Muslim99Muslim99
← Tafsir library

11. Hud

Hud · Meccan · 123 ayahs

سُورَةُ هُودٍ

Reading Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di

Ayahs 111–120 of 123

111

وَإِنَّ كُلًّۭا لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَٰلَهُمْ ۚ إِنَّهُۥ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭ

و پروردگارت اعمال هر یک را بی‌کم و کاست به آنها خواهد داد؛ او به آنچه عمل می‌کنند آگاه است!

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ و به درستي که ما کتاب را به موسي داديم، آن گاه در آن اختلاف شد، و اگر سخن پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود قطعاً در ميان آنان داوري مي شد و آنان سخت در شک و ترديدند. وَإِنَّ كُـلاًّ لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ و پروردگارت (سزاي) اعمال همگان را کم و کا ست مي دهد و او به آنچه مي کنند آگاه است. فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ پس همانگونه که فرمان يافته اند استقامت کن و (نيز) کسي که همراه تو روي به خدا آورده است (بايد چنين کند) و سرکشي مي کنيد، بي گمان او به آنچه مي کنيد بيناست. وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ و به ستمکاران گرايش پيدا نکنيد که آتش دوزخ به شما خواهد رسيد، و جز خدا دوستان و سرپرستاني نداريد، و ياري نمي گرديد.

(110) خداوند متعال خبر می‌دهد که کتاب تورات را که موجب آن است بر اوامر و نواهی‌اش اتفاق نمود و بر آن اجماع نمود، به موسی داده است. اما با وجود این، کسانی که خود را به تورات منسوب می‌کنند، در آن اختلاف نمودند و این اختلاف، به عقاید و جامعۀ دینی‌شان ضرر وارد کرد. (﴿وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ﴾) و اگر سخن پروردگارت از پیش بر این نرفته بود که آنها را مهلت دهد و در دنیا آنان را به عذاب گرفتار نکند، (﴿لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ﴾) قطعاً در میان آنان داوری می‌شد، و عذاب او بر ستمگران فرود می‌آمد. اما حکمت خداوند متعال اقتضا نموده است که حکم و داوری میان آنها را تا روز قیامت به تأخیر اندازد، و آنها در شک باقی مانده‌اند. پس وقتی موضع‌گیری آنان در مقابل کتاب خودشان چنین است، بعید نیست که گروهی از یهود به قرآنی که به تو وحی شده است، ایمان نیاورند و در آن شک داشته باشند.

(111) (﴿وَإِنَّ كُلّٗا لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمۡ رَبُّكَ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) و قطعاً خداوند در روز قیامت، دادگرانه میان آنها قضاوت خواهد کرد و هر‌کس را آن گونه که سزاوارش باشد، سزا و جزا می‌دهد. (﴿إِنَّهُۥ بِمَا يَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و او به آنچه از خوبی و بدی انجام می‌دهند، آگاه است. پس هیچ یک از کارهای بزرگ و کوچکشان بر او پوشیده نیست.

(112) خداوند هنگامی که از عدم استقامتِ اهل کتاب خبر داد که موجب اختلاف و دو دستگی آنان شد، پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم و مؤمنان را دستور داد تا همان‌گونه که فرمان یافته‌اند، پایداری و استقامت ورزند؛ و آیین‌هایی را که خداوند مشروع نموده است، در پیش بگیرند، و عقاید درستی را که خداوند به آنان ارزانی داشته است، پاس بدارند، و از آن منحرف نشوند، و بر آن مواظبت نمایند و همیشه به آن پایبند باشند؛ و بر رعایت حد و مرزی که خداوند برایشان معیّن نموده است، پا برجا مانده و از آن تجاوز نکنند. (﴿إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) بی‌گمان او به آنچه می‌کنید، بیناست؛ یعنی هیچ چیزی از کارهایتان بر او پوشیده نمی‌ماند، و شما را بر آن مجازات خواهد کرد. در این آیه، مسلمانان بر استقامت و پایداری تشویق، و از ضد آن نهی شده‌اند. به همین خاطر آنان را برحذر داشت از اینکه به کسانی تمایل و گرایش پیدا کنند، که از راه راست منحرف شده‌اند و فرمود:

(113) (﴿وَلَا تَرۡكَنُوٓاۡ إِلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) و به ستمکاران گرایش پیدا نکنید؛ زیرا وقتی که به سوی آنان گرایش پیدا کنید و در ستمشان با آنان موافقت نمایید، و یا به ستمی که آنان روا می‌دارند خشنود شوید، (﴿فَتَمَسَّكُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش دوزخ …

112

فَٱسْتَقِمْ كَمَآ أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا۟ ۚ إِنَّهُۥ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ

پس همان‌گونه که فرمان یافته‌ای، استقامت کن؛ و همچنین کسانی که با تو بسوی خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام می‌دهید می‌بیند!

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ و به درستي که ما کتاب را به موسي داديم، آن گاه در آن اختلاف شد، و اگر سخن پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود قطعاً در ميان آنان داوري مي شد و آنان سخت در شک و ترديدند. وَإِنَّ كُـلاًّ لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ و پروردگارت (سزاي) اعمال همگان را کم و کا ست مي دهد و او به آنچه مي کنند آگاه است. فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ پس همانگونه که فرمان يافته اند استقامت کن و (نيز) کسي که همراه تو روي به خدا آورده است (بايد چنين کند) و سرکشي مي کنيد، بي گمان او به آنچه مي کنيد بيناست. وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ و به ستمکاران گرايش پيدا نکنيد که آتش دوزخ به شما خواهد رسيد، و جز خدا دوستان و سرپرستاني نداريد، و ياري نمي گرديد.

(110) خداوند متعال خبر می‌دهد که کتاب تورات را که موجب آن است بر اوامر و نواهی‌اش اتفاق نمود و بر آن اجماع نمود، به موسی داده است. اما با وجود این، کسانی که خود را به تورات منسوب می‌کنند، در آن اختلاف نمودند و این اختلاف، به عقاید و جامعۀ دینی‌شان ضرر وارد کرد. (﴿وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ﴾) و اگر سخن پروردگارت از پیش بر این نرفته بود که آنها را مهلت دهد و در دنیا آنان را به عذاب گرفتار نکند، (﴿لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ﴾) قطعاً در میان آنان داوری می‌شد، و عذاب او بر ستمگران فرود می‌آمد. اما حکمت خداوند متعال اقتضا نموده است که حکم و داوری میان آنها را تا روز قیامت به تأخیر اندازد، و آنها در شک باقی مانده‌اند. پس وقتی موضع‌گیری آنان در مقابل کتاب خودشان چنین است، بعید نیست که گروهی از یهود به قرآنی که به تو وحی شده است، ایمان نیاورند و در آن شک داشته باشند.

(111) (﴿وَإِنَّ كُلّٗا لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمۡ رَبُّكَ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) و قطعاً خداوند در روز قیامت، دادگرانه میان آنها قضاوت خواهد کرد و هر‌کس را آن گونه که سزاوارش باشد، سزا و جزا می‌دهد. (﴿إِنَّهُۥ بِمَا يَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و او به آنچه از خوبی و بدی انجام می‌دهند، آگاه است. پس هیچ یک از کارهای بزرگ و کوچکشان بر او پوشیده نیست.

(112) خداوند هنگامی که از عدم استقامتِ اهل کتاب خبر داد که موجب اختلاف و دو دستگی آنان شد، پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم و مؤمنان را دستور داد تا همان‌گونه که فرمان یافته‌اند، پایداری و استقامت ورزند؛ و آیین‌هایی را که خداوند مشروع نموده است، در پیش بگیرند، و عقاید درستی را که خداوند به آنان ارزانی داشته است، پاس بدارند، و از آن منحرف نشوند، و بر آن مواظبت نمایند و همیشه به آن پایبند باشند؛ و بر رعایت حد و مرزی که خداوند برایشان معیّن نموده است، پا برجا مانده و از آن تجاوز نکنند. (﴿إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) بی‌گمان او به آنچه می‌کنید، بیناست؛ یعنی هیچ چیزی از کارهایتان بر او پوشیده نمی‌ماند، و شما را بر آن مجازات خواهد کرد. در این آیه، مسلمانان بر استقامت و پایداری تشویق، و از ضد آن نهی شده‌اند. به همین خاطر آنان را برحذر داشت از اینکه به کسانی تمایل و گرایش پیدا کنند، که از راه راست منحرف شده‌اند و فرمود:

(113) (﴿وَلَا تَرۡكَنُوٓاۡ إِلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) و به ستمکاران گرایش پیدا نکنید؛ زیرا وقتی که به سوی آنان گرایش پیدا کنید و در ستمشان با آنان موافقت نمایید، و یا به ستمی که آنان روا می‌دارند خشنود شوید، (﴿فَتَمَسَّكُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش دوزخ …

113

وَلَا تَرْكَنُوٓا۟ إِلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ فَتَمَسَّكُمُ ٱلنَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِنْ أَوْلِيَآءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ

و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب می‌شود آتش شما را فرا گیرد؛ و در آن حال، هیچ ولیّ و سرپرستی جز خدا نخواهید داشت؛ و یاری نمی‌شوید!

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ و به درستي که ما کتاب را به موسي داديم، آن گاه در آن اختلاف شد، و اگر سخن پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود قطعاً در ميان آنان داوري مي شد و آنان سخت در شک و ترديدند. وَإِنَّ كُـلاًّ لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ و پروردگارت (سزاي) اعمال همگان را کم و کا ست مي دهد و او به آنچه مي کنند آگاه است. فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ پس همانگونه که فرمان يافته اند استقامت کن و (نيز) کسي که همراه تو روي به خدا آورده است (بايد چنين کند) و سرکشي مي کنيد، بي گمان او به آنچه مي کنيد بيناست. وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ و به ستمکاران گرايش پيدا نکنيد که آتش دوزخ به شما خواهد رسيد، و جز خدا دوستان و سرپرستاني نداريد، و ياري نمي گرديد.

(110) خداوند متعال خبر می‌دهد که کتاب تورات را که موجب آن است بر اوامر و نواهی‌اش اتفاق نمود و بر آن اجماع نمود، به موسی داده است. اما با وجود این، کسانی که خود را به تورات منسوب می‌کنند، در آن اختلاف نمودند و این اختلاف، به عقاید و جامعۀ دینی‌شان ضرر وارد کرد. (﴿وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ﴾) و اگر سخن پروردگارت از پیش بر این نرفته بود که آنها را مهلت دهد و در دنیا آنان را به عذاب گرفتار نکند، (﴿لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ﴾) قطعاً در میان آنان داوری می‌شد، و عذاب او بر ستمگران فرود می‌آمد. اما حکمت خداوند متعال اقتضا نموده است که حکم و داوری میان آنها را تا روز قیامت به تأخیر اندازد، و آنها در شک باقی مانده‌اند. پس وقتی موضع‌گیری آنان در مقابل کتاب خودشان چنین است، بعید نیست که گروهی از یهود به قرآنی که به تو وحی شده است، ایمان نیاورند و در آن شک داشته باشند.

(111) (﴿وَإِنَّ كُلّٗا لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمۡ رَبُّكَ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾) و قطعاً خداوند در روز قیامت، دادگرانه میان آنها قضاوت خواهد کرد و هر‌کس را آن گونه که سزاوارش باشد، سزا و جزا می‌دهد. (﴿إِنَّهُۥ بِمَا يَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾) و او به آنچه از خوبی و بدی انجام می‌دهند، آگاه است. پس هیچ یک از کارهای بزرگ و کوچکشان بر او پوشیده نیست.

(112) خداوند هنگامی که از عدم استقامتِ اهل کتاب خبر داد که موجب اختلاف و دو دستگی آنان شد، پیامبرش محمد صلی الله علیه وسلم و مؤمنان را دستور داد تا همان‌گونه که فرمان یافته‌اند، پایداری و استقامت ورزند؛ و آیین‌هایی را که خداوند مشروع نموده است، در پیش بگیرند، و عقاید درستی را که خداوند به آنان ارزانی داشته است، پاس بدارند، و از آن منحرف نشوند، و بر آن مواظبت نمایند و همیشه به آن پایبند باشند؛ و بر رعایت حد و مرزی که خداوند برایشان معیّن نموده است، پا برجا مانده و از آن تجاوز نکنند. (﴿إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾) بی‌گمان او به آنچه می‌کنید، بیناست؛ یعنی هیچ چیزی از کارهایتان بر او پوشیده نمی‌ماند، و شما را بر آن مجازات خواهد کرد. در این آیه، مسلمانان بر استقامت و پایداری تشویق، و از ضد آن نهی شده‌اند. به همین خاطر آنان را برحذر داشت از اینکه به کسانی تمایل و گرایش پیدا کنند، که از راه راست منحرف شده‌اند و فرمود:

(113) (﴿وَلَا تَرۡكَنُوٓاۡ إِلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) و به ستمکاران گرایش پیدا نکنید؛ زیرا وقتی که به سوی آنان گرایش پیدا کنید و در ستمشان با آنان موافقت نمایید، و یا به ستمی که آنان روا می‌دارند خشنود شوید، (﴿فَتَمَسَّكُمُ ٱلنَّارُ﴾) آتش دوزخ …

114

وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ طَرَفَىِ ٱلنَّهَارِ وَزُلَفًۭا مِّنَ ٱلَّيْلِ ۚ إِنَّ ٱلْحَسَنَٰتِ يُذْهِبْنَ ٱلسَّيِّـَٔاتِ ۚ ذَٰلِكَ ذِكْرَىٰ لِلذَّٰكِرِينَ

در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دار؛ چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها را) از بین می‌برند؛ این تذکّری است برای کسانی که اهل تذکّرند!

وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ و در دو طرف روز و در اوائل شب نماز بگزار، بي گمان نيکي ها بدي ها را از ميان مي برند. اين پندي است براي پندپذيران وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ و شکيبايي کن که خداوند پاداشن نيکوکاران را ضايع نخواهد کرد.

(114) (﴿وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) خداوند متعال به برپاداشتن نماز به طور کامل در (﴿طَرَفَيِ ٱلنَّهَارِ﴾) اول و آخر روز که نماز صبح و ظهر و عصر در آن داخل است، دستور می‌دهد. (﴿وَزُلَفٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِ﴾) و در ساعتی از شب نماز بگزار. نماز مغرب و عشا و نماز شب «قیام اللیل» در این داخل است؛ زیرا این نماز، انسان را به خدا نزدیک می‌نماید. (﴿إِنَّ ٱلۡحَسَنَٰتِ يُذۡهِبۡنَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ﴾) بی‌گمان نیکی‌ها، بدی‌ها را از میان می‌برد؛ یعنی نمازهای پنج گانه و نمازهای نفل که به دنبال آنها انجام می‌شوند، از بزرگ‌ترین نیکی‌ها به حساب آمده و انسان‌را به خدا نزدیک می‌نمایند و پاداش زیادی به همراه دارند؛ زیرا بدی‌ها را از بین ‌برده و محو می‌کنند. و منظور از بدی‌ها، گناهان صغیره است همان‌طور که احادیث صحیحی که از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده، آن را مقید کرده است. مانند فرمودۀ پیامبر که می‌فرماید:«و نمازهای پنج‌گانه، و جمعه تا جمعه‌ای دیگر و رمضان تا رمضانی دیگر، گناهانی را که در این میان انجام شده‌اند، محو می‌کنند، به شرطی که از گناهان کبیره پرهیز شود.» آیه‌ای در سورۀ نساء نیز آن را مقید به پرهیز از گناهان کبیره نموده است: ﴿إِن تَجۡتَنِبُواۡ كَبَآئِرَ مَا تُنۡهَوۡنَ عَنۡهُ نُكَفِّرۡ عَنكُمۡ سَيِّ‍َٔاتِكُمۡ وَنُدۡخِلۡكُم مُّدۡخَلٗا كَرِيمٗا﴾ اگر از گناهان کبیره‌ای که از آن نهی می‌شوید، بپرهیزید؛ بدی‌هایتان را می‌زداییم، و شما را به جایگاه خوبی در‌می‌آوریم. (﴿ذَٰلِكَ﴾) آن. شاید اشاره به همۀ مطالبی باشد که گذشت، اعم از: استقامت بر راه است، و تعدی نکردن از آن، و گرایش پیدا نکردن به ستمگران، و امر به برپا داشتن نماز، و اینکه نیکی‌ها، بدی‌ها را می‌زدایند. همۀ اینها (﴿ذِكۡرَىٰ لِلذَّٰكِرِينَ﴾) پندی است برای پند پذیران. و از این طریق آنچه را که خداوند آنان را به آن فرمان داده و یا از آن باز داشته است، می‌فهمند؛ و از اوامری که نیکی‌ها را به دنبال دارند و بدی‌ها را دور می‌کنند، فرمان می‌برند. اما این کارها، نیاز به مجاهدۀ با نفس و تلاش و شکیبایی دارد. بنابراین فرمود:

(115) (﴿وَٱصۡبِرۡ﴾) و دل را بر طاعت خدا پایدار ساز، و از نافرمانی او برحذر دار، و بر آن استوار دار، و این راه را ادامه بده، و دلتنگ و آزرده خاطر مشو. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) چرا که خداوند، پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهد کرد، بلکه کارهای خوب آنان را می‌پذیرد، و پاداش آنها را بر اساس بهترین کارشان به آنان می‌دهد. و این تشویق بزرگی است برای صبر و شکیبایی ورزیدن. و هرگاه انسان ضعیف و سست شود، با به یاد آوردن پاداش خدا تقویت می‌گردد.

115

وَٱصْبِرْ فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُحْسِنِينَ

و شکیبایی کن، که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهد کرد!

وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ و در دو طرف روز و در اوائل شب نماز بگزار، بي گمان نيکي ها بدي ها را از ميان مي برند. اين پندي است براي پندپذيران وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ و شکيبايي کن که خداوند پاداشن نيکوکاران را ضايع نخواهد کرد.

(114) (﴿وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾) خداوند متعال به برپاداشتن نماز به طور کامل در (﴿طَرَفَيِ ٱلنَّهَارِ﴾) اول و آخر روز که نماز صبح و ظهر و عصر در آن داخل است، دستور می‌دهد. (﴿وَزُلَفٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِ﴾) و در ساعتی از شب نماز بگزار. نماز مغرب و عشا و نماز شب «قیام اللیل» در این داخل است؛ زیرا این نماز، انسان را به خدا نزدیک می‌نماید. (﴿إِنَّ ٱلۡحَسَنَٰتِ يُذۡهِبۡنَ ٱلسَّيِّ‍َٔاتِ﴾) بی‌گمان نیکی‌ها، بدی‌ها را از میان می‌برد؛ یعنی نمازهای پنج گانه و نمازهای نفل که به دنبال آنها انجام می‌شوند، از بزرگ‌ترین نیکی‌ها به حساب آمده و انسان‌را به خدا نزدیک می‌نمایند و پاداش زیادی به همراه دارند؛ زیرا بدی‌ها را از بین ‌برده و محو می‌کنند. و منظور از بدی‌ها، گناهان صغیره است همان‌طور که احادیث صحیحی که از پیامبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده، آن را مقید کرده است. مانند فرمودۀ پیامبر که می‌فرماید:«و نمازهای پنج‌گانه، و جمعه تا جمعه‌ای دیگر و رمضان تا رمضانی دیگر، گناهانی را که در این میان انجام شده‌اند، محو می‌کنند، به شرطی که از گناهان کبیره پرهیز شود.» آیه‌ای در سورۀ نساء نیز آن را مقید به پرهیز از گناهان کبیره نموده است: ﴿إِن تَجۡتَنِبُواۡ كَبَآئِرَ مَا تُنۡهَوۡنَ عَنۡهُ نُكَفِّرۡ عَنكُمۡ سَيِّ‍َٔاتِكُمۡ وَنُدۡخِلۡكُم مُّدۡخَلٗا كَرِيمٗا﴾ اگر از گناهان کبیره‌ای که از آن نهی می‌شوید، بپرهیزید؛ بدی‌هایتان را می‌زداییم، و شما را به جایگاه خوبی در‌می‌آوریم. (﴿ذَٰلِكَ﴾) آن. شاید اشاره به همۀ مطالبی باشد که گذشت، اعم از: استقامت بر راه است، و تعدی نکردن از آن، و گرایش پیدا نکردن به ستمگران، و امر به برپا داشتن نماز، و اینکه نیکی‌ها، بدی‌ها را می‌زدایند. همۀ اینها (﴿ذِكۡرَىٰ لِلذَّٰكِرِينَ﴾) پندی است برای پند پذیران. و از این طریق آنچه را که خداوند آنان را به آن فرمان داده و یا از آن باز داشته است، می‌فهمند؛ و از اوامری که نیکی‌ها را به دنبال دارند و بدی‌ها را دور می‌کنند، فرمان می‌برند. اما این کارها، نیاز به مجاهدۀ با نفس و تلاش و شکیبایی دارد. بنابراین فرمود:

(115) (﴿وَٱصۡبِرۡ﴾) و دل را بر طاعت خدا پایدار ساز، و از نافرمانی او برحذر دار، و بر آن استوار دار، و این راه را ادامه بده، و دلتنگ و آزرده خاطر مشو. (﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾) چرا که خداوند، پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهد کرد، بلکه کارهای خوب آنان را می‌پذیرد، و پاداش آنها را بر اساس بهترین کارشان به آنان می‌دهد. و این تشویق بزرگی است برای صبر و شکیبایی ورزیدن. و هرگاه انسان ضعیف و سست شود، با به یاد آوردن پاداش خدا تقویت می‌گردد.

116

فَلَوْلَا كَانَ مِنَ ٱلْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُو۟لُوا۟ بَقِيَّةٍۢ يَنْهَوْنَ عَنِ ٱلْفَسَادِ فِى ٱلْأَرْضِ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ ۗ وَٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مَآ أُتْرِفُوا۟ فِيهِ وَكَانُوا۟ مُجْرِمِينَ

چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما، دانشمندان صاحب قدرتی نبودند که از فساد در زمین جلوگیری کنند؟! مگر اندکی از آنها، که نجاتشان دادیم! و آنان که ستم می‌کردند، از تنعّم و کامجوئی پیروی کردند؛ و گناهکار بودند (و نابود شدند)!

فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ در سده هاي قبل از شما اگر انسان هايي فاضل و نيکوکار را به وجود نمي آوردم که از فساد در روي زمين نهي مي کردند، اديان الهي به طور کلي از ميان مي رفتند، اما اين نوع انسان ها کم بودند و سرانجام نجاتشان دادم. و ستمکاران به دنبال خوشگذراني و تنعمي بودند که آنان را مغرور و فاسد کرده بود، گناهکار بودند.

(116) پس از آنکه خداوند متعال بیان داشت امت‌هایی را هلاک ساخت که پیامبران را تکذیب کردند، و فرمود بیشتر امت‌های گذشته منحرف بودند، و حتی بیشتر کسانی که اهل کتاب بودند، نیز منحرف بودند، و این امر سبب می‌شود تا ادیان آسمانی نابود شوند، فرمود: اگر خدا در میان امت‌های پیش از شما، افرادی فاضل و نیکوکار را به وجود نمی‌آورد که مردم را به هدایت فرا خوانده و از فساد و گمراهی باز دارند ـ که ادیان به برکت وجود همین افراد ماندگار شدند ـ اگر چنین نبود، فساد و انحرافی بزرگ روی می‌داد و به طور کلی ادیان الهی از بین می‌رفتند. اما تعداد آنان بسیار اندک بوده است. و سرانجام کارشان چنین شد که با پیروی کردن از پیامبران و پایبندی به امور دینی‌شان، خداوند آنان را نجات داد. و خداوند حجت خویش را بر دست آنان به اتمام رساند ﴿ لِّيَهۡلِكَ مَنۡ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٖ وَيَحۡيَىٰ مَنۡ حَيَّ عَنۢ بَيِّنَةٖ﴾ و این بدان خاطر بود تا هرکس از آنان که هلاک می‌شود، از روی دلیل هلاک شود؛ و هر کس که زنده می‌ماند، از روی دلیل زنده بماند؛ دلیل و حجتی که از سوی خدا برای وی ظاهر گشته است. (﴿وَٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواۡ مَآ أُتۡرِفُواۡ فِيهِ﴾) ولی ستمکاران به دنبال ناز و نعمت و خوشگذرانی رفتند و آن را با چیزی دیگر عوض نکردند. (﴿وَكَانُواۡ مُجۡرِمِينَ﴾) و به سبب غوطه‌ور شدن در ناز و نعمت و خوشگذرانی، ستمکار شدند. بنابراین عذاب بر آنان واجب گردید، و خداوند آنها را ریشه‌کن کرد. و این تشویقی است برای این امت که باید در میان آنها افراد مصلح باشد تا آنچه را مردم فاسد کرده‌اند، اصلاح نمایند و دین خدا را برپا دارند؛ وهرکس را که گمراه شده است، به سوی هدایت فرا بخوانند و در مقابل اذیت و آزار آنان، شکیبایی ورزند؛ و آنان را از کوری، به بینایی بیاورند و روشنایی بخشند. و این بالاترین حالتی است که باید برای رسیدن به آن تلاش نمود. و صاحب چنین صفتی اگر عملش را خالصانه برای پروردگار جهانیان انجام دهد، به مقام پیشوا و رهبریت دینی می‌رسد.

117

وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ ٱلْقُرَىٰ بِظُلْمٍۢ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ

و چنین نبود که پروردگارت آبادیها را بظلم و ستم نابود کند در حالی که اهلش در صدد اصلاح بوده باشند!

وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ و پروردگارت هرگز بر آن نبوده است که شهرها را از روي ستم ويران کند در حالي که ساکنان آن جاها نيکوکاران باشند.

(117) (﴿وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهۡلِكَ ٱلۡقُرَىٰ بِظُلۡمٖ وَأَهۡلُهَا مُصۡلِحُونَ﴾) و پروردگارت هرگز بر آن نبوده است که ستمگرانه اهل شهرها را نابود نماید، درحالی که آنها نیکوکار باشند و به اعمال خوب و نیکو ادامه دهند. پس خداوند آنها را هلاک نکرد، مگر وقتی که ستم کردند و حجت بر آنان اقامه گردید. و احتمال دارد که معنی آیه چنین باشد که خداوند، آبادی‌ها را به خاطر ستمی که در گذشته انجام داده‌اند، هلاک نخواهد کرد، به شرطی که توبه کنند و اعمالشان را صالح گردانند؛ زیرا خداوند آنها را می‌بخشد، و ستم گذشتۀ آنان را محو می‌نماید.

118

وَلَوْ شَآءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ ٱلنَّاسَ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ ۖ وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ

و اگر پروردگارت می‌خواست، همه مردم را یک امّت (بدون هیچ گونه اختلاف) قرار می‌داد؛ ولی آنها همواره مختلفند...

وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ و اگر پروردگارت مي خواست مردمان را يک امت قرار مي داد، ولي همواره اختلاف دارند . إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ مگر کسي که خداوند به و رحم کرده باشد، و براي اين آنان را آفريده است، و سخن پروردگارت بر اين رفته است که قطعاً جهنم را از همگي جن و انس پر مي کن م.

(118) خداوند متعال خبر می‌دهد که اگر او می‌خواست، همۀ مردم را در قالب یک امت بر دین اسلام قرار می‌داد؛ زیرا مشیت و خواست او محدودیتی ندارد، و انجام هیچ کاری برای او غیر ممکن نیست. اما حکمت او اقتضا نموده است که آنان همواره مختلف، و با راه راست مخالف باشند، و از راه‌هایی پیروی کنند که به جهنم منتهی می‌شود. و هر گروه چیزی را که می‌گوید، حق می‌پندارد، و سخن دیگری را گمراهی می‌بیند.

(119) (﴿إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ﴾) مگر کسانی که خداوند به آنان رحم کند و آنها را به شناخت حق و عمل کردن به آن رهنمون گرداند. پس ایشان سعادت را دریافته، و عنایت خداوند و توفیق الهی آنان را در بر گرفته است؛ و غیر از ایشان، همه خوارند و به خودشان واگذار شده‌اند. (﴿وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمۡ﴾) و آنان را برای این آفریده است؛ یعنی حکمت او اقتضا نمود که آنان را بیافریند تا برخی از آنان نیک بخت باشند، و برخی بدبخت؛ برخی متحد، و برخی مختلف باشند؛ دسته‌ای را هدایت نمود، و گمراهی را بر دسته‌ای از آنان مقرر گرداند، تا عدل و حکمت الهی برای بندگانش روشن شود، و خوبی و بدی که در سرشت انسان‌ها نهاده شده است، آشکار گردد؛ و تا بازار جهاد و عبادت‌هایی که جز با امتحان و آزمایش میسر نمی‌شود، دایر گردد. (﴿وَتَمَّتۡ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ﴾) و برای اینکه سخن پروردگارت بر این رفته است که قطعاً جهنم را از همگی جن و انس پر می‌کنم. پس باید برای جهنم، افرادی فراهم شوند تا کارهایی را انجام دهند که انسان را به جهنم می‌رساند.

119

إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ ۚ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْ ۗ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلْجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجْمَعِينَ

مگر کسی را که پروردگارت رحم کند! و برای همین (پذیرش رحمت) آنها را آفرید! و فرمان پروردگارت قطعی شده که: جهنّم را از همه (سرکشان و طاغیان) جنّ و انس پر خواهم کرد!

وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ و اگر پروردگارت مي خواست مردمان را يک امت قرار مي داد، ولي همواره اختلاف دارند . إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ مگر کسي که خداوند به و رحم کرده باشد، و براي اين آنان را آفريده است، و سخن پروردگارت بر اين رفته است که قطعاً جهنم را از همگي جن و انس پر مي کن م.

(118) خداوند متعال خبر می‌دهد که اگر او می‌خواست، همۀ مردم را در قالب یک امت بر دین اسلام قرار می‌داد؛ زیرا مشیت و خواست او محدودیتی ندارد، و انجام هیچ کاری برای او غیر ممکن نیست. اما حکمت او اقتضا نموده است که آنان همواره مختلف، و با راه راست مخالف باشند، و از راه‌هایی پیروی کنند که به جهنم منتهی می‌شود. و هر گروه چیزی را که می‌گوید، حق می‌پندارد، و سخن دیگری را گمراهی می‌بیند.

(119) (﴿إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ﴾) مگر کسانی که خداوند به آنان رحم کند و آنها را به شناخت حق و عمل کردن به آن رهنمون گرداند. پس ایشان سعادت را دریافته، و عنایت خداوند و توفیق الهی آنان را در بر گرفته است؛ و غیر از ایشان، همه خوارند و به خودشان واگذار شده‌اند. (﴿وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمۡ﴾) و آنان را برای این آفریده است؛ یعنی حکمت او اقتضا نمود که آنان را بیافریند تا برخی از آنان نیک بخت باشند، و برخی بدبخت؛ برخی متحد، و برخی مختلف باشند؛ دسته‌ای را هدایت نمود، و گمراهی را بر دسته‌ای از آنان مقرر گرداند، تا عدل و حکمت الهی برای بندگانش روشن شود، و خوبی و بدی که در سرشت انسان‌ها نهاده شده است، آشکار گردد؛ و تا بازار جهاد و عبادت‌هایی که جز با امتحان و آزمایش میسر نمی‌شود، دایر گردد. (﴿وَتَمَّتۡ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ﴾) و برای اینکه سخن پروردگارت بر این رفته است که قطعاً جهنم را از همگی جن و انس پر می‌کنم. پس باید برای جهنم، افرادی فراهم شوند تا کارهایی را انجام دهند که انسان را به جهنم می‌رساند.

120

وَكُلًّۭا نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنۢبَآءِ ٱلرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِۦ فُؤَادَكَ ۚ وَجَآءَكَ فِى هَٰذِهِ ٱلْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌۭ وَذِكْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ

ما از هر یک از سرگذشتهای انبیا برای تو بازگو کردیم، تا به وسیله آن، قلبت را آرامش بخشیم؛ و اراده‌ات قوّی گردد. و در این (اخبار و سرگذشتها،) برای تو حقّ، و برای مؤمنان موعظه و تذکّر آمده است.

وَكُـلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءكَ فِي هَـذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ و از اخبار پيامبران تمام آنچه را که بدان نيازي داري به تو مي خوانيم تا دلت را بدان استوار بداريم، در ضمن اين (سوره) براي تو حق آمده است، و براي مومنان پند و يادآوري (مهمي است). وَقُل لِّلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَامِلُونَ و به کساني که ايمان نمي آورند، بگو:« بر شيوۀ خود عمل کنيد ما نيز عمل مي کنيم» وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ و چشم به راه باشيد، ما نيز چشم به راهيم. وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ و (آگاهي از) غيب آسمانها و زمين ويژۀ خداست، و همۀ کارها به او بر مي گردد، پس او را بپرست، و بر او توکل کن، و پروردگارت از آنچه مي کنند غافل نيست.

(120) در این سوره، سرگذشت و اخبار پیامبران بیان شد، سپس حکمت آن را بیان کرد و فرمود: (﴿وَكُلّٗا نَّقُصُّ عَلَيۡكَ مِنۡ أَنۢبَآءِ ٱلرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِۦ فُؤَادَكَ﴾) و از اخبار پیامبران، تمام آنچه را که بدان نیاز داری، بر تو می‌خوانیم تا بدین وسیله دلت را استوار بداریم؛ و قلبت آرام گیرد و پا برجا شود؛ و شکیبایی بورزی، همان‌طور که پیامبران اولوالعزم صبر و شکیبایی ورزیدند؛ زیرا انسان دوست دارد از دیگران الگو برداری کند، و با اقتدا به دیگران، بهتر می‌تواند کارهایش را انجام دهد و از این طریق می‌خواهد از دیگران گوی سبقت را ببرد، و حق نیز با بیان شواهد، و در صورت فراوانیِ کسانی که آن را برپا می‌دارند، استوار می‌گردد. (﴿وَجَآءَكَ فِي هَٰذِهِ ٱلۡحَقُّ﴾) و در این سوره، حق و یقین برایت آمده است، و به هیچ صورت در آن شکی نیست. پس آگاهی یافتن از آن، آگاهی یافتن از حق است؛ و بزرگ‌ترین برتری انسان‌ها شناخت حق است. (﴿وَمَوۡعِظَةٞ وَذِكۡرَىٰ لِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) و اندرز و پندی است برای مؤمنان؛ زیرا از آن پند می‌گیرند، و از کارهای ناپسند باز می‌آیند، و کارهایی را که مورد پسند خداست، به یاد می‌آورند و آن را انجام می‌دهند.

(121) اما هرکس که اهل ایمان نیست، موعظه و اندرز به آنان سودی نمی‌بخشد. بنابراین فرمود: (﴿وَقُل لِّلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾) و به کسانی که ایمان نمی‌آورند، بعد از آنکه حجت بر آنان اقامه گردید، به آنها بگو: (﴿ٱعۡمَلُواۡ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ﴾) به حالت و شیوۀ خود عمل کنید. (﴿إِنَّا عَٰمِلُونَ﴾) ما نیز به شیوۀ خود عمل می‌کنیم.

(122) (﴿وَٱنتَظِرُوٓاۡ﴾) و چشم به راه باشید که چه چیزی بر سرِ ما می‌آید، (﴿إِنَّا مُنتَظِرُونَ﴾) ما [هم] چشم به راه هستیم که چه چیزی بر سر شما می‌آید.

(123) و خداوند بین هر دو گروه، جدایی آورد؛ و کاری کرد که بندگان مؤمنش هلاکت دشمنان خدا را با چشم سر ببینند. (﴿وَلِلَّهِ غَيۡبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾) و آگاهی از امور پنهان و غیب آسمان‌ها و زمین، ویژۀ خداوند است. (﴿وَإِلَيۡهِ يُرۡجَعُ ٱلۡأَمۡرُ كُلُّهُۥ﴾) و همۀ کارها و انجام دهندگان آن، به ‌سوی او بر می‌گردند. پس پاک را از ناپاک جدا می‌نماید. (﴿فَٱعۡبُدۡهُ وَتَوَكَّلۡ عَلَيۡهِ﴾) بنابراین عبادت را برای او انجام بده، و آن عبارت از انجام چیزهایی است که خداوند به انجام آن فرمان داده است، و بر انجام آن توانایی داری. و در این کار بر خدا توکل کن، (﴿وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ﴾) و پروردگارت از کار خوب و بدی که انجام می‌دهند، غافل نیست؛ بلکه آگاهی‌اش، آن را احاطه کرده، و قلمش بر آن رفته و فرمان او و سزا و جزایش بر آن جاری است.

* * *

Commentary: Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di. Qur'an text and translation via AlQuran Cloud.