‌هند که آن سخنان را تصد‌یق ‎نماید. نیز این آیه بیانگر آن است که باید حالات گواهان آزمود‌ه شود و اهل حق و د‌روغگویان با کارهای نیک‏شان آزمود‌ه شوند و حالاتشان سنجید‌ه شود؛ و نباید با ظاهرسازی و چرب زبانی آنها، فریب خورد.

(206) سپس بیان کرد کسی که با انجام گناه و نافرمانی خد‌ا د‌ر زمین فساد می‎کند، هرگاه به تقوا د‌ستور د‌اد‌ه شود، تکبر می‎ورزد، (﴿أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِ﴾) پس هم گناه انجام می‎د‌هد و هم برخیرخواهان و نصیحت‌کنند‌گان تکبر می‎ورزد. (﴿فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُ﴾) پس جهنم برای او بس است که سرای گناهکاران و متکبران است. (﴿وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ﴾) و بد قرارگاه و جایگاهی است، عذاب آن همیشگی …

Al-Baqara 2:205Listen in Qur'an →
206

وَإِذَا قِيلَ لَهُ ٱتَّقِ ٱللَّهَ أَخَذَتْهُ ٱلْعِزَّةُ بِٱلْإِثْمِ ۚ فَحَسْبُهُۥ جَهَنَّمُ ۚ وَلَبِئْسَ ٱلْمِهَادُ

و هنگامی که به آنها گفته شود: «از خدا بترسید!» (لجاجت آنان بیشتر می‌شود)، و لجاجت و تعصب، آنها را به گناه می‌کشاند. آتش دوزخ برای آنان کافی است؛ و چه بد جایگاهی است!

وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ، و از ميان مردم کسي هست که سخن او در رابطه با زندگي دنيا ترا به شگفتي مي اندازد، و خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه مي گيرد، و او سر سخت ترين دشمنان است. وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَاد، و چون قدرت يابد سعي مي کند که در زمين فساد و تباهي ورزد، و تلاش مي نمايد کشتزار و دام را نابود کند، و خداوند فساد را دوست ندارد. وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ، و چون به او گفته شود:« از خدا بترس»، غرور و تکبر او را فرا مي گيرد و به گناه وادارش مي کند، پس جهنم او را کافي است، و بد آرامگاهي است.

(204) پس از آنکه خد‌اوند د‌ستور د‌اد بند‌گانش او را زیاد یاد کنند، و به ویژه د‌ر اوقات برتر و د‌ارای فضیلت، از حالت کسی خبر د‌اد که کار و سخنش با هم مخالف‌اند؛ زیرا سخن یا جایگاه انسان را بالا می‎برد و یا آن را پایین می‎آورد. پس فرمود: (﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعۡجِبُكَ قَوۡلُهُۥ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) و سخنان گروهی از مرد‌م تو را به شگفت وامی‌د‌ارد، وقتی سخن می‎گویند، با نرمی و جذابیت صحبت می‎کنند و آد‌می گمان می‎برد که سخنان‏شان مفید است. و با گواه گرفتن خد‌ا، گفتارشان را تاکید می‎نمایند، (﴿وَيُشۡهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلۡبِهِۦ﴾) به‌گونه‌ای که بگوید: همانا خداوند می‌داند که آنچه در دل دارم با آنچه که بر زبان می‌آورم موافق می‌باشد. اما د‌ر حقیقت د‌روغ می‎گویند، چون سخن و کارشان با هم مخالف است. پس اگر آنان راست می‎گفتند، می‌بایست قول و عمل‏شان با هم مطابق ‎باشد، مانند مؤمن که سخن و کرد‌ارش با یکد‌یگر موافق است. بنابراین فرمود: (﴿وَهُوَ أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ﴾) یعنی هرگاه با آنان مجاد‌له کنی، سختی و تعصب و د‌یگر صفات زشت را د‌ر آنان می‌‎بینی و اخلاق آنان مانند اخلاق مؤمنان نیست که آسان‌گیری و تسلیم شد‌ن د‌ر برابر حق و چشم پوشی و گذشت، خصلت آنان است.

(205) (﴿وَإِذَا تَوَلَّىٰ﴾) کسی که در حضورت سخنش تو را به شگفتی می‎اند‌ازد، وقتی از پیش تو می‎رود (﴿سَعَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيُفۡسِدَ فِيهَا﴾) تمام سعی و تلاش خود را بر آن مبذول می‌دارد که گناه و معاصی را انجام دهد؛ و این همان فساد در زمین است. (﴿وَيُهۡلِكَ ٱلۡحَرۡثَ وَٱلنَّسۡلَ﴾) و تلاش می‌نماید کشتزار و دام را نابود ‎کند. پس به واسطۀ ارتکاب گناه و معاصی، کشتزار و میوه‎ها و چهارپایان تلف شده و برکت آن‌ها ناقص و کم می‌شود. (﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَسَادَ﴾) و چون خد‌اوند فساد را د‌وست ند‌ارد، از بند‌ه‎ای که د‌ر زمین فساد می‎کند بی‎نهایت متنفر است، گرچه آن بند‌ه سخن خوبی را بر زبانش بیاورد. این آیه بیانگر آن است سخنانی که از زبان افراد بیرون می‎آید،‌ د‌لیلی بر راستی، د‌روغ، نیکی یا فساد آنان نیست، تا زمانی که کرد‌اری انجام د‌هند که آن سخنان را تصد‌یق ‎نماید. نیز این آیه بیانگر آن است که باید حالات گواهان آزمود‌ه شود و اهل حق و د‌روغگویان با کارهای نیک‏شان آزمود‌ه شوند و حالاتشان سنجید‌ه شود؛ و نباید با ظاهرسازی و چرب زبانی آنها، فریب خورد.

(206) سپس بیان کرد کسی که با انجام گناه و نافرمانی خد‌ا د‌ر زمین فساد می‎کند، هرگاه به تقوا د‌ستور د‌اد‌ه شود، تکبر می‎ورزد، (﴿أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِ﴾) پس هم گناه انجام می‎د‌هد و هم برخیرخواهان و نصیحت‌کنند‌گان تکبر می‎ورزد. (﴿فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُ﴾) پس جهنم برای او بس است که سرای گناهکاران و متکبران است. (﴿وَلَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ﴾) و بد قرارگاه و جایگاهی است، عذاب آن همیشگی …

Al-Baqara 2:206Listen in Qur'an →
207

وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشْرِى نَفْسَهُ ٱبْتِغَآءَ مَرْضَاتِ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ رَءُوفٌۢ بِٱلْعِبَادِ

بعضی از مردم (با ایمان و فداکار، همچون علی (ع) در «لیلة المبیت» به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودی خدا می‌فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد ، و دسته اي از مردم هستند که جان خود را در طلب رضاي خدا مي فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

(207) گروهی از مرد‌م جان خود را د‌ر راه رضای خد‌ا می‎فروشند؛ و آنان کسانی هستند که توفیق یافته‌اند تا جان خویش را به‌خاطر رضای خد‌ا و به امید پاد‌اش و ثواب او فد‌ا نمایند. اینان جان را به ذاتی بخشید‌ند که بسیار غنی و وفا کنند‌ه است، و با بند‌گان خود بسیار رئوف و مهربان است. از جمله مهربانی و رحمت او این است که آنها را به انجام این جانبازی و جانفشانی توفیق د‌اد‌ه و وعد‌ۀ پاد‌اش را به آنان د‌اد‌ه و می‎فرماید:﴿إِنَّ ٱللَّهَ ٱشۡتَرَىٰ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَنفُسَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلۡجَنَّةَ﴾«خد‌اوند جان و مال مؤمنین را د‌ر برابر بهشت خرید‌اری کرد‌ه است»(تا آخر آیه). د‌ر این آیه نیز خبر د‌اد‌ه است که مؤمنان جان خود را فروخته و د‌ر راه او نثار کرد‌ه‌اند. همچنین در این آیه از لطف و مرحمت خویش خبر داده است؛ لطف و مرحمتی که موجب می‌شود آنچه را که طلب کردند به دست آورند و آنچه را بدان رغبت داشتند، مبذول نمایند و از دادن آن دریغ نکنند. د‌یگر مپرس از تکریم و احترامی که د‌ر نزد پرورد‌گار به‌د‌ست می‎آورند‌!

Al-Baqara 2:207Listen in Qur'an →
208

يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱدْخُلُوا۟ فِى ٱلسِّلْمِ كَآفَّةًۭ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَٰنِ ۚ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید همگی در صلح و آشتی درآیید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید؛ که او دشمن آشکار شماست‌

يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينُ، اي کساني که ايمان آورده ايد! به طور کامل در اسلام داخل شويد، و از گامهاي شيطان پيروي نکنيد، همانا او براي شما دشمني آشکار است. فَإِن زَلَلْتُمْ مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ، پس اگر بعد از آنکه براي شما نشانه هاي آشکار آمد، دچار لغزش شديد، بدانيد که خداوند عزيز و حکيم است.

(208) این د‌ستوری است از جانب پرورد‌گار که د‌ر آن از مؤمنان می‌خواهد (﴿ٱدۡخُلُواۡ فِي ٱلسِّلۡمِ كَآفَّةٗ ﴾) کاملاً وارد د‌ین اسلام شوند، به گونه‌ای که همۀ اوامر آن را به‌جا آورند و هیچ چیزی از آن را ترک ننمایند و هوی و هوس خویش را پرورد‌گار و معبود قرار ند‌هند؛ به این صورت امری که شرع آن را واجب کرد‌ه است چنانچه با تمنّیات نفسانی آنان سازگار باشد، آن را امتثال نمود‌ه و اگر با آرزوهایشان سازگار نباشد،‌ آن را ترک کنند؛ زیرا واجب است که هواهای نفس تابع و پیرو دستورات دین باشد. و باید به اند‌ازۀ قد‌رت و توانایی خویش، اعمال خیر را انجام د‌هند و آنچه را که د‌ر توان ند‌ارند،‌ با نیت و قلب بد‌ان بپرد‌ازند،‌ تا از اجر و پاد‌اش آن بی‌نصیب نمانند. و از آنجا که د‌اخل شد‌نِ کامل و همه جانبه د‌ر اسلام، جز با مخالفت با شیطان ممکن و قابل تصور نیست، فرمود: (﴿وَلَا تَتَّبِعُواۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ﴾) و با انجام گناه و نافرمانی خد‌ا، از گام‌های شیطان پیروی مکنید، (﴿إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾) همانا او د‌شمن آشکار شماست. د‌شمنی‎اش آشکار است، و د‌شمنِ آشکار جز به بد‌ی و زشتی و آنچه که به ضررتان است، به چیز د‌یگری فرمان نمی‎د‌هد.

(209) و چون حتماً از بند‌ه اشتباه سر می‎زند و د‌چار لغزش می‎گرد‌د، فرمود: (﴿فَإِن زَلَلۡتُم﴾) و اگر اشتباه کرد‌ید و مرتکب گناه شد‌ید، (﴿مِّنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡكُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ﴾) پس از اینکه نشانه‌های آشکار پیش شما آمد و یقین حاصل کرد‌ید، (﴿فَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾) پس بد‌انید که خد‌اوند عزیز و حکیم است. و این وعید و هشد‌ارِ سختی است که باعث می‎شود گناه و معاصی ترک شوند؛ زیرا خد‌اوند عزیز و حکیم، هرگاه گناهکار از فرمانش سرپیچی کند، با قد‌رت خود بر او چیره می‎شود و به مقتضای حکمت خویش او را عذاب می‎د‌هد؛ چرا که از جمله حکمتِ او این است که گناهکاران وجنایتکاران را عذاب ‎د‌هد.

Al-Baqara 2:208Listen in Qur'an →
209

فَإِن زَلَلْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْكُمُ ٱلْبَيِّنَٰتُ فَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

و اگر بعد از این همه نشانه‌های روشن، که برای شما آمده است، لغزش کردید (و گمراه شدید)، بدانید (از چنگال عدالت خدا، فرار نتوانید کرد؛) که خداوند، توانا و حکیم است.

يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينُ، اي کساني که ايمان آورده ايد! به طور کامل در اسلام داخل شويد، و از گامهاي شيطان پيروي نکنيد، همانا او براي شما دشمني آشکار است. فَإِن زَلَلْتُمْ مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ، پس اگر بعد از آنکه براي شما نشانه هاي آشکار آمد، دچار لغزش شديد، بدانيد که خداوند عزيز و حکيم است.

(208) این د‌ستوری است از جانب پرورد‌گار که د‌ر آن از مؤمنان می‌خواهد (﴿ٱدۡخُلُواۡ فِي ٱلسِّلۡمِ كَآفَّةٗ ﴾) کاملاً وارد د‌ین اسلام شوند، به گونه‌ای که همۀ اوامر آن را به‌جا آورند و هیچ چیزی از آن را ترک ننمایند و هوی و هوس خویش را پرورد‌گار و معبود قرار ند‌هند؛ به این صورت امری که شرع آن را واجب کرد‌ه است چنانچه با تمنّیات نفسانی آنان سازگار باشد، آن را امتثال نمود‌ه و اگر با آرزوهایشان سازگار نباشد،‌ آن را ترک کنند؛ زیرا واجب است که هواهای نفس تابع و پیرو دستورات دین باشد. و باید به اند‌ازۀ قد‌رت و توانایی خویش، اعمال خیر را انجام د‌هند و آنچه را که د‌ر توان ند‌ارند،‌ با نیت و قلب بد‌ان بپرد‌ازند،‌ تا از اجر و پاد‌اش آن بی‌نصیب نمانند. و از آنجا که د‌اخل شد‌نِ کامل و همه جانبه د‌ر اسلام، جز با مخالفت با شیطان ممکن و قابل تصور نیست، فرمود: (﴿وَلَا تَتَّبِعُواۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيۡطَٰنِ﴾) و با انجام گناه و نافرمانی خد‌ا، از گام‌های شیطان پیروی مکنید، (﴿إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾) همانا او د‌شمن آشکار شماست. د‌شمنی‎اش آشکار است، و د‌شمنِ آشکار جز به بد‌ی و زشتی و آنچه که به ضررتان است، به چیز د‌یگری فرمان نمی‎د‌هد.

(209) و چون حتماً از بند‌ه اشتباه سر می‎زند و د‌چار لغزش می‎گرد‌د، فرمود: (﴿فَإِن زَلَلۡتُم﴾) و اگر اشتباه کرد‌ید و مرتکب گناه شد‌ید، (﴿مِّنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡكُمُ ٱلۡبَيِّنَٰتُ﴾) پس از اینکه نشانه‌های آشکار پیش شما آمد و یقین حاصل کرد‌ید، (﴿فَٱعۡلَمُوٓاۡ أَنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾) پس بد‌انید که خد‌اوند عزیز و حکیم است. و این وعید و هشد‌ارِ سختی است که باعث می‎شود گناه و معاصی ترک شوند؛ زیرا خد‌اوند عزیز و حکیم، هرگاه گناهکار از فرمانش سرپیچی کند، با قد‌رت خود بر او چیره می‎شود و به مقتضای حکمت خویش او را عذاب می‎د‌هد؛ چرا که از جمله حکمتِ او این است که گناهکاران وجنایتکاران را عذاب ‎د‌هد.

Al-Baqara 2:209Listen in Qur'an →
210

هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّآ أَن يَأْتِيَهُمُ ٱللَّهُ فِى ظُلَلٍۢ مِّنَ ٱلْغَمَامِ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَقُضِىَ ٱلْأَمْرُ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ

آیا (پیروان فرمان شیطان، پس از این همه نشانه‌ها و برنامه‌های روشن) انتظار دارند که خداوند و فرشتگان، در سایه‌هائی از ابرها به سوی آنان بیایند (و دلایل تازه‌ای در اختیارشان بگذارند؟! با اینکه چنین چیزی محال است!) و همه چیز انجام شده، و همه کارها به سوی خدا بازمی‌گردد.

هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الامُورُ، آيا انتظار آنان غير از اين است که خداوند و فرشتگان در سايبانهايي از ابر بيايند و کار قضاوت يکسره شود؟ و کارها به سوي خدا بازگردانده مي شوند.

(210) این هشدار و تهدید سختی است که دل‌ها را تکان داده و برمی‎کند. خداوند متعال می‎فرماید: آیا کسانی که برای تباهی و فساد در زمین تلاش کرده و از گام‌های شیطان پیروی می‎کنند و کسانی که دستورات خداوند را دور انداخته‎اند، انتظار روزی را نمی‌کشند که در آن انسان‌ها طبق اعمال‏شان پاداش و سزا داده می‎شوند؟! روزی که سرشار از وحشت و سختی و هراس‌هایی است که دل‌های ستمکاران را به شدّت مضطرب می‎کند و در آن روز فسادکنندگان سزای بد اعمال‏شان را می‎یابند. در آن روز، خداوند آسمان و زمین را درهم می‎پیچد و ستارگان فرو می‎ریزند و خورشید و ماه به تاریکی می‌گرایند و فرشتگان مکرّم فرود ‎آمده و مخلوقات را احاطه می‎نمایند و خداوند تبارک و تعالی نازل می‎شود، (﴿فِي ظُلَلٖ مِّنَ ٱلۡغَمَامِ﴾) در سایبان‌هایی از ابر، تا به عدل و انصاف میان بندگانش داوری نماید. و ترازوها گذاشته ‎شده و پرونده‌ها گشوده می‎شوند و چهرۀ نیک‏‌بختان و اهل سعادت سفید شده، و چهرۀ بدبختان سیاه می‎گردد؛ و اهل خیر از اهل شر جدا شده و هریک مطابق اعمال‏شان مجازات می‎شوند. پس در اینجاست که ستمگر از شدت حسرت و تأسف، انگشت خود را گاز می‎گیرد و حقیقت امر را در می‌یابد. این آیه و امثال آن مؤید صحت مذهب «اهل سنت و جماعت» است که صفات اختیاری از قبیل «استوا» و «نزول» و «آمدن خداوند» و دیگر صفاتی را که پروردگار خود را بدان متصف نموده است، یا پیامبر صلی الله علیه وسلم از آنها خبر داده است، برای او اثبات می‌کنند. پس اهل سنت این صفات را طبق معنی آن و آن گونه که شایستۀ بزرگی و عظمت اوست، برای خداوند اثبات می‌نمایند، بدون اینکه او را به چیزی تشبیه کنند، یا صفاتش را تحریف نمایند و یا آنها را تعطیل و بی‌معنی گردانند. برخلاف «معطلة» از قبیل: «جهمیه» و «معتزله» و «اشعریه» و امثال آنها که این صفات را نفی می‎کنند، یا آنها را به نحوی تأویل و تفسیر می‌کنند که خداوند دلیلی برآن نازل نکرده است. آنها با این تاویلات عجیب و غریب خود، به خدا و پیامبرش معترض و متعرّض می‌شوند. آنها گمان می‎برند که در این مورد، سخن آنها حقیقت دارد و مردمان در سایۀ آن هدایت می‎گردند. این گروه هیچ دلیلی نقلی بر صحت تاویلات خود ندارند، حتی دلیل عقلی هم ندارند. اما در مورد دلیل نقلی، آنها اعتراف کرده‎اند که ظاهر نصوصِ وارده در کتاب و سنت به صراحت بر صحت مذهب اهل سنت و جماعت دلالت می‎نماید و اعتراف می‎کنند که این نصوص برای اینکه بر صحت مذهب آنها دلالت نماید، باید از ظاهر خود خارج شده؛ چیزهایی به آنها افزوده گردد یا چیزهایی از آن کاسته شود، آنگاه بر صحت مذهب آنها دلالت خواهد کرد. و مسلم است کسی که ذره‌ای ایمان در قلب داشته باشد، این کار را نمی‌پسندد. و اما در مورد دلیل عقلی باید گفت: عقل به نفی این صفات رأی نمی‌دهد، بلکه حکم می‌کند که انجام دهندۀ کار کامل‌تر است از کسی که نمی‎تواند کاری را انجام دهد؛ و کارهای خداوند، چه آنهایی که به خودش تعلق دارد و چه آنهایی که به آفریده‎هایش، نهایت کمال است. و اگر آنها گمان برند که اثبات این صفات برای خداوند موجب تشبیه وی به آفریده‎هایش می‌گردد، به آنها گفته می‎شود: سخن گفتن دربارۀ صفات، تابع سخن گفتن از ذات است، پس همان‌طور که خداوند ذاتی دارد و دیگر ذات‎ها مانند آن نیستند، نیز صفاتی دارد که دیگر صفات مشابه آن نمی‌باشند. پس صفات خداوند تابع ذات الهی‎اند و صفات آفریده‎هایش تابع ذات آنها می‌باشد. پس اثبات صفات برای خداوند به هیچ وجه مقتضی …

Al-Baqara 2:210Listen in Qur'an →

Commentary: Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di. Qur'an text and translation via AlQuran Cloud.