Muslim99Muslim99
← Tafsir library

10. Yunus

Jonas · Meccan · 109 ayahs

سُورَةُ يُونُسَ

Reading Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di

Ayahs 41–50 of 109

41

وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّى عَمَلِى وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ ۖ أَنتُم بَرِيٓـُٔونَ مِمَّآ أَعْمَلُ وَأَنَا۠ بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تَعْمَلُونَ

و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «عمل من برای من، و عمل شما برای شماست! شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزارید و من (نیز) از آنچه شماانجام می‌دهید بیزارم!»

وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ممکن نيست که اين قرآن از سوي غير خدا ساخته و پرداخت شود، بلکه تصديق کنندۀ آن دسته از کتابهاي آسماني است که پيش از آن نازل شده اند، و بيانگر حلال و حرام و احکام ديني و قدري و اخبار راستين است که شکي در آن نيست و از سوي پروردگار جهانيان است. أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ آيا مي گويند:«پيامبران آن را به دروغ به خدا نسبت داده است؟» بگو: «اگر راست مي گوييد سوره اي مانند آن بياوريد و در اين کار هر کس را که مي توانيد به جز خدا به فرياد بخوانيد و به کمک بطلبيد». بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ بلکه آنان چيزي را تکذيب کردند که آگاهي کامل از آن پيدا نکرده و هنوز تاويلش به آنان نرسيده است، بدينسان کساني هم که پيش از آنان بودند تکذيب کردند، پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه خواهد شد؟ وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ و برخي از آنان به آن ايمان مي آورند و برخي به آن ايمان نمي آورند، و پروردگارت به حال تبهکاران داناتر است. وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ و اگر تو را تکذيب کردند، بگو: «عمل من از آن خودم و عمل شما از آن خودتان است، شما از آنچه من مي کنم بيزاريد و من (نيز) از آنچه شما مي کنيد بيزارم».

(37) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَمَا كَانَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ أَن يُفۡتَرَىٰ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾) ممکن و قابل تصور نیست که این قرآن به دروغ به خدا نسبت داده شود ، چون آن کتاب بزرگی است که ﴿لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ﴾ باطل از جلو و پشت به آن راهی ندارد، بلکه از جانب خداوند حکیم و ستوده نازل شده است. و آن کتابی است که ﴿قُل لَّئِنِ ٱجۡتَمَعَتِ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَىٰٓ أَن يَأۡتُواۡ بِمِثۡلِ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لَا يَأۡتُونَ بِمِثۡلِهِۦ وَلَوۡ كَانَ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٖ ظَهِيرٗا﴾ اگر انسان‌ها و جنیان جمع شوند تا مانند آن را بیاورند، نمی‌توانند مانند آن را بیاورند، گرچه برخی پشتیبان برخی دیگر باشند. و آن کتابی است که پروردگار جهانیان با آن سخن گفته است. پس چگونه کسی از مردم می‌تواند مانند آن را بگوید؟! و سخن، پیروِِ عظمت و صفت گویندۀ آن است. پس اگر کسی در بزرگی و داشتن صفت‌های کمال، مشابه خداوند است، می‌تواند مانند این قرآن را بیاورد. واگر به فرض ـ کسی به دروغ آن را به خدا نسبت می‌داد، خداوند فوراً او را عذاب می‌کرد. (﴿وَلَٰكِن﴾) اما خداوند این کتاب را به عنوان رحمت، و به منظور اتمام حجت بر تمام بندگان فرو و فرستاده است. (﴿تَصۡدِيقَ ٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِ﴾) خداوند آن را فرو فرستاده و تصدیق کنندۀ کتاب‌های آسمانی است که پیش از آن بوده‌اند، به این صورت که با آنها همسو بوده، و آنچه را که آن کتاب‌ها به آن گواهی داده و به نزول آن مژده داده‌اند، تصدیق می‌کند. (﴿وَتَفۡصِيلَ ٱلۡكِتَٰبِ﴾) و بیانگر حلال و حرام و احکام دینی و قدری و اخبارهای راستین است. (﴿لَا رَيۡبَ فِيهِ مِن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) به هیچ صورتی در آن شک و تردیدی نیست، بلکه آن حق و یقین است. ﴿تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است؛ پروردگاری که …

42

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ ٱلصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا۟ لَا يَعْقِلُونَ

گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرامی‌دهند (؛ امّا گویی هیچ نمی‌شنوند و کرند)! آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟!

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يَعْقِلُونَ و از آنان کساني هستند که به تو گوش فرا مي دهند، آيا تو (مي تواني) کران را هر چند که عقل و خردي نيز نداشته باشند – بشنواني؟ وَمِنهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يُبْصِرُونَ و گروهي از آنان به تو مي نگرند، آيا تو مي تواني نابينايان را هر چند که نبينند رهنمود کني؟ إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَـكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ همانا خداوند بر مردم هيچ ستمي نمي کند اما مردم بر خويشتن ستم مي کنند.

(42) خداوند از حال کسانی که پیامبر و پیامش را تکذیب می‌کنند، خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُونَ إِلَيۡكَ﴾) و از آنان کسانی هستند که به هنگام قرائت قرآن، به پیامبر گوش فرا می‌دهند، اما نه به خاطر راه یافتن و هدایت شدن، بلکه به صورت تفریحی و برای اینکه تکذیب کنند، و به خاطر جستجوی اشتباه و لغزش گوش می‌دهند، و این گوش فرادادن مفید نیست و خیری را برای آنان به بار نمی‌آورد. قطعاً دروازۀ توفیق بر آنان بسته شده، و از فایدۀ گوش دادن محروم می‌شوند. بنابراین فرمود: (﴿أَفَأَنتَ تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ وَلَوۡ كَانُواۡ لَا يَعۡقِلُونَ﴾) آیا تو می‌توانی [سخنی را] به کران بشنوانی، هرچند که نفهم و نادان باشند؟ و این استفهام به معنی نفی موکد است؛ یعنی تو هرگز نمی‌توانی کران را بشنوانی. کسانی که کر هستند، هر چند با صدای بلند با آنان صحبت کنی، نمی‌توانی سخن را به سمع آنان برسانی. به ویژه وقتی که عقل هم نداشته باشند. پس وقتی که شنوانیدن کرِ نفهم محال است، همچنین شنوانیدنِ تکذیب‌کنندگان به گونه‌ای که از آن فایده‌ای ببرند، محال و غیرممکن است. اما همین کران، آنچه را که حجت رسای خدا را بر آنان اقامه کند، شنیده‌اند. و این یکی از راه‌های بسیار اساسی برای کسب علم و دانش است که بر آنان مسدود شده است، و آن راه مسموعاتی است که متعلق به خبر می‌باشند.

(43) سپس بسته شدن راه دوم را که راه نگاه کردن است، بیان نمود و فرمود: (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَ﴾) و گروهی از آنان به تو می‌نگرند، اما نگریستن آنان به تو و احوال شما را جویا شدن، برایشان فایده‌ای ندارد. پس همان‌گونه که تو نمی‌توانی نابینایان را رهنمود کنی، نیز اینها را هدایت نخواهی کرد. پس وقتی که عقل و شنوایی و بینایی‌شان، که راه رسیدن به علم و آگاهی و شناخت حقایق می‌باشد، فاسد شده است، چه راهی آنان را به حق می‌رساند؟ و (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَ﴾) بیانگر آن است که نگاه کردن به پیامبر صلی الله علیه وسلم و اندیشه در رهنمود و اخلاق و کارهایش و آنچه او به سوی آن فرامی‌خواند، از بزرگ‌ترین دلایل بر راستی و صداقت او، و صحت آنچه که آورده است، می‌باشد؛ و فردی که دارای بینایی و بینش است، با نگریستن به پیامبر از هر دلیل دیگری مستغنی می‌شود.

(44) (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ ٱلنَّاسَ شَيۡ‍ٔٗا﴾) بدون شک خداوند بر مردم هیچ ستمی نمی‌کند؛ پس به بدی‌هایشان نمی‌افزاید و از نیکی‌هایشان نمی‌کاهد. (﴿وَلَٰكِنَّ ٱلنَّاسَ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾) اما مردم بر خویشتن ستم می‌کنند؛ چرا که حق پیش آنان می‌آید، اما آن را نمی‌پذیرند، و در نتیجه خداوند با مهر زدن بر دل و گوش و چشم‌هایشان آنان‌را سزا می‌دهد.

43

وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تَهْدِى ٱلْعُمْىَ وَلَوْ كَانُوا۟ لَا يُبْصِرُونَ

و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند (امّا گویی هیچ نمی‌بینند)! آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟!

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يَعْقِلُونَ و از آنان کساني هستند که به تو گوش فرا مي دهند، آيا تو (مي تواني) کران را هر چند که عقل و خردي نيز نداشته باشند – بشنواني؟ وَمِنهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يُبْصِرُونَ و گروهي از آنان به تو مي نگرند، آيا تو مي تواني نابينايان را هر چند که نبينند رهنمود کني؟ إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَـكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ همانا خداوند بر مردم هيچ ستمي نمي کند اما مردم بر خويشتن ستم مي کنند.

(42) خداوند از حال کسانی که پیامبر و پیامش را تکذیب می‌کنند، خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُونَ إِلَيۡكَ﴾) و از آنان کسانی هستند که به هنگام قرائت قرآن، به پیامبر گوش فرا می‌دهند، اما نه به خاطر راه یافتن و هدایت شدن، بلکه به صورت تفریحی و برای اینکه تکذیب کنند، و به خاطر جستجوی اشتباه و لغزش گوش می‌دهند، و این گوش فرادادن مفید نیست و خیری را برای آنان به بار نمی‌آورد. قطعاً دروازۀ توفیق بر آنان بسته شده، و از فایدۀ گوش دادن محروم می‌شوند. بنابراین فرمود: (﴿أَفَأَنتَ تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ وَلَوۡ كَانُواۡ لَا يَعۡقِلُونَ﴾) آیا تو می‌توانی [سخنی را] به کران بشنوانی، هرچند که نفهم و نادان باشند؟ و این استفهام به معنی نفی موکد است؛ یعنی تو هرگز نمی‌توانی کران را بشنوانی. کسانی که کر هستند، هر چند با صدای بلند با آنان صحبت کنی، نمی‌توانی سخن را به سمع آنان برسانی. به ویژه وقتی که عقل هم نداشته باشند. پس وقتی که شنوانیدن کرِ نفهم محال است، همچنین شنوانیدنِ تکذیب‌کنندگان به گونه‌ای که از آن فایده‌ای ببرند، محال و غیرممکن است. اما همین کران، آنچه را که حجت رسای خدا را بر آنان اقامه کند، شنیده‌اند. و این یکی از راه‌های بسیار اساسی برای کسب علم و دانش است که بر آنان مسدود شده است، و آن راه مسموعاتی است که متعلق به خبر می‌باشند.

(43) سپس بسته شدن راه دوم را که راه نگاه کردن است، بیان نمود و فرمود: (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَ﴾) و گروهی از آنان به تو می‌نگرند، اما نگریستن آنان به تو و احوال شما را جویا شدن، برایشان فایده‌ای ندارد. پس همان‌گونه که تو نمی‌توانی نابینایان را رهنمود کنی، نیز اینها را هدایت نخواهی کرد. پس وقتی که عقل و شنوایی و بینایی‌شان، که راه رسیدن به علم و آگاهی و شناخت حقایق می‌باشد، فاسد شده است، چه راهی آنان را به حق می‌رساند؟ و (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَ﴾) بیانگر آن است که نگاه کردن به پیامبر صلی الله علیه وسلم و اندیشه در رهنمود و اخلاق و کارهایش و آنچه او به سوی آن فرامی‌خواند، از بزرگ‌ترین دلایل بر راستی و صداقت او، و صحت آنچه که آورده است، می‌باشد؛ و فردی که دارای بینایی و بینش است، با نگریستن به پیامبر از هر دلیل دیگری مستغنی می‌شود.

(44) (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ ٱلنَّاسَ شَيۡ‍ٔٗا﴾) بدون شک خداوند بر مردم هیچ ستمی نمی‌کند؛ پس به بدی‌هایشان نمی‌افزاید و از نیکی‌هایشان نمی‌کاهد. (﴿وَلَٰكِنَّ ٱلنَّاسَ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾) اما مردم بر خویشتن ستم می‌کنند؛ چرا که حق پیش آنان می‌آید، اما آن را نمی‌پذیرند، و در نتیجه خداوند با مهر زدن بر دل و گوش و چشم‌هایشان آنان‌را سزا می‌دهد.

44

إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظْلِمُ ٱلنَّاسَ شَيْـًۭٔا وَلَٰكِنَّ ٱلنَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ

خداوند هیچ به مردم ستم نمی‌کند؛ ولی این مردمند که به خویشتن ستم می‌کند!

وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يَعْقِلُونَ و از آنان کساني هستند که به تو گوش فرا مي دهند، آيا تو (مي تواني) کران را هر چند که عقل و خردي نيز نداشته باشند – بشنواني؟ وَمِنهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يُبْصِرُونَ و گروهي از آنان به تو مي نگرند، آيا تو مي تواني نابينايان را هر چند که نبينند رهنمود کني؟ إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَـكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ همانا خداوند بر مردم هيچ ستمي نمي کند اما مردم بر خويشتن ستم مي کنند.

(42) خداوند از حال کسانی که پیامبر و پیامش را تکذیب می‌کنند، خبر ‌داده و می‌فرماید: (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُونَ إِلَيۡكَ﴾) و از آنان کسانی هستند که به هنگام قرائت قرآن، به پیامبر گوش فرا می‌دهند، اما نه به خاطر راه یافتن و هدایت شدن، بلکه به صورت تفریحی و برای اینکه تکذیب کنند، و به خاطر جستجوی اشتباه و لغزش گوش می‌دهند، و این گوش فرادادن مفید نیست و خیری را برای آنان به بار نمی‌آورد. قطعاً دروازۀ توفیق بر آنان بسته شده، و از فایدۀ گوش دادن محروم می‌شوند. بنابراین فرمود: (﴿أَفَأَنتَ تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ وَلَوۡ كَانُواۡ لَا يَعۡقِلُونَ﴾) آیا تو می‌توانی [سخنی را] به کران بشنوانی، هرچند که نفهم و نادان باشند؟ و این استفهام به معنی نفی موکد است؛ یعنی تو هرگز نمی‌توانی کران را بشنوانی. کسانی که کر هستند، هر چند با صدای بلند با آنان صحبت کنی، نمی‌توانی سخن را به سمع آنان برسانی. به ویژه وقتی که عقل هم نداشته باشند. پس وقتی که شنوانیدن کرِ نفهم محال است، همچنین شنوانیدنِ تکذیب‌کنندگان به گونه‌ای که از آن فایده‌ای ببرند، محال و غیرممکن است. اما همین کران، آنچه را که حجت رسای خدا را بر آنان اقامه کند، شنیده‌اند. و این یکی از راه‌های بسیار اساسی برای کسب علم و دانش است که بر آنان مسدود شده است، و آن راه مسموعاتی است که متعلق به خبر می‌باشند.

(43) سپس بسته شدن راه دوم را که راه نگاه کردن است، بیان نمود و فرمود: (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَ﴾) و گروهی از آنان به تو می‌نگرند، اما نگریستن آنان به تو و احوال شما را جویا شدن، برایشان فایده‌ای ندارد. پس همان‌گونه که تو نمی‌توانی نابینایان را رهنمود کنی، نیز اینها را هدایت نخواهی کرد. پس وقتی که عقل و شنوایی و بینایی‌شان، که راه رسیدن به علم و آگاهی و شناخت حقایق می‌باشد، فاسد شده است، چه راهی آنان را به حق می‌رساند؟ و (﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيۡكَ﴾) بیانگر آن است که نگاه کردن به پیامبر صلی الله علیه وسلم و اندیشه در رهنمود و اخلاق و کارهایش و آنچه او به سوی آن فرامی‌خواند، از بزرگ‌ترین دلایل بر راستی و صداقت او، و صحت آنچه که آورده است، می‌باشد؛ و فردی که دارای بینایی و بینش است، با نگریستن به پیامبر از هر دلیل دیگری مستغنی می‌شود.

(44) (﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ ٱلنَّاسَ شَيۡ‍ٔٗا﴾) بدون شک خداوند بر مردم هیچ ستمی نمی‌کند؛ پس به بدی‌هایشان نمی‌افزاید و از نیکی‌هایشان نمی‌کاهد. (﴿وَلَٰكِنَّ ٱلنَّاسَ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾) اما مردم بر خویشتن ستم می‌کنند؛ چرا که حق پیش آنان می‌آید، اما آن را نمی‌پذیرند، و در نتیجه خداوند با مهر زدن بر دل و گوش و چشم‌هایشان آنان‌را سزا می‌دهد.

45

وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ يَلْبَثُوٓا۟ إِلَّا سَاعَةًۭ مِّنَ ٱلنَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ ۚ قَدْ خَسِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِلِقَآءِ ٱللَّهِ وَمَا كَانُوا۟ مُهْتَدِينَ

(به یاد آور) روزی را که (خداوند) آنها را جمع (و محشور) می‌سازد؛ آنچنان که (احساس می‌کنند) گویی جز ساعتی از روز، (در دنیا) توقّف نکردند؛ به آن مقدار که یکدیگر را (ببینند و) بشناسند! مسلّماً آنها که لقای خداوند (و روز رستاخیز) را تکذیب کردند، زیان بردند و هدایت نیافتند!

وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ يَلْبَثُواْ إِلاَّ سَاعَةً مِّنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ و روزي که آنان را گرد مي آورد، گويي جز ساعتي از روز نمانده اند، با همديگر آشنا مي شوند. به راستي کساني که لقاي خدا را تکذيب کردند زيان ديده و راه يافته نبودند.

(45) خداوند متعال از سرعت سپری شدن دنیا خبر می‌دهد، و اینکه مردم را در روزی گرد می‌آورد که هیچ شکی در آن نیست، و مردم فکر می‌کنند جز ساعتی از روز [در دنیا] نمانده‌اند. و انگار نعمت و رنجی بر آنها نگذشته است، و آنها همدیگر را می‌شناسند، همان طور که در دنیا چنین بودند. پس در این روز، پرهیزگاران فایده می‌برند و کسانی که لقای خدارا دروغ انگاشته و به راه راست و دین استوار هدایت نشدند، زیان می‌بینند؛ چون نعمت را از دست داده، و سزاوار وارد شدن به جهنم گردیده‌اند.

46

وَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ ٱلَّذِى نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ ٱللَّهُ شَهِيدٌ عَلَىٰ مَا يَفْعَلُونَ

اگر ما، پاره‌ای از مجازاتهایی را که به آنها وعده داده‌ایم، (در حال حیات تو (به تو نشان دهیم، و یا) پیش از آنکه گرفتار عذاب شوند،) تو را از دنیا ببریم، در هر حال، بازگشتشان به سوی ماست؛ سپس خداوند بر آنچه آنها انجام می‌دادند گواه است!

وَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ و اگر بخشي از آنچه بديشان وعده داده ايم به تو نشان دهيم، يا تو را بميرانيم در هر دو صورت بازگشت شان به سوي ماست، و خداوند از آنچه مي کنند آگاه است .

(46) ای پیامبر صلی الله علیه وسلم ! برای این تکذیب‌کنندگان غم مخور، و برای نابودی آنان شتاب مکن؛ زیرا لازم است عذابی را که به آنان وعده داده‌ایم، به آنان برسد. پس یا در دنیا آن را با چشم‌های خودخواهی دید و آرام خواهی گرفت، و یا در آخرت. پس بازگشت آنان به سوی خداست، و خداوند آنان را به آنچه که می‌کردند، آگاه خواهد ساخت؛ چیزی که خداوند آن را برشمرده است، ولی آنان آن را از یاد برده‌اند. و خداوند بر هر چیزی آگاه است. پس در اینجا به آنان وعید سختی داده شده است، و این دلجویی است از پیامبری که قومش او را تکذیب کرده و با او مخالفت ورزیده‌اند.

47

وَلِكُلِّ أُمَّةٍۢ رَّسُولٌۭ ۖ فَإِذَا جَآءَ رَسُولُهُمْ قُضِىَ بَيْنَهُم بِٱلْقِسْطِ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ

برای هر امّتی، رسولی است؛ هنگامی که رسولشان به سوی آنان بیاید، بعدالت در میان آنها داوری می‌شود؛ و ستمی به آنها نخواهد شد!

وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ و هر امتي داراي پيامبري است ، پس هرگاه پيامبرشان آيد به دادگري در ميانشان داوري مي شود، و هيچ ستمي بديشان نمي شود. وَيَقُولُونَ مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و مي گويند:«اگر راست مي گوييد اين وعده چه وقت خواهد آمد؟» قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَلاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ بگو: «من اختيار هيچ سود و زياني براي خودم ندارم مگر آنچه که خدا بخواهد. هر امتي داراي مدت زمان محدودي است، و چون زمان آنان به سر رسد نه لحظه اي از آن پس افتند و نه پيش مي افتند».

(47) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٖ﴾) و برای هر امتی از امت‌های گذشته، (﴿رَّسُولٞ﴾) پیامبری بوده است که آنها را به سوی توحید و دین فرا می‌خواند. (﴿فَإِذَا جَآءَ رَسُولُهُمۡ﴾) و چون پیامبرشان با نشانه‌های روشنی پیش آنان آمد، برخی وی را تصدیق کردند و برخی تکذیب. پس خداوند به انصاف و دادگری میان آنها داوری می‌نماید؛ مؤمنان را نجات داده، و تکذیب‌کنندگان را هلاک می‌سازد. (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) و ستمی بدیشان نمی‌شود؛ زیرا قبل از فرستادن پیامبران و اتمام حجت بر آنان، عذاب داده نمی‌شوند. یا بدون گناه و ارتکاب جرم، عذاب بر آنان فرود نمی‌آید. پس کسانی که تو را تکذیب می‌کنند، باید از تشابه با امت‌های هلاک شده بترسند؛ چراکه به عذابی گرفتار خواهند شد که آنها بدان گرفتار شدند.

(48 - 49) و عقوبت را دیر نپندارند و بگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست می‌گویید این وعده کی خواهد بود؟ این ستمی است که آنها مرتکب شدند، آنگاه که از پیامبر صلی الله علیه وسلم خواستند قیامت و عذاب را بیاورد، در حالی که می‌دانستند هیچ چیزی در اختیار او نیست، بلکه فقط رساندن و بیان کردن برای مردم بر او واجب است. و اما آمدنِ روز حساب، و فرود آوردن عذاب بر آنها، از جانب خداست؛ و زمانی که مدت تعیین شده از سوی خدا فرا رسد، بر آنان فرود می‌آید؛ و هرگاه آن وقت طبق حکمت الهی بیاید، نه لحظه‌ای از آن پس می‌افتند و نه لحظه‌ای از آن پیشی می‌گیرند. پس تکذیب‌کنندگان از شتاب ورزیدن بپرهیزند؛ زیرا آنان در آمدن عذاب خدا عجله دارند و شتاب می‌ورزند، اما هر گاه فرود بیاید، عذاب او از گروه مجرمان برگردانده نمی‌شود. بنابراین فرمود:

48

وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ

و می‌گویند: «اگر راست می‌گوئی، این وعده (مجازات) کی خواهد بود؟»

وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ و هر امتي داراي پيامبري است ، پس هرگاه پيامبرشان آيد به دادگري در ميانشان داوري مي شود، و هيچ ستمي بديشان نمي شود. وَيَقُولُونَ مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و مي گويند:«اگر راست مي گوييد اين وعده چه وقت خواهد آمد؟» قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَلاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ بگو: «من اختيار هيچ سود و زياني براي خودم ندارم مگر آنچه که خدا بخواهد. هر امتي داراي مدت زمان محدودي است، و چون زمان آنان به سر رسد نه لحظه اي از آن پس افتند و نه پيش مي افتند».

(47) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٖ﴾) و برای هر امتی از امت‌های گذشته، (﴿رَّسُولٞ﴾) پیامبری بوده است که آنها را به سوی توحید و دین فرا می‌خواند. (﴿فَإِذَا جَآءَ رَسُولُهُمۡ﴾) و چون پیامبرشان با نشانه‌های روشنی پیش آنان آمد، برخی وی را تصدیق کردند و برخی تکذیب. پس خداوند به انصاف و دادگری میان آنها داوری می‌نماید؛ مؤمنان را نجات داده، و تکذیب‌کنندگان را هلاک می‌سازد. (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) و ستمی بدیشان نمی‌شود؛ زیرا قبل از فرستادن پیامبران و اتمام حجت بر آنان، عذاب داده نمی‌شوند. یا بدون گناه و ارتکاب جرم، عذاب بر آنان فرود نمی‌آید. پس کسانی که تو را تکذیب می‌کنند، باید از تشابه با امت‌های هلاک شده بترسند؛ چراکه به عذابی گرفتار خواهند شد که آنها بدان گرفتار شدند.

(48 - 49) و عقوبت را دیر نپندارند و بگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست می‌گویید این وعده کی خواهد بود؟ این ستمی است که آنها مرتکب شدند، آنگاه که از پیامبر صلی الله علیه وسلم خواستند قیامت و عذاب را بیاورد، در حالی که می‌دانستند هیچ چیزی در اختیار او نیست، بلکه فقط رساندن و بیان کردن برای مردم بر او واجب است. و اما آمدنِ روز حساب، و فرود آوردن عذاب بر آنها، از جانب خداست؛ و زمانی که مدت تعیین شده از سوی خدا فرا رسد، بر آنان فرود می‌آید؛ و هرگاه آن وقت طبق حکمت الهی بیاید، نه لحظه‌ای از آن پس می‌افتند و نه لحظه‌ای از آن پیشی می‌گیرند. پس تکذیب‌کنندگان از شتاب ورزیدن بپرهیزند؛ زیرا آنان در آمدن عذاب خدا عجله دارند و شتاب می‌ورزند، اما هر گاه فرود بیاید، عذاب او از گروه مجرمان برگردانده نمی‌شود. بنابراین فرمود:

49

قُل لَّآ أَمْلِكُ لِنَفْسِى ضَرًّۭا وَلَا نَفْعًا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ ۗ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ ۚ إِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَـْٔخِرُونَ سَاعَةًۭ ۖ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ

بگو: «من (حتّی) برای خودم زیان و سودی را مالک نیستم، (تا چه رسد برای شما!) مگر آنچه خدا بخواهد. (این مقدار می‌دانم که) برای هر قوم و ملّتی، سرآمدی است؛ هنگامی که اجل آنها فرا رسد، (و فرمان مجازات یا مرگشان صادر شود،) نه ساعتی تأخیر می‌کنند، و نه پیشی می‌گیرند!

وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ و هر امتي داراي پيامبري است ، پس هرگاه پيامبرشان آيد به دادگري در ميانشان داوري مي شود، و هيچ ستمي بديشان نمي شود. وَيَقُولُونَ مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و مي گويند:«اگر راست مي گوييد اين وعده چه وقت خواهد آمد؟» قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَلاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ بگو: «من اختيار هيچ سود و زياني براي خودم ندارم مگر آنچه که خدا بخواهد. هر امتي داراي مدت زمان محدودي است، و چون زمان آنان به سر رسد نه لحظه اي از آن پس افتند و نه پيش مي افتند».

(47) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٖ﴾) و برای هر امتی از امت‌های گذشته، (﴿رَّسُولٞ﴾) پیامبری بوده است که آنها را به سوی توحید و دین فرا می‌خواند. (﴿فَإِذَا جَآءَ رَسُولُهُمۡ﴾) و چون پیامبرشان با نشانه‌های روشنی پیش آنان آمد، برخی وی را تصدیق کردند و برخی تکذیب. پس خداوند به انصاف و دادگری میان آنها داوری می‌نماید؛ مؤمنان را نجات داده، و تکذیب‌کنندگان را هلاک می‌سازد. (﴿وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ﴾) و ستمی بدیشان نمی‌شود؛ زیرا قبل از فرستادن پیامبران و اتمام حجت بر آنان، عذاب داده نمی‌شوند. یا بدون گناه و ارتکاب جرم، عذاب بر آنان فرود نمی‌آید. پس کسانی که تو را تکذیب می‌کنند، باید از تشابه با امت‌های هلاک شده بترسند؛ چراکه به عذابی گرفتار خواهند شد که آنها بدان گرفتار شدند.

(48 - 49) و عقوبت را دیر نپندارند و بگویند: (﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾) اگر راست می‌گویید این وعده کی خواهد بود؟ این ستمی است که آنها مرتکب شدند، آنگاه که از پیامبر صلی الله علیه وسلم خواستند قیامت و عذاب را بیاورد، در حالی که می‌دانستند هیچ چیزی در اختیار او نیست، بلکه فقط رساندن و بیان کردن برای مردم بر او واجب است. و اما آمدنِ روز حساب، و فرود آوردن عذاب بر آنها، از جانب خداست؛ و زمانی که مدت تعیین شده از سوی خدا فرا رسد، بر آنان فرود می‌آید؛ و هرگاه آن وقت طبق حکمت الهی بیاید، نه لحظه‌ای از آن پس می‌افتند و نه لحظه‌ای از آن پیشی می‌گیرند. پس تکذیب‌کنندگان از شتاب ورزیدن بپرهیزند؛ زیرا آنان در آمدن عذاب خدا عجله دارند و شتاب می‌ورزند، اما هر گاه فرود بیاید، عذاب او از گروه مجرمان برگردانده نمی‌شود. بنابراین فرمود:

50

قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِنْ أَتَىٰكُمْ عَذَابُهُۥ بَيَٰتًا أَوْ نَهَارًۭا مَّاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ ٱلْمُجْرِمُونَ

بگو: «اگر مجازات او، شب‌هنگام یا در روز به سراغ شما آید (، آیا می‌توانید آن را از خود دفع کنید؟!)» پس مجرمان برای چه عجله می‌کنند؟!

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَّاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ بگو: «به من بگوييد: اگر عذاب او (= خداوند) شبانگاه يا در روز به سراغ شما بيايد گناهکاران به خاطر چه چيز براي فرا رسيدن آن شتاب دارند؟ أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنْتُم بِهِ آلآنَ وَقَدْ كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ سپس آيا وقتي که تحقق يابد به آن ايمان مي آوريد؟ آيا تاکنون (ايمان مي آوريد) در حالي که براي فرا رسيدن آن شتاب مي ورزيديد؟ ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ سپس به ستمکاران گفته مي شود:«عذاب جاودانه را بچشيد، آيا جز در برابر کارهايي که مي کرديد کيفر داده مي شويد».

(50) خداوند متعال می‌فرماید: (﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَتَىٰكُمۡ عَذَابُهُۥ بَيَٰتًا أَوۡ نَهَارٗا﴾) بگو: به من بگویید اگر عذاب خداوند به هنگام خوابتان در شب یا در روز و به هنگام بی‌خبری‌تان بیاید، (﴿مَّاذَا يَسۡتَعۡجِلُ مِنۡهُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) این گناهکاران به خاطر چه چیزی برای فرا رسیدن آن شتاب دارند؟ یعنی این چه بشارتی است که در آن شتاب می‌کنند؟ و برای فرا رسیدن چه عذابی شتاب می‌ورزند؟

(51) (﴿أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ ءَامَنتُم بِهِۦٓ﴾) سپس، آیا وقتی که [عذاب بر شما] تحقق یافت، به آن ایمان می‌آورید؟ باید دانست که ایمان آوردن به هنگام فرا رسیدن عذاب فایده‌ای ندارد. و درحالی که ادعا می‌کردند آنها ایمان آورده‌اند، از روی سرزنش و توبیخ به آنها گفته می‌شود: (﴿ءَآلۡـَٰٔنَ﴾) آیا اکنون و درحالت سختی و دشواری ایمان می‌آورید؟ (﴿وَقَدۡ كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ﴾) و حکمت خداوند در میان بندگانش این‌گونه جاری است که اگر آنها قبل از وقوع عذاب به سوی او باز گردند، آنان را می‌آمرزد. همان‌طور که خداوند متعال در مورد فرعون آنگاه که داشت غرق می‌شد، می‌فرماید:﴿قَالَ ءَامَنتُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱلَّذِيٓ ءَامَنَتۡ بِهِۦ بَنُوٓاۡ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَأَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾ فرعون گفت: ایمان آوردم که هیچ معبود برحقی نیست جز خدایی که بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند، و من از مسلمانان هستم. اما خداوند به او گفت:﴿ءَآلۡـَٰٔنَ وَقَدۡ عَصَيۡتَ قَبۡلُ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾ آیا اکنون ایمان می‌آوری، حال آنکه قبلاً سرپیچی کردی و از تباهکاران بودی؟ و خداوند متعال فرموده است:﴿فَلَمۡ يَكُ يَنفَعُهُمۡ إِيمَٰنُهُمۡ لَمَّا رَأَوۡاۡ بَأۡسَنَاۖ سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ فِي عِبَادِهِۦ﴾ پس ایمانشان به آنان فایده‌ای نداد، آنگاه که عذاب ما را دیدند. این قانون خداست که [از قدیم] در میان بندگانش جاری گشته است. و در اینجا فرمود: (﴿أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ ءَامَنتُم بِهِۦٓۚ ءَآلۡـَٰٔنَ﴾) سپس، آیا وقتی که عذاب تحقق یابد، به آن ایمان می‌آورید و ادعای ایمان می‌کنید؟ حال آنکه (﴿وَقَدۡ كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ﴾) برای فرا رسیدن آن، شتاب می‌ورزیدید؟ پس این چیزی است که خود انجام دادید و این چیزی است که برای آمدنش شتاب ورزیدید.

(52) (﴿ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواۡ﴾) سپس در روز قیامت به ستمکاران که سزای اعمالشان را به طور کامل دریافت کردند، گفته می‌شود: (﴿ذُوقُواۡ عَذَابَ ٱلۡخُلۡدِ﴾) عذابی بچشید که شما در آن همیشه می‌مانید، و یک لحظه از شما دور نمی‌شود. (﴿هَلۡ تُجۡزَوۡنَ إِلَّا بِمَا كُنتُمۡ تَكۡسِبُونَ﴾) آیا جز در برابر کارهایی که انجام می‌دادید، از قبیل: کفر و تکذیب و گناهان، کیفر داده می‌شوید؟!

Commentary: Tafsir As-Sa'di by 'Abd al-Rahman al-Sa'di. Qur'an text and translation via AlQuran Cloud.