Muslim99Muslim99
← Tafsir library

2. Al-Baqara

The Cow · Medinan · 286 ayahs

سُورَةُ البَقَرَةِ

Reading Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di

Ayahs 131–140 of 286

131

إِذْ قَالَ لَهُۥ رَبُّهُۥٓ أَسْلِمْ ۖ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ

در آن هنگام که پروردگارش به او گفت: اسلام بیاور! (و در برابر حق، تسلیم باش! او فرمان پروردگار را، از جان و دل پذیرفت؛ و) گفت: «در برابر پروردگار جهانیان، تسلیم شدم.»

وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ، و چه کسي از آيين ابراهيم روي بر مي تابد، مگر آن کس که خويشتن را خوار دانسته و نشناسد؟! و به راستي او را در دنيا برگزيديم و او در آخرت از شايستگان است. إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ، آن گاه که پروردگارش به او فرمود:«فرمانبر باشد»، گفت:« فرمانبر پروردگار جهانيانم.» وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُون، و ابراهيم و يعقوب فرزندانشان را بدان سفارش کردند که اي فرزندان! خداوند دين را برايتان برگزيده است پس شما نبايد بميريد مگر در حال مسلماني. أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَـهَكَ وَإِلَـهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِلَـهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ، آيا شما حاضر بوديد وقتي که مرگ يعقوب فرا رسيد آن گاه که به فرزندانش گفت:« پس از من چه چيزي را مي پرستيد؟»، گفتند:« معبودت را، و معبود پدرانت ابراهيم و اسماعي ل و اسحاق را مي پرستيم که معبودي يگانه است و ما فرمانبردار او هستيم». تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ، آن جماعت را روزگار به سرآمد، براي آنان است آنچه کرده اند و براي شما است آنچه کرده ايد، و شما از آنچه آنان مي کرده اند باز خواست مي شويد.

(130)  روی برنمی‌تابد (﴿عَن مِّلَّةِ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ﴾) از آیین ابراهیم، پس از آنکه فضل و بزرگواری ابراهیم [یا آیین وی] را شناخت (﴿إِلَّا مَن سَفِهَ نَفۡسَهُۥ﴾) مگر کسی که خویشتن را نشناسد، خود را خوار و کوچک بشمارد و به بهایی اندک بفروشد. همان طور که راه یافته‌تر و کامل‌تر از کسی که به آیین ابراهیم علاقه‌مند است، وجود ندارد. سپس از حالت او در دنیا و آخرت خبر داد و فرمود: (﴿وَلَقَدِ ٱصۡطَفَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَا﴾) و او را برگزیدیم، و به وی توفیق انجام کارهایی را دادیم، که با انجام آن، از برگزیدگان گردید. (﴿وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او در آخرت از شایستگان است؛ کسانی که مقام‏شان بسیار والا و رفیع است.

(131) (﴿إِذۡ قَالَ لَهُۥ رَبُّهُۥٓ أَسۡلِمۡ﴾) آنگاه که پروردگارش به وی گفت: فرمانبر باش، او در جواب درخواست پروردگار (﴿قَالَ﴾) گفت: (﴿أَسۡلَمۡتُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) با نهایت اخلاص، پروردگار جهانیان را می‌پرستم؛ و به سوی او باز می‌گردم؛ و تنها محبت وی را در دل جای می‌دهم. ابراهیم علیه السلام به‌گونه‌ای در توحید و یکتاپرستی غور کرده بود که یکتاپرستی، به عنوان بزرگ‌ترین ویژگی در زندگی او جلوه می‌کرد.

(132) سپس یکتاپرستی را در میان فرزندانش بر جای گذاشت و آنها را بدان سفارش نمود؛ و آن را سخنی ماندگار پس از خود باقی گذاشت، به‌گونه‌ای که فرزندانش توحید را از یکدیگر به ارث بردند، تا به یعقوب رسید و او، فرزندانش را به آن سفارش کرد. پس ای فرزندان یعقوب! پدرتان شما را به صورت ویژه بدان سفارش کرد، پس لازم است که به طور کامل فرمان برید و از خاتم پیامبران پیروی کنید. و گفت: (﴿يَٰبَنِيَّ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰ لَكُمُ ٱلدِّينَ﴾) ای فرزندانم! خداوند از آنجا که نسبت به شما مهربان است، این دین را برای‏تان برگزیده است، پس آن را بر پادارید؛ و شرایع و دستوراتش را اجرا کنید و خویشتن را بدان متصف نمایید؛ و خود را به اخلاق دینی بیارایید؛ و این را تا دم مرگ ادامه دهید، چون هر کس بر حالتی زندگی کند، بر همان حالت …

Al-Baqara 2:131Listen in Qur'an →
132

وَوَصَّىٰ بِهَآ إِبْرَٰهِۦمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَٰبَنِىَّ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰ لَكُمُ ٱلدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ

و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت کردند؛ (و هر کدام به فرزندان خویش گفتند:) «فرزندان من! خداوند این آیین پاک را برای شما برگزیده است؛ و شما، جز به آیین اسلام [= تسلیم در برابر فرمان خدا] از دنیا نروید!»

وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ، و چه کسي از آيين ابراهيم روي بر مي تابد، مگر آن کس که خويشتن را خوار دانسته و نشناسد؟! و به راستي او را در دنيا برگزيديم و او در آخرت از شايستگان است. إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ، آن گاه که پروردگارش به او فرمود:«فرمانبر باشد»، گفت:« فرمانبر پروردگار جهانيانم.» وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُون، و ابراهيم و يعقوب فرزندانشان را بدان سفارش کردند که اي فرزندان! خداوند دين را برايتان برگزيده است پس شما نبايد بميريد مگر در حال مسلماني. أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَـهَكَ وَإِلَـهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِلَـهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ، آيا شما حاضر بوديد وقتي که مرگ يعقوب فرا رسيد آن گاه که به فرزندانش گفت:« پس از من چه چيزي را مي پرستيد؟»، گفتند:« معبودت را، و معبود پدرانت ابراهيم و اسماعي ل و اسحاق را مي پرستيم که معبودي يگانه است و ما فرمانبردار او هستيم». تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ، آن جماعت را روزگار به سرآمد، براي آنان است آنچه کرده اند و براي شما است آنچه کرده ايد، و شما از آنچه آنان مي کرده اند باز خواست مي شويد.

(130)  روی برنمی‌تابد (﴿عَن مِّلَّةِ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ﴾) از آیین ابراهیم، پس از آنکه فضل و بزرگواری ابراهیم [یا آیین وی] را شناخت (﴿إِلَّا مَن سَفِهَ نَفۡسَهُۥ﴾) مگر کسی که خویشتن را نشناسد، خود را خوار و کوچک بشمارد و به بهایی اندک بفروشد. همان طور که راه یافته‌تر و کامل‌تر از کسی که به آیین ابراهیم علاقه‌مند است، وجود ندارد. سپس از حالت او در دنیا و آخرت خبر داد و فرمود: (﴿وَلَقَدِ ٱصۡطَفَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَا﴾) و او را برگزیدیم، و به وی توفیق انجام کارهایی را دادیم، که با انجام آن، از برگزیدگان گردید. (﴿وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او در آخرت از شایستگان است؛ کسانی که مقام‏شان بسیار والا و رفیع است.

(131) (﴿إِذۡ قَالَ لَهُۥ رَبُّهُۥٓ أَسۡلِمۡ﴾) آنگاه که پروردگارش به وی گفت: فرمانبر باش، او در جواب درخواست پروردگار (﴿قَالَ﴾) گفت: (﴿أَسۡلَمۡتُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) با نهایت اخلاص، پروردگار جهانیان را می‌پرستم؛ و به سوی او باز می‌گردم؛ و تنها محبت وی را در دل جای می‌دهم. ابراهیم علیه السلام به‌گونه‌ای در توحید و یکتاپرستی غور کرده بود که یکتاپرستی، به عنوان بزرگ‌ترین ویژگی در زندگی او جلوه می‌کرد.

(132) سپس یکتاپرستی را در میان فرزندانش بر جای گذاشت و آنها را بدان سفارش نمود؛ و آن را سخنی ماندگار پس از خود باقی گذاشت، به‌گونه‌ای که فرزندانش توحید را از یکدیگر به ارث بردند، تا به یعقوب رسید و او، فرزندانش را به آن سفارش کرد. پس ای فرزندان یعقوب! پدرتان شما را به صورت ویژه بدان سفارش کرد، پس لازم است که به طور کامل فرمان برید و از خاتم پیامبران پیروی کنید. و گفت: (﴿يَٰبَنِيَّ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰ لَكُمُ ٱلدِّينَ﴾) ای فرزندانم! خداوند از آنجا که نسبت به شما مهربان است، این دین را برای‏تان برگزیده است، پس آن را بر پادارید؛ و شرایع و دستوراتش را اجرا کنید و خویشتن را بدان متصف نمایید؛ و خود را به اخلاق دینی بیارایید؛ و این را تا دم مرگ ادامه دهید، چون هر کس بر حالتی زندگی کند، بر همان حالت …

Al-Baqara 2:132Listen in Qur'an →
133

أَمْ كُنتُمْ شُهَدَآءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ ٱلْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنۢ بَعْدِى قَالُوا۟ نَعْبُدُ إِلَٰهَكَ وَإِلَٰهَ ءَابَآئِكَ إِبْرَٰهِۦمَ وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِسْحَٰقَ إِلَٰهًۭا وَٰحِدًۭا وَنَحْنُ لَهُۥ مُسْلِمُونَ

آیا هنگامی که مرگ یعقوب فرا رسید، شما حاضر بودید؟! در آن هنگام که به فرزندان خود گفت: «پس از من، چه چیز را می‌پرستید؟» گفتند: «خدای تو، و خدای پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را، و ما در برابر او تسلیم هستیم.»

وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ، و چه کسي از آيين ابراهيم روي بر مي تابد، مگر آن کس که خويشتن را خوار دانسته و نشناسد؟! و به راستي او را در دنيا برگزيديم و او در آخرت از شايستگان است. إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ، آن گاه که پروردگارش به او فرمود:«فرمانبر باشد»، گفت:« فرمانبر پروردگار جهانيانم.» وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُون، و ابراهيم و يعقوب فرزندانشان را بدان سفارش کردند که اي فرزندان! خداوند دين را برايتان برگزيده است پس شما نبايد بميريد مگر در حال مسلماني. أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَـهَكَ وَإِلَـهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِلَـهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ، آيا شما حاضر بوديد وقتي که مرگ يعقوب فرا رسيد آن گاه که به فرزندانش گفت:« پس از من چه چيزي را مي پرستيد؟»، گفتند:« معبودت را، و معبود پدرانت ابراهيم و اسماعي ل و اسحاق را مي پرستيم که معبودي يگانه است و ما فرمانبردار او هستيم». تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ، آن جماعت را روزگار به سرآمد، براي آنان است آنچه کرده اند و براي شما است آنچه کرده ايد، و شما از آنچه آنان مي کرده اند باز خواست مي شويد.

(130)  روی برنمی‌تابد (﴿عَن مِّلَّةِ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ﴾) از آیین ابراهیم، پس از آنکه فضل و بزرگواری ابراهیم [یا آیین وی] را شناخت (﴿إِلَّا مَن سَفِهَ نَفۡسَهُۥ﴾) مگر کسی که خویشتن را نشناسد، خود را خوار و کوچک بشمارد و به بهایی اندک بفروشد. همان طور که راه یافته‌تر و کامل‌تر از کسی که به آیین ابراهیم علاقه‌مند است، وجود ندارد. سپس از حالت او در دنیا و آخرت خبر داد و فرمود: (﴿وَلَقَدِ ٱصۡطَفَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَا﴾) و او را برگزیدیم، و به وی توفیق انجام کارهایی را دادیم، که با انجام آن، از برگزیدگان گردید. (﴿وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او در آخرت از شایستگان است؛ کسانی که مقام‏شان بسیار والا و رفیع است.

(131) (﴿إِذۡ قَالَ لَهُۥ رَبُّهُۥٓ أَسۡلِمۡ﴾) آنگاه که پروردگارش به وی گفت: فرمانبر باش، او در جواب درخواست پروردگار (﴿قَالَ﴾) گفت: (﴿أَسۡلَمۡتُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) با نهایت اخلاص، پروردگار جهانیان را می‌پرستم؛ و به سوی او باز می‌گردم؛ و تنها محبت وی را در دل جای می‌دهم. ابراهیم علیه السلام به‌گونه‌ای در توحید و یکتاپرستی غور کرده بود که یکتاپرستی، به عنوان بزرگ‌ترین ویژگی در زندگی او جلوه می‌کرد.

(132) سپس یکتاپرستی را در میان فرزندانش بر جای گذاشت و آنها را بدان سفارش نمود؛ و آن را سخنی ماندگار پس از خود باقی گذاشت، به‌گونه‌ای که فرزندانش توحید را از یکدیگر به ارث بردند، تا به یعقوب رسید و او، فرزندانش را به آن سفارش کرد. پس ای فرزندان یعقوب! پدرتان شما را به صورت ویژه بدان سفارش کرد، پس لازم است که به طور کامل فرمان برید و از خاتم پیامبران پیروی کنید. و گفت: (﴿يَٰبَنِيَّ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰ لَكُمُ ٱلدِّينَ﴾) ای فرزندانم! خداوند از آنجا که نسبت به شما مهربان است، این دین را برای‏تان برگزیده است، پس آن را بر پادارید؛ و شرایع و دستوراتش را اجرا کنید و خویشتن را بدان متصف نمایید؛ و خود را به اخلاق دینی بیارایید؛ و این را تا دم مرگ ادامه دهید، چون هر کس بر حالتی زندگی کند، بر همان حالت …

Al-Baqara 2:133Listen in Qur'an →
134

تِلْكَ أُمَّةٌۭ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْـَٔلُونَ عَمَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ

آنها امتی بودند که درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نیز مربوط به خود شماست؛ و شما هیچ‌گاه مسئول اعمال آنها نخواهید بود.

وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ، و چه کسي از آيين ابراهيم روي بر مي تابد، مگر آن کس که خويشتن را خوار دانسته و نشناسد؟! و به راستي او را در دنيا برگزيديم و او در آخرت از شايستگان است. إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ، آن گاه که پروردگارش به او فرمود:«فرمانبر باشد»، گفت:« فرمانبر پروردگار جهانيانم.» وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُون، و ابراهيم و يعقوب فرزندانشان را بدان سفارش کردند که اي فرزندان! خداوند دين را برايتان برگزيده است پس شما نبايد بميريد مگر در حال مسلماني. أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَـهَكَ وَإِلَـهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِلَـهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ، آيا شما حاضر بوديد وقتي که مرگ يعقوب فرا رسيد آن گاه که به فرزندانش گفت:« پس از من چه چيزي را مي پرستيد؟»، گفتند:« معبودت را، و معبود پدرانت ابراهيم و اسماعي ل و اسحاق را مي پرستيم که معبودي يگانه است و ما فرمانبردار او هستيم». تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ، آن جماعت را روزگار به سرآمد، براي آنان است آنچه کرده اند و براي شما است آنچه کرده ايد، و شما از آنچه آنان مي کرده اند باز خواست مي شويد.

(130)  روی برنمی‌تابد (﴿عَن مِّلَّةِ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ﴾) از آیین ابراهیم، پس از آنکه فضل و بزرگواری ابراهیم [یا آیین وی] را شناخت (﴿إِلَّا مَن سَفِهَ نَفۡسَهُۥ﴾) مگر کسی که خویشتن را نشناسد، خود را خوار و کوچک بشمارد و به بهایی اندک بفروشد. همان طور که راه یافته‌تر و کامل‌تر از کسی که به آیین ابراهیم علاقه‌مند است، وجود ندارد. سپس از حالت او در دنیا و آخرت خبر داد و فرمود: (﴿وَلَقَدِ ٱصۡطَفَيۡنَٰهُ فِي ٱلدُّنۡيَا﴾) و او را برگزیدیم، و به وی توفیق انجام کارهایی را دادیم، که با انجام آن، از برگزیدگان گردید. (﴿وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و او در آخرت از شایستگان است؛ کسانی که مقام‏شان بسیار والا و رفیع است.

(131) (﴿إِذۡ قَالَ لَهُۥ رَبُّهُۥٓ أَسۡلِمۡ﴾) آنگاه که پروردگارش به وی گفت: فرمانبر باش، او در جواب درخواست پروردگار (﴿قَالَ﴾) گفت: (﴿أَسۡلَمۡتُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) با نهایت اخلاص، پروردگار جهانیان را می‌پرستم؛ و به سوی او باز می‌گردم؛ و تنها محبت وی را در دل جای می‌دهم. ابراهیم علیه السلام به‌گونه‌ای در توحید و یکتاپرستی غور کرده بود که یکتاپرستی، به عنوان بزرگ‌ترین ویژگی در زندگی او جلوه می‌کرد.

(132) سپس یکتاپرستی را در میان فرزندانش بر جای گذاشت و آنها را بدان سفارش نمود؛ و آن را سخنی ماندگار پس از خود باقی گذاشت، به‌گونه‌ای که فرزندانش توحید را از یکدیگر به ارث بردند، تا به یعقوب رسید و او، فرزندانش را به آن سفارش کرد. پس ای فرزندان یعقوب! پدرتان شما را به صورت ویژه بدان سفارش کرد، پس لازم است که به طور کامل فرمان برید و از خاتم پیامبران پیروی کنید. و گفت: (﴿يَٰبَنِيَّ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصۡطَفَىٰ لَكُمُ ٱلدِّينَ﴾) ای فرزندانم! خداوند از آنجا که نسبت به شما مهربان است، این دین را برای‏تان برگزیده است، پس آن را بر پادارید؛ و شرایع و دستوراتش را اجرا کنید و خویشتن را بدان متصف نمایید؛ و خود را به اخلاق دینی بیارایید؛ و این را تا دم مرگ ادامه دهید، چون هر کس بر حالتی زندگی کند، بر همان حالت …

Al-Baqara 2:134Listen in Qur'an →
135

وَقَالُوا۟ كُونُوا۟ هُودًا أَوْ نَصَٰرَىٰ تَهْتَدُوا۟ ۗ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَٰهِۦمَ حَنِيفًۭا ۖ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ

(اهل کتاب) گفتند: «یهودی یا مسیحی شوید، تا هدایت یابید!» بگو: «(این آیینهای تحریف شده، هرگز نمی‌تواند موجب هدایت گردد،) بلکه از آیین خالص ابراهیم پیروی کنید! و او هرگز از مشرکان نبود!»

َقَالُواْ كُونُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُواْ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ، و اهل کتاب گفتند:« يهودي يا نصراني باشيد تا هدايت يابيد» ، بگو:« بلکه آيين ابراهيم را انتخاب مي کنم که موحد و يکتاپرست بود و از مشرکان نبود».

(135) هریک از یهودیان و نصارا، شما را فرا می‌خوانند تا وارد دین‏شان شوید و گمان می‌برند که آنها راه یافته و هدایت شده‌اند؛ و دیگران گمراه هستند. (﴿قُلۡ﴾) جوابی قانع کننده و صریح به او بده و بگو: (﴿بَلۡ﴾) بلکه پیروی می‌کنیم (﴿مِلَّةَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمَ حَنِيفٗا﴾) از آیین ابراهیم که روی به خدا آورده بود؛ از غیر خدا روی برگردانده بود؛ توحید و یکتاپرستی را بر پاداشته بود؛ و شریک و همتا قرار دادن برای خدا را ترک کرده بود. پس پیروی کردن از او، به هدایت می‌انجامد و روی‌گردانی از آیین او، کفر و گمراهی است.

Al-Baqara 2:135Listen in Qur'an →
136

قُولُوٓا۟ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَآ أُنزِلَ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِۦمَ وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ وَٱلْأَسْبَاطِ وَمَآ أُوتِىَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَمَآ أُوتِىَ ٱلنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍۢ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُۥ مُسْلِمُونَ

بگویید: «ما به خدا ایمان آورده‌ایم؛ و به آنچه بر ما نازل شده؛ و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از فرزندان او نازل گردید، و (همچنین) آنچه به موسی و عیسی و پیامبران (دیگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در میان هیچ یک از آنها جدایی قائل نمی‌شویم، و در برابر فرمان خدا تسلیم هستیم؛ (و تعصبات نژادی و اغراض شخصی، سبب نمی‌شود که بعضی را بپذیریم و بعضی را رها کنیم.)»

قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ، بگوييد:« ايمان آورديم به خدا و به آنچه براي ما فرستاده شده و آنچه براي ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و نوادگان يعقوب نازل گشته، و آنچه به موسي و عيسي داده شده، و به آنچه پيامبران از جانب پروردگارشان دريافت کرده اند، و ميان هيچ يک از آنان فرق نمي گذاريم و ما فرمانبردار او هستيم.»

(136) این آیۀ کریمه، در برگیرندۀ تمام چیزهایی است که ایمان آوردن به آن واجب است. و ایمان؛ عبارت است از اینکه از صمیم قلب، این اصول و کلیات را تصدیق نمود، و به آن اقرار کرد. و اعتقاد به این اصول و کلیات، متضمن برخورداری از اعمال قلوب [از قبیل: خوف، رجا، تعظیم و..] و عمل با اعضا و جوارح است. به این اعتبار، ایمان شامل اسلام و همۀ اعمال صالح می‌شود. بنابراین همۀ اعمال شایسته، بخشی از ایمان، و اثری از آثار آن هستند. پس هرجا ایمان اطلاق شود، همۀ آنچه بیان شد، در آن داخل است؛ و هرگاه اسلام اطلاق شود، شامل ایمان نیز می‌باشد؛ و وقتی بین ایمان و اسلام مقارنه‌ای صورت گیرد، ایمان به اقرار و تصدیق قلبی گفته می‌شود؛ و اسلام به اعمال ظاهری. نیز هرگاه میان ایمان و اعمال شایسته، مقارنه‌ای صورت پذیرد، قضیه به همان منوال است. (﴿قُولُوٓاۡ﴾) با زبان‌های‏تان بگویید؛ و قلب و زبان‏تان باید مطابق هم باشد، چراکه پاداش و جزا، بر گفتارِ همراه با عمل مترتب می‌شود. پس همان‌طور که گفتار بدون اعتقاد قلبی، نفاق و کفر است، سخنِ خالی از عمل نیز تأثیری ندارد و فایده‌اش ناچیز است، گرچه بنده به خاطر آن پاداش می‌یابد، چنانچه سخن خیر باشد و از ایمان نشأت گرفته باشد، اما میان سخن خالی و گفتاری که از قلب سرچشمه گرفته باشد، تفاوت زیادی وجود دارد. و (﴿قُولُوٓاۡ﴾) مبیّن آن است که، عقیده باید آشکارا بیان شود و باید دیگران را به سوی آن دعوت نمود، چون عقیده، اصل دین و پایۀ آن است. و در (﴿ءَامَنَّا﴾) و موارد مشابه آن، که صادر شدن فعل به تمام امت نسبت داده شده است، به این نکته اشاره شده است که بر همۀ امت واجب است به ریسمان الهی چنگ بزنند و متحد و یکپارچه باشند، و از وحدت رویه و وحدت عمل برخوردار شوند. ضمناً در این آیه از تفرقه و دو دستگی، نهی؛ و اشاره شده است که مؤمنین مانند جسدی واحد هستند. و (﴿قُولُوٓاۡ ءَامَنَّا﴾) «بگویید ایمان آوردیم» تا پایان، بر این مطلب دلالت دارد که انسان می‌تواند، بلکه بر او واجب است که ایمان را به صورت مقید به خودش نسبت دهد. بر خلاف «أنا مؤمن = من مؤمن هستم» و یا عباراتی مانند؛ زیرا این‌گونه عبارت‌ها باید همراه با عبارت «ؤن شاء الله» گفته شود و مقید به مشیئت الهی گردد و بگوید: «من ـ اگر خدا بخواهد ـ مؤمن هستم”؛زیرا در این‌گونه عبارت‌ها که بدون تقیید به مشیئت پروردگار بیان شود، ادعای پاک قرار دادن نفس و تزکیۀ آن وجود دارد. (﴿ءَامَنَّا بِٱللَّهِ﴾) یعنی ایمان آورده‌ایم به خداوندِ یکتا و یگانه، که به هر صفت کمالی متصف است و از هر عیب و نقصی پاک و منزه بوده و شایستۀ آن است که همۀ عبادت‌ها تنها برای او انجام گیرد و در هیچ عبادتی به هیچ وجهی برای او شریکی گرفته نشود. (﴿وَمَآ أُنزِلَ إِلَيۡنَا﴾) شامل قرآن و سنت است؛ زیرا خداوند متعال فرموده است:﴿وَأَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ﴾ و خداوند کتاب و حکمت [سنّت] را بر تو نازل فرموده است. پس در آن، ایمان آوردن به همۀ آنچه کتاب خدا و سنت پیامبرش متضمن آن است از قبیل: صفات خداوند و پیامبران و روز قیامت و امور پنهان گذشته و آینده، واجب است. نیز ایمان به احکامِ …

Al-Baqara 2:136Listen in Qur'an →
137

فَإِنْ ءَامَنُوا۟ بِمِثْلِ مَآ ءَامَنتُم بِهِۦ فَقَدِ ٱهْتَدَوا۟ ۖ وَّإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنَّمَا هُمْ فِى شِقَاقٍۢ ۖ فَسَيَكْفِيكَهُمُ ٱللَّهُ ۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ

اگر آنها نیز به مانند آنچه شما ایمان آورده‌اید ایمان بیاورند، هدایت یافته‌اند؛ و اگر سرپیچی کنند، از حق جدا شده‌اند و خداوند، شر آنها را از تو دفع می‌کند؛ و او شنونده و داناست.

فَإِنْ آمَنُواْ بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ، پس اگر به آنچه شما بدان ايمان آورده ايد ايمان آوردند بي گمان هدايت شده اند و اگر روي برتافتند پس همانا آنان در ستيزند و خدا تو را بسنده است و او شنوا و دانا است.

(137) اگر اهل کتاب مانند شما مؤمنان، به تمام پیامبران، که برتر از همۀ آنان، محمد صلی الله علیه وسلم است؛ و به تمام کتاب‌های آسمانی، که برتر از همۀ آنها، قرآن است، ایمان آوردند و فرمانبردار خداوند یکتا شدند؛ و میان هیچ یک از پیامبران فرق نگذاشتند، (﴿فَقَدِ ٱهۡتَدَواۡ﴾) به راستی آنگاه به راه راست که انسان را به بهشت می‌رساند، هدایت شده‌اند. پس آنها راهی برای هدایت ندارند، جزاینکه چنین ایمانی داشته باشند، نه آن گونه که گمان برده و گفتند:﴿كُونُواۡ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰ تَهۡتَدُواۡ﴾ یهودی یا نصرانی باشید، تا هدایت ‌شوید. آنها گمان بردند که هدایت، تنها در سایۀ چیزی حاصل می‌شود که آنها بر آن هستند، در حالی که هدایت؛ عبارت است از شناخت حق و عمل کردن به آن؛ و ضد آن که گمراهی است؛ عبارت است از جهل و عمل نکردن به اقتضای شناخت و علمی که حاصل شده است. و این همان ستیزی است که آنها در آن بود‌ند، بعد از اینکه روی برتافتند. «مُشاق» کسی است که با خدا و یا پیامبرش جبهه‌گیری کند. شقاق، مستلزم عداوت و دشمنی شدید است؛ و آنان چنین بودند؛ زیرا در راستای اذیت و آزار پیامبر صلی الله علیه وسلم از هیچ چیزی دریغ نکردند. بنابراین خداوند به پیامبرش وعده داد که او را بسنده است؛ و از وی حمایت خواهد کرد؛ زیرا خداوند همۀ صداها، با انواع و اقسام زبان‏ها و انواع نیازها و حاجات را می‌شنود؛ و پنهان و آشکار و ظاهر و باطن را می‌داند. پس وقتی خداوند چنین است، تو را از شر آنها محافظت خواهد کرد. و خداوند وعده‌ای را که به پیامبرش داده بود، محقق نمود و او را بر آنها مسلط کرد، به گونه‌ای که پیامبر بعضی از آنها را کشت و بعضی را اسیر کرد و بعضی را از سرزمین‏شان آواره نموده؛ و این معجزه‌ای از معجزات قرآن است که از چیزی قبل از وقوع آن، خبر می‌دهد و دقیقا همان‌گونه که از آن خبر داده است، محقق شد.

Al-Baqara 2:137Listen in Qur'an →
138

صِبْغَةَ ٱللَّهِ ۖ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ ٱللَّهِ صِبْغَةًۭ ۖ وَنَحْنُ لَهُۥ عَٰبِدُونَ

رنگ خدایی (بپذیرید! رنگ ایمان و توحید و اسلام؛) و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت می‌کنیم.

صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدون ، رنگ خدايي، و چه کسي از خدا زيباتر بيارايد؟ و ما پرستندگان او هستيم.

(138) رنگ خدایی را بگیرید و آن دین خدا است؛ و در ظاهر و باطن کاملا آن را برپا دارید؛ و با اعتقاد کامل و در همۀ اوقات به آن پایبند باشید، تا تبدیل به رنگ شما شده و صفتی از صفات شما گردد. پس هر گاه دین در زندگی روزانۀ شما سریان پیدا کرد، با رضایت و اختیار و محبت از دستورات آن پیروی می‌کنید؛ و دین تبدیل به طبیعت و خوی شما می‌گردد و از شما جدا نمی‌شود، آنچنان‌که رنگ پارچه ‌یکی از صفات آن است و از آن جدا نمی‌شود، آنگاه سعادت دنیوی و اخروی را به‌دست می‌آورید؛ زیرا دین، انسان را به متصف شدن به اخلاق نیک و انجام دادن کارهای خوب و عالی، تشویق می‌کند. بنابراین -به منظور به تعجب واداشتن عقل‌های پاکیزه- فرمود: (﴿وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ صِبۡغَةٗ﴾) و هیچ رنگی، زیباتر از رنگ خدا نیست. و اگر می‌خواهی فرق بین رنگ خدا و دیگر رنگ‌ها را بدانی، هر چیزی را با ضد آن مقایسه کن. پس چه فکر می‌کنی در مورد بنده‌ای که، به طور درست به پروردگارش ایمان آورده و فروتنی قلب و فرمانبرداری جوارح داشته و به تمامی صفات نیکو و اخلاق کامل خود را آراسته است و هر صفت زشت و اخلاق پستی را از خود می‌زداید؟! پس او که این گونه است، در گفتار و کردارش، صادق و شکیبا و بردبار و پاکدامن و شجاع است؛ و در سخن و عمل، نیکوکار است، از خدا می‌ترسد و به وی امیدوار است و او را از سر اخلاص عبادت می‌کند و با بندگانش نیکوکار می‌باشد. چنین کسی را با بنده‌ای مقایسه کن که به پروردگارش کفر ورزیده و از او گریخته و به کسی دیگر از مخلوقات وی روی آورده است و به کفر و شرک و دروغ و خیانت و فریب و مکر و ارتکاب اعمال منافی عفت و بدرفتاری با مردم در سخن و کردار متصف است، پس نه برای خدا مخلص است و نه نسبت به بندگانش احسان می‌نماید. اینجاست که فرق بزرگ این دو، برایت روشن می‌گردد و در می‌یابی که هیچ رنگی بهتر و زیباتر از رنگ خدا نیست و هیچ رنگی زشت‌تر از رنگ کسی نیست که خود را به غیر از رنگ خدا آراسته است. (﴿وَنَحۡنُ لَهُۥعَٰبِدُونَ﴾) این بخش از آیه، بیانگر رنگ خدا است؛ و آن، انجام این دو اصل است؛ اول: اخلاص، دوم: پیروی کردن؛ زیرا عبادت؛ عبارت از اقوال و افعال ظاهری و باطنی است که خداوند آن را دوست دارد، و آن را می‌پسندد، و هیچ چیزی مورد رضایت خدا قرار نمی‌گیرد، مگر اینکه آن را بر زبان پیامبرش مشروع کرده باشد. و اخلاص؛ یعنی اینکه قصد بنده از انجام این اعمال، فقط رضای خدا باشد. و مقدم کردن معمول (﴿لَهُۥ﴾) بر عامل که (﴿عَٰبِدُونَ﴾) است، مفید حصر می‌باشد. (﴿وَنَحۡنُ لَهُۥعَٰبِدُونَ﴾) و آنان را با اسم فاعل [عابدون] متصف ساخت، که بر ثبوت و پایداری دلالت می‌نماید، و بیانگر آن است که عبادت صفت آنهاست و آنها همواره بر آن، ثابت قدم و استوارند.

Al-Baqara 2:138Listen in Qur'an →
139

قُلْ أَتُحَآجُّونَنَا فِى ٱللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَآ أَعْمَٰلُنَا وَلَكُمْ أَعْمَٰلُكُمْ وَنَحْنُ لَهُۥ مُخْلِصُونَ

بگو: «آیا در باره خداوند با ما محاجه می‌کنید؟! در حالی که او، پروردگار ما و شماست؛ و اعمال ما از آن ما، و اعمال شما از آن شماست؛ و ما او را با اخلاص پرستش می‌کنیم، (و موحد خالصیم).»

قُلْ أَتُحَآجُّونَنَا فِي اللّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُون ، بگو:« آيا درباره خدا با ما به مجادله مي پردازيد حال آنکه او پروردگار ما و پروردگار شما بوده و کردار ما از آن ما است و کردار شما از آن شما است؟ و ما براي او اخلاص مي ورزيم؟!»

(139)«محاجه» به معنی مجادله بین دو یا چند نفر است. و مجادله بر سر مسائل اختلافی صورت می‌گیرد، طوری که هر یک از دو طرف می‌خواهد سخن خودش را تأیید و تقویت نماید و سخن مقابلش را باطل کند؛ پس هر یک در ارائه و اقامۀ دلیل کوشش می‌کند. و مجادله باید به بهترین شیوه انجام شود و از نزدیک‌ترین راه که بتوان گمراه را به حق باز ‌گرداند و حجت را بر وی اقامه کرد و حق را روشن و باطل را بیان داشت، وارد شد. پس اگر مجادله از این حدود بیرون رفت، آنگاه تبدیل به خصومت خواهد شد، که خیری در آن نیست؛ و فتنه و شری فراوان از آن ناشی خواهد شد. پس اهل کتاب ادعا می‌کردند که آنها، پیش خداوند از مسلمین بهتر و به او نزدیک‌ترند؛ و این فقط یک ادعا است که برای اثبات آن باید دلیل و برهان ارائه کرد. پس وقتی پروردگار همه یکی است؛ و او، تنها پروردگار شما نیست، بلکه پروردگار ما هم هست و هر یک از ما عمل خودش را انجام می‌دهد، ما و شما در این قضیه، یکسان هستیم و این باعث نمی‌شود که یکی از دو گروه، از دیگری، به خدا نزدیک‌تر باشد؛ زیرا تفاوت قایل شدن در امری که هردو گروه در آن اشتراک دارند ـ بدون اینکه تفاوت چندان مؤثر و محسوسی در میان باشد ـ ادعایی باطل است، و تفاوت قایل شدن میان دو امر که کاملا مشابه است، یک نوع خودبزرگ‌بینی آشکار به حساب می‌آید. بلکه برتری، با اخلاص برای خدا و انجام اعمال صالح، حاصل می‌شود و آن فقط صفت مؤمنان است. پس مشخص شد که مؤمنان از دیگران به خدا نزدیک‌ترند؛ زیرا اخلاص، راه رهایی و نجات است. و فرق اولیاء خدا و اولیاء شیطان به صفت‌های حقیقی است که دوستان خدا از آن برخوردارند و اهل خرد و اندیشه آن را مشاهده کرده و جز انسانی که خودبزرگ‌بین و نادان است، در آن اختلاف و نزاع نمی‌کنند. پس در این آیه، بسیار زیبا به روش مجادله اشاره شده است و اینکه باید میان دو چیز همسان، تلفیق و تقریب به وجود آورد، و بین دو امر مختلف، فرق گذاشت.

Al-Baqara 2:139Listen in Qur'an →
140

أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَٰهِۦمَ وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ وَٱلْأَسْبَاطَ كَانُوا۟ هُودًا أَوْ نَصَٰرَىٰ ۗ قُلْ ءَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ ٱللَّهُ ۗ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَٰدَةً عِندَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ ۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ

یا می‌گویید: «ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط، یهودی یا نصرانی بودند»؟! بگو: «شما بهتر می‌دانید یا خدا؟! (و با اینکه می‌دانید آنها یهودی یا نصرانی نبودند، چرا حقیقت را کتمان می‌کنید؟)» و چه کسی ستمکارتر است از آن کس که گواهی و شهادت الهی را که نزد اوست، کتمان می‌کند؟! و خدا از اعمال شما غافل نیست.

أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَـقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطَ كَانُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ، آيا مي گوييد که ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و سباط ( نوادگان يعقوب) يهودي و يا نصارا بوده اند؟ بگو:« شما داناتريد يا خدا؟، و کيست ستمگرتر از کسي که شهادتي را که از جانب خدا نزد او است کتمان کند؟»، و خداوند از آنچه مي کنيد غافل نيست.

(140) این یکی دیگر از ادعاهای آنها و مجادلۀ آنان در مورد پیامبران خدا است. یهودیان ادعا می‌کردند که ایشان به پیامبران مذکور، از مسلمین نزدیک‌ترند، خداوند ادعای آنهارا رد کرد و فرمود: (﴿ءَأَنتُمۡ أَعۡلَمُ أَمِ ٱللَّهُ﴾) آیا شما داناترید یا خدا؟ پس خداوند می‌فرماید:﴿مَاكَانَ إِبۡرَٰهِيمُ يَهُودِيّٗا وَلَا نَصۡرَانِيّٗا وَلَٰكِن كَانَ حَنِيفٗا مُّسۡلِمٗا وَمَا كَانَ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾[آل عمران: 67]«ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، بلکه او بر حق و تسلیم فرمان خدا بود و از مشرکان نبود». اما آنها می‌گویند: بلکه او یهودی یا نصرانی بوده است. پس یا آنها راستگو و دانا هستند یا خداوند؛ و به ناچار یکی از این دو چیز درست است. اما پاسخ (﴿قُلۡ ءَأَنتُمۡ أَعۡلَمُ أَمِ ٱللَّهُ﴾) مبهم است، در حالی که قضیه در نهایت روشنی و وضوح قرار دارد، به‌گونه‌ای که نیاز نبود خداوند بگوید:«بلکه خداوند داناتر و راستگوتر است»، چون این پاسخ برای هرکسی روشن است. مانند اینکه گفته شود: شب روشن‌تر است یا روز؟ آتش داغ‌تر است یا آب؟ و شرک بهتر است یا توحید؟ و امثال آن. و این را هرکس که بهره‌ای اندک از عقل و خرد داشته باشد، در می-کند و می‌داند، حتی آنها خودشان می‌دانند که ابراهیم و دیگر پیامبران، یهودی و نصرانی نبوده‌اند، اما آنها این دانش و این گواهی دادن را پنهان کردند. بنابراین ستم آنها، بزرگ‌ترین ستم و ظلم است. به همین جهت خداوند متعال فرموده است: (﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَٰدَةً عِندَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ﴾) و چه کسی ستمکارتر از کسی است، که شهادتی از خدا نزد خود داشته باشد و آن را کتمان نماید؟ و این شهادتی است که از سوی خدا به آنها سپرده شده است، نه از جانب مردم، پس لازم است به این امر اهتمام داده شود، اما آنها آن را کتمان کردند و خلاف آن را اظهار نمودند، حق را کتمان کرده و باطل را ترویج نمودند و مردم را به سوی آن دعوت کردند. آیا این بزرگ‌ترین ستم نیست؟ آری! خداوند در آینده به شدیدترین وجه آنها را سزا می‌دهد. به همین جهت فرمود: (﴿وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) خداوند از آنچه می‌کنند، بی خبر نیست، بلکه خداوند کارهایشان را برشمرده و در آینده سزایشان را خواهد داد. پس سزای آنها، بد سزایی است و آتش جهنم، بد جایگاهی برای ستمگران است. در قرآن، همیشه به دنبال آیاتی که متضمن اعمالی هستند که[آدمی] بر آنها سزا داده می‌شود، آیاتی ذکر می‌گردند که بیانگر علم و قدرت خداوند می‌باشند. پس این دسته از آیات ـ که متضمن برخی از صفات و نام‌های نیکوی خدا ‌هستند ـ هم مفید وعد و وعید و ترغیب و ترهیب بوده، و هم بیانگر آنند که اوامر دینی و جزائی، بخشی از آثار نام‌های نیکوی خدا می‌باشند و این نام‌ها چنین اوامری را اقتضا می‌نمایند.

Al-Baqara 2:140Listen in Qur'an →

Commentary: Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di. Qur'an text and translation via AlQuran Cloud.